کلمه سبز

جنگ نرم چگونه پیش می‌رود؟
نویسنده : - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱۱


مهم‌ترین صحنه جنگ نرم کجاست؟ تمرکز اصلی بر چه ابزار و روشی است؟کدام گروه مخاطب اصلی جنگ نرم است؟ نقش سرپل‌‌‌ها و میانجی‌‌‌های داخلی در جنگ نرم چیست؟

 جنگ نرم، مجموعه اقدامات خصومت‌آمیز، تعمدی و برنامه‌ریزی شده است که موجب دگرگونی در هویت فرهنگی، «ارزش‌ها و نگرش‌‌‌های پایه و بنیادین» و  القای ناکارآمدی مدل سیاسی مورد قبول مردم در یک نظام سیاسی می‌‌‌شود. این جنگ همه عرصه‌‌‌های اجتماعی یک نظام سیاسی را می‌‌‌تواند تحت تاثیر قرار دهد.مقام معظم رهبری حضرت آیت‌‌الله العظمی خامنه‌‌ای در آذر سال ١٣٨٨جنگ نرم را به معنای ایجاد تردید در دل‌‌‌ها و ذهن‌‌‌های مردم تعریف فرمودند. از این مختصر نیز می‌‌‌توان نتیجه گرفت که جنگ نرم، پدیده‌‌‌هایی همچون «تهاجم فرهنگی»، «عملیات روانی» و جز آن را نیز در بر می‌‌‌گیرد و اعم از آن است. از تعریف  مذکور چنین پیداست که:
   جنگ نرم یک اقدام تعمدی و تدبیر شده است
    مهم ترین قلمروهای جنگ نرم؛ فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی است
    قصد اصلی  عاملان جنگ نرم تاثیر نهادن بر باورها، نگرش‌ها، ارزش‌‌‌ها و انگیزش مخاطبان است
    آماج جنگ نرم به مردم کشورها محدود نمی‌شود، بلکه دولتمردان و نخبگان را نیز هدف وآماج قرار می‌‌‌دهد
   عاملان جنگ نرم در پی آن هستند که در بلند‌مدت منش و رفتار مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهند
   مقدمه جنگ نرم سیاسی( ناکارآمد‌سازی مدل سیاسی موجود)، تهاجم فرهنگی(دگرگونی در هویت فرهنگی) است

پیشینه نظری جنگ نرم

جنگ به عنوان بخشی از طبیعت بشر شناخته می‌شود که در تاریخی به قدمت تاریخ خود بشر، فراز و نشیب‌‌‌ها داشته است و با رویکردهای مختلفی تقسیم شده است. شناخته‌ترین نوع آن تقسیم‌بندی، بر اساس شدت جنگ است که جنگ را به منازعات کم شدت، شدید و تمام عیار، تقسیم‌‌‌بندی کرده‌اند. در نوع دوم دسته‌‌‌بندی جنگ، آن را از نظر به‌کارگیری سلاح به طیف‌‌‌های جنگ‌گرم و جنگ‌سرد تفکیک ‌می‌کنند. همچنین از حیث علنی یا مخفی بودن منازعه، به جنگ آشکار، جنگ نیمه پنهان و جنگ پنهان تقسیم‌‌‌ می‌گردد. دسته‌‌‌بندی بعدی طیف‌‌‌شناسی جنگ از حیث موضوع آن است؛ مانند جنگ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی. جنگ نرم براساس چه متغیری دسته‌‌‌بندی‌‌‌ می‌شود؟ نوع دیگر، طیف‌‌‌شناسی جنگ، براساس «صلابت و خشونت» است. بر اساس این تقسیم بندی جنگ شامل؛ soft war جنگ نرم و hard war جنگ سخت است. این نوع تفکیک ابتدا توسط پروفسور مولانا و جوزف نای صورت گرفته و سپس در دهه اخیر توسط سایر اندیشمندان تکامل یافته است.


نقاط افتراق جنگ سخت و نرم

حوزه و ابعاد جنگ نرم، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است در حالی که حوزه تهدید سخت نظامی می‌باشد.

جنگ نرم پیچیده و اندازه‌گیری آن مشکل است در حالی که جنگ سخت عینی، واقعی و محسوس است و می‌توان آن را با ارائه برخی از معیارها، اندازه‌گیری کرد.

روش اعمال جنگ سخت استفاده از زور و اجبار (‌نیروی مسلح) است در حالی که در جنگ نرم، از روش ارضا برای تصرف قلوب و اقناع‌ برای تصرف ذهن بهره‌گیری می‌شود.

‌ ‌ در جنگ سخت، با تخریب و حذف فیزیکی حریف و تصرف و اشغال سرزمین اهداف تامین و اراده تحمیل می‌‌‌شود.در حالی که در جنگ نرم با تأثیرگذاری بر انتخاب‌ها، فرآیند تصمیم‌گیری و الگوهای رفتاری و در نهایت تغییر هویت‌ اهداف محقق می‌‌‌شود.

جنگ سخت، همراه با عکس‌العمل و برانگیختن است. در حالی در جنگ نرم کشف لجمن( لبه جلویی منطقه نبرد)، گسترش دشمن به دلیل ماهیت غیرعینی و محسوس بودن مشکل بوده و عمدتاً فاقد عکس‌العمل است.

جنگ سخت، در عصر استعمار کلاسیک و کهن (‌عصر اقدام نظامی)، عمده‌ترین نوع نزاع بوده.لکن جنگ نرم مشخصه دوره استعمار فرانوین و یا جهانی‌سازی فرهنگ (عصر تصرف قلب‌‌‌ها و ذهن‌‌‌ها‌) است.

فرآیند جنگ نرم
در دکترین جنگ نرم، قاعده این است که مردم کشور هدف، اهداف دشمن را محقق کنند. الزام آن تصرف قلب و مغز است، به عبارت دیگر، کسانی که قلب و ذهن‌شان تسخیر شده، در راستای اهداف دشمن خود عمل‌‌‌ می‌کنند. پرسش این است، راه تسخیر مردم به گونه‌ای که خود آنان خواسته‌‌‌های دشمن شان را محقق سازند چیست؟ این راه بسیارساده و در عین حال دشوار است.برای تاثیر بر ذهن و قلب در دو حوزه، شناختی و عاطفی جنگ نرم انجام می‌‌‌شود:

هدف در بعد شناختی یا ذهنی تصرف ذهن است. عاملان جنگ نرم با بهره‌گیری از روش اقناع، مجاب‌سازی، تغییر ادراک و شست‌وشوی مغزی در پی آن هستند تا افکار، اندیشه، ذهن و نظام شناختی مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهند.آنان در این زمینه از روش مدیریت ادراک بهره می‌‌‌گیرند.در این روش تلاش می‌‌‌شود افراد و نخبگان کشور هدف، نسبت به مسأله‌ای قانع شوند، اطلاعات ویژه‌‌ای را به آنان القا کنند تا زمینه سیادت بر مغز آنان فراهم شود.

‌ ‌ هدف در بعد عاطفی و هیجانی تصرف قلب و تحریک افراد برای اقدام خاص است.عاملان جنگ نرم می‌‌‌کوشند تا نظام عاطفی مخاطبان و نگرش آنان را تحت تاثیر قرار دهند. به عنوان مثال آنان می‌‌‌کوشند تا نفرت مخاطبان را نسبت به حکومت خویش برانگیزند و عشق و علاقه آنان را معطوف خود سازند. تصرف قلب افراد با ارضا و تحریک انجام ‌‌‌می‌شود. رضایت افراد از چیزی موجب زمینه‌سازی تصرف قلب آنان‌‌‌ می‌شود. آنان در این زمینه از روش عملیات روانی با تولید سوژه برای برانگیختن جامعه هدف بهره می‌‌‌گیرند.

ابعاد تهدیدات نرم

برای جنگ نرم ابعاد مختلف برشماری شده است. لکن جنگ نرم سه بعد اساسی را در بر می‌‌‌گیرد:

‌ ‌بعد فرهنگی. مهم‌ترین بعد جنگ نرم است و تهاجم فرهنگی مقدمه جنگ نرم به شمار می‌‌‌آید؛ زیرا عاملان جنگ نرم در پی آن هستند تا با استفاده از ساز‌و‌کارها و روش‌‌‌های فرهنگی بر ارزش‌های بنیادی جامعه (ارزش‌‌‌هایی نظیر خدا‌محوری، ولایت‌مداری، دشمن‌ستیزی، عدالت‌خواهی، خودباوری و جز آن)، نگرش‌های پایه (نظیر نگرش به بیگانگان، نگرش به نوع حکومت، نگرش به نوع روابط اجتماعی و جز آن) را دستخوش تغییر قرار دهند.نتیجه جنگ نرم فرهنگی استحاله فرهنگی و تغییر هویت است.

‌ ‌بعد سیاسی. عاملان جنگ نرم در‌صددند تا نوع نگرش، موضع گیری و کنش شهروندان یک جامعه را در برابر حکومت و نهاد‌‌‌های سیاسی آن، دستکاری نمایند و آنان را برای دست یازیدن به کنش‌‌‌های اعتراض‌آمیز، نظیر راهپیمایی، تظاهرات، اعتصاب و جز آن، ترغیب کنند. به تعبیر روشن‌تر، عاملان جنگ نرم در پی آن هستند که شهروندان جامعه را وادار به نافرمانی مدنی نمایند، تا بر اثر آن رفتار حکومت، یا حتی نوع حکومت، را به تدریج دستخوش تغییر قرار دهند و مشروعیت، مقبولیت و کارآمدی مدل سیاسی موجود را مورد تردید قرار دهند.از همین روی است که برخی «انقلاب‌‌‌‌های رنگی » را در زمره جنگ نرم سیاسی جای می‌‌‌دهند. زیرا در این فرآیند، مدل سیاسی موجود کشور هدف به چالش کشیده می‌‌‌شود.

‌ ‌بعد اجتماعی، سومین بعد جنگ نرم است.از جمله مؤلفه‌‌‌های بعد اجتماعی جنگ نرم، کنش‌‌‌های اجتماعی روابط و تعاملات، آداب و رسوم و رفتارهای جمعی است.عاملان جنگ نرم در پی آن هستند تا بر هویت مردم جامعه انسجام اجتماعی، روحیه ملی، سرمایه اجتماعی، الگوهای رفتاری، دلبستگی ملی و ...تاثیر بگذارند.

اهداف جنگ نرم

هدف نهایی در جنگ نرم همان هدف در جنگ سخت یعنی مهار و فروپاشی یک نظام سیاسی است.لکن ابزار و روش‌های این براندازی متفاوت است.اگر در جنگ سخت با اشغال سرزمین، براندازی یک نظام سیاسی انجام می‌‌‌شود و سیستم دفاعی و امنیتی یک کشور فرو می‌‌‌ریزد. در جنگ نرم تلاش می‌‌‌شود با تاثیرگذاری بر باورها و ارزش‌‌‌های یک ملت، اندیشه و مدل اداره یک کشور که هویت‌دهنده به یک نظام سیاسی است به چالش کشیده ‌‌‌شود. در صورتی که دشمن در براندازی نرم موفق گردد، در واقع با پروژه بی اعتبارسازی و اعتمادزدایی از نظام سیاسی، براندازی به نتیجه خواهد رسید. جنگ نرم روشی برای تحمیل اراده و تامین منافع نظام سلطه است که با غلبه بر طرف مقابل، بدون استفاده از قدرت نظامی و روش‌‌‌های خشونت‌آمیز اعمال می‌‌‌شود.

 ابزار اصلی این جنگ، قدرت نرم به ویژه، قدرت اقناع‌گری و همراه‌سازی است که عمدتاً با استفاده از ابزار ارتباطی و رسانه و دانش روانشناختی تلاش می‌‌‌شود، در هویت‌‌‌های فکری و فرهنگی تردید ایجاد شود. حوزه عمل این جنگ، افکار، اعتقادات، باورها، ارزش‌ها، علایق و گرایش‌‌‌های جامعه هدف است که مهاجم برای اشغال آن برنامه‌ریزی می‌‌‌کند و در نهایت با تصرف ذهن و قلوب مردمان کشور هدف، تغییر در ساختارها محقق می‌‌‌شود. به عبارتی جنگ نرم، جنگ تخریب مدل است. مهاجم در این جنگ با ایجاد تردید در مبانی و ارزش‌‌‌های اساسی یک نظام سیاسی، مدل یک نظام را در عرصه‌‌‌های مختلف اجتماعی ناکارآمد می‌‌‌سازد.


مخاطبان جنگ نرم

مخاطبان جنگ نرم شامل؛ نخبگان و مردمان کشور هدف است:

‌نخبگان کشور هدف: این سطح از جنگ نرم، جنگ نرم در سطح راهبردی کشور است که به سطح رهبران و نخبگان فکری و سیاسی یک کشور بازمی‌گردد و بالاترین سطح رویارویی جنگ نرم تلقی می‌شود. هدف اصلی در این سطح تضعیف و کاهش قدرت تاثیر‌گذاری و جریان‌سازی نخبگان در محیط داخلی و بین‌المللی است.به هر میزانی که بازیگران بتوانند در این سطح قدرت نخبگان را کاهش دهند یا آنها را با خود هماهنگ نمایند، امکان پیروزی بیشتری خواهند داشت.در این سطح از جنگ نرم با مدیریت ادراک نخبگان، تلاش می‌‌‌شود تا برآورد‌ها و شناخت نخبگان از پدیده‌‌‌ها دستکاری شود و یا با انجام عملیات روانی بر آنان، عزم و اراده آنان را دگرگون سازند.

‌مردمان کشور هدف: این سطح از جنگ نرم، عنصر مردمی قدرت ملی کشور هدف قرار می‌‌‌گیرد.هدف از جنگ نرم، سلب اراده و انگیزه از مردم و بی‌تفاوت نمودن جمعیت‌های همراه و تبدیل آنها به جمعیت‌های معارض، مخالف و بی‌تفاوت و شکل دادن به نافرمانی‌های مدنی با ایجاد شکاف بین مردم و حاکمیت است.جنگ نرم، در این سطح می‌تواند بر میزان حمایت مردم از سیاست‌های نظام و نخبگان مؤثر باشد.در صورتی که کشوری از قدرت نرم لازم در این سطح برخوردار باشد، به طور طبیعی آن کشور فاقد بحران‌های سیاسی، مشروعیت، کارآمدی، مشارکت، مقبولیت و هویت خواهد بود و بازدارندگی مردمی در برابرجنگ نرم شکل خواهد گرفت.

پیشینه جنگ نرم در مورد انقلاب اسلامی

دقیقاً چند هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مقابله سخت با انقلاب اسلامی با بحران‌‌‌های امنیتی علیه نظام جمهوری اسلامی شروع شد.پس از آن، جنگ هشت ساله تحمیل گردید. دشمن در مقابله سخت در دهه اول ناکام شد. دقیقاً با شروع دهه دوم انقلاب اسلامی جنگ نرم آغاز شد.هدف اولیه در جنگ نرم، تضعیف مقوم‌‌‌ها و عناصر اصلی قدرت نظام در دوران دفاع مقدس با تهاجم فرهنگی بود. بنابراین، مقدمه جنگ نرم تهاجم فرهنگی بود. مقام معظم رهبری با ادبیات مختلفی به خوبی این فرآیند را تبیین کرده‌اند. با تبیین تهاجم و یورش فرهنگی دشمن، ناتوی فرهنگی، جنگ روانی و اخیراً جنگ نرم ماهیت، ابعاد و فرآیند تکوین جنگ نرم را برای جامعه و نخبگان توضیح داده‌اند. به عبارتی می‌‌‌توان گفت، آغاز جنگ نرم علیه انقلاب اسلامی دقیقاً پس از دفاع مقدس و همزمان با آغاز رهبری مقام معظم رهبری است.

 این تهاجم به‌صورت پیچیده و غیر‌محسوس در دوره هشت ساله سازندگی شروع گردید و درک آن برای بسیاری از خواص و نخبگان مشکل بود. مقام‌معظم رهبری با بهره‌گیری از تجارب تاریخی، صحنه این نبرد را کالبد شکافی کردند. متاسفانه در این دوره هشدارهای رهبری مورد توجه قرار نگرفت. در دوره سازندگی توسط روشنفکران غربگرا در حوزه نظری، شاهد ده‌‌‌ها مقاله و نشریه با هدف به چالش کشیدن عناصر قدرت نرم نظام جمهوری اسلامی بودیم. نه تنها هیچ عکس‌العمل و مقابله‌‌ای در این دوره انجام نشد، بلکه برخی از سیاست‌‌‌ها و رفتار دولتمردان در این دوره بسترساز تهاجم فرهنگی شد.

این تهاجم در دوره اصلاحات آنچنان وضوح و شدت گرفت که با جسارت، تمام ارزش‌‌‌های انقلابی و مقدسات اسلامی مورد تاخت و تاز و اهانت قرار گرفت و متاسفانه بسیاری از کسانی که در دوره اصلاحات مسؤول بودند نه تنها به وظایف خود عمل نکردند، بلکه بخشی از رسانه‌‌‌ها به ویژه مطبوعات کشور، مجلس ششم، بخش‌هایی از دولت هفتم و هشتم، در نقش پایگاه و یگان‌های دشمن عمل کردند و خودشان در این دوره همراهی کردند. مردم ایران در انتخابات نهم ریاست جمهوری گفتمان و شعارهای دینی و انقلابی، پافشاری بر اصول انقلاب اسلامی را ترجیح دادند. از این جهت انتخابات نهم ریاست جمهوری را می‌‌‌توان مقطع تعیین‌کننده‌‌ای پس از دو دوره هشت ساله به شمار آورد. از آن زمان برخی افراد و جریانات سیاسی برای به‌دست گرفتن مجدد فضای سیاسی کشور برنامه‌ریزی کردند تا در انتخابات دهم از آن بهره‌گیری نمایند. قطعاً جلوه‌‌‌های اخیر جنگ نرم علیه نظام، که به‌عنوان فتنه نامگذاری شد، به‌لحاظ طرح‌ریزی دارای دو دهه پیشینه است که در چند ماه اخیر و در بستر انتخابات ظهور و بروز کرد.

بنابراین دشمنان انقلاب اسلامی پس از ناکامی در مقابله سخت در دهه اول با جمهوری اسلامی ایران، به بهره‌گیری از راهبرد جنگ نرم ‌روی آورده‌اند. چرا؟ آنها براین باورند که، انقلاب اسلامی گفتمان نوینی را پدید آورده است که بعد نرم و فرهنگی آن بر سایر ابعاد آن ترجیح دارد و این بعد منبع اصلی قدرت نظام است. این واقعیت را پذیرفته‌اند که به سبب احیای نظام ارزشی مبتنی بر خصائص و ویژگی‌‌‌های دینی و انقلابی، هویت نوینی در مردم جامعه ایران شکل گرفته است که متمایز از هویت سایر ملت‌‌‌ها است. برای رسوخ در این هویت و دگرگونی و استحاله آن و ایجاد فاصله بین ملت و نظام ایران، باید ابعادی را آماج و هدف قرار داد که رمز ماندگاری و قدرت نفوذ جمهوری اسلامی ایران است و این کار قطعاً با اقدام نظامی ممکن نیست.


راه مقابله با جنگ نرم

«قدرت نرم» جوهر و درون مایه یک نظام است.جنگ نرم برای مقابله با قدرت نرم است، راه مقابله با آن حفظ و افزایش عناصر و مولفه‌‌‌های قدرت نرم است.جنگ نرم را ابتدا باید شناخت و باور کرد.اینکه مقام معظم رهبری تاکید دارند، جنگ نرم یک حقیقت است و در دو دهه با ادبیات مختلف آن‌را تبیین کرده‌اند، حاکی از این است که متاسفانه باور، برداشت و تحلیل درست از آن وجود ندارد.بنابراین اقدام اول، شناخت پیشینه، ماهیت، ابعاد گروه‌‌‌های آماج، ابزار و روش‌‌‌های جنگ نرم است.

در حال حاضر مهم‌ترین صحنه جنگ نرم کجاست؟ تمرکز اصلی بر چه ابزار و روشی است.کدام گروه در کشور ما مخاطب اصلی جنگ نرم است؟ نقش سرپل‌‌‌ها و میانجی‌‌‌های داخلی در جنگ نرم چیست؟ ویژگی‌‌‌های روانشناختی و سیاسی سرپل‌‌‌ها و میانجی‌‌‌های داخلی در پروژه فتنه سال ١٣٨٨ کدام است؟ مدل‌‌‌های مشابه در جنگ نرم در دنیا چیست؟ و ده‌ها سؤال دیگر.تبیین آن و پاسخ به این سوالات بر عهده کیست؟

قطعاً نخبگان و رسانه‌‌‌ها بیشترین نقش را در شفاف‌سازی و تبیین جنگ نرم دارند. گفته شد پیچیدگی یکی از شاخص‌‌‌ها و ویژگی‌‌‌های جنگ نرم است.در این جنگ رفتار دشمن در تحمیل اراده غیر مستقیم است. بنابراین راهکار اصلی عمق‌بخشی و افزایش معرفت است. روشنگری، بصیرت بخشی و شفاف سازی صحنه جنگ برای جامعه و نخبگان ابزار مقابله با جنگ نرم دشمن است.

اگر بپذیریم، جنگ نرم در همه حوزه‌‌‌های سیاسی فرهنگی، اقتصادی، علمی و اجتماعی و در دو سطح نخبگان و بدنه اجتماعی شکل می‌‌‌گیرد، هریک از این حوزه‌‌‌ها به راهبرد مقابله با جنگ نرم نیاز دارد.راه مقابله در جنگ نرم، به‌دست گرفتن ابتکار عمل و خلاقیت است. ما نباید هر روز شاهد طرح سوال، شبهه و القای یک مساله بی مورد برای نظام باشیم.
موفقیت در این است که هر لحظه برای دشمن مساله ایجاد کنیم و دشمن مجبور شود، به آن پاسخ دهد.در جنگ نرم میدان بازی را ما باید تعریف کنیم و توجه داشته باشیم در میدان بازی دشمن قرار نگیریم.طبیعی است الزامات بدست گرفتن ابتکار عمل هم باید فراهم شود.در حال حاضر کشور نیازمند تحلیلی واحد از روند تحولات در میان نخبگان مدافع نظام است، فضای سیاسی کشور باید آرام باشد و از هیجان‌سازی کاذب پرهیز شود. تمرکز بر کارآمد‌سازی نظام و عدم فرصت‌سازی برای تبلیغات و دستگاه‌‌‌های رسانه‌‌ای بیگانه راهکار برون رفت از فتنه و کاهش پیامد‌‌‌ها و آثار جنگ نرم است.


comment نظرات ()