کلمه سبز

فتنه 88 و الطاف خفیه الهی
نویسنده : - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٩

در خاطرات امام(ره) آمده ایشان در اغلب جریاناتی که اتفاق می افتاد می فرمودند: «دراین جریان الطاف خفیه پروردگار نهفته است.» در این نوشتار تلاش شده به پیروی ازکلام و منش امام(ره) وقایع و رخدادهای بعد از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، مورد بازبینی قرارگیرد.
تاکنون مقالات و تحلیل های زیادی درباره جریان «فتنه» بعداز انتخابات ارائه شده است که هریک از زاویه ای به این رویداد مهم سیاسی- اجتماعی پرداخته اند، ولی پیامدها و نتایج مثبت آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
قبل از ورود به بحث ضروری است نسبت به لزوم عبرت آموزی و نگرش واقع بینانه به وقایع و رخدادهای زمانه براساس آموزه ها و معارف دینی، نکاتی مورد توجه قرارگیرد.
شهیدمطهری درکتاب آشنایی با قرآن درباره واژه «فتنه» می نویسد: «فتنه» در اصل به معنای آزمایش است. کلمه «فتنه» همان مفهوم امتحان و آزمایش را دارد، البته «فتنه» را از این جهت فتنه می گویند که چیزی است که انسان را به خود مشغول می کند و امتحان بودنش به همین است.
و نیز گفته شده است «فتنه» در اصل به معنی قراردادن طلا در کوره است. آزمایشی برای تصفیه از ناخالصی هاست. پس به هرگونه امتحان و آزمایشی که برای آزمودن میزان اخلاص انسانها انجام می گردد، اطلاق شده است. (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 21، ص167)
(واوفوا بعهدالله.... یبلوکم الله به...) (نحل/ 92-91)
«خدا می خواهد شما را به این وسیله آزمایش کند.»
گاهی آزمایش برای اتمام حجت است؛ یعنی برای این است که به خود امتحان شونده امری را ثابت کند. ممکن است خدای متعال بنده ای را مورد امتحان قرار بدهد برای این که حجت بر آن بنده تمام شود.
گاهی امتحان برای تمرین امتحان شونده است؛ یعنی خداوند متعال انسان را مورد آزمایش قرار می دهد برای این که در طی آن آزمایش استعدادهای درونی او به فعلیت برسد. مثل آدمی که خودش یا دیگری را به آب می اندازد برای این که شنا یاد بگیرد. این نوع امتحان، نوعی عمل و رفتار برای کمال یافتن است. بر اثر تلاش کردن در آب است که انسان شناگر می شود. امتحان های الهی برای این جهت است که انسان در خلال آن گرفتاری ها، کمال یابد. (مطهری، آشنایی با قرآن، ج7 ص183)
قرآن مجید به این حقیقت تصریح دارد؛ او آنچه را شما در سینه دارید می آزماید تا دل های شما کاملا خالص گردد و او به همه اسرار درون شما آگاه است. (آل عمران/ 154)
شهید مطهری می گوید: به تعبیر دیگر در سر دو راهی ها و سختی ها قراردادن برای آن است که استعدادهای درونی انسان بروز و ظهور کند، یعنی اگر این آزمایش نباشد، او در حد خامی و درحد بالقوه می ماند، این آزمایش است که تکمیل کننده است. نوع سوم آزمایش یعنی آزمایش تکمیل کننده. آزمایش الهی درباره بندگان همان خصلت تکمیل کنندگی را دارد.


سختی و گرفتاری، هم تربیت کننده فرد و هم بیدارکننده ملت هاست. سختی، بیدارسازنده و هوشیارکننده انسانهای خفته و تحریک کننده عزم ها و اراده هاست. شدائد، همچون صیقلی که به آهن و فولاد می دهند، هرچه بیشتر با روان آدمی تماس گیرد، او را مصمم تر و فعال تر و برنده تر می کند؛ زیرا خاصیت حیات این است که در برابر سختی ها مقاومت کند و به طور خودآگاه و یا ناخودآگاه آماده مقابله با آن گردد.
بنابراین اگر درست به بلا (آزمایش) نگریسته شود، پی می بریم که سختی ها و بلاها نقش تربیتی و بیدارگری دارند. سختی ها انسان های خفته و بی تحرک را بیدار و هشیار می سازند و عزم و اراده ایشان را برمی انگیزند. خاصیت زندگی دنیا این است که با سختی ها است و دراین بین هرچه بر مقاومت انسان افزوده شود، بر تکامل او افزوده می گردد و رفته رفته نبوغ و استعدادهای نهفته او را شکفته تر می گرداند (مصباح یزدی، جامعه و تاریخ، 476)
گندمی را زیرخاک انداختند
پس زخاکش خوشه ها برساختند
بار دیگر کوفتندنش ز آسیا
قیمتش افزون و نان شد جان فزا
باز نان را زیر دندان کوفتند
گشت عقل و جان و فهم سودمند
فتنه بعد از انتخابات که با دروغ بزرگ تقلب در انتخابات دامن زده شد، فرصت ها و تهدیدهایی را پیش روی نظام نهاد که با وجود همه تلخی های ناشی از زیانها و خسارت های جبران ناپذیر در امور داخلی و بین المللی و هزینه های مادی و روانی برای کشور، شیرینی ها و برکاتی را هم درپی داشته است که باید مورد تامل و توجه قرارگیرد.
آنچه مسلم است توده های میلیونی امت اسلامی و حتی بسیاری از هموطنان غیرمسلمان ایرانی که با هوشیاری تمام نظاره گر صحنه انتخابات و رخدادهای بعد از آن بودند در این امتحان الهی پیروزمندانه و سرفراز بیرون آمدند. ولی برخی از رجال به اصطلاح سیاسی، علمی، فرهنگی، اجتماعی، هنری و... که ادعای پیشتازی و پیشقراولی جامعه را یدک می کشند درجنگ نرم دشمن بازی خوردند و در دام فتنه گرفتار شدند که باید عبرت آیندگان شود.
اما درجریان این فتنه بزرگ جبهه سبز ناکثین و مارقین و قاسطین زمانه، آنچه که از لطف الهی نصیب ملت بزرگ و سرفراز ایران اسلامی گردید را در چهار بعد بشرح زیر می توان خلاصه کرد:
الف- بعد اجتماعی- فرهنگی:
1- احیای ارزشها و شور انقلابی و سوخت گذاری و گرم شدن مجدد تنور انقلاب بویژه در نسل جدید که با هیچ ابزاری به این زیبایی امکان پذیر نبود. واقعیت آنست که انقلاب نیازمند انرژی نو و محرکهای قوی بر ادامه راه است که عدو سبب خیر شد و آنرا به انقلاب هدیه کرد. نمونه بارز آن را درحماسه روز قدس و تجمع اقشار مختلف مردم در مراسم 13 آبان امسال جهانیان مشاهده کردند که از حیث کثرت و شور و هیجان شرکت کنندگان و عمق وکیفیت شعارها و نیز گستره آن در سطح سراسر کشور در نوع خود بی بدیل و شگفتی ساز بود.
2- دشمن شناسی و ارتقاء سطح آگاهی های اجتماعی و شناخت ماهیت ضد مردمی برخی گروه ها و جریانات سیاسی سکولار و لائیک در بهره گیری از ترفندها و ابزارهای غیر اخلاقی برای اغفال و جذب هواداران بخصوص جوانان و همچنین مشخص شدن نقش اوباش و اراذل و مرفهین بی درد و گروه های ضاله در ایجاد ناامنی و اغتشاشات و آشوب های خیابانی و بدنبال آن افزایش تنفر عمومی و ریزش شدید آرای جریان اپوزیسیون (مخالف) بعلت نقض حقوق شهروندی و تجاوز به حریم امن مردم، وارد کردن خسارت و زیان های بسیار سنگین به اموال عمومی و مردم، غارت اموال دولتی و غیر دولتی، رفتار خشونت آمیز و حمله وحشیانه به یگان ها، مراکز و نهادهای انتظامی و امنیتی، ایجاد مزاحمت و سلب آرامش و امنیت از کسبه، بازاریان و بویژه برای خانواده ها و اختلال در شبکه حمل و نقل شهری در این ایام و...
3- افزایش وحدت ملی و انسجام اجتماعی برای دفاع از انقلاب و رویش چهره های جدید به صحنه دفاع از انقلاب اسلامی.
4-پیرایش انقلاب از عناصر فرسوده و پشیمان و غربال عناصر ناخالص که ضمن کند ساختن حرکت انقلاب و مصروف نمودن توان کشور به مسائل داخلی، همچون موریانه ریشه های انقلاب را می خوردند.
5-مشخص شدن ضعف رسانه ای و تبلیغاتی نظام برای صیانت از فضای ارزشی و فرهنگی کشور درمقابله با امپراطور رسانه ای استکبار جهانی و ضرورت تجدیدنظر در برنامه های فرهنگی و تربیتی و اصلاح نظام اطلاع رسانی کشور.
6- درس عبرتی برای
ساده لوحان و سطحی نگرانی شد که احساسات و عواطف شان مورد استفاده ابزاری گرایش ها و جریانات سیاسی قرار گرفت تا دیگر در تاریکی فضای فتنه آلود دچار گمراهی نشوند و با تمسک به شاخص ولایت و رهبری مسیر هدایت و جبهه حق را دریابند.
7- با حضور فعال نسل سومی ها درکنار نسل های اول و دوم انقلاب برای مقابله با جریان فتنه، فقدان اعتبار، نظریه گسست نسل ها مشخص شد، چرا که نسل جدید دیگر خود را وارث انقلاب نمی داند بلکه شریک انقلاب می داند.
ب- بعد سیاسی:
1- ارتقاء سطح بصیرت سیاسی و آشنایی با اهداف و سناریوی انقلاب مخملی جریان برانداز وابسته به بیگانگان و معاونت و همراهی احزاب و جریانات سیاسی داخلی در استفاده از فرصت انتخابات ریاست جمهوری و بدنبال آن ایجاد مصونیت عمومی درمقابله با این حربه دشمنان انقلاب اسلامی و نیز سلب اعتماد عمومی بعلت عدم رعایت اخلاق انتخاباتی و تعامل و همدستی با بیگانگان و اعلام آمار بی اساس و اخبار کذاب و مغرضانه و وارونه جلوه دادن حقایق و واقعیت های دولت، جامعه و انتخابات به مردم.
2- انتخابات موجب افشای اهداف خیانت بار و رونمایی چهره واقعی و خبیث برخی احزاب، جریانات و عناصر سیاسی کشور شد که سالها با ادعای ملی گرایی و دفاع از منافع ملی آنها گوش فلک را کر کرده بودند.
3- میزان پایبندی و ولایت پذیری کسانیکه سالها خود را درپشت ارزشها و آرمانهای انقلاب امام (ره) مخفی کرده بودند، نمایان شد.
4-مرز جریانات سیاسی خودی و غیرخودی و وابستگان به بیگانگان از ملت بزرگ ایران اسلامی، تفکیک شد.
5- این دوره از انتخابات بمثابه یک کارگاه آموزشی، ملت بزرگ ایران را با «جنگ نرم دشمن و ابزارها، روشها و کارکرد رسانه ها دربر اندازی نرم» آشنا، کارآزموده و هوشیار کرد تا در آینده، فریب عملیات روانی و شعارهای عوام فریبان و فرصت طلبان را نخورند.
6- جایگاه و نقش محوری ولایت و رهبری درایجاد وحدت، آرامش و امنیت اجتماعی وحل چالش ها، اختلافات و منازعات اجتماعی و سیاسی و نیز گستره حوزه نفوذ رهبری انقلاب درمیان اقشار مختلف جامعه جلوه گر شد.
7-میزان تبعیت پذیری ملت از نظام و حاکمیت، علی رغم فضای سنگین و غبارآلود سیاسی و انتشار شایعات و اکاذیب مشخص شد.
8- برای مردم، صف معترضین، مخالفین، معارضین، معاندین، و وابستگان به بیگانگان وجریان برانداز از توده های میلیونی انقلاب شفاف شد.
9- عمق ارادت و پایبندی ملت و محبان ولایت و پایداری بسیجیان درحفظ انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن بار دیگر بر همگان آشکار شد.
10- مردم دانستند، جریان فتنه و آشوب طلبان زیاده خواه و فرصت طلب، برای رسیدن به امیال و اغراض حزبی و سیاسی خود، در استفاده از روشها و ابزارهای نامشروع، غیر قانونی و غیر اخلاقی، حد یقفی نمی شناسند.
11- برآوردی از میزان آسیب پذیری اقشار مختلف جامعه و طبقات اجتماعی از رسانه های بیگانه به دست آمد.
ب- بعد نظامی امنیتی:
1- فرصتی حاصل شد تا سازمان ها و دستگاههای مختلف انتظامی، امنیتی و امدادی ضعف ها و قوت های خود را برای رسیدگی به حوادث و رخدادهای اجتماعی برآورد کنند و نواقص و ضعف دستگاههای مربوطه را رفع و اصلاح کنند.
2-زمینه های مانور واقعی و عملی یگانهای نظامی، انتظامی و امنیتی برای کنترل و تحدید اغتشاشات و آشوب های مدنی و حفظ امنیت شهرهای بزرگ، بخصوص شهر تهران، فراهم گردید.
3- الگوی دفاعی مناسب برای سازماندهی یگان های انتظامی و پشتیبانی در حفظ امنیت شهر تهران بدست آمد.
4- نقش و جایگاه بسیج بعنوان قدرتمندترین و با انگیزه ترین شکل مردمی و سازماندهی شده برای مقابله با تهدیدات و حفظ و ارتقای امنیت ملی، بیش از پیش آشکار گردید.
ج- بعد بین المللی
1- دخالت بیگانگان درامور داخلی کشور و نقش هدایت گر آنها در ایجاد حوادث اخیر و اجرای سناریوی انقلاب مخملی و براندازی سبز برای افکار عمومی و جهانیان اثبات شد و عمق خباثت و خصومت بیگانگان نسبت به انقلاب اسلامی نمایان شد.
2- ثابت شد غربی ها از هر فرصتی برای مقابله با انقلاب اسلامی و براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بهره جویی می کنند و تئوری «توهم توطئه»دروغ بزرگی است که دلدادگان به اجانب و بیگانه پرستان برای تسهیل دخالت بیگانگان درامور داخلی کشور سر می دهند.
3- با موضع گیریهای کشورها دراین ایام، صف دوست و دشمن کشورهای بی طرف از یکدیگر مجزا شد و آرایش و صف بندی کشورها درمواجهه با انقلاب اسلامی پدیدار شد تا مبنایی برای تنظیم روابط خارجی آینده کشور قرار گیرد.
4-دنیای استکبار با وجود بکارگیری تمامی ظرفیت های امپراطوری رسانه ای ناتوی فرهنگی درجریان اخیر میزان استحکام و اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران درحفظ امنیت ملی و حل بحران های داخلی و قدرت بازدارندگی و دفع تهدیدات ناتوی فرهنگی و نیز آستانه تحمل بالای نظام در برخورد با اعتراضات و ناهنجاری های سیاسی و اجتماعی را مشاهده کردند.
5- دشمنان انقلاب اسلامی پس ازتهدیدات سخت و نیمه سخت نظام در انتخابات با بسیج ناتوی فرهنگی بار دیگر با تهدید نرم شانس خود را امتحان کرد که بحمدالله بادژ مستحکم امت و رهبری روبرو شد و اینکه چاره ای جز انفعال و تسلیم در برابر اراده ملت قهرمان ایران برای خود نمی بیند.
 ایرج صیادی


comment نظرات ()