کلمه سبز

شکست اصلاح‌طلبان در انتخابات و افشا ء هویت واقعی
نویسنده : - ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٦

تحرکات و مواضع افراطی و ساختارشکنانه مغلوبان انتخابات ریاست جمهوری باعث آن شده است تا در کنار مرگ سیاسی اصلاحات، اعتراضات سیاسی « اصلاح‌طلبان نگران و میانه‌رو » نیز به تدریج آشکار شود. این دسته از اصلاح‌طلبان با نگاه منطقی و به دور از توهم نسبت به واقعیت‌های گذشته و آینده، بویژه رخداد انتخابات دهم، خاتمی، موسوی وکروبی را به انحای مختلف مورد مؤاخذه خود قرارداده‌اند. آنچه در پی می‌آید کنکاشی درباره علل و عوامل شکل‌گیری این روند اعتراض درون‌جریانی است :
ریزش یکباره هواداران، پایان جاده اصلاحات
شکست اصلاح‌طلبان در انتخابات دهم ریاست جمهوری بستر تردید افکار عمومی نسبت به آنان و رونمایی هویت واقعی آنها را در فضای سیاسی کشور فراهم ساخت. اکنون پس از گذشت چند ماه از انتخابات ریاست‌جمهوری، مجموعه فعالیت‌های هرج و مرج‌طلبانه جریان شکست خورده که در قالب آشوب و اردوکشی‌ها و آشوب‌های خیابانی، بیانیه‌ها، مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های تند و رادیکالی ظاهر شده و از سوی دیگر تأییدات مکرر دشمنان و رسانه‌های غربی از این تحرکات معاندانه همگی باعث مرگ سیاسی و اضمحلال تئوریک و تشکیلاتی اصلاح‌طلبان و نیز شکل‌گیری موجی از اعتراض‌ عمومی در پیکره اجتماعی ملت علیه این جریان شد. بر همین اساس:
١- مجموعه جرم های اتفاق افتاده و منتسب به اصلاح‌طلبان که در بازه زمانی پس از انتخابات رخ داد
٢ - تغییرجنس شعارها ومطالبات میر حسین موسوی و مهدی کروبی در روزگار پس از انتخابات 
٣ - تغییر هواداران جنبش مخملی در داخل و خارج کشور
از نشانه‌های منطقی برباد رفتن آبروی اصلاحات و ریزش یکباره هواداران کروبی و موسوی و پایان راه ده ساله اصلاح‌طلبان است‌. شکست‌های پی درپی مغلوبین انتخابات در پروژه ها وفراخوان های عمومی جنبش سبز اموی (به‌ویژه شکست پروژه آشوب در 13 آبان) و نیز اعتراف بسیاری از اصلاح‌طلبان معتدل مبنی بر ریزش آرا، دلیل واضحی بر نکات فوق است.
بازگشت به دامان ملت، تنها راه اصلاح‌طلبان
دوم خرداد 76 بستر بروز و ظهورجریانی تحت عنوان اصلاحات شد که با پرچمداری سید محمد خاتمی به عرصه سیاسی کشور ورود پیداکرد ‌. در طول یک دهه از حیات سیاسی اصلاحات، این گفتمان به دلیل عدم تثبیت و نیز عدم تعریف جامع و مانع، زمینه‌ساز ورود برخی معارضان نظام در حلقه‌های تصمیم‌گیری و تقویت آنها شد‌. از طرفی نسبت این جریان با نظام و رهبری با تفکیک گفتمان «اصلاح‌طلبان رادیکال» (مخالف حاکمیت و حکومت) و «اصلاح‌طلبان سنتی» (موافق حاکمیت و مخالف حکومت) و بعدها «اصلاح‌طلبان میانه‌رو» ( موافق حاکمیت و منتقدان دیوان سالار و بروکرات ) مشخص شد به گونه‌ای که اصلاح‌طلبان رادیکال، اصلاحات رادر کل ساختار نظام و بنیان های فکری اسلامی می‌دانند و با همپوشانی اپوزیسیون و مخالفان نظام، جبهه اصلاح‌طلبان سنتی و میانه‌رو را از خود جدا می‌کنند.چه پروژه « نه به احمدی‌نژاد» باعث همگرایی استراتژیک آنها ( حتی خاتمی،کروبی، میرحسین موسوی و اصلاح‌طلبان سنتی ) شده است اما بخشی از « اصلاح‌طلبان میانه‌رو »که بعضاً از نزدیکان کروبی و موسوی در قبل از انتخابات بوده اند هویت خود را با مولفه‌هایی چون:‌ اعتقاد به حاکمیت نظام اسلامی و قانون اساسی، نقد و تحلیل منطقی، دوری از عناد و مخالفت، واقعیت اندیشی و توهم زدایی از خود تعریف می‌کنند‌.
این دسته از اصلاح‌طلبان با مشاهده وقایع پس از انتخابات و جریان دادگاه‌ها و نیز ریزش هواداران نیک می‌دانند که اکنون اصلاحات از مسیراصلی خود خارج شده و دوم خرداد بیشتر به « رویایی فراموش شده» و یا یک نوستالژی شبیه شده است‌. لذا این دسته از دوم خردادی های میانه‌رو با نظر بر واقعیات موجود و ترس از انزجار عمومی نسبت به خود، کورسویی از « امیدواری عموم نسبت به بازگشت اصلاح‌طلبان» را در ذهنیت‌های ملموس اجتماعی می بینند و در صدد آنند تا جلوی مرگ دائمی اصلاحات را بگیرند.
 اعتراض اصلاح‌طلبان میانه‌رو به موسوی و کروبی: از شما اعلام برائت می‌کنیم !
مطمئناً در میان جبهه اصلاحات کسانی هستند که با امعان نظر بر واقعیت‌های پیش‌رو، مترصد آسیب‌های اجتماعی نسبت به کارنامه مسبوق به سابق خود و نیز رخداد دوم خرداد و گفتمان اصلاحات باشند .
بنابر آنچه در اخبار رسانه‌ها آمده است، اخیراً موسوی وکروبی و خاتمی مورد انتقادات سخت جبهه اصلاح‌طلبان میانه‌رو قرار گرفته‌اند واین « اصلاح‌طلبان نگران» با طرح این ادعا که « اصلاح‌طلبان سنتی دیروز » ( که سرکردگی و هویت کاریزماتیک آن بر حلقه خاتمی و موسوی و کروبی استوار بود ) پس از انتخابات اخیر به « اصلاح‌طلبان رادیکال و خارج از حاکمیت » در فضای کنونی تبدیل شده‌اند. آنها تأکید دارند که ادامه روند فعلی هزینه‌های هنگفتی را دربردارد که خروج از حاکمیت و انزجار عمومی یکی از آنهاست‌.
از طرفی گفته می‌شود بسیاری از اصلاح‌طلبان میانه‌رو با یادآوری شکست سنگین انتخابات (که در جنس و حجم تبلیغاتی نابرابر به رقابت با احمدی‌نژاد پرداختند و حتی آرای اکثریت خاموش به داد آنها نرسید) و نیز شکست پروژه‌های آشوب و اینکه کف ‌خیابان‌ها چاره‌ساز نیست، تصریح کرده‌اند که در صورت ادامه این روند از موسوی و کروبی و خاتمی اعلام برائت می‌کنند. گفته می‌شود این دسته از اصلاح‌طلبان مصلحت‌اندیش خطاب به سران فتنه گفته‌اند « واکنش‌ها و موضع‌گیری‌هایی هم که اکنون انجام می‌شود آنقدر رادیکال است که باید گفت صد رحمت به نهضت آزادی.» این دسته از اصلاح‌طلبان از سید محمد خاتمی خواسته‌اند تا با رایزنی و رجوع به مقامات بلند‌پایه نظام باب احیای اصلاحات را مفتوح کند و از فروپاشی کامل آن جلوگیری کند .
این توصیه و این استراتژی در قالب «بازگشت به آغوش ملت» بسیار منطقی به نظر می‌رسد، چرا که نگرانی‌های موجود در بدنه میانه‌رو اصلاح‌طلبان ایجاب می‌کند به راه ملت ایران بازگردند‌. نگرانی‌هایی نظیر:
١- شکل گیری انزجار عمومی نسبت به اصلاح‌طلبان
٢ –شکست دوباره در انتخابات آتی
٣ – گسست های تشکیلاتی و موج دلسردی و ناامیدی در حلقه اصلاح‌طلبان
۴ – حمایت و تشویق آمریکاییان و دشمنان نظام (اخیراً بوش گفته بود:«اصلاح‌طلبان در ایران خط مقدم آمریکا هستند» ) و ...
دغدغه‌هایی است که نمی توان به سادگی از آنها گذشت و چوب حراج بر دستاوردهای حداقلی اصلاحات زد!

تخریب اموال


comment نظرات ()