کلمه سبز

پالایش انقلاب از نفاق عمیق و پیچیده
نویسنده : - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۳

امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) در نامه ٢٧ نهج البلاغه می فرماید:
«و لقد قال لی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): انی لا اخاف علی امتی مؤمناً و لا مشرکاً؛ اما المؤمن فیمنعه الله بایمانه و اما المشرک فیقمعه الله بشرکه ولکنی اخاف علیکم کل منافق الجنان، عالم اللسان یقول ما تعرفون و یفعل ما تنکرون.»
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به من فرمود:
«من برای امتم خوف و نگرانی نسبت به مومن و مشرک ندارم زیرا مؤمن را خداوند با ایمانش از ضربه زدن به جامعه اسلامی باز می دارد و مشرک را خداوند بواسطه شرکش نابود می سازد و لکن خوف و نگرانی من برای امت اسلامی نسبت به منافقین است که:
١- درونی دو چهره دارند
٢- قدرت سخنوری عالمانه دارند
٣- در زبان آنچه مورد پسند شماست می گویند و در عمل آنچه را که ناپسند شما است انجام می دهند.
خداوند در آیه دوم و سوم سوره عنکبوت می فرماید که با فتنه منافقینی را که به دروغ ادعای ایمان به خدا و ولایت مداری و آخرت دارند از مؤمنینی که به راستی ادعای ایمان دارند، متمایز می سازد.
«احسب الناس أن یترکوا أن یقولوا آمنا و هم لا یفتنون و لقد فتناالذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین.»
سنت و قانون خداوند این است که انقلاب اسلامی را در هر برهه مورد پالایش قرار دهد و منافقین را که با گذشت زمان پیچیده تر می شوند و شناسایی آنها را برای مردم و حتی نخبگان متعهد سیاسی نظام اسلامی مشکل تر می شود، افشاء و رسوا نماید. برهه انتخابات دولت دهم، یکی دیگر از مصادیق نزول الطاف خفیه الهی بر ملت مقاوم و سلحشور ایران اسلامی بود تا نفاق عمیق و پیچیده ای که طی٢٠ سال برای امت اسلامی مخفی مانده بود و با دشمنان قسم خورده ملت و جدیدترین تئوریهای براندازی نرم و کودتای مخملی آنها پیوند خورده بود، آشکار سازد.
این بار خداوند نفاق عمیق و پیچیده ای را هدف قرار داد که در وجود سران فتنه خانه کرده بود و با اعتماد و خوشبینی که مردم به آنها پیدا کرده بودند، اگر خداوند با شرایطی بعد از انتخابات آنها را رسوا نمی کرد، قهراً ضربات جبران ناپذیری بر پیکر اسلام و انقلاب و راه امام وارد می شد اقدامات و بیانیه های سران فتنه، حاوی سه خصوصیتی است که موجب نگرانی و خوف پیامبر(ص) برای جامعه اسلامی شده بود: دلی نفاق آلود، زبانی عالمانه و عملی منافقانه.
بیانیه یازدهم موسوی را وقتی با بیانیه اولیه او مقایسه می کنیم بی درنگ آیه شریفه «فی قلوبهم مرض فزاد هم الله مرضا» در ذهنمان متبادر می شود یعنی دلشان مبتلای به بیماری نفاق است و خداوند بر این بیماری می افزاید.
موسوی در این بیانیه، به صراحت بیشترین حمله خود را متوجه ولایت مطلقه فقیه و رهبری حکیمانه انقلاب اسلامی نموده است همان محوری که 03 ساله است مورد هجمه استکبار جهانی و منافقان داخلی بوده و در این راستا اشتراک نظر او با مستکبران و منافقان و همه ضد انقلاب های خارجی و داخلی، آشکار میگردد و این رسوایی، منافقان را در خصوصیت اول برای آیندگان ثبت می کند. «منافق الجنان» یعنی عمل براساس دل نفاق آلود.
موسوی قبل انتخابات به دیدار رهبری رفته و در بیانات خود، اطاعت از رهبری را یکی از اعتقادات و ایمان خود برای ورود به عرصه انتخابات مطرح می سازد، بعد از انتخابات با نافرمانی و تعارض در برابر رهبری و ایستادگی در مقابل معظم له، خود را رسوا نمود و مصداق آیه شریفه «ولیعلمن الکاذبین» شد که خداوند می فرماید در شرایط فتنه من دروغگویان مدعی ایمان را رسوا می کنم.
موسوی در این بیانیه در چند فراز کینه عمیق خود را نسبت به رهبری چنین آشکار می سازد:
«پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند چنین وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر («متوسل شدن به چهره های ظاهراً گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته اند») بر تصمیم گیری های کلان کشور است.
موسوی سعی کرده است که دوران رهبری حکیمانه مقام معظم رهبری را با فاصله گرفتن از رهبری امام راحل(قدس سره) در اذهان زیر سؤال ببرد و این همان خطی است که استکبار جهانی برای ضربه زدن به اصل ولایت مطلقه فقیه با استفاده ابزاری از «راه امام» چندین سال است که بعنوان یک راهبرد در پیش گرفته و به افراطیون اصلاح طلب دیکته نموده است.
موسوی در این بیانیه می نویسد:
«اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته است آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه روز بیشتر می شود؟»
و در جای دیگر می نویسد:
«آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه ای سودازده که در آن تحجر دولت سازی می کند؛ جامعه ای تقلب زده، دروغ زده...»
«زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می داد چنین روزهایی را می دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم.»
آیا براستی ما با زندگی ایمانی و اسلام ناب محمدی در زمان امام راحل فاصله گرفته ایم؟
این دروغ بزرگ را موسوی یک راست بزرگ جلوه می دهد تا فتنه انگیزی کند. اگر چنین است که امروز اسلام آمریکایی و متحجرانه مانند اسلام عربستان و اسلام افغانستان و پاکستان و سایر دول اسلامی و مانند اسلام آمریکایی در دوران شاه حاکم است، پس چرا آمریکا و اسراییل و همه زورگویان عالم با تمام قوا برای نابود کردن و براندازی آن به میدان آمده اند مگر نه آن که اسلام آمریکایی خواسته آمریکا و اسراییل است مگر نه آن که به قول رهبر حکیم انقلاب اسلامی امام خامنه ای، دشمنان اسلام، ایمان مردم را با تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی و قاچاق موادمخدر و ماهواره و... هدف قرار داده اند؟ اگر ایمان مردم رشد پیدا نکرده بود پس این همه هزینه برای تضعیف آن برای چیست؟
آمریکا و اسراییل و انگلیس با کدام اسلام می جنگند؟ اسلام ناب محمدی(ص) با منافعشان در تعارض است و یا اسلام آمریکایی و پوستین وارونه؟
حقیقت این است که نفاق عمیق و پیچیده جدید، اسلام ناب محمدی(ص) را که بر جامعه حاکم است و البته تا رسیدن به حاکمیت تام و تمام آن فاصله دارد را می خواهد اسلام آمریکایی جلوه دهد و با فریب اذهان عمومی و ایجاد فضای غبارآلود، خواسته دشمنان مبنی بر حاکمیت اسلام آمریکایی را تحقق ببخشد و براین اساس با استفاده از آیات قرآن، کلماتی مانند مظلومیت انقلاب اسلامی، خود را طرفدار امام، انقلاب، قانون اساسی و جمهوری اسلامی جازده درصدد ارضاء خواسته های نامشروع خود است.
آیا دلیلی بهتر از این برای وابستگی آنها به استکبار جهانی وجود دارد؟
در این بیانیه، سعی شده است از مسائل موردپسند ملت استفاده ابزاری نموده و اما در عمل حرکتی را برای ضربه زدن به جامعه اسلامی تدارک ببینند ازجمله:
«مراجع عظام تقلید»، مبارزه با شویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد، همزیستی مسالمت آمیز سلیقه ها و گرایش ها و اقشار، اقوام مذاهب ادیان گوناگون، قانون اساسی، جمهوری اسلامی راه امام، تقویت وحدت ملی، احیای ایمان مردم، آزادی های قومی و محلی، آزادی بیان و...
استفاده ابزاری از عناوین دین، ایمان، آزادی، امام و...راهبردی منافقانه است که در طول 03سال برای براندازی نظام اسلامی توسط منافقان کوردل قدیم و جدید به کار گرفته شده است و در این بیانیه موسوی با تحریک دانشجویان و قومیت ها و فریب افکار عمومی درصدد است که این راه را ادامه دهد اما غافل از آن که خداوند درباره منافقان می فرماید:
لایزال بنیانهم الذی بنوا ریبه فی قلوبهم الا ان تقطع قلوبهم والله علیم حکیم (توبه 110)
(کسانی که به دنبال بنا کردن مسجد ضرار هستند تا با استفاده ابزاری از دین، به دین ضربه بزنند،) همواره بنیانی که بنا نهاده اند مایه تشویش در دلشان خواهد بود تا آن هنگام که دلشان پاره پاره شود و خداوند دانا و حکیم است.
و سرانجام ارائه راهبرد «شبکه سازی اجتماعی» که در این بیانیه موردتأکید قرار گرفته است همان راهبردی که گروه های براندازی مانند جریان موسوم به ملی مذهبی با استفاده از مؤسسه های مطالعاتی خارج از کشور تحت عنوان «جنبش اجتماعی مبتنی بر شبکه سازی» مطرح کرده اند می باشد.
راهبردی که کپی سازی از مؤسسه آمریکایی رنداست موسوم به «مطالعات خاورمیانه» که با بودجه رسمی سازمان جاسوسی آمریکا و با مأموریت ویژه مطالعه راه کارهای دگرگونی در منطقه و رفع خطر ایران فعالیت می نماید، در برآوردهای خود «شبکه سازی های اجتماعی» را در زمره برترین استراتژی های مقابله با کشور های مسلمان و ازجمله ایران برشمرده است.
«تشکیل شبکه اجتماعی» با تشکل های کوچک مانند، همسایگان، خویشاوندان، گروه های ورزشی و... مکر و حیله ایست که خداوند درباره آن فرموده است:
«و قد مکروا مکرهم و عندالله مکرهم و ان کان مکرهم لتزول منه الجبال» (ابراهیم 64)
و هرآینه آنان نیرنگ های خود را به کار می گیرند و اما نیرنگ آنها در سیطره نفوذ خداوند قرار دارد و اگرچه به ظاهر از نیرنگ آنان کوه ازپای درآید.
سنت لایتغیر الهی بر این قرار گرفته است که هرچه انقلاب اسلامی به جلو می رود با موانع و مشکلات و گردنه های صعب العبور تری مواجه می شود تا با ریزش و رویش، انقلاب اسلامی آب دیده تر و قوی تر بتواند بسوی قله رشد و تعالی طی طریق نماید و سنت الهی براین قرار گرفته است که با هرضربه ای توسط دشمن، خداوند این ضربه را به ریشه آنها هدایت نموده تا بنیان مستکبران و منافقان وابسته به آنان دچار شکست شود:
«لایزال الذین کفروا تصیبهم بما صنعوا قارعه او تحل قریبا من دارهم حتی یاتی وعدالله» (رعد ٣١)
و همواره کافران به سبب اعمالشان دچار حوادث خرد کننده می شوند تا اینکه وعده خداوند نسبت به نابودی آنان برسد.
«قد مکرالذین من قبلهم فاتی الله بنیانهم من القواعد فخر علیهم السقف من فوقهم و اتاهم العذاب من حیث لایشعرون» (نحل ٢۶)
پیشینیان اینها هم نیرنگ کردند اما خداوند بر بنیانهای آنها از زیر بنا وارد گردید و آن بنیانها را بر سرشان خراب نمود و عذاب خود را از آنجایی که انتظار نداشتند بر آنها نازل نمود.

در پایان این مقاله به دو نکته ضروری اشاره می کنیم:

١- در طول ٣٠ سال عمر گرانبهای انقلاب اسلامی، حضور هوشمندانه مردم در همه صحنه ها و پشت سر رهبری، همه توطئه ها را با شکست مواجه نموده و این توطئه منافقان بعداز انتخابات هم مشمول این قاعده است.
٢- دستگاه قضایی کشور نباید میدان را برای عوام فریبی منافقان وابسته به استکبار جهانی باز بگذارد و لازم است با سرعت بخشیدن به محاکمه فرماندهان آشوب ها و اغتشاشات و با روشنگری نسبت به افکار عمومی، سران اصلی نفاق را دستگیر و محاکمه نماید.

حجه الاسلام احمد امید

 


comment نظرات ()