کلمه سبز

ساندیس نظام مان را می خوریم و نی ساندیس را فرو می کنیم در چشم فتنه
نویسنده : - ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱

دو جور می توان لذت برد از نگاه کردن به کوه باشکوه دماوند. یکی اینکه راه قله را در پیش گرفته باشی و از نزدیک، دامن این طبیعت بالا و بلند را لمس کنی. اما از دامنه دماوند، بام ایران را به تمامی دیدن هم صفایی دارد برای خودش. گمانم هست؛ زیباترین حالتی که می توان ماه را نظاره کرد در میان خیل انبوه ستاره هاست و بهترین حالتی که می توان شمع را مشاهده کرد، این است که تو در کنار پروانه ها باشی.

بسیجی ها عطر مقتدای شان را می دهند و چه خوب است که مقتدای سیدعلی، علی است و چه خوب است تجلی ٩ دی در خیابان ١٩ دی و چه خوب که باز هم غدیرخم وزید از کویر قم. سه شنبه قم پر بود از اباذر ، ابوزرها نبودند. خدا را شکر که ابوزرهای زور و تزویر نبودند.

امام ابوزر، شهرام است و دلار آمریکا و امام اباذر، علی است. اباذر شهره بود به صداقت و نفاق نداشت. راستی که چه نسبتی است میان ابوزر و ابوزور و ابوتزویر، چه تناسبی است میان سران کفر و سران فتنه با اباذر؟ کسانی که الله اکبر خود را بر بالای مناره مسجد ضرار گفتند، رو سیاه تر از آنند که با بلال و مقداد و عمار و اباذر، قیاس شان گرفت. بگو فریادت از کدام حنجره بیرون می زند تا بگویم به که برمی گردد نسبت. اباذر به بسیجیان خامنه ای می گویند که حتی اگر به ربذه فتنه هم تبعیدشان کنی، دست از دامن رهبر خود برنمی دارند. اباذر به مراجع عالیقدر شیعه می گویند ... کسانی که با معاویه های امروز پالوده میخورند و قرآن و قانون بر سر نیزه می کنند و برای کودتای مخملی، کاریکاتوری از انقلاب اسلامی می کشند، شاید ابن ابی باشند لیکن اباذر نیستند. نسل اباذر را من با همین چشمان خود در غدیر قم دیدم و دیدم که در این کویر، باز هم ستاره باران است آسمان. علی را هر آنکس که تنها نگذارد، اباذر است و تو ببین معاویه های آخرالزمان، سران آمریکا و اسرائیل کدام مرد خدایی را برای زدن نشانه گرفته اند، جبهه حق و باطل برایت ترسیم می شود.

خامنه ای خود را غلام قنبر علی می داند اما کیست که نداند افتخار علی در این زمانه مقتدای بسیجی هاست. این بار اما به کوری چشم ابوزرها، اباذرها زیادند. مطمئن باشید مالک این بار برنمی گردد از در خیمه معاویه. فتنه هر چه می خواهد پیچیده تر شود؛ ما علی را تنها نمی گذاریم. پرچم علی در روزگار غیبت، دست سیدعلی است و خورشید به ماه این نیابت را داده. کسانی که نیزه خوارج دست شان است، ابازرهایی هستند که به خون ابوذرها تشنه اند. این بار اما چون علی تنها نبود، اباذر از فتنه تبعید به سلامت برگشت. فتنه هرچه می خواهد پیچیده تر شو؛ ما علی را تنها نمی گذاریم.

ما بزرگ شده مکتب شهادتیم. ابوزرها مشق خود را با دیکته جورج سوروس می نویسند، ما اما با جان و دل به وصیت نامه شهدا عمل می کنیم و نمی گذاریم ولایت فقیه تنها بماند. ما بیشماریم. بارها ثابت کرده ایم که بیشماریم. ای ابوزرها که شهرام، امام تان است و نیزه خوارج، رساله تان و ٢٠٠ کلاهک هسته ای اسرائیل، همه زورتان، حضور حماسی نسل ٩ دی در خیابان ١٩ دی، یعنی که با عرض معذرت، شما ابوزرهای اهل زور و تزویر، غلط کردید بیشمارید. بیشمار به ما ستاره های حضرت ماه می گویند. آن ابوزری که از فرط بیسوادی بعید می دانم تا ١٠ را بتواند درست بشمارد، خوابش را ببیند که بتواند ستاره های حضرت ماه را بشمارد؛ ما بیشماریم. «بالاترین» به تعداد ستاره های حضرت ماه می گویند در آسمان کویر قم، که دگربار تاریخ، غدیرخم را تداعی کرد. مدح خامنه ای تمجید از رسالت انبیای دین خداست. مقتدای ما ناخدای باخدای سفینه انقلاب است. ما دلیلی نداریم برای اینکه چون شمعی را بهترین پروانه نباشیم و چون ماهی را پرنورترین ستاره. ما اثبات این سخن خمینی کبیر هستیم، معنای آن فرمایش حضرت روح الله که فرمود؛ از قوم حجاز، از امت زمان پیامبر و علی، برتریم. ما دلیلی نداریم که عاشق مقتدای خود نباشیم. ما با کدام دلیل، وقتی چشممان به جمال آقا روشن می شود، اشک بر گونه مان جاری نشود؟ اصلا مگر می توان خامنه ای را عاشق نبود؟ اصلا مگر می توان علی را تنها گذاشت؟ ما که در کوفه به دنیا نیامده ایم.

ما جوانان کوچه بنی انقلابیم؛ هرکس می خواهد پی به اصل و نسب ما ببرد، برود و جوانان کوچه بنی هاشم را ببیند . ما نسل ٩ دی ادعاهای بزرگی داریم. اگر ما امت خمینی و خامنه ای در صدر اسلام بودیم، اجازه نمی دادیم ابوزرها، سر از بدن اباذرها جدا کنند. ما امتحان خود را پس داده ایم. ما فریب عکس داشتن عده ای را با امام نخوردیم. ما الله اکبرهای آلوده به فتنه را که شنیدیم، قرآن را که روی نیزه دیدیم، آخرین خوارج را که در مسجد ضرار مشاهده کردیم، هزار و یک تهمت و شایعه را که تحمل کردیم، نفاق را که دیدیم، زر و زور و تزویر را که نظاره کردیم، ٢۵٠٠ ماهواره دشمن را که به جاسوسی مشغول شان دیدیم، باز هم این ماه پاره علوی تبار خود را این میثم تمار، این عمار، این اباذر، این مقداد و این مالک و این ذوالشهادتین، این افتخار علی در زمانه واپسین تاریخ را برای لحظه ای تنها رها نکردیم.

 ابوزرها مدتهاست که آن روی خود را نشان مان داده اند. راست می گویند؛ از همان اول هم ولایت فقیه را قبول نداشتند. ابوزرها از همان اول ولایت فقیه را قبول نداشتند اما حقیقت این است که نسبت به مصداق آن، دیگر فقط بحث قبول نداشتن نیست، کینه ها دارند اینها از علی. کینه های خیبری دارند و عقده های بدری . دشمن بداند؛ امام خامنه ای هر کجا برود، داستان همین است.

به کوری چشم دشمن، ساندیس نظام مان را می خوریم و به کوری چشم سران فتنه، به کوری چشم ابوزرهای ویلانشین، نی ساندیس را فرو می کنیم در چشم فتنه. حرفی هست؟ هزاران برابر کینه ای که معاویه های کاخ سفید از علی دارند، ما علی را عاشقیم. حرفی هست؟ هر کجا حضرت ماه برود، ما جملگی ستاره های بی شمار مقتدای نورانی مان هستیم. حرفی هست؟ ما بی شماریم. حرفی هست؟ ما مثل کوه، باشکوه تر از دماوند، پشت انقلاب اسلامی پدران مان ایستاده ایم. حرفی هست؟...

کدام دیار، یار ما سفر کرده، که تنها بوده؟ کجا اباذر رفته، که ما تبعیدی عشقش نبودیم؟ اباذر به مولا و مقتدای ما حضرت آیت الله العظمی خامنه ای می گویند که ویلا ندارد. بصیرت دارد؛ بصیرتی از نسل بصیرت عباس که به حق «نافذ البصیره» بود. اباذر ما آنجا که قرار به ایستادگی است، چون سرو محکم می ایستد؛ آنجا که قرار به روشنگری است، میکروب فتنه را در نطفه و با نکته های ناب خود، خفه می کند؛ آنجا که قرار به کرامت است، خود را غلام قنبر علی می داند؛ آنجا که قرار به دلدادگی است، دست تکان می دهد برای ما؛ آنجا که فرزند شهیدی تمنا می کند چفیه اش را، می بخشد؛ آنجا که باید توی دهن آمریکا و اسرائیل بزند، مثل امام، محکم و برق آسا می زند؛ آنجا که باید تذکری به دوست بدهد، هوای عدالت را حتی درباره ابوزرها هم دارد و می گوید؛ به احدی ظلم نکنید. ای داد که الگوی سیدعلی در رهبری، علی است و آن وقت ابوزرها خود را قیاس با اباذر می گیرند.

شیخ بی سواد! کلا به شما که عرض می کنم؛ ما را زیاد خندانده ای، این بار اما واقعا از قیاست خنده آمد خلق را. آخر تو را چه به اباذر؟ تو البته قبول؛ ابوزری، منتهی فقط با این «ز»! حالا باید فکر کنی که روی این «ز» فتحه بگذاری یا کسره؟! شیخ بی سواد! می خواهم بدانم؛ اباذر هم بلد نبود «العربیه» به «خلیج» برمی گردد یا به چی؟!... نه جانم؛ زر اباذر فقر بود، نه ویلای قیطریه. زور اباذر ذوالفقار بود، نه ٢٠٠کلاهک هسته ای اسرائیل و اباذر اهل تزویر نبود.

مرد تزکیه بود. ما در روز قدس، روزه خواری طرفداران تو را دیدیم اما نماز خواندشان را ندیدیم! و در ٩ دی شنیدیم و خود نیز گفتیم که تو عامل دست موسادی. چه مفت فروختی گذشته خود را. آدمی که به هستی اش چوب حراج نمی زند. به خود بیا ای شیخ. با دردکشان هر که در افتاد، ور افتاد. ما که علی را تنها نمی گذاریم. خیال همه جمع. ما شمع را پروانه ایم؛ خیال همه جمع. ما ماه را ستاره ایم؛ خیال همه جمع. این از بدسلیقگی عده ای است که ویروس تاریکی، میکروب فتنه را به شعاع نور ماه ترجیح می دهند. بدسلیقه نبودند که خط امام را به خط و ربط به پول شهرام نمی فروختند. ما را اما با کج سلیقه ها چه کار؟ سلیقه ستاره زیباست و او در شب فتنه، ماه را برمی گزیند. سلیقه امام هم زیبا بود که می گفت؛ من در خامنه ای لیاقت رهبری می بینم.

ما هم ستاره های گرد ماهیم. اماما! در ٨ سال قصه تحمیلی پدران ما اجازه ندادند که آبادان، عبادان شود و خرمشهر، المحره. ما هم در ٨ ماه غصه تحلیلی، شما را و نایب شایسته شما را نفروختیم به ابوزرهایی که با تو چندتایی عکس داشتند اما بر عکس راه تو و برخلاف توصیه ات به پشتیبانی از ولایت فقیه حرکت کردند. اماما! خامنه ای، خمینی دیگر است اما «خامنه ای» یک «الف»، یک «ها» از «خمینی» بیشتر دارد که روی هم می شود؛ «آه». اماما! ما از قوم حجاز برتریم. نسل اباذریم؛ اجازه نمی دهیم آه علی، گره بخورد با سینه چاه.

نویسنده : حسین قدیانی

 


comment نظرات ()