کلمه سبز

انتقاد آری یا خیر؟
نویسنده : - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٦

بکارگیری الفاظ ناشایست تازه به دوران رسیده ها ، بیسواد، برو به جهنم و... فضایی را رقم خواهد زد که فقط به دولتمردان در هر کاری باید به به وچه چه گفت . نتابیدن انتقاد دلسوزان و عزیزانی که در همه عرصه ها ثابت کرده اند که آرمانهای انقلاب و دین را بیشتر از جان و مال خود دوست دارند و با کسی هم تعارف ندارند مروت نخواهد بود این طور برخورد کردن؟. باید مراقب و هوشیار بود جریان افراطی سیاسی که هزینه های فتنه 78 و88 را برای انقلاب درست کردند اگر به روند تخریب نیروهای مومن ادامه دهند و بسترهای اختلاف را در دانشگاهها ایجاد کنند دور نخواهد بود که جامعه با مشکل جدی روبرو میشود. استفاده ابزاری از دانشجویان جوان بعنوان پیاده نظام یک جریان سیاسی آن خواهد شد  که دیدیم عده ای بجای شنیدن سخنان و فهم آن با هیاهو و آشوب در سخنرانی عالم و دانشمند فرهیخته و دلسوزانقلاب برادر محترم شریعتمداری در دانشگاه تهران مشاهده کردیم! این تذهبون! آیا اصولاً هنوز در ماجرای فتنه 88 و مرز بندی مشخص ، برای خواص دارای بصیرت ابهام و شبهه ای وجود دارد؟

 خداوندا : امام عزیزمان حضرت آیت الله خامنه ای را روز به روز بر عزتشان بیفزا و تا حضور امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف و در کنارآن امام همام برای اسلام محفوظ نگهدار. آمین یا رب العالمین 


comment نظرات ()
اگر ایستادگی مردم نبود الان سران فتنه باید کفش‌های نتانیاهو را واکس می زدند
نویسنده : - ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٥

بعد از ظهر دیروز، تالار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، میزبان شرکت‌کنندگان در همایش «1811 روز مطالبه، یادمان خروش انقلابی علیه فتنه‌گران»، به همت بسیج دانشجویی دانشگاه تهران با سخنرانی مدیر مسئول روزنامه کیهان بود.
در حالی که بسیج دانشجویی برگزار‌کننده این مراسم بود اما از ساعت‌ها قبل دانشجویان زیادی از طیف‌های مختلف، خود را به این تالار رسانده بودند، به طوری که عده‌ای ایستاده در راهروها مراسم را دنبال می‌کردند. حسین شریعتمداری ساعت 2/30 بعدازظهر وارد سالن شد و دانشجویان در حالی که پرچم‌های ایران، حزب‌الله، یاحسین و یاابوالفضل را در دست داشتند، با سر دادن شعار «صل علی محمد یاور رهبر آمد» و «علمدار بصیرت، حاج حسین شریعت» به استقبال وی رفتند. در میان جمع انبوه دانشجویان بسیجی برخی دیگر از حاضران که بنا به اخبار رسیده تعدادی از آنها دانشجوی دانشگاه تهران نیز نبودند، اقدام به سر دادن شعار «کیهان- اسرائیل پیوندتان مبارک» کرده و پلاکاردهای خود را روی دست گرفتند تا نوید یک مراسم داغ و جنجالی را بدهند.
سپس مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران پشت تریبون رفت و در حالی که همهمه فریادها و شعارهای دو طرف ادامه داشت، خطاب به دانشجویان مخالف گفت؛ شما در مراسم‌های خود حتی اجازه ورود خبرنگاران غیرهمسو با خود را نمی‌دهید و ادعای دفاع از آزادی بیان هم دارید اما ما به شما نه تنها اجازه دادیم که در این مراسم حاضر شوید بلکه می‌توانید حرف هایتان را هم بزنید. وی سپس از مخالفان خواست نماینده‌ای از سوی خود تعیین کنند تا در زمان تعیین شده پشت تریبون آمده و دیدگاه‌های خود را مطرح کند.
پس از سخنان مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه و آمادگی مدیر مسئول کیهان برای آغاز سخنرانی، شعارها شدت بیشتری گرفت. در حالی که دانشجویان مخالف شعار حمایت از سران فتنه و شکستن حصر را می‌دادند، سایر دانشجویان با شعار «ای مرجع قضایی، اعدام انقلابی» پاسخ مخالفان را دادند.
مدیر مسئول کیهان در آغاز سخنان خود با اشاره به برخی اسناد درباره فتنه و فتنه‌گران گفت: چند نمونه از اسنادی که امروز درباره وطن‌فروشی فتنه‌گران می‌خواهم به شما نشان بدهم را پیش از این برای یکی از عوامل فتنه فرستادم و آنها پیغام دادند که نخواهیم گذاشت این اسناد منتشر شود.
شریعتمداری در ادامه با اشاره به هیاهو و فریادهای مخالفان گفت: همین رفتار شما نشانه‌ای از آن پیغام است.
مدیر مسئول کیهان  در پاسخ کسانی که شعار زنده‌باد موسوی و کروبی و خاتمی سر داده بودند گفت: با «زنده باد» نمی‌توان مرده را زنده کرد و در جواب این شعار که موسوی و کروبی آزاد باید گردند  افزود: حصر دو تن از سران فتنه بخاطر آن بود که آمریکایی‌ها می‌خواستند همان طرح تکفیری را که در سوریه پیاده کردند، در اینجا نیز پیاده کنند. که نظام با حصر خانگی آنها، تودهنی محکمی به آمریکا و پروژه تکفیری زد و رابطه آنها را با کانون آمریکایی تکفیرها قطع کرد و پرسید؛ مگر فتنه‌گران با شعار «نه غزه نه لبنان» تاکید نمی‌کردند که مسائل بیرون ایران به آنها ربطی ندارد؟ پس چه شد که با صدور اطلاعیه به بهانه حمایت از مردم مصر دعوت به راهپیمایی کردند؟!
شریعتمداری در ادامه گفت؛ همه حامیان داعش و تکفیری‌ها بدون استثناء همان حامیان فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 هستند. در فتنه 88 هم دلارهای ملک عبدالله به جیب سران فتنه سرازیر شده بود. مدیر مسئول کیهان گفت؛ چند روز بعد از حصر، سایت «راه سبز» وابسته به فتنه‌گران با صدور بیانیه‌ای در پوشش حمایت از مردم سوریه، همبستگی فتنه‌گران با تروریست‌های تکفیری را اعلام کرد. شریعتمداری افزود: مگر عبدالمالک ریگی تکفیری نبود و دوبار  به صراحت در مصاحبه با VOA از فتنه 88 حمایت نکرد؟ و مگر القاعده تکفیری نیست و مگر مدعیان اصلاحات پیشنهاد همراهی با آنان در افغانستان را ارائه نکرده بودند؟!
شریعتمداری با ارائه چند سند دیگر همراه با آدرس این اسناد نتیجه گرفت که اگر حصر موسوی و کروبی که براساس اصل 176 قانون اساسی بوده است، صورت نمی‌گرفت، امروز مانند سوریه شاهد قتل عام مردم بی‌گناه کوچه و بازار از سوی تکفیری‌ها و منافقین بودیم و گفت؛ شما به اخبار مربوطه در سایت VOA مراجعه کنید. در این هنگام دانشجویان بسیجی شعار خاتمی VOA  پیوندتان مبارک سر دادند و مدیرمسئول کیهان گفت؛  البته پیوند آقای خاتمی با پدر جد VOA یعنی جرج سوروس صهیونیست است و گفت؛ ایشان ملاقات‌های خود با جرج سوروس را انکار و از بنده شکایت کرده است که دادگاه فرصت مناسبی برای ارائه اسناد ننگین این ملاقات‌هاست. دانشجویان معترض به حمایت از خاتمی، موسوی، کروبی شعار دادند و شریعتمداری گفت؛ ترجمه دقیق این شعار آن است که جرج سوروس، مایکل لدین، شیمون پرز، راسموسن حمایتت می‌کنیم! و به اسنادی از ارتباط ارگانیک سران فتنه با عوامل یاد شده اشاره کرد.
مدیرمسئول کیهان با ارائه اسنادی نشان داد که تحریم‌های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران، پیشنهاد سران و عوامل فتنه به آمریکا بوده است. در این اسناد فتنه‌گران به «جان هانا» نماینده اعزامی آمریکا در برلین هشدار می‌دهند که تحریم‌های تدریجی ایران را واکسینه می‌کند و پیشنهاد تحریم‌های فلج‌کننده را می‌دهند.
در این هنگام تعدادی از دانشجویان خطاب به مدیر مسئول کیهان شعار «مرگ بر دروغگو» سر دادند و شریعتمداری گفت؛ نباید برای سران فتنه آرزوی مرگ کنید! آنها باید بمانند و محاکمه شوند. چرا می‌خواهید آنان اسناد وطن‌فروشی را با خود به گور ببرندو افزود؛ روی سخن من با کسانی است که شما را تحریک کرده‌اند وگرنه من شما را خواهران و برادران خود می‌دانم که متأسفانه فریب خورده‌اید و می‌خواهم هوشیار باشید تا مانند دوره گذشته نشود که مدعیان اصلاحات شما را سپر کردند. بعد از آن که تیرشان به سنگ خورد و دیگر نیازی نداشتند، به شما گفتند؛ جنبش دانشجویی حرف مفت است. دانشجویان بسیجی یکصدا شعار دادند دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد و مرگ بر فتنه‌گر، شریعتمداری با ارائه یک سند از نیویورک تایمز گفت؛ می‌بینید که آقای «کنت تیمرمن» مسئول میز ایران در سازمان «سیا» روز  11ژوئن 2009 یعنی یک روز قبل از انتخابات 88 می‌گوید «فردا در ایران انتخابات نیست بلکه یک انقلاب رنگی کلید می‌خورد که ما پیش از این در صربستان و اوکراین و قرقیزستان تجربه کرده‌ایم» و گفت؛ می‌بینید که تقلب کلید واژه فتنه بوده است. در این هنگام تعدادی از معترضان شعار دادند «یا حسین میرحسین» که شریعتمداری گفت؛ اگر می‌خواهید این شعار با واقعیت منطبق باشد، باید بگوئید صدام حسین! مگر سران فتنه در بیانیه خود اهانت‌کنندگان به ساحت عاشورای حسین‌علیه‌السلام و کسانی که صف نمازگزاران را سنگباران کرده بودند، «مردمان خداجوی» معرفی نکرده بودند؟ بنابراین، میان آنها و حضرت اباعبدالله علیه‌السلام چه مناسبتی می‌تواند وجود داشته باشد؟!
مدیر مسئول کیهان سند دیگری ارائه کرده و ادامه داد؛ «پاول رابرتس» معاون وزارت خزانه‌داری آمریکا بعد از 9 دی و شکست فتنه در مصاحبه با «فارین پالیسی» اعتراف می‌کند که «تقلب دروغ بود. پروژه اصلی، بی‌اعتبار کردن و منزوی کردن رژیم دینی ایران بود که در منطقه عرصه را بر ما تنگ کرده است» و افزود، باز هم می‌بینید که ادعای تقلب فقط کلید فتنه بوده است.
در این هنگام در حالی که دانشجویان بسیجی با شعار «حاج‌حسین دوستت داریم» و «حاج‌حسین افشاء کن» از اسناد ارائه شده استقبال می‌کردند، دانشجویان مخالف شعار «رأی ما یک کلام، نخست‌وزیر امام» را سر دادند که شریعتمداری با خونسردی و لبخند خطاب به آنها گفت؛ شریح قاضی هم قاضی دوران حضرت علی علیه‌السلام بود ولی حکم قتل امام حسین(ع) را صادر کرد. بنابراین تعجبی ندارد که نخست‌وزیر دوران امام هم اهانت‌کنندگان به ساحت مقدس امام حسین را مردمان خداجو بنامد.
مدیرمسئول کیهان ادامه داد؛ در اسناد ویکی‌لیکس آمده است شخصی که شما او را عالیجناب سرخپوش می‌نامیدید و امروز زیر علمش سینه می‌زنید، در پیشنهاد خود به «مایکل پوستل» سفیر وقت اتریش گفته بود «اگر غرب شیپور تقلب در انتخابات و نقض حقوق بشر را به صدا درآورد به ادامه کار ما کمک شایانی خواهد کرد» اگر آقایان این سند ویکی لیکس را قبول ندارند چرا انکار نمی‌کنند؟ در حالی که اگر یک سایت هم علیه آنها مطلبی بنویسد، با هیاهو پاسخ می‌دهند. اما چرا حالا این اسناد را انکار نمی‌کنند؟ برای اینکه در دست آنها گروگان هستند.
اینجا دانشجویان بسیجی شعار مرگ بر فتنه‌گر سر دادند و مدیرمسئول کیهان گفت؛ البته اصحاب فتنه و ابواب جمعی آنها ژنرال‌های خودخوانده ولی بی‌سرباز هستند و اساسا در قد و قواره‌ای نیستند که بخواهند دشمن جمهوری اسلامی تلقی شوند. دشمن هستند ولی بسیار حقیر و کوچک می‌باشند. ایران امروزه در تمام تحولات منطقه نقش اول را بر عهده دارد، بنابراین چگونه یک مشت آدم‌های حقیر و پادوی آمریکا و اسرائیل می‌توانند در حد و اندازه دشمنان نظام تلقی شوند. و در حالی که جو سالن به شدت ملتهب بود و شعارهای دو طرف با حرارت ادامه داشت، شریعتمداری گفت، من از دوستان تشکر می‌کنم که سر و صدا می‌کنند، چرا که باعث می‌شوند به جای سخنرانی و طرح نهایتا چند سند، بنده فرصت داشته باشم به صورت کپسولی، دهها سند از وطن‌فروشی سران فتنه را افشا کنم. دانشجویان بسیجی شعار مرگ بر فتنه‌گر سر دادند و یکی از حاضران به مفاسد اقتصادی اشاره کرد که مدیرمسئول کیهان گفت؛ آیا فتنه‌گران و مدعیان اصلاحات می‌توانند یک مفسد اقتصادی را نام ببرند که حامی آنها و زیر چتر حمایت آنان نبوده است؟ مگر شما- منظورم تحریک‌کنندگان شما- نبودید که مفسد اقتصادی 3 هزار میلیارد تومانی را نابغه، کارآفرین و شایسته تقدیر و جایزه می‌دانستید؟ مگر شهرام جزایری پشتیبان مالی روزنامه‌های زنجیره‌ای نبود؟ مگر بابک زنجانی کارش را در دوران سازندگی آغاز نکرد و مگر با آقایان هاشمی و روحانی عکس یادگاری ندارد؟ مگر فساد پتروپارس، مارین سرویس، استات اویل و نمونه دیگر زیر سر مدعیان اصلاحات و حامیان بعدی فتنه نبوده است؟ اسناد را که نمی‌توان انکار کرد.
در این هنگام تعدادی از معترضان شعار «بسیجی واقعی، همت بود و باکری» سر دادند که مدیرمسئول کیهان گفت؛ قبلا خطاب به برخی از نزدیکان این دو عزیز گفته‌ام که من خیلی بیشتر از شما با آن بزرگواران بوده‌ام. آنها دشمن آمریکا و اسرائیل بودند. نه آن که روز مبارزه با استکبار به نفع آمریکا و در روز قدس به نفع اسرائیل شعار بدهند. دانشجویان بسیجی در استقبال از سخنان شریعتمداری شعار حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست، سر دادند. و مدیرمسئول کیهان در ادامه خطاب به عوامل پشت صحنه معترضان گفت؛ «آنها عادت دارند در محافل بزمی، شعار رزمی بدهند! حرف دل آنها این بود که، کی جنگ تمام می‌شود تا ما هم سری به جبهه بزنیم» و خطاب به دانشجویان معترض گفت؛ عزیزان من، شما از کسانی حمایت می‌کنید که تابستان‌ها در جزایر هاوایی و زمستان‌ها در پیست‌های اسکی سوئیس هستند که شاید مشاهده عکس‌های مربوطه برایتان عبرت‌انگیز باشد. شما اینجا به نفع آنها شعار می‌دهید و فضای دانشگاه را ملتهب می‌کنید، در حالی که آنها فرزندان خود را برای تحصیل به آمریکا و اروپا می‌فرستند، چرا باید به این فریب تن بدهید؟! تعدادی از دانشجویان  معترض شعار «کیهان، اسرائیل پیوندتان مبارک» سر دادند و مدیر مسئول کیهان گفت؛ اینکه برای یک بار هم که شده علیه اسرائیل شعار می‌دهید جای خوشحالی دارد ولی کاش می‌دانستید که این شعار را اولین‌بار روزنامه انگلیسی گاردین مطرح کرد همان دولت انگلیس که با سران فتنه پسرخاله و دخترخاله هستند و گفت آیا تابحال حتی یک‌بار هم دیده یا شنیده‌اید که رسانه‌هایی مثل بی‌بی‌سی، VOA و رادیو اسرائیل از انقلابیون و حزب‌الله تعریف کنند؟ اما چپ و راست و پی‌درپی برای سران فتنه کف می‌زنند و تشتک می‌پرانند! عزیزان من شما فرزندان این مرز و بوم هستید که دشمن قصد دزدیدن شما را دارد. از فریب‌خوردگی شما متأسف هستم. ولی چه باید کرد که در اثر این فریب‌خوردگی به کسانی که شما را دزدیده‌اند بیشتر از دلسوزان و هموطنان خود گرایش دارید! از شما انتظار می‌رود  در بحبوحه کنونی که همه دنیا علیه مردم کشورتان بسیج شده‌اند، در کنار ملت خود باشید. کجا می‌روید؟! شریعتمداری اسناد دیگری ارائه کرد که نشان می‌داد قبل از فتنه 88 چندین تن از نظریه‌پردازان تابلودار MI6 انگلیس و CIA  در پوشش‌های آکادمیک و به دعوت مدعیان اصلاحات به ایران آمده و با آنها جلسات توجیهی و آموزشی داشته‌اند. از جمله «جان کین»  رئیس مرکز مطالعات دموکراسی از وست مینستر انگلیس و مشاور برجسته MI6 . ریچارد رورتی که چند سال قبل به جهنم رفت. یورگن هابرماس، تیموتی گارتن‌اش، مانوئل کاستلز پایه‌گذار مرکز دیپلماسی عمومی CIA. جان هیگ معروف به احیاگر اندیشه پلورالیزم دینی به دعوت ابطحی، آلن کورن، اگنش هلر رهبر کودتای مخملی مجارستان و پرسید آیا می‌دانید الیزابت چنی، دختر دیک‌چنی، با هماهنگی فتنه‌گران دو مرکز آموزشی در دوحه و لاهه برپا کرده بود و عوامل فتنه برای آموزش به این دو مرکز می‌رفتند... و یا علاوه بر خاتمی، تعدادی دیگر از اصحاب فتنه نیز با جرج سوروس صهیونیست در آمریکا ملاقات داشته‌اند. در این هنگام عده‌ای شعار دادند «وجدان نداری، شریعت نداری» که شریعتمداری گفت؛ چون این شعار شما علیه شخص من است به آن پاسخ نمی‌دهم چرا که برای دفاع از اسلام و نظام آمده‌ام نه دفاع از خودم ولی از شما خواهش می‌کنم به سایت رادیو اسرائیل مراجعه کنید و ببینید واژه «شریعت نداری» را چه کسانی ساخته‌اند! اینجا دانشجوهای بسیجی شعار «حاج حسین دوست داریم» سر دادند که مدیر مسئول کیهان گفت؛ شما باید از اسلام و انقلاب حمایت کنید که می‌کنید، حاج‌حسین چکاره است؟ در این هنگام معترضان بار دیگر شعار دروغگو سر دادند و شریعتمداری گفت؛ چگونه می‌توانید این اسناد را انکار کنید. ملاقات‌هایی که اشاره کردم صورت گرفته و فتنه‌گران بازداشتی هم در اعترافات خود به آن اشاره کرده‌اند. البته برخی گفته‌اند اعترافات تحت فشار بوده است که باید عرض کنم اولا؛ فشار که سند نمی‌سازد ثانیا؛ هم دیده‌اید که شهید شهسواری در حال اسارت با شجاعت فریاد «مرگ بر صدام ضد اسلام» سر داد، ولی از خود پرسیده‌اید چرا این عوامل فتنه که به آنها دلبسته‌اید، وقتی شیرکاکائو صبحانه‌اشان در زندان قطع می‌شود زبان به اعتراف می‌گشایند؟!  « با این ریش می‌خواهید بروید تجریش»؟! به قول بروبچه‌های تهران «گرز باید خورند پهلوان باشد»! چرا به خود نمی‌آئید؟!
در اینجا جمعی از معترضان مجددا شعار یاحسین میرحسین سر دادند! و شریعتمداری گفت پس حالا به این سند هم توجه کنید. «لرد بالتیمور» در پایگاه خبری خانه شفاف و بعد از شکست فتنه با تأسف می‌گوید قرار بود جنبش سبز با انقلاب 1979 (انقلاب اسلامی) پیوند داده شود ولی دوستان ما عجله کردند» مدیرمسئول کیهان گفت؛ حالا متوجه می‌شوید که شعارهای الله‌اکبر و یاحسین که هیچ تناسبی با فتنه‌گران ندارد از کجا آمده است؟!
یکی از دانشجویان به نمایندگی از دانشجویان معترض پشت تریبون رفت و گفت؛ رئیس‌جمهور اسرائیل گفته است ما از هیچکس نمی‌ترسیم غیر از میرحسین موسوی! و تاکید کرد ما طرفدار امامی هستیم که می‌گفت میزان رأی ملت است ولی عده‌ای با تفکر انجمن حجتیه به مقابله آمدند. که شریعتمداری گفت؛ تنها سند موجود که در سایت وزارت خارجه اسرائیل منتشر شده و خبرگزاری آسوشیتدپرس هم نقل کرده این است که نتانیاهو گفته بود «اصلاح‌طلبان بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران هستند» و شیمون پرز تاکید کرده بود «اصلاح‌طلبان به نمایندگی از ما با جمهوری اسلامی می‌جنگند» و در ادامه افزود؛ مگر شما نبودید که عکس مبارک حضرت امام را پاره کردید؟  حالا به فکر امام افتاده‌اید؟ و گفت؛ البته که میزان رأی ملت است ولی فتنه‌گران نه فقط با اسلامیت نظام بلکه با جمهوریت آن هم دشمنی دارند و آراء میلیونی ملت را نادیده گرفته و بعد هم اعتراف کردند که تقلبی در کار نبوده است. اگر تقلب بود چرا آقای خاتمی پنهانی رأی داد؟ و اساسا چرا آراء انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم را تقلب نمی‌دانید؟ مگر از سوی همان برگزارکنندگان انتخابات 88 انجام نشده بود؟ البته ما 7 دهم درصد رأی بیشتر را هم به رسمیت می‌شناسیم و به آن احترام می‌گذاریم ولی 7 دهم درصد، اینهمه پُز دادن ندارد. مدیر مسئول کیهان گفت؛ اصلاح‌طلبان اگر رأی داشتند کاندیدای خود را وادار به استعفاء نمی‌کردند. آنها ابتدا آقای روحانی را اصلاح طلب نامیدند ولی امروزه با صراحت می‌گویند دولت روحانی، «رحم اجاره‌ای» اصلاح‌طلبان است!  مگر در موسسه رویان را تخته کرده‌اند که برای اجاره رحم به سراغ دولت روحانی رفته‌اید؟!
شریعتمداری در ادامه گفت؛ بعید می‌دانم که موسوی و کروبی و خاتمی هم این حرفهای شما را قبول داشته باشند. راستی چرا نمی‌گویند که امام فرمود هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید و فرمود میزان حال فعلی افراد است و نمونه‌های فراوان دیگر؟!
مدیر مسئول کیهان گفت؛ اگر حزب‌الله و ایستادگی مردم نبود الان سران فتنه باید کفش‌های نتانیاهو را واکس می‌زدند گرچه در فتنه 88 آن را فرچه کشیده‌اند! 

 


comment نظرات ()
اصلاح طلبان واصحاب فتنه : من رویم اونطرف بود!
نویسنده : - ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٤

گفت: وابستگان فتنه 88 و برخی از سایت‌ها و روزنامه‌های مدعی اصلاحات از پوشش دادن خبری به راهپیمایی عظیم و بی‌نظیر اربعین حسینی(ع) طفره رفتند. چرا؟!
گفتم: به چند دلیل متفاوت. اول آن که این راهپیمایی عظیم علاوه بر آن که نمایش قدرت علیه آمریکا و اسرائیل و انگلیس و آل‌سعود بود، برای اهانت‌کنندگان به ساحت عاشورای حسینی(ع)  در فتنه 88 هم یک تودهنی جانانه بود، دوم این که بی.بی.سی و صدای آمریکا و سایر رسانه‌های غربی و عبری و عربی، از پوشش خبری آن طفره رفته بودند و برای حامیان فتنه خلاف ادب! بود که با آنها مخالفت کنند!
گفت:  ولی برخی از تحلیل‌گران آمریکایی و اروپایی از این واقعه بی‌نظیر با عنوان یک زلزله یاد کرده بودند که تن دشمنان جمهوری اسلامی را به شدت لرزانده است.
گفتم: چه عرض کنم؟! از یارو پرسیدند؛ متوجه شدی که دیشب زلزله اومد؟ گفت؛ نه! من رویم اونطرف بود!


comment نظرات ()
ارتش 20‌ میلیونی حسینی(ع)
نویسنده : - ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٤
اربعین آمد و رفت و سپاه غیرتمند سیدالشهدا با پاهایی پُرتاول که به یادگار می‌برند عازم شهرهاشان شدند آنان به راهی سر نهاده بودند که هر خاری از آن دارد نشانی از کف پایی. به وطن‌ها‌شان برگشتند با تن‌هایی خسته از راه و دلهایی پر از شعف و شور و شوقی که عاشقی به معشوقش رسیده دارد. گویی در اوج آسمان‌اند و از زیارت خدا بازمی‌گردند که فرمودند زیارت حسین مثل زیارت خدا در عرش است. آنان می‌آیند و بوی رسول مهربانمان را به سوغات می‌آورند و این‌بار ما مردمان، عطر محمدی را از اویس قرن‌هایمان می‌نیوشیم چرا که پیغمبر اعظم  به مصافحه با زائر حسین می‌آید. آنها می‌آیند و همچون روزی که از مادر متولد شده‌اند پاکند و پاکیزه چون که زائر حسین به هر قدمی که در این راه برمی‌دارد گناهی از او محو می‌گردد و حسنه‌ای برایش ذخیره می‌گردد. پس ای برادران و خواهران بهشتی و با ایمان انظرونا نقتبس من نورکم 1 که دلهامان تنگ است و یک آسمان هوای حسین دارد خصوصا اکنون که شما می‌آیید و نسیمی جانفزا می‌آید و بوی کرب و بلا می‌آید.
لشکریان اربعینی حسین، حجکم مقبول و سعیکم مشکور که فرمودند زیارت کربلای حسین بیش از هزار حج می‌ارزد و این عجیب نیست که کربلا با کعبه قیاس شود وقتی که هر دو نماد عبودیتند و زیارتشان به دستور خداست و برای قرب به او. کعبه بنا شد برای عبادت خدا که ره گم نشود و حسین فدا شد که تا کعبه گم نشود و بندگان خدا از جهالت و حیرت گمراهی برهند و اسلام بماند که ماند و به غیر از اسلام تمام ادیان ابراهیمی مدیون حسین است چرا که اگر او نبود که به ناحق از دیارش دفع شد به جرم آنکه می‌گفت خدای من الله است دیرها و کلیساها و کنشت‌ها و مساجدی که نام خدا به فراوانی در آن برده می‌شود ویران می‌گردید. 2 و حسین حسین است چه ما از ابتدای نهضتش انقلابی‌گری بیاموزیم و انجام تکلیف را و چه از تداوم نهضتش حفظ نظام اسلام و انقلاب را بفهمیم و نیز نه تنها شیعه که اهل‌سنت هم و نه تنها مسلمانان که تمام ادیان ابراهیمی و بودا و بی‌دین همگی مدیون حسینند مگر ما در تاریخ نخوانده در عاشورا و اربعین ندیده‌ایم. اگر نیست پس آن سنی سر از پا نشناخته حسین که در اربعین کربلا خود را به رنج سفر انداخته و آنهایی از آنان که نام حسن و حسین بر فرزندانشان نهاده‌اند، و آن کلیمی ایستاده در صف غذای حسین یا آن مسیحی گریان دخیل بسته به عباس حسین از حسین چه می‌خواهد؟ چرا حاجاتشان را از ارباب کریم ما می‌گیرند؟ و شفای کودکانشان را از عباس و زینب. و برای رقیه اسباب بازی نذر می‌کنند؟ هر چند که می‌دانیم در خانه کریم گدا موج می‌زند. گاندی رهبر هند از حسین فاطمه چه آموخته که تنها راه نجات کشورش را در تبعیت از حسین می‌داند؟ و هزاران شاهد مثال دیگری که همگی ما را به حسین فرا می‌خوانند، تنها برای بشر عذر تقصیر است به پیشگاه حسین.
فاطمه ‌ای مادر همه خوبیهای عالم چشمتان روشن. مباد که دیگر دل نگران عزاداران حسین باشی. ببین که بیست میلیون عاشق حسین تو در یک روز چه قیامتی برای فرزند غریبت به پا کرده‌اند و برای او چگونه عزاداری می‌کنند. گویی عزیزترین عزیزانشان را از دست داده‌اند. چه کسی برای پدر و مادرش صدها و هزاران کیلومتر را با پای پیاده طی می‌کند که اینها برای حسینت پیموده‌اند؟ چه کسی برای عزیزش در این سرما سختی سفر به تن خود و عزیزانش می‌خرد و شیرخواره و کودکش را پیاده به آغوش و دوش گرفته می‌برد که برای حسینت این گونه می‌کنند؟ روزگاری تن این خسته‌دلان پایی داشت که آن را در راه شما آزرده‌اند و دل به پاییز نسپرده‌اند و اگر داغ دل بود، دیده‌اند و اگر خون دل بود، خورده‌اند و اگر دل دلیل است آورده‌اند و کجایی قیصر که بگویی اگر پای پر آبله شرط عشق است آورده‌اند و این خون حسین است که بعد از 1375 سال هنوز می‌جوشد که شهادت تزریق خون است به پیکر اجتماع.
در این مجال و مقال نامی از وهابیت سعودی و تکفیری‌های داعشی و عثمانی نبردم چون که در بین بیست میلیون زن و مرد آماده به رزم و جهاد حسینی که فوج فوج در کربلا و نجف و کاظمین موج می‌زنند ده بیست هزار جیره‌خوار فریب خورده و تهی مغز و نادان که تنها زن و بچه و بی‌سلاح می‌کشند دیده نمی‌شوند و زیر دست و پا له شده‌اند و از ذلت و خفت در بیابانهای جهالت و سفاهت و ضلالت به دنبال جمع کردن عقرب و مار برای گزیدن زائرانند و این نهایت منطق و عقلانیت این حیوانات هاری است که آمریکا و انگلیس زاییده و پای درس مفتی‌های وهابی که مفت نمی‌ارزند بزرگ شده‌اند. آنها که کرند و کورند و کودن و به جز خون چیزی جنونشان را سیراب نمی‌کند و این را آمریکا و اسرائیل پاسخ دهند که اگر این بیست میلیون نفر هر کدام یک سطل آب به ارتجاع و تحجر بریزند چه بر سر این سرمایه‌های آنها خواهد آمد؟ این ضرب شست، تظاهرات یک روزه حسینیان است که از ترستان هیچ انعکاسی در شبکه‌های خبری‌ای که مدعی گردش آزاد اطلاعات و اخبار در آنها هستید نیست و به کلی آن را مسکوت گذاشته‌اید. به جهنم که نیست و چه خوب شد که نیست. اصلا رسانه‌ و سازمانی که اسس علی الکذب و الافتراست و برای مطامع شیطانی استکبار برنامه‌ریزی شده و طبق میل آمریکا و اسرائیل دروغ در بوق می‌کند نمی‌تواند و نباید صفای بی‌نظیر عاشقان حسین را به تصویر و صدا بکشد. از این می‌گذریم که جهان سلطه و استکبار از این راهپیمایی بی‌نظیر حسینی در وحشت افتاده و اگر از آن عظمت نمی‌گویند و نمی‌نمایانند ولی به شدت پیگیر و رصدکننده آنند و آنها که با اعتراضات به حق چند صد نفری مردمشان به نفس نفس می‌افتند با این خیل میلیونی اربعین چه می‌کنند؟ تاسوعا و عاشورایمان بماند.
محمدهادی صحرایی

1- درنگی کنید و ما را بنگرید تا از نورتان فروغی گیریم (سوره حدید آیه 13)
2- الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الا ان یقولوا ربنا الله.... لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم‌الله کثیرا.... (سوره حج آیه 40)

comment نظرات ()
ظلم بزرگ فتنه گران در حق نظام و انقلاب و امام هرگزفراموش نمی شود
نویسنده : - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱۸
بیش از پنج سال از انتخابات ریاست جمهوری دهم می‌گذرد، انتخاباتی که می‌رفت به سبب شکوه حضور 85 درصدی ملت، تا سال‌های سال «آئینه دق» باشد برای آنها که همه هنرشان آوردن 20 تا 30 درصد مردمشان پای صندوق‌های رأی است و با این حال ادعای دموکراسی‌شان گوش فلک را کر می‌کند و تازه لشکر می‌کشند به این سوی دنیا تا به ما «مردم‌سالاری» بیاموزند!
اما عدم تمکین نانجیبانه گروهی فتنه‌گر به رأی مردم، حلاوت این پیروزی را به کام ملت تلخ و فرصت‌ها و هزینه‌های بی‌شماری را که می‌شد در جهت اعتلای مادی و معنوی کشور به خدمت گرفت، مصروف رفع فتنه و توطئه نمود.
حال برخی می‌پندارند گذر زمان خواهد توانست گرد فراموشی بر گناه فتنه‌گران افشانده، جنایت و خیانت آنان را از خاطر نظام و ملت ببرد. از این روست که در سطوح مختلف تلاش‌هایی آغاز شده است برای ایجاد فضایی در کشور که ضمن آن فضا از فتنه «حساسیت‌زدایی» شود! تمرکز این تلاش‌ها بر آن است که «فتنه» را تا سطح یک «کدورت» و غایت آن یعنی «براندازی» را تا حد یک «اعتراض» و «انتقاد» ساده فرو کاسته، با یک «صلوات» ماجرا را فیصله داده و چه بسا در افقی دورتر نیم‌نگاهی هم به بازگرداندن سران فتنه به سطوح حاکمیتی نظام داشته باشند! برخی هم که پا از این حد فراتر نهاده، گستاخانه جای متهم و شاکی را عوض کرده و با مظلوم‌نمایی سران فتنه، گویی حتی نظام را بدهکار آنان نیز می‌پندارند و بلکه بر این باورند که نظام بایستی از سران فتنه عذرخواهی هم بکند که چرا به آنها اجازه براندازی نداد!
شواهد و قرائن متقن اما جملگی حکایت از آن دارد که هیزم فتنه، برخلاف تصور برخی ساده‌لوحان، نه در شب‌های مناظره و وقایع پس از آن، که از بیش از 10 سال پیش از آن مهیا شده بود؛ چنان که ناروا نخواهد بود اگر فتنه شوم 88 را تالی‌تلو فتنه ننگین 78 به حساب آوریم، که آنگونه که دیده‌بان حکیم انقلاب فرمودند با یک «برنامه‌ریزی» حساب شده «10 ساله» و با صحنه‌گردانی بی‌واسطه شیطان بزرگ و رژیم نامشروع صهیونیستی و برخی دولت‌های غربی و مشتی اعوان و انصار داخلی آنها رقم خورد. سناریویی که در خیال خام خود پرونده نظام را بسته و فاتحه انقلاب را هم خوانده بود!
عنایت به این نکته و نیز ضرورت عبرت‌پذیری از فتنه به منظور پیش‌گیری از تکرار وقایع مشابه است که سر تذکر مکرر رهبری را نسبت به تمسک به «بصیرت» در تحلیل وقایع، باز می‌نمایاند. نیز از همین‌روست که «فتنه» و «فتنه‌گران» از پربسامدترین واژه‌ها در بیانات سال‌های اخیر ایشان بوده است و گزاف نخواهد بود این ادعا که ایشان تقریباً در تمام سخنرانی‌های بعد از انتخابات 88 به این موضوع پرداخته‌اند. این گواه آن است که رهبر انقلاب اجازه نمی‌دهند کسانی بخواهند بر این جنایت پرده فراموشی کشیده، طوری وانمود کنند که انگار نه انگار اتفاقی افتاده و خانی آمده و خانی رفته است! ایشان بیش از هر کسی تعمد دارند مکرر از فتنه و جنایت سران فتنه یاد کنند تا کسی نتواند با این خیال خام که ماجرای فتنه گذشته و گذر زمان خاطره این جنایت‌ها و خیانت‌ها را از ذهن نظام و مردم انقلابی زدوده، بی هیچ هزینه و تبعاتی در صدد «تطهیر» سران فتنه برآید!
حتی اگر ساده‌لوحانه و کودکانه بر تمام شواهد موجود چشم بپوشیم و فتنه را پدیده‌ای پساانتخاباتی بدانیم، باز هم به اعتبار حمایت تمام عیار همه دشمنان نشان‌دار انقلاب- از رژیم صهیونیستی و آمریکا و برخی دولت‌های غربی و عربی گرفته، تا گروه‌های ورشکسته‌ای نظیر کومله، پژاک، منافق، سلطنت‌طلب و حتی گروهک ریگی- از سران فتنه، کمترین شائبه‌ای در نقش‌آفرینی آنان در توطئه‌ای که اساس نظام را نشانه رفته بود، باقی نمی‌ماند! این فرضیه عوامانه نیز که «جناب‌عالی هم اگر به رویه‌ای در جمهوری اسلامی اعتراض کنید آنها پشت سر شما قرار می‌گیرند...» کاملاً مخدوش و نامعتبر است، به سبب آنکه نظام 8 ماه تمام (از 22 خرداد تا 22 بهمن 88) باسعه صدر و متانتی مثال‌زدنی به فتنه‌گران فرصت داد تا با مرزبندی روشن نسبت به دشمنان مسلم انقلاب، امید آنان را ناامید ساخته و راه را بر هرگونه شبهه وجود ارتباط پیدا و پنهان بین خود و آنها مسدود نمایند، 8 ماه تمام بزرگان نظام مشفقانه فتنه‌گران را نصیحت کردند که اعتراض خود را به‌سان یک «اختلاف خانوادگی» دانسته، در چارچوب موازین خانواده پیگیر مطالبات خود باشند و به آغوش انقلاب بازگردند؛ اما آنها نه تنها حتی یک بار لب به رد این حمایت‌ها- که قالب‌های مختلف لفظی و مالی و اطلاعاتی و رسانه‌ای و... داشت- نگشودند، که شکایت خود را به بیدادگاه طاغوت برده، از شیطان برای پیروزی در آن ماجرا استمداد کردند و مهر تأییدی بر مدعای صهیونیست‌ها زدند که به راستی سرمایه‌های آنان در مقابله با نظام اسلامی به حساب می‌آیند!!! سرمایه‌هایی که ارادت خود را با شعار «نه غزه، نه لبنان» به اثبات رساندند. این فرصت 8 ماهه هم‌چنین اتمام حجتی بود برای آنان که هم‌چنان ساده‌اندیشانه می‌پنداشتند فتنه‌گران را با بیگانگان و دشمنان دیرینه انقلاب سر و سری نیست وگرنه چه زحمتی داشت یک موضع‌گیری و مرزبندی صریح از سران فتنه که دندان دشمنان دندان‌تیز کرده انقلاب را در دهانش خرد کند، اگر حقیقتاً از آنها بری بودند!
و نه تنها این، چندی پیش هم که «توبه» و ابراز ندامت سران فتنه از تهمت‌هایی که به دروغ به نظام نسبت دادند و سبب تحمیل چنان هزینه‌های گزافی شدند، به عنوان مقدمه‌ای برای بازگشت آنها از مسیری که در پیش گرفته بودند مطرح شد، فرزند یکی از آنها در موضعی وقیحانه اعلام کرد: «آرزوی عقب‌نشینی پدرم را به گور خواهید برد»! حال با وجود چنین گستاخی‌های صریحی، چگونه برخی همچنان می‌توانند مدعی وفاداری سران فتنه به انقلاب و نظام و رهبری باشند و در حالی که آنان وقیحانه بر مواضع خود پای می‌فشارند درصدد تطهیر آنها برآمده، توبه نکرده، با آنان معامله جناب «حر» بکنند! آنها خود از این موارد بی‌اطلاع‌اند، یا خدای ناکرده نظام و ملت را سفیه پنداشته‌اند؟ از این‌روست که «کدورت» دانستن فاجعه‌ای که رهبری معظم انقلاب با همه سعه صدر و صبوری‌شان از آن به عنوان «ظلم بزرگ»ی یاد کردند که نظام را تا «لبه پرتگاه» به پیش برد، حقیقتاً یا نشان از بی‌بصیرتی است، یا غرض‌ورزی و شیطنت!
جرم فتنه‌گران تنها این نیست که با دروغ کثیف «تقلب» حماسه حضور دشمن‌شکن ملت را به تهمتی دشمن‌شادکن بدل کرده، کیان و اساس نظام را نشانه گرفتند، بلکه خیانت دیگر آن‌جایی بود که با دادن گرای نقاط ضعف اقتصادی کشور به بانیان بیرونی فتنه، درصدد جبران ناکامی اهداف شوم فتنه 88، یعنی براندازی نظام، از طریق تحریم و فتنه‌های دیگری برآمدند! و اینکه تحریم‌ها حاصل «مقاومت هسته‌ای» عنوان شد متأسفانه آدرس غلطی بود که در انتخابات سال گذشته به ملت داده شد و حال که علی‌رغم تعدیل‌ها و تعلیق‌های بی‌سابقه فعالیت‌های هسته‌ای تحریم‌ها همچنان دست‌نخورده و بی‌تغییر باقی مانده است، صادق‌ترین گواه بر نادرستی ادعایی است که متأسفانه دستاویز بهره‌برداری‌های سیاسی خاص قرار گرفت!
از این‌روست که «فتنه» و جرم «سران فتنه» هرگز از یادها نخواهد رفت، آن‌چنان که رهبر عالی مقام نظام در پاسخ به این توهم و سودای برآمده از آن یعنی تطهیر فتنه‌گران و نادیده گرفتن جنایات آنها قاطعانه فرمودند: «من قبلاً درباره بصیرت صحبت کرده‌ام و اینکه نباید راه شهدا و راه انقلاب را گم کنیم. جرم اینها بزرگ است و اگر امام(ره) بودند شدیدتر برخورد می‌کردند. اگر اینها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود و قطعاً شما راضی نخواهید بود. ما اکنون به اینها ملاطفت کرده‌ایم.»

سیده آزاده امامی

comment نظرات ()
نسخه‌‌ امام رضا(ع) برای تشخیص حق در فتنه‌ و شناخت فتنه گران
نویسنده : - ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٧
 خبرگزاری تسنیم:امام رضا(ع) در حدیثی به بیان ساده از دستورالعمل و نحوه شناسایی حق و جدایی آن از باطل در این شرایط دشوار پرداخته اند که مختصر و مفید به آن می پردازیم.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، متن یادداشت هادی شریفی را با عنوان «نسخه‌‌ای که امام رضا(ع) برای تشخیص حق از باطل در فتنه پیچید» در ذیل می‌خوانید:

فتنه به زبان ساده به شرایطی گفته می شود که حق و باطل چنان به هم آمیخته می شود که تشخیص آن از یکدیگر سخت است و فرد را به خطا می اندازد و به همین جهت عبور از آن بسیار دشوار است؛ اما امام رضا(ع) در حدیثی به بیان ساده از دستورالعمل و نحوه شناسایی حق و جدایی آن از باطل در این شرایط دشوار پرداخته اند که در زیر مختصر و مفید به آن می پردازیم.

در کتاب وسائل الشیعه۱ جلد ۱۶ صفحه ۱۷۹ حدیث ۲۱۲۸۹ ، حدیثی از امام رضا(ع) درباره فتنه آمده است که می فرمایند:"همانا از کسانی که مدعی مودت ما اهل بیت هستند کسی هست که در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) گفت: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستان ما. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."۲


راهکار تشخیص حق از باطل طبق فرمایش امام رضا(ع)
در این حدیث امام(ع) از فتنه ای صحبت می کنند که از فتنه دجال شدیدتر است و شرایط را به گونه ای ایجاد می کند که حق با باطل آمیخته می شود و تشخیص آن بسیار سخت است اما یک راهکار اساسی برای شناخت فتنه نشان می دهند و آن اینکه طرف باطل با دشمنان اهل بیت(ع) دوستی می کند و با دوستان اهل بیت(ع) دشمنی! و این بهترین راهکار در شرایط فتنه است که ما می توانیم تشخیص دهیم حق و باطل کیست. طبق فرمایش امام(ع) هر طرفی که سراغ دشمنان اهل بیت(ع) رفت و با دوستان اهل بیت(ع) دشمنی کرد، باطل است و باید از او تبری کرد؛ و باز طبق فرمایش ایشان طرف باطل از منافقین خواهد بود اگرچه ظاهری بسیار مومن داشته باشد.


منظور امام رضا(ع) کدام فتنه است؟
اینکه منظور امام(ع) کدام فتنه است که از فتنه دجال سخت تر و شدیدتر است شاید بتوان آن را با فتنه ۸۸ تطبیق داد، زیرا اساس کار دجال دروغ است و فتنه ۸۸ نیز با ادعای دروغین و بدون سند تقلب گسترده در انتخابات کلید خورد و همچنین تایید و پشتیبانی مادی و معنوی دشمنان اهل بیت(ع) از ریگیِ جندالشیطان و مدونا خواننده‌ کابالیست شیطان پرست و مریم رجوی منافق گرفته تا آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی کودک‌کش که دستشان به خون صدها هزار شیعه و مسلمان آغشته است و دشمنی با دوستان اهل بیت(ع) را به همراه داشت و در نوع خود بسیار مخرب و شدید بود که موجب خسارات جبران ناپذیر مادی و معنوی شد لذا این فتنه شباهت بسیاری با آنچه که امام(ع) فرمودند دارد و هنوز هم می بینیم فراریان این فتنه در داخل و خارج به دامن همان آمریکا و انگلیس که در طول تاریخ دشمنی خود با دین خدا و اهل بیت(ع) ثابت کرده اند پناه می برند. و باز طبق فرمایش امام رضا(ع) می توان جنبش مرده سبز را نیز از اصحاب نفاق و منافق نامید اگرچه اهل تهجد باشند.

البته شاید فتنه های دیگری تا ظهور امام زمان (عج) در راه باشند اما امام رضا(ع) یک قانون کلی بیان کرده اند که در هر فتنه ای می توان از آن استفاده کرد و راه صحیح و حق را پیدا کرد.

اما اینکه شرایط توبه از این فتنه و خروج از جمع نفاق و ورود به جمع مومنین چیست دریادداشتی که قبلا منتشر شد طبق آیات قرآن وسیره معصومین(ع) توضیح داده شد.
 

 

توضیحات:

۱-کتاب وسائل الشیعه توسط شیخ محمد بن حسن حُرّ عاملی معروف به شیخ حر عاملی (مولود سال ۱۰۳۳ قمری در روستای «مشغره» از توابع جبع در لبنان و متوفی در ۲۱ رمضان ۱۱۰۴ قمری)، از علما و فقهای شیعه در طول ۱۸ سال گردآوری شد. در این اثر ۳۵۸۶۸ حدیث در أبواب مختلف فرائض، آداب و احکام گردآوری شده‌است و مصادر و منابع وسایل الشیعه علاوه بر کتب اربعه، بیش از ۱۷۰ اثر است. نام کامل کتاب «تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة» است.

 ۲- متن عربی حدیث:إنّ ممّن ینتحلُ مودّتنا أهلَ البیت، من هو أشدُّ فتنةً علی شیعتِنا من الدّجّال. فقلتُ: بماذا؟ قال: بموالاتِ أعدائِنا و معاداةِ أولیائِنا. إنّه إذا کان کذلک، اختلطَ الحقُّ بالباطل و اشتبهَ الأمرُ فلم یُعرَف مؤمنٌ من منافقٍ.


comment نظرات ()
بررسی سخنان روحانی در روز 16 آذرو روز مرگ بر آمریکا
نویسنده : - ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٧

1- بعدازظهر یکی از روزهای اردیبهشت‌ماه سال 1348 بود. از سوی شهید بزرگوار حضرت آیت‌الله سعیدی پیغام آورده بودند که برای یک کار ضروری به دیدن ایشان برویم. آن روز به اتفاق آقای مرتضی‌ الویری عازم منزل آیت‌الله سعیدی در خیابان غیاثی- آیت‌الله سعیدی‌ امروز- شدیم. خدمتشان که رسیدیم فرمودند مسئله‌ای از مدتها قبل ذهن ایشان را به خود مشغول کرده است و احضار ما به همین علت بوده است. و توضیح دادند که؛ تظاهرات دانشجویی در دانشگاه‌ها اگرچه مفید و موثر است و باید ادامه داشته باشد ولی این تظاهرات یک نقص بزرگ دارد که اگر برطرف نشود، راه به جایی نخواهد برد. ایشان درباره نگرانی خویش گفتند؛ شما در دانشگاه‌ها علیه رژیم شاه تظاهرات می‌کنید و اصلی‌ترین شعارتان این است که؛ «من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی، چه کسی برخیزد؟ من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، همه برمی‌خیزند» و شعارهای دیگری شبیه آن. این شعارها دعوت به خیزش و برخاستن است ولی مشخص نمی‌کند که برای چه باید برخیزیم و بعد از برخاستن به کدام سو برویم؟ شهید سعیدی این حرکت را ناتمام و بی‌نتیجه می‌دانستند و می‌فرمودند حرکت دانشجویی باید مطالبه مشخصی داشته باشد. آیت‌الله سعیدی پیشنهاد کردند که در تظاهرات دانشجویی نام حضرت آیت‌الله خمینی- آن روزها پیشوند امام رسم نبود- آورده شود تا جنبش دانشجویی هدف مشخص و شناسنامه تعریف شده‌ای داشته باشد. ایشان فرمودند آیت‌الله طالقانی- رحمهًْ‌الله ‌علیه- نیز همین پیشنهاد را دارند و قرار است گروههای دانشجویی مرتبط با خود را به شما معرفی کنند و همان موقع تلفنی با مرحوم‌ آیت‌الله طالقانی تماس گرفتند و به ایشان خبر دادند دو تن از برادران دانشجو که حضرتعالی آنها را می‌شناسید برای پیگیری پیشنهادی که درباره آن صحبت کرده بودیم، خدمت شما می‌رسند. به اتفاق آقای الویری و با ماشین مدل پائین- آنهم آن روزها- که از برادر شهیدم امانت گرفته بودیم عازم منزل مرحوم آیت‌الله طالقانی شدیم. (شاید این بخشی از ماجرا به موضوع یادداشت پیش‌روی ارتباطی نداشته باشد ولی اشاره به آن خالی از لطف نیست- لطف خدا منظور است- در میانه راه ماشین جوش آورد، با چند دقیقه درنگ و ریختن آب در رادیاتور، روشن شد ولی بلافاصله از حرکت ایستاد. این روشن و خاموش شدن تا مغرب طول کشید و دیدیم رفتن به منزل آیت‌الله طالقانی بی‌فایده است چون ایشان مطابق معمول برای اقامه نماز عازم مسجد هدایت شده بودند. تصمیم گرفتیم ماشین را کنار خیابان پارک کنیم و برویم. با ناامیدی استارت زدیم، روشن شد و انگار نه انگار که عیب و ایرادی داشته است. فردای آن روز آیت‌الله سعیدی پیغام دادند که بعد از رفتن شما آیت‌الله طالقانی تماس گرفته و گفته بودند، ساواک تلفن را شنود می‌کرده و دو اتومبیل با تعدادی ساواکی بیرون منزل کشیک می‌کشند. اگر بچه‌ها حرکت نکرده‌اند، بگوئید نیایند و...!).
چند روز بعد در دانشگاه تهران تظاهرات پرجمعیتی برپا شد و با برنامه‌ریزی قبلی و ابتکار مشترک آیات بزرگوار، سعیدی و طالقانی شعار «درود بر خمینی» در فضای دانشگاه طنین‌انداز شد. این شعار پرابهت و غرور‌آفرین حال و هوای خاصی به تجمع آن روز داده بود، گویی بروبچه‌ها گمشده خود را یافته بودند و قطعه کامل‌کننده پازل جنبش دانشجویی را پیدا کرده بودند.
2- تاریخچه جنبش دانشجویی دو قله بلند و افتخارآفرین را در خود جای داده است که هر یک از آنها به علت نقش‌ تعیین‌کننده و سرنوشت‌سازی که داشته‌اند، به مبدأ حرکت و یوم‌الله تبدیل شده‌اند، 16 آذر و 13 آبان. شناسنامه و هویت اصلی هر دو قله، خروش علیه آمریکا و جنایات این قدرت استکباری است، که اولی به عنوان «روز دانشجو» و دومی با تابلوی «روز مبارزه با استکبار» در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شده و هر کدام با مراسم خاصی به منظور بزرگداشت یاد و خاطره آن دو روز حماسی همراه است. در شناسنامه هر دو روز «مرگ بر آمریکا» با عنوان هویت این دو روز و به مفهوم مقابله با جنایات و غارتگری‌ها و آدم‌کشی‌های دولت آمریکا - و به قول حضرت‌امام(ره)، نه،مردم آمریکا- ثبت شده است. بنابراین بسیار بدیهی است که اگر در مراسم بزرگداشت این دو روز حماسی، فلش حرکت مراسم و جان‌مایه شعارها و سخنان ایراد شده سمت و سوی مقابله و مبارزه با آمریکای خونریز را نداشته باشد و شیطان بزرگ را به عنوان دشمن اصلی مردم و اسلام و انقلاب آدرس ندهد، نه فقط هویت واقعی این دو روز حماسی تحریف شده است، بلکه خون شهدای 16 آذر 1332 پایمال شده و حرکت  افتخارآفرین تسخیر لانه‌‌جاسوسی به نفع دشمن نادیده گرفته شده است. دقیقا مانند آن که، ایام محرم و در مراسم عزاداری سیدالشهداء علیه‌السلام، نامی از یزید و عمرسعد و شمر و ابن‌زیاد و جنایاتی که مرتکب شده‌اند به میان نیاید! و حال آن که برپایی مراسم عزاداری برای زنده نگه‌داشتن حماسه عاشورای حسینی(ع) و نشان‌دادن جنایت بزرگی است که یزیدیان آن زمان مرتکب شده و از سوی حرامیان این زمان تکرار می‌شود».
3- دیروز در سالروز 16 آذر و روز دانشجو آقای دکتر روحانی رئیس‌جمهور محترم کشورمان که در مراسم بزرگداشت این روز به دانشگاه علوم پزشکی ایران رفته بود، از هر دری سخن به میان آورد، غیر از ضرورت خروش علیه آمریکا و مقابله و مبارزه با جنایات این قدرت وحشی و آدمکش که مناسبت و شناسنامه اصلی 16 آذر است! درباره سخنان رئیس‌جمهور محترم در اجتماع به دقت برنامه‌ریزی و گزینش شده دیروز- که پرداختن به آن نوشته جداگانه‌ای می‌طلبد- گفتنی‌هایی هست که به چند نمونه از آن اشاره‌ای گذرا خواهیم داشت.
4- آقای دکتر روحانی در مراسم تجلیل از شهدای 16 آذر 32 برخلاف آنچه انتظار می‌رفت و هدف اصلی همایش بود، به جنایات آمریکا که شهادت مظلومانه سه شهید 16 آذر، بخشی از آن و صدها جنایت وحشیانه دیگر آمریکا از آن روز تا به امروز در ادامه آن بوده و هست، هیچ اشاره‌ای نکردند و فقط آنجا که قصد تقدیر و تجلیل از سیاست خارجی دولت خود را داشتند! به اشاره فرمودند امروز اگر همه قبول نداشتند که دولت جمهوری اسلامی ضد خشونت و افراطی‌گری است «چطور اعلام جمهوری اسلامی ایران برای جهان عاری از خشونت و افراطی‌گری در مجمع عمومی سازمان ملل با اتفاق‌آراء و مخالفت فقط دو سه کشور مثل آمریکا و اسرائیل به تصویب می‌رسد»؟!
ملاحظه می‌کنید که اینجا هم پای تعریف از دولت یازدهم در میان است و نه جنایات آمریکا و باید گفت: مگر طرح «گفتگوی تمدن‌ها»ی آقای خاتمی به اتفاق آراء- و حتی از سوی آمریکا و اسرائیل- در مجمع عمومی به تصویب نرسیده بود؟ و مگر پس از آن جرج بوش ایران را محور شرارت لقب نداد؟ بنابراین چگونه به تصویب طرح ضدخشونت خود دل بسته‌اید؟!
5- آقای روحانی در مراسم دیروز، بار دیگر به منتقدان دولت تاختند و علاوه بر واژه‌هایی نظیر؛ بی‌سواد، بروید به جهنم، ناآگاه به مسائل جهان، بی‌شناسنامه و... این بار منتقدان سیاست خارجی دولت خود را
«تازه به‌دوران‌رسیده»! نامیدند!
6- در حالی که دست‌اندرکاران دولت محترم، از سخنرانی برخی منتقدان دولت به مناسبت 16 آذر در دانشگاهها جلوگیری کرده و به هیچ منتقدی اجازه حضور در مراسم دیروز را نداده بودند، آقای روحانی در چند جای سخنان  خود بر ضرورت نقد، نیاز دولت به انتقاد، دانشجو باید دیده‌بان باشد و... تاکید غلیظ داشتند! که این بخش از سخنان رئیس‌جمهور با عملکرد دولت ایشان در تناقض آشکار است. نیست؟! البته عقیده نگارنده آن است که لغو سخنرانی منتقدان پوست خربزه‌ای است که جریان نفوذی فتنه در دولت، زیرپای آقای دکتر فرهادی وزیر محترم علوم گذاشته‌اند که امید است دکتر فرهادی به این ترفند توجه ویژه داشته باشند.
7- رئیس‌جمهور محترم می‌فرمایند؛ «در این رفت و آمدها، و رأی اعتمادها یک نظرسنجی بسیار خوبی در دانشگاه‌ها صورت گرفت و آن نظرسنجی تائید کرد راه دولت یازدهم در دانشگاه‌ها مورد تائید اساتید و دانشجویان است»! مطابق اطلاعات موثق، نظرسنجی مورد اشاره جناب روحانی یک نظرسنجی «اینترنتی» بوده است و بعید است آقای رئیس‌جمهور ندانند که از نظر کارشناسان، نظرسنجی اینترنتی «کم‌ ارزش‌ترین» و «بی‌اعتبارترین» نوع نظرسنجی است و در میان اهل فن به مزاح با عنوان نظرسنجی
 «کلیک،‌کلیک، بنگ بنگ» از آن یاد می‌شود.
8- آقای دکتر روحانی در بخشی از سخنان خود، تاکید کرد که دولت از دیدگاه خود درباره اداره دانشگاهها عقب‌نشینی نمی‌کند و ضمن تائید چندباره گزینه‌های معرفی شده برای وزارت علوم که مجلس به آنها رأی اعتماد نداده بود و تائید عملکرد آقای فرجی‌دانا که از سوی نمایندگان مردم استیضاح و برکنار شده بود، اعلام کرد «امروز آقای دکتر فرهادی همان راه را ادامه خواهد داد» که باید گفت؛ اظهارات ایشان اولا؛ نادیده گرفتن جایگاه و رسالت مجلس در قانون‌اساسی است. ثانیا؛ بی‌احترامی به رأی ملت است که نمایندگان مجلس را برگزیده‌اند و ثالثا؛ آقای دکتر فرهادی به یقین با بقیه گزینه‌ها تفاوت ماهوی دارد و علاوه بر سوابق ایشان، اظهارنظر صریح وی که فتنه را خط قرمز می‌دانند نشان می‌دهد مانند بقیه گزینه‌ها نیستند.
9- و اما اکنون به خاطره صدر این یادداشت برمی‌گردیم و این که از جناب روحانی به عنوان رئیس قوه مجریه انتظار آن بوده و هست که با توجه به اطلاعات ایشان از نقشه راه دشمن  در مراسمی نظیر همایش دیروز، خط حرکت جنبش دانشجویی را تشریح و به عنوان شناسنامه و هویت این جنبش یعنی مقابله با توطئه‌ها و کینه‌توزی‌های آمریکا و متحدانش بر آن تاکید ورزند و ظرفیت عظیم جنبش دانشجویی را به نفع کفه خودی در مذاکرات علیه دشمن بسیج کنند.

حسین شریعتمداری


comment نظرات ()
16 آذر و نسخه اصلی جنبش دانشجویی
نویسنده : - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٥
61 سال پیش وقتی صدای سفیر گلوله‌‌های دژخیمان شاه، سکوت صبح‌گاهی دانشگاه تهران را شکست، کسی فکر نمی‌کردخون آنها یک نهال پرطراوت و پرثمر با رویشی مبارک را سبب شود و هر روز به شاخ و برگ‌هایش افزوده شود. در فضای خفقان‌زده سال32 و تنها 110 روز پس از کودتای ننگین و شوم 28 مرداد، هنگامی که هر صدای آزادی‌خواهی با وحشیانه‌ترین روش‌ها سرکوب می‌شد، برای برپایی جشن پیروزی اهریمن بر مردمی دست‌خالی، نیکسون معاون رئیس‌جمهور وقت آمریکا به ایران می‌آمد تا دستخوش نوکری شاه را به او بدهد. اما دانشجویانی که تاب استبداد حاکم را نداشتند، در برابر این همه بیدادگری و سیاهی سکوت نکردند، آنها بدرستی آمریکا را عامل کودتای 28 مرداد و تحکیم پایه‌های سلطنت می‌دانستند و با این تشخیص درست بود که به سفر نیکسون اعتراض کردند. روایت خواندنی و بی‌نظیر شهید بزرگوار دکتر مصطفی چمران از حوادث آن روز، به خوبی روح و حقیقت ماجرا را نشان می‌دهد و اثبات می‌کند که جنبش دانشجویی در نخستین گام خود به زیبایی و هوشیاری هرچه تمامتر در دشمن‌شناسی نمره قبولی گرفت و البته در این راه سه فرزند عزیز دانشگاه جان خویش را تقدیم بیداری و آگاهی و نجات مردم نمودند.
پیروزی انقلاب اسلامی، نقطه عطف در همه شئون ملی و از جمله در جنبش دانشجویی بود. دانشجویانی که سالها با ستم و تباهی جنگیده بودند و از تحقیر ایران و ایرانی به تنگ آمده بودند، در سپیده پیروزی عرصه را برای خدمت به وطن مهیا دیدند و آن نهال با برکت، اندک‌اندک به درختی پرثمر تبدیل شد که در همه عرصه‌ها بار و بر داشت، از روزهای مقابله و مبارزه با خانه‌های تیمی و روزهایی که به تعبیر امام راحل(ره) عده‌ای دانشگاه را اتاق جنگ کرده بودند تا روزهای آسمانی و به یاد ماندنی دفاع مقدس، این جنبش دانشجویی بود که خوش می‌‌درخشید و هر کار ناممکنی را ممکن می‌کرد. در سال‌های پس از جنگ نیز آستین همت آنها بود که بالا رفت و هر روز حرفی نو و طرحی نو در می‌انداخت و گرهی از گره‌های کشور می‌گشود. آنها پایه‌گذار حرکت پرشتاب علمی کشور بودند که هنوز نیز ادامه دارد و موجب سربلندی ایران در قله‌های رفیع علم و دانش است. از کاظمی آشتیانی تا احمدی روشن و شهریاری و علی محمدی و صدها و هزاران استاد و دانشجوی فرهیخته دیگر نهضتی را آغاز کردند که به فضل الهی توقف آن ممکن نیست. آنها با دو بال علم و تقوا و با پیوند دانشگاه و سیاست نشان دادند که دانشمند واقعی، آن است که هم دشمنش را به خوبی بشناسد و هم برای کوتاه کردن دست او و تحکیم نظام کشورش، سختکوش و مجاهد، نوآور علمی باشد.
اما همانقدر که این نهضت دانشجویی، چه در بعد علمی و چه در بعد سیاسی موجب خرسندی و خوشحالی مردم و سبب تحکیم نظام می‌شد، برای آنها که چشم دیدن اصل جمهوری اسلامی را نداشتند غیر قابل تحمل و قبول بود. آنها نمی‌توانستند بپذیرند که نسل دوم و سوم انقلاب همانند نسل اول و حتی پرشورتر و بانشاط‌تر از آنها پای انقلاب و نظام ایستاده و در راه آن فداکاری و ایثار می‌کنند. اما مواجهه با این جریان پویا و انقلابی هم چیزی نبود که آنها حتی بتوانند به آن فکر کنند! و می‌دانستند حریف دختران و پسرانی که عزت و سربلندی اسلام و ایران را در بالاترین افق آرزوهای خود قرار داده‌اند نمی‌شوند اینگونه بود که اجرای نسخه اربابان و دشمنان اصلی ملت را در پیش گرفتند و به انحراف و «بدل‌سازی» از جنبش دانشجویی پرداختند. این حرکت دشمن، گاهی هوشمندانه و شیطانی و گاهی مضحک و نابخردانه بود! هرچه بود برای آنها مهم این بود که دانشجوی ایرانی راه را گم کند و حتی در لباس جنبش دانشجویی به راهی برود که آمریکا می‌گوید! و اینگونه شد که حتی خود را ملزم به حفظ ظواهر جنبش دانشجویی و اصلی‌ترین آرمان‌های آن هم نمی‌دانستند. درحالیکه شهدای 16 آذر 32 یعنی شریعت رضوی، قندچی و بزرگ‌نیا در یک نبرد نابرابر پنجه در پنجه آمریکا به عنوان مظهر ستم و استکبار انداخته بودند، ناگهان در نیمه راه دولت اصلاحات، از درون جنبش دانشجویی ساختگی و بدلی، نغمه‌های عشق‌ورزی به آمریکا بلند شد! در آن سال‌ها مخالفان آمریکا و آنها که خاطره شلاق و بیداد و ستم آمریکا را بیاد داشتند و آن خاطره را به نسل‌های بعدی منتقل کرده بودند از سوی این جنبش بدلی و دروغین به انواع تهمت‌ها و انگ‌ها نواخته شدند آنها به خیال خود می‌کوشیدند کاری کنند تا جنبش دانشجویی که برای جلوگیری از سفر نیکسون به ایران 3 شهید داده بود کارش به جایی برسد که فرش قرمز پیش پای آمریکا باز کند!
این اما همه ماجرا نبود، سردمداران این حرکت ضد انقلابی و ضد دانشجوی می‌دانستند که خورشید همیشه پشت ابر نمی‌ماند و دیر یا زود معدود افرادی که در میدان فریب آنها بازی می‌کنند، پی به ماهیت آنها و اربابشان خواهند برد. پس برای بهره‌برداری حداکثری از جوانانی که از حقیقت ماجرا بی‌خبر بودند، استقلال جنبش را هدف گرفتند. درحالیکه در همه سال‌های قبل و پس از پیروزی انقلاب، استقلال نهاد مقدس دانشجویی، افتخاری بزرگ برای برپا دارندگان جنبش بود، عده‌ای کوشیدند تا دانشجو را پیاده‌نظام پیشبرد سیاست‌های خویش کنند. ماجرای فتنه 78 و حوادث تلخ پس از آن سند درستی بر این مدعاست بخصوص آنکه به یاد بیاوریم نقش‌آفرینان آن حوادث امروز کجا هستند؟ آنها که روزی با پیراهن خونین، دروغ بزرگ کشتار در کوی دانشگاه را سر دادند، مدتی بعد به پادویی در بی‌بی‌سی و دست‌بوسی رئیس رژیم غاصب صهیونیستی رسیدند و تاوان تلخ آن از کیسه جنبش دانشجویی پرداخت شد! رئیس دولت اصلاحات که روزی پا برروی موج احساسات دانشجویی گذاشته و به مقام رسیده بود، بلافاصله پس از استقرار در کرسی قدرت، مصوبه‌ای در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب کرد که براساس آن حتی حق تظلم‌خواهی- که ابتدایی‌ترین حق انسانی هر فرد و تصریح شده در قانون اساسی است- از دانشجویان سلب شد! و البته با همه این اقدامات عملی، باز هم شعار توجه و علاقه به دانشجو سر می‌داد! اما این روند دیری نپائید و جوانان دانشجو به سرعت فریب را از حقیقت و آب را از سراب تشخیص دادند و ستاره اقبال مدعیان خیلی زودتر از آنچه فکر می‌کردند غروب کرد. کار به جایی رسید که حامیان دروغین جریان دانشجویی و موج‌سواران اصلی، در یک مراسم رسمی در 16 آذر 83، علناً دانشجویان را به خاطر مطالبه و پرسشگری تهدید به اخراج و برخوردهای آنچنانی کردند! سعید حجاریان مغز به ظاهر متفکر جریان اصلاحات در اواخر دوره اصلاحات وقتی در برابر پرسش‌های فراوان دانشجویان آگاه و خسته از فریب، هیچ جوابی برای ارائه نداشت، در کمال تعجب گفته بود: جریان دانشجویی زیاد درگیر امور جاری شده، بهتر است مدتی سکوت کند و به دنبال کار تئوریک برود! و این یعنی محترمانه صدای یک جنبش بیدار و پرسشگر را خفه کردن! همان زمان بود که یکی دیگر از مدعیان اصلاح‌طلبی در پاسخ او گفته بود: دانشگاه پادگان نیست که شما هر وقت دلتان خواست سوت بزنید و همه را گرد خود جمع کنید و هر وقت نخواستید همه را مرخص کنید!
از دید آنها، جنبش دانشجویی، مادامی که ارابه احزاب را یدک می‌کشد، قابل قبول و قابل تحمل است و به محض پرسشگری باید مرخص شود! در آن سال‌ها تلاش شد روح اصلی این جنبش یعنی مبارزه با آمریکا از آن زدوده شود و به جای آن دعواهای پوچ و مبتذل حزبی و جناحی که تنها و تنها تأمین کننده منافع حزب حاکم وقت بود جایگزین شود با این هدف که بتوانند از این پتانسیل فعال و پویا در فشار بر اصل نظام بهره ببرند و آن را وسیله‌ای برای اجرای تئوری فشار از پائین و چانه‌زنی از بالا قرار دهند.
اکنون و 61 سال پس از آن صبح سرد و تلخ در آذر 32،  جریان اصلی و گسترده در دانشگاه‌ها جریانی است که  وفادار به آرمان آن سه شهید و هزاران شهید دیگر جریان دانشجویی است.هنوز آمریکا را دشمن شماره یک بشریت و مردم ایران می‌داند و راه مبارزه با آن را اقتدار علمی و غلبه بر همه محدودیت‌ها و تحریم‌های ظالمانه علمی و دانشگاهی با سخت‌کوشی و شب‌بیداری و توسل و توکل می‌داند. جریانی که نقش‌آفرینان اصلی فتح لانه جاسوسی بودند و امروز هم باور کرده‌اند که «العلم سلطان»، جریانی که می‌داند ایران و اسلام انقلابی در گردنه خطیر تاریخی است و راه عبور موفق از آن بی‌اعتمادی کامل به آمریکا و پشت کردن به همه دروغ‌های او و در مقابل تلاش شبانه روزی برای تولید علم و خدمت به مردم است. در مقابل این جریان اصل دانشجویی جریان کم‌شمار دیگری وجود دارد که پرچم جنبش دانشجویی را دزدیده اما هیچ بهره‌ای از حقیقت آن نهضت اصیل نبرده است. جریانی که بخشی از مهمترین افرادش هم‌اکنون در آمریکا و انگلیس و حتی اسرائیل به پادویی مشغولند. جریانی که هیچ علاقه‌ای به دخالت واقعی و تاثیرگذار جنبش دانشجویی در امور مهم و سیاسی و اساسی کشور ندارد ولی با همه وجود تلاش می‌کند که دانشگاه را به باشگاه احزاب و اتاق جنگ تبدیل کند! جریانی که ثابت کرده حاضر است پیش پای آمریکا فرش قرمز پهن کند اما هیچ راهکار بومی و علمی برای مشکلات و ناملایمات داخلی تدارک نبیند و اساساً به آن اعتقادی ندارد! جریانی که اقتصاد مقاومتی و خودکفایی را شعارهایی غیرعملی و ناممکن می‌داند و حل همه مشکلات را در تسلیم و کرنش در برابر کدخدا می‌داند.
ناگفته پیداست که کدام جریان اصیل و کدامین آنها دروغین و تقلبی است. و ناگفته پیداست که آمریکا، دانشمندان برآمده از کدام جریان را آماج گلوله های خشم و کینه خودش کرده و سنگفرش خیابان‌ها را به خون آنها رنگین کرده است چه در آذر 32 و چه در جریان ترور دانشمندان هسته‌ای. بدیهی است که آمریکا، هرگز نوکران خودش را هدف قرار نمی‌دهد و این معیار یعنی دوستی و دشمنی آمریکا با یک جریان یا یک فرد، ملاک خوبی برای شناختن نسخه اصلی از تقلبی است.
حسین شمسیان
 

comment نظرات ()
آمریکا مهد هرج و مرج حقوق بشر، بی قانونی و تبعیض نژادی
نویسنده : - ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٤

13134

 تبعیض‌نژادی، نابرابری و بی‌عدالتی در آمریکا قدمتی به تاریخ تأسیس این کشور دارد و این روند کماکان نیز ادامه دارد، از این‌‌رو، همواره شاهد حرکات و اقدامات تبعیض‌آمیز و بی‌عدالتی از سوی دادگاه‌ها و نیروهای پلیس این کشور علیه اقلیت‌ها به‌ویژه اقلیت سیاه‌پوست هستیم. با اینکه سیاه‌پوستان 12 درصد جهت آمریکا را تشکیل می‌دهند، اما برابر مراکز آمار این کشور، بیشترین تعداد زندانیان و فقیران آن را شامل می‌شوند. تا آنجا که خود اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا نیز در نشست خبری اخیر خود، مجبور به اعتراف به تبعیض‌نژادی در این کشور شده و می‌گوید: «هیچ سیاه‌پوستی نیست که در آمریکا به چشم گناهکار به او نگاه نشده باشد. من هم 35 سال پیش می‌توانستم جای «تریون مارتین» (نوجوان سیاه‌پوست کشته شده به‌دست پلیس) باشم.»! در عین حال اوباما معترضان فرگوسن را به دلیل حمله به مراکز دولتی و خودروهای پلیس، مجرم دانسته و خواستار برخورد با آنان می‌شود. (این در حالی است که اوباما در فتنه 88، فتنه‌گران ایرانی که ادارات دولتی و مغازه‌ها و فروشگاه‌ها و اموال عمومی و مردم را به آتش می‌کشیدند را آزادیخواه می‌نامید!)
مقامات آمریکایی همواره تلاش می‌کنند تا چهره تبعیض‌آمیز آمریکا را از دید همگان پنهان سازند به همین خاطر است که شما می‌بینید، حتی در بسیاری از فیلم‌های هالیوودی سعی می‌شود تا بازیگران در نقش رؤسا و مسئولان مراکز امنیتی، اطلاعاتی، دادگاه‌ها و… را سیاه‌پوست نشان دهند که از قضا، چند نفر سفیدپوست تحت فرمان آنها هستند! حال آنکه در دنیای واقعیت، چنین چیزی در آمریکا، یا اصلاً وجود نداشته و یا بسیار نادر است.
بنابر آمار خود آمریکایی‌ها، بیشترین قتل‌های پلیس از بین سیاه‌پوستان است و اگر چه نمی‌گویند، اما سیاه‌پوستان شهروند درجه 2 محسوب می‌شوند!
حوادث فرگوسن و کشته شدن یک نوجوان سیاه‌پوست به دست یک پلیس سفیدپوست و تبرئه آن توسط دادگاه، برخلاف اعتراضات قبلی که محدود بود و سرکوب شد، این‌بار مردم 35 ایالت و 120 شهر این کشور را به خیابان‌ها کشاند تا نشان دهد که مردم آمریکا با وجود سانسورهای موجود، چقدر از بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌نژادی‌ها در این کشور ناراضی‌اند. از نکات جالب در این اعتراضات، آتش‌زدن پرچم آمریکا از سوی معترضان آمریکایی بود. همچنین در این اعتراضات، مراکز و خودروهای دولتی و پلیس نیز به آتش کشیده شد،‌ اما این حجم اعتراضات گسترده مردمی علیه بی‌عدالتی و تبعیض‌نژادی، نشان از واقعیت‌های دیگری نیز دارد و آن اینکه، آمریکا در حال فروپاشی از درون است، نکته‌ای که پیشتر نیز برخی خبرها و گزارش‌ها حکایت از این موضوع و افزایش موج تجزیه‌طلبی در این کشور به این دلیل و دیگر دلایل داشت. چندی پیش یکی از مراکز آماری معتبر آمریکا گفته بود، از هر چهار آمریکایی، یکی خواهان تجزیه این کشور است، اما نکته قابل‌تأمل در اعتراضات این روزهای آمریکا این است که بسیاری از سازمان‌های حقوق بشر جهانی و برخی کشورها از کنار این حوادث-که تا کنون گفته می‌شود صد‌ها کشته و زخمی و دستگیری به‌همراه داشته- به‌راحتی عبور می‌کنند و اصلاً احمد شهیدی (گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل درباره ایران) نیست! که علیه این تبعیض‌نژادی‌ها، نابرابری‌ها و بی‌عدالتی در آمریکا اعتراض کرده و گزارش تهیه کند! و این در حالی است که، چهار مورد اسیدپاشی در ایران،‌ بسیاری از مقامات غربی و رسانه‌های آنان را به واکنش تند علیه جمهوری اسلامی واداشت!؟ نکته جالب‌تر و البته قابل تأمل‌تر،‌ سکوت و کم‌تحرکی دستگاه دیپلماسی کشور و از طرفی، رسانه‌های زنجیره‌ای در برابر این تبعیض آشکار در آمریکاست. دستگاه دیپلماسی کشور بایستی بدون تعارف و با قاطعیت از این فرصت خوب استفاده کرده و سرکوب و تبعیض‌نژادی علیه سیاه‌پوستان در آمریکا را محکوم کند و آمریکا را در سازمان‌های حقوق بشری و بین‌المللی به چالش بکشاند، همان کاری که آمریکایی‌ها و غربی‌ها به کوچک‌ترین بهانه‌ای، علیه ایران انجام می‌دهند. واقعیت این است که نژادپرستی در آمریکا نهادینه شده است و با وجود مخفی‌کاری مقامات آمریکا این تفکر نژادپرستانه همواره در آن وجود دارد، نکته آخر اینکه؛ کاش عاشقان سینه‌چاک آمریکا در داخل نیز این بی‌عدالتی‌ها را به‌درستی می‌دیدند و نسبت به آن واکنش نشان می‌دادند!

علی اسماعیلی


comment نظرات ()
جریان تکفیردرخدمت آمریکا ، انگلیس و رژیم صهیونیستى است
نویسنده : - ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٤

مقام معظم رهبری فرمودند:

 این جریان تکفیر اگرچه تازه نیست و سابقه‌ى تاریخى دارد، لکن چند سالى است که با نقشه‌هاى استکبار و با پول برخى از دولتهاى منطقه و با طرّاحى و نقشه‌کشىِ سرویس‌هاى جاسوسى کشورهاى استعمارى - مثل آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستى - تجدید حیات کرده است و قوّت گرفته است. این جلسه، این اجلاس و این حرکت شما براى مقابله‌ى همه‌جانبه‌ى با این جریان است؛ نه براى آن چیزى که امروز به‌عنوان داعش شناخته میشود. جریانى که امروز به نام داعش شناخته میشود یکى از فروع شجره‌ى خبیثه‌ى تکفیر است، همه‌ى آن نیست. این فسادى که این مجموعه به راه انداختند، این اهلاک حرث و نسل،(۲) این ریختن خون بى‌گناهان، این بخشى از جرائم جریان تکفیر در دنیاى اسلام است؛ با این چشم باید نگاه کرد به این مسئله.
 من قلباً متأسّفم ما [ یعنى‌] دنیاى اسلام - که باید همه‌ى نیروى خودمان را صرف کنیم براى مقابله‌ى با توطئه‌ى رژیم صهیونیستى و این حرکتى که علیه قدس شریف و مسجدالاقصى انجام دادند که همه‌ى دنیاى اسلام را بایستى به حرکت در بیاورد - امروز ناچاریم به گرفتارى‌هایى که استکبار در درون دنیاى اسلام به‌وجود آورده مشغول بشویم؛ چاره‌اى نیست. در واقع پرداختن به مسئله‌ى تکفیر، چیزى است که بر علماى دنیاى اسلام و زبدگان و فرزانگان دنیاى اسلام تحمیل شده است؛ این را دشمن به‌صورت مشکل دست‌ساز وارد دنیاى اسلام کرده است و ناچاریم به آن بپردازیم، لکن مسئله‌ى اصلى، مسئله‌ى رژیم صهیونیستى است؛ مسئله‌ى اصلى، مسئله‌ى قدس است؛ مسئله‌ى اصلى، مسئله‌ى قبله‌ى اوّل مسلمین، مسجدالاقصى است؛ اینها مسائل اصلى است.
 یک نکته‌ى غیرقابل‌انکارى وجود دارد، و آن این است که جریان تکفیر و حکومتهایى که پشتیبان و حامى آن هستند، کاملاً در جهت نیّات استکبار و صهیونیسم دارند حرکت میکنند؛ کار آنها در جهت هدفهاى آمریکا و دولتهاى استعمارى اروپا و رژیم اشغالگر صهیونیستى است؛ شواهدى این معنا را قطعى میکند. جریان تکفیر ظاهر اسلامى دارد امّا عملاً در خدمت جریانهاى استعمارى و استکبارى و سیاسى بزرگى است که علیه دنیاى اسلام دارند کار میکنند؛ شواهد روشنى وجود دارد، از این شواهد نمیشود گذشت. من چند تا از این شواهد را ذکر میکنم.
 یکى این است که جریان تکفیر توانست حرکت بیدارى اسلامى را منحرف کند. حرکت بیدارى اسلامى یک حرکت ضدّآمریکا، ضدّاستبداد، ضدّدست‌نشاندگان آمریکا در منطقه بود؛ حرکتى بود از سوى عموم مردم در کشورهاى مختلف شمال آفریقا که علیه استکبار بود، علیه آمریکا بود. جریان تکفیر، این حرکت عظیم ضدّاستکبارى و ضدّآمریکایى و ضدّاستبدادى را تغییر جهت داد به جنگ بین مسلمانان و به برادرکشى. خطّ مقدّم مبارزات در این منطقه مرزهاى فلسطین اشغالى بود. جریان تکفیر آمد این خطّ مقدّم را تبدیل کرد به خیابانهاى بغداد و مسجد جامع سوریّه و دمشق و خیابانهاى پاکستان و شهرهاى مختلف سوریّه، و اینها شد خطّ مقدّم مبارزه!
 شما نگاه کنید به وضعیّت امروز لیبى، به وضعیّت سوریّه، به وضعیّت عراق، به وضعیّت پاکستان، ببینید نیروها و شمشیرها در دست مسلمانان علیه چه کسانى دارد به کار میرود؟ اینها باید علیه رژیم صهیونیستى به کار میرفت. جریان تکفیر جهت این مبارزه را تغییر داد و آورد داخل خانه، داخل شهرهاى ما، داخل ممالک اسلامى. در داخل مسجد جامع دمشق انفجار به‌وجود مى‌آورند، در اجتماعات مردم عادّى در بغداد انسانها را منفجر میکنند، در پاکستان صدها نفر صدها نفر را به رگبار میبندند، در لیبى این وضعیّتى را که ملاحظه میکنید و مشاهده میکنید به‌وجود مى‌آورند؛ همه‌ى اینها یکى از جنایات فراموش‌نشدنى تاریخىِ جریان تکفیر است که این وضع را به‌وجود آورده است. تبدیل این حرکت، کارى است در خدمت آمریکا، در خدمت انگلیس، کارى است در خدمت سرویس‌هاى جاسوسى آمریکا و انگلیس و موساد و مانند اینها.
 یک شاهد دیگر این است که آن کسانى که پشتیبان جریان تکفیرند، با رژیم صهیونیستى میسازند تا با مسلمانها بجنگند. به رژیم صهیونیستى اخم هم نمیکنند امّا نسبت به کشورهاى اسلامى و ملّتهاى اسلامى به بهانه‌هاى مختلف، انواع و اقسام ضربه‌ها را میزنند و توطئه میکنند.
 یک شاهد دیگر این است که این حرکت فتنه‌آلودى که جریان تکفیرى در کشورهاى اسلامى - در عراق و سوریّه و لیبى و لبنان و بعضى از کشورهاى دیگر - به‌وجود آورد، منجر به این شد که زیرساخت‌هاى ارزشمند این کشورها ویران بشود. شما ببینید چقدر جاده، چقدر پالایشگاه، چقدر معدن، چقدر فرودگاه، چقدر خیابان، چقدر شهر، چقدر خانه در این کشورها از بین رفت بر اثر این جنگهاى داخلى، بر اثر این برادرکشى‌ها؛ چقدر زمان لازم است، چقدر پول لازم است، چقدر هزینه باید داد تا دوباره اینها به حال اوّل برگردد. اینها ضررها و ضربه‌هایى است که جریان تکفیر تا امروز و در این چند سال گذشته، به دنیاى اسلام زده است.
 یک شاهد دیگر این است که جریان تکفیر چهره‌ى اسلام را در دنیا مخدوش کرد، زشت کرد. همه‌ى دنیا در تلویزیون‌ها دیدند که کسى را مى‌نشانند و با شمشیر گردن میزنند، بدون اینکه جرمى براى او معیّن شده باشد. لا یَنهکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِى الدّینِ وَ لَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم اَن تَبَرّوهُم وَ تُقسِطوا اِلَیهِم اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُقسِطین * اِنَّما یَنهکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلوکُم فِى الدّینِ وَ اَخرَجوکُم مِن دِیارِکُم وَ ظاهَروا عَلى‌ اِخراجِکُم اَن تَوَلَّوهُم.(۳) اینها درست بعکس عمل کردند؛ مسلمان را کشتند، غیر مسلمانِ غیر متعرّض را زیر شمشیر نشاندند، تصویر آن در همه‌ى دنیا پخش شد، همه‌ى دنیا این را دیدند. همه‌ى دنیا دیدند که یک نفرى به نام اسلام دست کرد از سینه‌ى یک آدم کشته شده، دل او را بیرون آورد و به دندان کشید! این را دنیا دید. اینها به نام اسلام تمام شد؛ اسلامِ رحمت، اسلامِ تعقّل، اسلامِ منطق، اسلامِ «لا یَنهکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِى الدّین»، این اسلام را اینها این‌جورى معرّفى کردند؛ از این جنایتى بالاتر؟ از این فتنه‌اى خبیث‌تر؟ این مال جریان تکفیر است.
 یک شاهد دیگر این است که اینها، محور مقاومت را تنها گذاشتند. غزّه پنجاه روز تنها جنگید، پنجاه روز تنها مقاومت کرد. دولتهاى اسلامى به کمک غزّه نرفتند، پولها و دلارهاى نفتى در خدمت غزّه قرار نگرفتند؛ اگرچه بعضى از آنها در خدمت رژیم صهیونیستى قرار گرفتند!
 یک سیّئه‌ى دیگر، یک شاهد دیگر این است که جریان تکفیر، شور و حماسه‌ى جوانان مسلمان را در سراسر دنیاى اسلام منحرف کرد. امروز در سرتاسر دنیاى اسلام، جوانان یک شور و حماسه‌اى دارند، بیدارى اسلامى در اینها اثر گذاشته است، آماده هستند درخدمت هدفهاى بزرگ اسلام حرکت کنند، [ امّا] این جریان تکفیر، این شور و حماسه را منحرف کرد و کسانى از جوانان بى‌خبر و جاهل را کشاند به سمت سر بریدن مسلمان و قتل‌عام زن و بچّه و کودک یک روستا! این جزو سیّئات جریان تکفیر است.
 از این قرائن و شواهد نمیشود به‌آسانى عبور کرد؛ همه‌ى اینها نشان میدهد که جریان تکفیر درخدمت استکبار است، درخدمت دشمنان اسلام است، درخدمت آمریکا است، درخدمت انگلیس است، درخدمت رژیم صهیونیستى است. البتّه شواهد دیگرى هم وجود دارد؛ به ما اطّلاع دادند که هواپیماهاى ترابرى آمریکا، مهمّاتى را که این گروه موسوم به داعش احتیاج داشتند، در مراکزى که داعش در عراق مستقر بود، از آسمان پرتاب کردند و براى آنها کمک رساندند. گفتیم لابد این کار، اشتباهى بوده؛ بعد تکرار شد؛ آن‌طور که به من اطّلاع دادند پنج مرتبه این اتّفاق افتاده است! پنج مرتبه اشتباه میکنند؟ آن‌وقت بظاهر ائتلاف ضدّ داعش درست کرده‌اند! که دروغ محض است؛ این ائتلاف، دنبال اهداف خبیث دیگرى است، میخواهند این فتنه را زنده نگه دارند؛ دو طرف را به جان هم بیندازند، جنگ خانگىِ بین مسلمانان را همین‌طور استمرار بدهند تا این [ جنگ‌] بماند؛ هدف آنها این است؛ البتّه نخواهند توانست، این را بدانید.

 


comment نظرات ()
← صفحه بعد