کلمه سبز

دهه فجر و عید انقلاب اسلامی مبارکباد
نویسنده : - ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱٠


comment نظرات ()
عید انقلاب اسلامی و نگرانی های امام راحل
نویسنده : - ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱٠

نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد

« ای احزاب مختلف ای گروههای مختلف ! اگر شما برای کشور خودتان دلسوز هستید و برای ملتتان دلسوز هستید باید بدانید که این ایجاد گروههای مختلف برای ملت سم قاتل است و کشور شما را باز به حال اول خدای نخواسته برمی گرداند. ای اشخاصی که داد از ملیت می زنید داد از دوستی با ملت می زنید داد از دوستی با مستضعفین می زنید این اظهار وجودها این گروه گروه کردن ملت موجب این می شود که ملت شما باز به حال اول برگردند. شما دارید رمز پیروزی ملت را از دست می دهید. شماها که حسن نیت دارید در تحت تاثیر شیاطینی که سو نیت دارند واقع شده اید. خدای تبارک و تعالی می فرماید و اعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا امر به اجتماع و نهی از تفرق . شماها اجتماع مسلمین را به هم می زنید و موجب تفرقه می شوید. هواهای نفس را کنار بگذارید! با ملت در یک مسیر بروید. این ملت جوانهای خودش را از دست داد این دانشگاه زحمت کشید این مدرسه ها زحمت کشیدند این مدرسه فیضیه کشته داد قرآنها را در این مدرسه فیضیه بی احترامی کردند بلکه گفته شد آتش زدند! ما زحمت کشیدیم و روحانیون را با دانشگاه آشتی دادیم و تبلیغات سو اجانب را خنثی کردیم و شما در این وقت در وقتی که ما احتیاجمان به وحدت کلمه بیشتر است موجب تفرق دارید می شوید. این خدمت به خلق است این خدمت به کشور است این گروه گروه شدن خدمت به انسانیت است خدمت به مستضعفین است یک قدری تامل کنید. و یک قدری در کارهای خودتان تجدید نظر کنید. گروه گروه می شوید و هر گروهی مخالف گروه دیگر. اگر همه در یک مسیر می رفتید باز مضایقه نبود که گروههایی همه در مسیر واحد. لکن دستهای خبیث اجانب در کار است که شما را ندانسته گروه گروه کند و مخالف باهم .... « « صحیفه نور ج 8 ص 478 ـ476 »
افسوس این است که شما مشغول دعوا هستید و از مردم غافل ! نه اقتصاد را توانستید درست کنید و نه امنیت را توانستید درست کنید و نه هیچی ! همه اش دعوا و همه اش با هم دعوا. همه توی تهران نشسته اند دعوا می کنند. این صحیح نیست . این خلاف اسلام است ; خلاف اخلاق اسلامی
به همه آقایان من می گویم با هم جنگ نکنید. روزنامه ها را پر نکنید دوباره از بدگویی از هم و از انتقاد از هم . انتقاد غیر انتقام جویی است . انتقاد انتقاد صحیح باید بشود. اما اگر قلم که دستش گرفت انتقاد کند برای انتقام جویی این همان قلم شیطان است
من خوف این را دارم که ـ خدای نخواسته ـ اگر این امور زیاد انباشته بشود یک وقت همان مسائلی پیش بیاید که مردم با طاغوت عمل کردند. طاغوت برای خاطر اینکه پسر کی بود و نوه کی بود که نبود; برای اعمالش بود
با هم بنشینیم تفاهم کنیم با هم بنشینیم برادر باشیم همه مان اهل یک مملکت همه مان اهل یک ملت همه مان اسلامی ارادت به اسلام داریم
شما فکر این ملت فکر این زاغه نشین ها فکر این مردمی که همه چیزشان را دادند و شما را به مسند نشاندند فکر آنها را بکنید
آقایان در یک محیط آرام مسائلی که دارند با آرامش بیان کنند اختلافاتی که در دیده ها دارند در سلیقه ها دارند اینها را با یک آرامش خاطر بیان کنند و حل و فصل کنند


comment نظرات ()
پیام مهم رهبر معظم انقلاب به جوانان در اروپا و امریکای شمالی
نویسنده : - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
  حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.
سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.
این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟
شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.
خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟
من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.



سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱


comment نظرات ()
سید حسن نصرالله : فقط دو کلمه پناهگاه‌هایتان را آماده کنید
نویسنده : - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٩

 درپی حمله روز گذشته نظامیان صهیونیست که منجربه شهادت چند تن ازفرماندهان مقاومت و حزب‌الله در بلندی‌های جولان شد، سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان درپیامی دوکلمه ای به صهیونیست ها توصیه کرد پناهگاه هایشان را آماده کنند


comment نظرات ()
فرانسه و غرب وحشی تر از گذشته!
نویسنده : - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٧

تقویت ،آموزش و حمایتهای مالی ، سیاسی و رسانه ای کشورهای غربی اروپایی و متمدن غرب؟؟!!  در ایجاد گروهکهای تروریستی و آدمکش القاعده و طالبان و داعش برای مقابله با اسلام بااهداف شیطانی اسلام هراسی در جهان وبراه انداختن آتش اختلاف و ناامنی و از بین بردن سرمایه های کشورهای اسلامی در سوریه ، عراق، لبنان، افغانستان و پاکستان و سایرمناطق مسلمان نشین توطئه کثیفی بود که امروز از چشم هیچ انسان آزاده ای پوشیده نیست. آنچه که در فرانسه شاهد بودیم نیز سناریو و نمایشی بود با طراحی صهیونیسم بین الملل که بتوانند بازهم ذات خبیث سران غربی را به همگان بنمایاند . در کشورفرانسه مهد آزادی و تمدن !! که امکان کوچکترین انتقاد و تحقیق و پژوهشی را به اندیشمندان در خصوص داستان دروغین هلوکاست را نمی دهد و مانند قرون وسطی متفکران را مورد پیگرد و زندان و شکنجه قرار می دهد در قبال توهین به پیامبر اعظم صلوات الله علیه اعلام می کند که به آزادی بیان احترام می گذارد؟! چقدر این سردمداران و جانوران وحشی خباثت دارند که بسادگی این رفتار رذیلانه را از خود بروز می دهند و حتی با رژیم سرکرده رژیم تروریستی اسراییل راه پیمایی ضد تروریستی انجام می دهند؟ جداً خنده آور است که این رژیم غاصب و آدمکش و جنایتکار که براحتی جان صدها هزارانسان را با تکیه بر حمایتهای همین کشورهای غربی گرفته است میشود ضد تروریست؟!! انسان نمی داند بخندد یا بگرید از این وضعی که سردمدران وحشی غرب بر جهان تحمیل کرده اند.

 البته وجدان انسانهای آزاده عمق این فضاحتها و فجایع و رفتارهای منافقانه را می فهمند و دور نیست که بساط این ظالمان  رابزودی از صفحه روزگار

بر چینند.

انشاالله کاریکاتور/ ترورهای خود ساخته به منظور اسلام هراسی

 


comment نظرات ()
تنبلی در اقتصاد داخلی و التماس در اقتصاد خارجی
نویسنده : - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٧

به گزارش خبرگزاری فارس، حسن رحیم‌پور ازغدی در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه اظهار داشت: این توهم وجود دارد که داخل کشور امکانات اقتصادی اندک است و به صفر رسیده است و از خارج باید به این اقتصاد کمک شود.
وی تصریح کرد: آقایان توجه نکردند که به حدی سرمایه‌های سرگردان، دانشجویان متخصص، نیروهای کار و امکان سرمایه‌گذاری و پول در این کشور وجود دارد که حتی یک سوم آنها اگر فعال شود می‌تواند همه مشکلات اقتصادی کشور را حل کرده و ما در بعضی محصولات تبدیل به بزرگترین صادر کنندگان شویم. رحیم‌پور اظهار داشت: تنبلی در  اقتصاد داخلی و التماس در اقتصاد خارجی همواره وجود داشته است چرا که  این  کار راحت‌تر و با مذاق تنبلی سازکارتر است.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اضافه کرد: روایت اسلامی بر این نکته تاکید دارند که به جای التماس به دیگران به قدرت خودتان ایمان بیاورید و اجازه بدهید بازار در جهت تولید سالم و به صورت اخلاقی و عدالت‌محور فعال شود.
وی ادامه داد: در تاریخ نداشتیم که کسانی در ایران در برابر دشمنان کوتاه آمده باشند و حریف به ما باج یا امتیاز داده باشد چه رسد به اینکه به ما در روند توسعه کمک کنند. چنانکه مجله شارلی که بارها به پیامبر اکرم توهین کرده بود دوباره پس از وقایع اخیر با تیراژ میلیونی و قیمت پایین کاریکاتورهای موهن را منتشر کردند.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: همین‌ها وقتی هزار هزار مسلمان را در سوریه و عراق می‌کشند تروریست خوبند ولی وقتی چند تا اروپایی را می‌کشند تروریست بد هستند و آخر‌الزمان می‌شود.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: کلینتون در کتاب خود نوشته در ابتدای بهار عربی به همه کشورهای عربی سفر کردم و گفتم  اگر اصلاحات نکنید رژیم‌های شما یکی یکی در شن فرو می‌روند، ترس از ایران را منتقل کردم و گفتم ایدئولوژی ایران همه جا را می‌گیرد.
رحیم‌پور ادامه داد:‌ کلینتون نوشته است وقتی دیدید ایران قوی شد اوباما به رهبر ایران نامه نوشت چرا؟چون دیدیم موضع ایران در خاورمیانه قوی و موضع ما ضعیف شد و اگر از مذاکره حرف نمی‌زدیم نمی‌توانستیم تحریم‌ها را تشدید کنیم.
استاد دانشگاه تصریح کرد: آمریکایی‌ها دلشان می‌خواست رهبر ایران به این نامه جواب ندهد یا جواب تند غیرمنطقی بدهد اما رهبری جواب این نامه را به صورت منطقی و استدلالی دادند.
وی ادامه داد: کلینتون به صراحت گفته است بعد از 88 صادرات نفت ایران را محدود کردیم و تحریم‌ها را افزایش دادیم و نتانیاهو گفت: آنقدر این تحریم را دوست دارم که انگار من آن را وضع کرده‌ام؛‌ کلینتون گفته است، سیاست ما این بود که بازار ایران در داخل به ما چشم داشته باشد که ما چه می‌کنیم.
رحیم‌پور تاکید کرد: کلینتون می‌گوید ما از حرف‌های خود اینها فهمیدیم که باید تحریم‌ها را بیشتر کنیم و اینها حال و عرضه فعال کردن اقتصاد داخلی را ندارند و فکر می‌کنند با صحبت کردن می‌توانند چیزی را عوض کنند؛ کلینتون گفته است؛ گزینه‌ها را باید تیزتر کنیم و اکنون که باد در حمایت از ما وزیده ارزش دارد که تحریم‌های شدید و جدید را تصویب کنیم.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: خود کلینتون می‌گوید: تنها چیزی که می‌تواند ایران را از فشار رها کند فعال کردن اقتصاد داخلی است اما اینها عرضه این کار را ندارند و عین عبارت کلینتون این است که آنها را نسبت به گزینه نظامی هشدار دادیم و شروع به تشدید لحن تحریم کردیم و گفتیم قطعنامه بی‌دندان نمی‌خواهیم. اما ایران در رقص استادانه ماهر بود؛ کلینتون می‌گوید بعد از اینکه خود آنها به موثر بودن تحریم‌ها اعتراف کردند دیپلماسی هم موثر و هم لذت‌بخش خواهد بود.
استاد دانشگاه در ادامه با بیان اینکه می‌دانم این صحبت‌ها کسانی را ناراحت می‌کند گفت به ستاد نماز جمعه هم فشار آورده‌اند که این حرف‌ها گفته نشود چرا که روایت‌های اقتصاد اسلامی سیاست‌های جاری کشور را زیر سوال می‌برد. اما ا صلا وظیفه شرعی ماست که اینها را بگوییم که شما زیر سوال بروید.
وی تصریح کرد: نماز جمعه‌ای که خدا به آن فرمان داده و پیامبر و اهل بیت مسیر آن را تعیین کرده‌اند بنا به روایات اهل بیت باید مشکلات عینی جامعه را به صورت استدلالی طرح کرده و در آن نهی از منکر کنند حتی اگر نسبت به خود نماز جمعه باشد. رحیم‌پور تصریح کرد:‌ شان نماز جمعه امر به معروف و نهی از منکر از مسئولان و اصحاب ثروت و قدرت و کسانی که به نام دین با مردم سخن می‌گویند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد‌: روی ستاد نماز جمعه فشار بسیار زیادی است که روایات اقتصاد بازار و امثال آن خوانده نشود و حرف‌های ملموس در نماز جمعه بزنید؛‌ممکن است بنده دیگر در نماز جمعه سخنرانی نکنم اما اگر به شما گفتند نماز جمعه‌ای را برگزار کنید که درباره فتنه و فساد اقتصادی و شیعه انگلیسی در آن حرفی زده نشود بدانید که آن نماز جمعه دیگر نماز جمعه نیست.
وی با تاکید بر اینکه اجازه ندهید ولایت فقیه در مبارزه با جریانات سوء داخلی و خارجی تنها بماند گفت: نباید راحت از کنار کسانی که با ادبیات مذهبی به ولایت فقیه و امام حمله کردند عبور کنیم.
استاد دانشگاه تصریح کرد: به من می‌گویند خواندن این روایات یعنی کلا بازار ما اسلامی نیست البته معنی حرف من این نیست اما اگر کسی خلاف روایات عمل می‌کند خودش را اصلاح کند. رحیم‌پور تصریح کرد: یک رئیس جمهور در دهه 70 به من گفت روایاتی که می‌خوانید به درد حکومت کردن نمی‌خورد و به درد انقلاب کردن می‌خورد و بهترین رژیم از نظر ما لیبرال ‌دموکراسی با حذف مفاسد اخلاقی آنهاست و می‌گفتند این روایات مردم را پررو می‌‌کند و بعد هم عده‌ای مایوس می‌شوند. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: از اسلام نترسید ما خودمان ظاهرا از اسلام می‌ترسیم اسلام مواظب شماست شما نمی‌خواهد مواظب اسلام باشید.
وی تصریح کرد: ما مذهب را در زیارت و عزاداری خلاصه کردیم و خارج از آن مذهب در زندگی اجتماعی ما حضور ندارد چنانکه اگر مذهب در زندگی اجتماعی ما حضور داشت این بازار شیعه بود که این همه چک بلامحل در آن وجود دارد.
رحیم‌پور تصریح کرد: اگر می‌خواهید نماز جمعه‌ها شلوغ و مورد هجوم جوانان شهر باشد به احکام نماز جمعه در اسلام عمل کنید، صحبت کردن درباره مسائل روز صحبت کردن درباره تقویم نیست، مسئله روز یعنی مشکل جامعه یعنی میزان طلاق، یعنی رفتار با ارباب رجوع یعنی وضعیت اعتیاد و امثال آنها.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه اقتصاد مقاومتی یعنی کار و تولید کن و به عزتت برس اضافه کرد: از معصومی پرسیدند عزت کجاست گفت صبح قبل از طلوع آفتاب به سمت بازار و تولید حرکت کن و کرامتت را حفظ کن.
وی در ادامه تصریح کرد: در این کشور باندهایی وجود دارند که به صورت پروژه‌ای کار برمی‌دارند که چطور تولید‌کننده‌های داخلی را ورشکست و راه را برای واردات هموار کنند و اینها در ادارات دولتی نفوذ دارند و سرمایه‌دارهای خارجی هم به آن‌ها وصل هستند تا هر کس در کشاورزی و صنعت و تولید علم فعال شد مسخره کنند و فشار بیاورند و پرونده‌سازی کنند تا کار پیش نرود. رحیم‌پور در پایان تاکید کرد: هر کسی فکر می‌کند می‌شود اقتصاد داخلی را رها کرد و با حل کردن مشکلات با خارجی‌ها می‌توان کشور را جلو برد براساس همه آنچه به آن اشاره کردم اشتباه می‌کند.


comment نظرات ()
فتنه، تحریم و تکفیر سه ضلع مثلث راهبردی دشمن است
نویسنده : - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٥

به گزارش خبرگزاری تسنیم از یزد, حمیدرضا مقدم‌فر در همایش "بزرگداشت سالگرد شهادت شهید مصطفی احمدی‌روشن"، دانشمند هسته‌ای شهید و شهید محمدرضا میرحسینی (از اعضای جهاد خودکفایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در حادثه انفجار ملارد به درجه رفیع شهادت نائل شد) در مسجد حظیره شهر یزد با اشاره به شخصیت عالی این دو شهید، آنان را نمادهای مقاومت، ایستادگی و پایداری ملت ایران در مسیر آرمان‌های عزت و غیرت توصیف کرد و گفت: تجلیل از این دو شهید، تجلیل و بزرگداشت ایستادگی، جهاد علمی و پیشرفت درونزا است.

وی اجتماع مردم یزد برای بزرگداشت این شهدا را حامل دو پیام مهم داخلی و خارجی عنوان و تأکید کرد: پیام این اجتماع در حوزه خارجی، به دشمنان ملت ایران آن است که "ترور، نشانه بن‌بست و استیصال است"؛ یعنی شما با ترور جوانان و دانشمندان ایرانی نشان دادید ‌به بن‌بست رسیده و عاجز شده‌اید و از همین روست که گزینه آخر یعنی حذف فیزیکی را در دستور کار خود قرار دادید.

مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران همچنین خطاب به دشمنان ایران گفت: شما گمان می‌کردید اگر احمدی‌روشن‌ها را با ترور از سر راه بردارید، راه آنها متوقف می‌شود،‌ حال آنکه دیدید و می‌بینید که نه تنها به این هدف خبیث خود دست نیافتید بلکه صدها و هزاران جوان دانشجوی ایرانی در دانشگاه‌های تراز اول کشور و مراکز تحقیقاتی امروزه راه او را ادامه داده و ظرفیت فوق‌العاده‌ای در حوزه هسته‌ای برای کشور ایجاد کرده‌اند.

وی تأکید کرد: طی 35 سال پس از پیروزی انقلاب، هر پیشرفت و ارتقایی داشتیم، کنار مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن بود.

مقدم‌فر افزود: در دوران دفاع مقدس کنار محاصره اقتصادی و جنگ، توانستیم به بالاترین سطح پیشرفت‌های علمی و صنعتی در حوزه نظامی و امنیتی دست یابیم و امروز علی‌رغم تمامی تحریم‌ها و فشارها در حوزه‌های مختلف علمی، نانو و بیوتکنولوژی، سلول‌های بنیادی، صنعت ماهواره و امثال آن با سرعت فوق‌العاده‌ای پیشرفت داشته‌ایم.

وی با اشاره به آیاتی از قرآن کریم، مقاومت و ایستادگی را رمز موفقیت‌ها دانست.

مقدم‌فر در ادامه سخنان خود درباره پیام داخلی همایش بزرگداشت شهید مصطفی احمدی‌روشن، گفت: یکی از سناریوهای مهم دشمن که رهبر فرزانه انقلاب اخیراً‌ به آن اشاره کردند، پروژه "فراموش‌سازی" است؛ بدان معنا که دشمن بنا دارد از طریق برنامه‌ها و اقداماتی، روزها، ایام‌الله و مقاطع مهمی از تاریخ انقلاب اسلامی، مانند 22 بهمن، 9 دی، 19 دی‌ و موضوعاتی مانند ارزش‌های انقلاب، شهدا، دفاع مقدس و نیز فساد عظیم در دوران پهلوی و ... را از اذهان ملت ایران زدوده و اینها را به فراموشی بسپارد.

وی خاطرنشان کرد: چنین اجتماعات و همایش‌هایی در راستای مقابله با این پروژه فراموش‌سازی دشمن کارکرد بسیار مناسبی دارد.

مشاور رسانه‌ای فرمانده کل سپاه در ادامه سخنان خود با تأکید بر اینکه دشمن به‌دنبال حذف و فراموش‌سازی آرمان‌های والای ملت ایران است، تصریح کرد: سانتریفیوژها آرمان نیستند، اما مظاهر آرمان "عزت، غیرت و استقلال" ملت ایرانند.

مقدم‌فر با اشاره به اینکه دشمن هیچ‌گاه صراحتاً با آرمان یک ملت نمی‌جنگد، بلکه مظاهر و مصداق‌های آرمان را از آن ملت می‌گیرد؛ و آن‌گاه  آن ملت را از آرمان‌هایش تهی می‌کند، خاطرنشان کرد: دشمن برای آنکه آرمان‌های عزت و غیرت را از ملت ایران بگیرد، ابتدا دستاوردهایی مانند سانتریفیوژها، موشک‌ها و رشد علمی و فناوری را گرفته و آن‌گاه اصل آن آرمان را نیز نزد مردم بی‌ارزش جلوه می‌دهد تا بتواند از ملتی غیور و عزیز و پرصلابت، ملتی دنباله‌رو و وابسته بسازد.

وی با اعلام آنکه ملت بزرگ ایران نه از آرمان‌های خود که همانا "عزت، غیرت، پیشرفت، استقلال، هویت اسلام و ارزش‌های اسلامی" هستند، چشم‌ می‌پوشند و نه به دنیای خود پشت می‌کنند، تصریح کرد: اگر بخواهیم با حفظ هویت و آرمان‌ها مشکلات امروز کشور و تحریم‌ها را پشت سر بگذاریم،‌ هیچ راهی جز اقتصاد مقاومتی نداریم. عدم اهتمام و  جدی نگرفتن اقتصاد مقاومتی و دراز کردن دست گدایی به‌سمت زیاده‌خواهان و مستکبران ممکن است نه دین و آرمانی باقی بگذارد و نه دنیایی را آباد کند.

مقدم‌فر با اشاره به سرنوشت کشورهایی که "به طمع دنیا،‌ آرمان‌های خود را فروختند" اظهار داشت: سرنوشت همین روزهای مصر، درس خوبی برای ماست؛ آن‌گاه که مرسی فکر کرد بدون اتکا به آمریکا نمی‌‌توان زندگی کرد، آمریکایی‌ها چه پاسخی به وی داده و ضمن کودتای نظامی علیه وی، مبارک را تبرئه کردند و مرسی را پای چوبه دار بردند.

مشاور فرمانده کل سپاه در ادامه با اشاره به مذاکرات هسته‌ای، با تأکید بر "مذاکره‌کنندگان ایرانی ان‌شاءالله بر خط قرمزهای خود می‌ایستند و "خط قرمزهای دشمن" را بازهم می‌شکنیم" خاطرنشان کرد:  ملت ایران  هرجا بر خط قرمزهای خود ایستاد، خط قرمزهای دشمن را شکست. اما اگر خط قرمزهای‌مان ساییده شوند، این دومینو پایانی نخواهد داشت. 

وی در ادامه سخنان خود "فتنه، تحریم و تکفیر" را سه ضلع اقدامات راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه عنوان کرد و گفت: تشدید تحریم‌های ظالمانه علیه ملت ایران برای حمایت از جریان فتنه و تنفس مصنوعی به فتنه، فقط یک سیّئه از سیّئات فتنه‌گران است. فتنه‌گرانی که برای پیشبرد اهداف خود و به قدرت رسیدن با کودتای مخملی، با غلطک تحریم‌های آمریکایی از روی معیشت مردم گذشتند.

مشاور فرمانده کل سپاه با اشاره به حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی از گروه‌های تکفیری در منطقه به‌منظور پیشبرد اهداف خودشان، خاطرنشان کرد: امروز شاهد آن هستیم که تکفیر دامن خود اروپایی‌ها را که در دامن صهیونیست‌ها و آمریکا افتادند نیز گرفته است، چه آنکه تکفیری‌هایی که در سوریه و عراق فوج فوج انسان بیگناه را کشتند، این روزها یقه فرانسه‌ای را که خود از حامیان این تکفیری‌ها بود نیز گرفتند و با هدایت صهیونیست‌ها و مدیریت اسرائیل قصد دارند با ابزار تکفیری‌ها، اروپا را برهم ریخته، ضمن تشدید اسلام‌هراسی، تقابل اسلام و مسیحیت را ایجاد کنند.

مقدم‌فر در انتهای سخنان خود اولویت اول کشور را انسجام و وحدت ملی دانست و تأکید کرد: لازم است مسئولان و نیروهای انقلاب مراقب این مهم باشند.

وی هوشیاری سپاه پاسداران و بسیجیان را در این حوزه ستود و گفت: سپاه و بسیج همزاد انقلاب و جزء جداناپذیر پیکره انقلاب هستند، و اسیر هیچ حاشیه‌ای نشده و علی‌رغم تمامی حملات بی‌رحمانه و انتساب‌های ناجوانمردانه، وحدت ملی و انسجام ملی را اصل دانسته و خود را حافظ آن می‌دانند و وارد جدال‌های بی‌ربط و غلط نمی‌شوند.


comment نظرات ()
علی فریمانی و هلهلة قاتلان استاد !
نویسنده : - ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٢

1-چرا در مراسم بزرگداشت حماسه حسینی(ع) که همه ساله در سراسر جهان‌اسلام برپا می‌شود و دهها میلیون نفر علیه قاتلان اباعبدالله الحسین(ع) به کوچه و خیابان آمده و جنایت وحشیانه آنان را محکوم می‌کنند، به طرفداران شمر و یزید و ابن‌سعد و ابن‌زیاد و حرمله و... اجازه داده نمی‌شود که در میان توده‌های عظیم و انبوه مردم عزادار حضور یافته و از خود دفاع کنند؟ و مثلا برای مردم توضیح بدهند که چرا در عاشورای سال 61 هجری، خون پاک فرزند رسول‌خدا(ص) و اصحاب و یاران او را برزمین ریخته‌اند؟ و چرا سرهای مطهر آنان را از بدن جدا کرده، خیمه‌ها را به آتش کشیده و زنان و کودکان  را به اسارت برده‌اند؟ شاید آنها برای آنچه در آن روز مرتکب شده بودند، دلیل قانع‌کننده‌ای داشته باشند؟! که اگر فرصت و امکان ارائه دلایل و نظرات خود را پیدا کنند، قضاوت مردم درباره آنها تغییر کند! از کجا معلوم که تقصیر اصلی با اردوگاه امام حسین(ع) نبوده است؟! و یا بخشی از گناه آن جنایت وحشیانه به خاطر برخی از اقدامات در همین اردوگاه نبوده باشد؟!
چرا با خواندن این چند سطر عصبانی شده و با خشم ابرو در هم کشیده‌اید؟! و نگارنده را احمق! و یا دستکم، دیوانه تصور می‌کنید؟! و این احتمال را پیش می‌کشید که شاید طرح‌کننده این سوال با اردوگاه یزید و ابن‌زیاد سر و سرّی داشته باشد؟!
حتما در پاسخ خواهید گفت؛
اولا؛ رذالت و خباثت شمر و یزید و ابن‌سعد به اندازه‌ای آشکار و بدیهی است که کمترین نیازی به اثبات ندارد و نه فقط یک یا دو یا ده یا صد، بلکه هزاران دلیل و سند غیرقابل انکار از جنایت وحشیانه‌ای که یزیدیان نسبت به خاندان رسالت و همه انسان‌ها از عصر عاشورا تا عصر حاضر مرتکب شده‌اند، حکایت می‌کند. به گونه‌ای که جزئی‌ترین ابراز تردید در آن، تنها می‌تواند ناشی از حماقت، دیوانگی و یا مأموریت و وابستگی تردید‌کننده تلقی شود.
ثانیا؛ خواهید گفت؛ که اردوگاه سیدالشهداء علیه‌السلام غیر از سخنان و بیانات حضرت اباعبدالله(ع) و برخی از یارانش که آنهم در همهمه و شیهه اسبان مهمیز خورده گم می‌شد، هیچ تریبون دیگری نداشت ولی در همان حال اردوگاه یزیدیان از تمامی تریبون‌های آن روز برای تبلیغ نظر و ادعای وارونه خود علیه اردوگاه حسینی(ع) برخوردار بود. سگ‌ها را گشاده و سنگ‌ها را بسته بودند.  بنابراین آنچه نیاز به بازخوانی دارد، مظلومیت مولای شهید ما حسین بن علی(ع) است و آنچه نباید به فراموشی سپرده شود- تا فرصت تکرار نیابد-  شرح و تفصیل جنایات وحشیانه یزید و شمر و عمرسعد و ابن‌زیاد و حرمله و... است. مگر آن حرامیان تاریخ، غیر از آنچه با صدای بلند و در همه جهان آن روز اسلام عربده کشیده‌اند، سخن ناگفته دیگری دارند که فرصت گفتن نیافته باشند؟!
ثالثا؛ شاید بگویید؛ مگر تاکنون در هیچیک از مراسم بزرگداشت حماسه حسینی(ع) شرکت نکرده و در سوگ او حضور نداشته‌ای؟! و مگر نمی‌بینی که در این مراسم فراگیر و در عزای سالار شهیدان، بیشتر از آنچه درباره مظلومیت مولای شهیدمان حسین بن علی(ع)  و علت قیام آن بزرگوار گفته می‌شود، از انگیزه یزیدیان در قتل مولای شهید(ع) و به اصطلاح دلایلی که برای ارتکاب آن جنایت بزرگ تاریخی آورده بودند، سخن در میان است. و تمامی آنچه درباره انگیزه اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام از قیام و انگیزه و چرایی ارتکاب آن جنایت از سوی حرامیان، گفته و نوشته می‌شود، مستند به اسناد غیرقابل خدشه و مکتوب و مضبوط است. بنابراین، چرا تصور می‌کنید و به دروغ حنجره پاره می‌کنید که یزیدیان فرصت اعلام نظر و دفاع از خود را نداشته‌اند و پیروان اباعبدالله الحسین(ع) درباره واقعه عاشورای سال 61 هجری، یکطرفه به قاضی رفته و شمر و یزید و ابن‌سعد و ابن‌زیاد و بقیه حرامیان را محکوم می‌کنند!
بسیار خوب! نگارنده از ادعای کاذب خود دست می‌کشد و استدلال شما را قاطع، غیرقابل خدشه و پذیرفتنی می‌داند. اما آنچه نگارنده، مطرح کرده است، فقط یک ادعای کاذب و سؤال جعلی است که منظور از طرح آن، شنیدن هزارباره استدلال‌ها و نظرات منطقی و مستحکم شما بوده است وگرنه، نگارنده نیز از ژرفای دل با شما عزیزان همراه و هم‌عقیده  است و برای مزید اطلاع شما، این توفیق حداقلی را دارد که با هربار نوشیدن آب، به ساحت مقدس اباعبدالله‌الحسین(ع) سلام و بر قاتلان آن امام مظلوم و شهید لعن و نفرین بفرستد. حتما می‌پرسید، در حالی که پاسخ ادعای کاذب و پرسش جعلی خود را می‌دانی از طرح آن چه انگیزه‌ای داشته‌ای؟! جواب آن است که  دیروز یکی از نمایندگان مجلس که مدعی است هوشمند! و عاقل! و غیروابسته است، سؤال مضحک فوق را که پاسخی بدیهی دارد، برای تبرئه سران فتنه آمریکایی، اسرائیلی 88 و پاک‌کردن داغ ننگ وطن‌فروشی آنان بر زبان آورده و این واقعیت را نادیده گرفته است که اصحاب فتنه نه فقط از دهها رسانه و سایت اینترنتی داخلی برای پمپاژ ادعای دروغ تقلب و تلاش برای براندازی نظام برخوردار بوده‌اند بلکه تمامی‌ رسانه‌های پردامنه دشمنان بیرونی نظیر بی‌بی‌سی‌ فارسی، صدای آمریکا، العربیه فارسی، یورو نیوز فارسی، رادیو زمانه، رادیو و تلویزیون اسرائیل، شبکه‌های تلویزیونی کشورهای عربی و دهها شبکه تلویزیونی فارسی زبان در آمریکا و اروپا، شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک، توئیتر و... نیز در خدمت همین پادوهای وطن‌فروش بوده است. ضمن آن که آزادانه هر از چند روز بیانیه صادر کرده، مصاحبه می‌کردند و... گفتنی است که «گوگل» بزرگترین و معروفترین موتور جستجوگر، سرویس «ترجمه فارسی- GOOGLE   TRANSLATE -» را اختصاصا و با اعلام قبلی برای حمایت از سران فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 راه‌اندازی کرده بود و فیس‌بوک به دستور رسمی وزارت خارجه آمریکا تعمیرات سالانه خود را با همین منظور به بعد موکول کرده بود و...
2- چرا مأموران انتظامی در مرزها به قاچاقچیانی که به سوی مرزبانان آتش گشوده بودند، اجازه نمی‌دادند ابتداء درباره انگیزه خود از  حمله به مرزبانان توضیح بدهند و بعد مانع آتش‌افروزی آنان شوند؟! و یا چرا رزمندگان اسلام در جریان جنگ تحمیلی بی‌آن که درباره علت حضور نظامیان دشمن در جبهه نبرد توضیح بخواهند به سوی آنها شلیک می‌کردند؟ و یا چرا پلیس بعد از اسارت سارقان مسلح و قاتلان محارب، آنان را بدون محاکمه در زندان نگاه می‌دارد؟! پاسخ این لاطائلات بدیهی‌تر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد. چرا که افراد یاد شده مرتکب جرم مشهود شده بودند که در حال محاربه مستوجب قتل بوده‌اند و در غیر اینصورت مظلومان را به قتل می‌رساندند - که رساندند- و در حال اسارت محاکمه آنان فقط برای تعیین مجازات بود و نه اثبات جرم.
دیروز آقای علی مطهری، همان نماینده یاد شده از تریبون مجلس و برای چندمین ‌بار اعلام کرد که حصر سران فتنه بدون حکم قضایی بوده و غیرقانونی است! و این واقعیت ملموس را نادیده گرفت که سران فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 به گواهی صدها سند غیرقابل انکار تحت مدیریت مستقیم مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس و با هدف براندازی نظام دست به وطن‌فروشی و جنایت زده‌اند و جرایم و جنایات مشهودی نظیر ادعای تقلب در انتخابات - فرمول دیکته شده جرج سوروس صهیونیست به خاتمی و دستورالعمل آشکار ریچارد رورتی به فتنه‌گران- دریافت کمک مالی کلان از ملک‌عبدالله سعودی و چند کشور اروپایی، حمایت آشکار از اسرائیل و آمریکا، قتل مردم کوچه و بازار، آتش زدن مسجد، آشوب خیابانی، اهانت به ساحت مقدس عاشورای حسینی(ع)، سنگباران نمازگزاران عاشورا، پاره و لگدمال کردن عکس مبارک حضرت امام(ره)، اعلام آشکار محاربه با نظام اسلامی - شعار انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است- و دهها جنایت دیگر فقط بخشی از جرم غیرقابل اغماض آنان است تا آنجا که نتانیاهو از آنها با عنوان «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران» یاد کرد و اوباما، حمایت از سران فتنه را با ذکر نام، وظیفه استراتژیک آمریکا دانست و...
آیا سران فتنه فقط به خاطر بخش اندکی از این همه جنایت، مستحق چندین‌ بار اعدام نیستند؟ ضمن آن که قانونی بودن شورای عالی امنیت ملی و ضرورت اجرای تصمیمات آن در قانون اساسی تصریح شده است و رئیس قوه قضائیه که بالاترین مقام قضایی است از جمله اعضای این شورا می‌باشد.
آقای علی مطهری، از قانون سخن می‌گوید و توضیح نمی‌دهد که آیا سران و عوامل فتنه حاضر به پذیرش حکم قانون هستند؟! و اگر بودند، چرا درباره ادعای تقلب- که خود با عمل خویش و در مواردی با بیان صریح آن را تکذیب کرده‌اند- حاضر به پذیرش قانون و طی روال قانونی تصریح و شناخته شده نبودند؟ و...
3- و بالاخره اگرچه دراین‌باره گفتنی بسیار است ولی تنها به نکته‌ای که هوشیاری آقای علی مطهری در اظهارنظر را می‌طلبد، اشاره می‌کنیم و آن، این که، آنچه ایشان هر از چند گاه مطرح می‌کند و مانند اظهارات دیروز وی بلافاصله با استقبال گسترده رسانه‌های آمریکایی و صهیونیستی روبرو شده و با کف و سوت گروههای ضدانقلاب همراهی می‌شود، حاوی هیچ نکته تازه و یا سخن ناگفته‌ای نیست بلکه نظیر آن بارهاوبارها از سوی دیگران مطرح شده و بی‌اعتنایی رسانه‌ها و محافل دشمنان اسلام و انقلاب و نظام را در پی داشته است. بنابراین بدون کمترین تردیدی می‌توان نتیجه گرفت که اظهارات ایشان به خودی خود برای دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها کمترین ارزش و اهمیتی ندارد و اگر چنین بود، چرا وقتی مشابه همین اظهارات از سوی دیگران مطرح می‌شود، به آن اعتنایی نمی‌کنند؟ پاسخ فقط به فقط در انتساب آقای علی مطهری به بیت شریف استاد بزرگوار، آیت‌الله شهید مطهری است. توضیح آن که رسانه‌ها و محافل بیگانه و ضدانقلابیون وابسته به آنها بدون استثناء در نقل قول از ایشان تاکید می‌کنند، آقای علی مطهری فرزند آیت‌الله مطهری و به سختی می‌توان حتی یک نمونه را یافت که قید یاد شده را نداشته باشد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که جناب علی مطهری بدون انتساب به پدربزرگوار و شهیدشان نزد رسانه‌ها و محافلی که برای ایشان کف و سوت می‌زنند، اهمیتی ندارد.
و باید از ایشان پرسید که اولا؛ دیدگاه‌ها و نظرات وی چه نسبتی با دیدگاه‌ها و نظرات استاد شهید دارد ثانیا؛ اگر انتساب نسبی وی با استاد شهید نادیده گرفته شود، چه باقی می‌ماند؟!  ثالثا؛ مگر نه اینکه در کلام خدا به صراحت آمده است؛ ان‌اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه «نزدیکترین انسان‌ها به حضرت ابراهیم(ع) کسانی هستند که از آن پیامبر بزرگوار پیروی می‌کنند» و نه کسانی که با آن پیامبر اولوالعزم فقط رابطه نسبی داشته‌اند. و رابعا؛ آیا جناب ایشان به این نکته توجه کرده است که چرا قاتلان استاد شهید مطهری، از اظهارات وی ذوق‌زده شده و برایش کف می‌زنند؟! و خامسا؛ آقای علی مطهری، غیر از مطالعه آثار شهید مطهری- اگر آنها را مطالعه کرده باشند!- چه کانال دیگری برای درک و فهم نظرات آن بزرگوار داشته‌اند؟ چرا که سن ایشان به بهره‌گیری از محضر مستقیم استاد، قد نمی‌دهد بنابراین باید بپذیرند اگر قرار به بهره‌گیری از طریق آثار استاد باشد، دیگران به مراتب از ایشان به دیدگاه‌ها و نظرات استاد شهید نزدیکتر هستند.

حسین شریعتمداری


comment نظرات ()
آقای روحانی بپذیرید که آمریکا را نشناخته بودید
نویسنده : - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٩

داریوش سجادی مشاور سابق کروبی در وبلاگ خود با اشاره به سخنانی نظیر «با انزوا نمی‌توان رشد کرد» و «اصول را نباید به سانتریفیوژ وصل کرد» و پیشنهاد رفراندوم می‌نویسد: دکتر روحانی می‌فرمایند والله بالله نمیشه با سیاست خارجی منقبض به توسعه اقتصادی رسید! بسیار خوب. قبول- نمیشه! اما این چه ربطی به همه‌پرسی از مردم دارد!؟
سجادی ادامه می‌دهد: آقای روحانی!
شما سال گذشته با اکثریت آرا پیروز انتخابات ریاست‌جمهوری شدید و بر کرسی تلاش جهت تحقق وعده‌های خود نشستید.
 با نشستن بر کرسی ریاست جمهوری فرمودید، «کشتیبان را سیاستی دگر آمد»  و ما کار بلدان آمدیم و باید با دنیا تعامل کنیم و سیاست خارجی بلدی می‌خواهد که آن هم کار ماست!
آقای ظریف با بشارت «آنکس که می‌گفت هولوکاست افسانه است رفته» آمد و ملتی را شیفته و چشم انتظار تبحر دیپلماتیک خود جهت تعامل جهانی و برون رفت از انزوا کرد.
رهبری نظام نیز تمام قد از رویکرد و مواضع شما در سیاست خارجی با لوگوی «نرمش قهرمانانه» حمایت کردند و خودتان نیز فرمودید در مذاکرات هسته‌ای برخوردار از اختیار تام هستید.
سجادی با این مقدمات می‌پرسد: اکنون چه اتفاقی افتاده که به شکوه «والله قسم بالله قسم نمیشه» افتاده‌اید!؟ اگر علی‌رغم همه حسن‌نیت‌ها و مساعی‌ جمیله‌تان در تعامل با دنیا و کدخدایش، ناکام از تعامل برد-برد با ایشان شده‌اید، چرا چوب آن را بر تن ملت می‌زنید!؟ اگر برخلاف تصورتان، نتیجه یک سال و نیم مذاکرات با ادبیات فاخر و دیپلماسی لبخند با «کدخدا» منجر به هیچ گشایشی نشده. حالا می‌خواهید با رفراندوم از مردم ایران به چه گشایشی برسید!؟ با خارجی نتوانستید به توافق برسید، در داخل مردم با رفراندوم باید پاسخگوی‌تان شوند!؟
وی می‌افزاید: اساسا در چنان رفراندوم مفروضی مایلید چه چیزی را به همه‌پرسی بگذارید!؟ اینکه؛ ملت عزیز ایران- علی‌رغم تلاش صادقانه ما در تعامل با دنیا (کدخدا) و برخورداری از حمایت رهبر و اختیار تام داشتن، لیکن طرف غربی با ما راه نیامد و نمی‌آید لذا اکنون شما بفرمائید به ایشان باج بدهیم تا والله قسم بالله قسم «بشه»!؟
وی تصریح می‌کند: جناب روحانی اگر «والله قسم بالله قسم نمیشه!» دلیل این «نشدن» در طرح غلط صورت مسئله است. از ابتدا ساده‌اندیشانه و غیرواقع‌بینانه به مسئله ورود کردید. پیش‌تر و به سهم و بضاعت مزجات خود آن ورود ساده‌اندیشانه  را در مقام یک شهروند عادی خدمت‌تان معروض داشته‌ بودم. اما ظاهرا مایل نیستید واقعیات دنیای سیاست را به رسمیت بشناسید.


comment نظرات ()
تحلیل جالب شهید دیالمه از شخصیت میرحسین و افکار انحرافی و خطرناک او
نویسنده : - ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱۱

شهید عبدالحمید دیالمه اردیبهشت 1333 در تهران در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پس از اخذ دیپلم طبیعی، تحصیلات علوم حوزوی را آغاز کرد. سیره و حدیث را نزد اساتید حوزه علمیه قم و علوم مختلف منطق، فلسفه و عرفان را نزد استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری آموخت. او در سال 1352 به دانشگاه فردوسی مشهد وارد شد و مدرک دکترای داروسازی را از این دانشگاه در تاریخ 14 اسفند 1358 کسب کرد.
شهید دیالمه در دوران جوانی و فعالیت هایش، ارتباط مستمری با افرادی چون مطهری و بهشتی داشت. وی مجبور به زندگی مخفی در طی سال های 1352 الی 56 جهت فعالیت های مبارزاتی با رژیم پهلوی شد و سرانجام توسط ساواک دستگیر شد اما به دلیل اینکه ساواک مدرک معتبری علیه او نداشت، آزاد شد.
دیالمه از همان ابتدای ورود به دانشگاه، اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی و جذب افراد مذهبی کرد. جلسات دعای کمیل از سوی وی برای اولین بار در سطح دانشگاه برگزار گردید و پس از مدتی در سطحی گسترده تر در حرم امام رضا (ع) ادامه یافت. تشکیل و مدیریت گروه های چند نفره جهت نشر افکار اسلامی شیعی همراه با آموزش های عقیدتی و سیاسی از کارهای تشکیلاتی دیگر وی بود. او در این اثنا چندین بار توسط ساواک دستگیر شد. شهید دیالمه در طی سال های 55-54 ساماندهی حرکت های دانشجویی و مردمی را علیه رژیم عهده دار بود و به انسجام گروه های مختلف دانشجویی در زمینه مبارزاتی می پرداخت. وی در همان سال پیروزی انقلاب به تشکیل مجمع احیای تفکرات شیعی دست زد. وی از اعضای شورای هفت نفره اولیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان خراسان بود.
دیالمه به همراه افرادی چون هاشمی نژاد، کامیاب و واعظ طبسی، شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی را در خراسان تشکیل دادند. از فعالیت های وی در اوایل انقلاب، شرکت در جلسات مناظره و بحث با نمایندگان گروه های مختلف انحرافی در دانشگاه و شهر بود.
او از جمله افردی بود که به شدت با افکار گروه هایی چون منافقین مخالفت می کرد. وی همچنین از منتقدان نظرات و خطی مشی سیاسی- مذهبی بنی صدر بود. دیالمه مدت ها قبل از ریاست جمهوری بنی صدر بود. دیالمه مدت ها قبل از ریاست جمهوری بنی صدر نسبت به وی نظر مساعدی نداشت و هیچ گاه از وی حمایت نکرد و حتی گروهی تشکیل داد تا مدارک و اسناد برضد بنی صدر و فعالیت های وی گردآوری کنند.
شیهد دیالمه از جمله افرادی بود که با ارائه مدارک جهت اثبات عدم کفایت سیاسی بنی صدر موجب عزل وی شد. سخنرانی های گوناگون در شهرهای تهران، قم و مشهد که پس از نمایندگی مجلس گسترش یافت از جمله دیگر فعالیت های او بود. تاکنون حدود 400 ساعت از سخنرانی های این شهید بزرگوار گردآوری شده است.
شهید دیالمه در دوره اول مجلس شورای اسلامی از طرف مردم مشهد کاندیدا و مورد حمایت علمای برجسته قم واقع شد و به عنوان نماینده مردم مشهد انتخاب گردید.
در شروع مجلس نیز به علت سن کم، عضو هیئت رئیسه سنی مجلس بود. پس از آن به عنوان ریاست کمیسیون شوراها در مجلس به ایفای مسئولیت پرداخت. شهید دیالمه هفتم تیرماه در حادثه بمب بگذاری منافقین در دفتر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید.
شهید دیالمه در سال 60 که به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی حضور داشت در حوزه های مختلف فعال بود و به سخنرانی های افشاگرانه مبادرت می ورزید. وی در یک سخنرانی بخشی از دیدگاه خود نسبت به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد همسر وی را بیان کرد که وبلاگ «رایگاه» جهت اطلاع هموطنان محترم در ذیل آورده است:

در خصوص موسوی

همین الآن افرادی کاندیدا هستن برای بعضی از وزارت خانه ها که به اعتقاد من خط فکریشون درست نیست ولی متأسفانه کاری نمی توانم بکنم فقط می توانم یک رأی مخالف بهشون بدم و یکی از نمونه هاش جناب آقای سید(میر)حسین موسوی است، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی، اعتقاد به این است که خط فکری او خط فکری جنبش مسلمان مبارز و پیمان و غیره می باشد، البته نمی خواهم بگویم که عضو آن سازمان، گروه و چه هست ولی جهت فکریش همونه و اگر رجوع بکنید به روزنامه ها می بینید در خیلی از جاهاش این خط مشی رو طی می کند در حالی که من روزنامه و اینارو من از دید حزب نمی بینم بلکه من اینارو فقط از پایگاه ایشون می بینم و الا اینارو هیچ کدوم را به حساب حزب نمی گذارم و نه به عنوان نیروهای مومن، معتقد، مخلصی که در حزب هستند بلکه شخصاً به نام ایشون می گذارم و با توجه به موضع گیری هایی که در روزنامه ایشون مطرح شده برای مثال ویژه نامه ای برای تختی چاپ می کنه، برای مصدق مطلب چاپ می کند، اما حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی نمی نویسد بروید ببینید در روزنامه های اون زمان رو اگر یک خط حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی قبل و بعد از سالگرد ایشان در این روزنامه آوردید من اسمم را عوض می کنم، اما ویژه نامه هایی درباره تختی چاپ می کنه در حالی که تختی فقط جزو جبهه ملی بوده و یک کشتی گیر بود والله شما به خاطر کشتی گیر بودنش از او مقاله چاپ می کنید و نه فقط به خاطر جبهه ملی بودنش زیاد از او صحبت و مقاله چاپ می کنید و الا تختی هم همانند صدها هزار نفر کشتی گیر دیگر مانند سید عباسی، حبیبی و غیره داشتیم، چرا اونارو مطرحشون نمی کنن، چرا برای اونا ویژه نامه چاپ نمی کنن پس حتماً به خاطر باند جبهه ملی شون بوده است، تجلیل هایی از مصدق می کنن، بعد از اینکه آقای فلسفی در نماز جمعه علیه مصدق صحبت کرد مقاله ای علیه ایشون رو کدام روزنامه نوشت همین روزنامه جمهوری اسلامی که به اسم خیابان مصدق نوشت و شدیداً آن را کوبید و حتی یک شب که من در جایی صحبت می کردم تمامی این حرف ها را گفتم که بعد از صحبت های من آقای موسوی برای دفاع از خود بلند شد و گفت ما اینا رو نمی پذیریم به دلیل اینکه نمی خواهیم شیوه های آسیب پذیری و کمونیستی رو در ایران ایجاد بکنیم، البته لفظ را اشتباه به کار می برد اما من برداشتی را که از گفتن این مطلب بیان کرد عرض می نمایم برداشت ایشان این بود که در شیوه های کمونیستی که ما یک چیزی رو که در سابق اتفاق افتاده و در تاریخ مجدداً بیایم دنبال گیری کنیم و در موارد فعلی به آن تجسم بدهیم و بزرگش کنیم، مثلاً اگر کاشانی یا مصدقی آن زمان بود حالا بیاییم الآن هم یک مصدق و کاشانی بسازیم. البته سابقه های مکرر هم درگروه های منفی داشته از جمله بودنش در گروه نخشب که جزو بافت او بوده است و با پیمان و سامی در این باند نخشب بودند که بعد از مدتی از هم جدا شدند که پیمان گروه جنبش مسلمانان را درست کرد و سامی گروه جاما را درست کرد ولی آقای موسوی به ظاهر می فرماید که من یک آدم مستقل هستم و در واقع همون شیوه فکری رو امروز داره و به اعتقاد من در داخل روزنامه هم دقیقاً این شیوه فکری رو اعمال کرده و برای مثال از نماینده های عضو جنبش مسلمان مصاحبه کرده و مقاله های بلند بالایی در صفحه اول با تیتر درشت در مورد قضیه تالبوت نوشته و عکس های مختلفی را در اندازه های مختلف در این مورد به چاپ رسانده و حتی یک بار عکس پیمان را در صفحه اول جمهوری اسلامی چاپ می کند.

در خصوص زهرا رهنورد همسر آقای موسوی

و از آنجا که همسر آقای موسوی خانم زهرا رهنورد که یک مشت مزخرف هایی در مورد اسلام را در کتاب هایی مانند: طلوع زن مسلمان، همگام با یوسف، قیام موسی و هر چه از این مسائل توانسته به هم بافته و از آنجایی که او زیاد سابقه مسلمونی ندارد چه جور شده است که حالا به عنوان مفسر قرآن شده معلوم نیست دنیا در دست کیه که هر کس می خواهد یک ساله مفسر قرآن می شود. در همین کتاب طلوع زن مسلمان این خانم تمام جملاتی که مربوط به نهج البلاغه علی (ع) بوده است به فارسی در این کتاب نوشته و بعد به عنوان تبلیغات ارتجاعیون علیه زن آن را به شدت کوبیده است و هر کس هم که اینها را می خواند اصلاً متوجه نمی شود که تمامی مباحث از عین متن نهج البلاغه می باشد برای مثال یکی از آن جمله ها این است که: (غیرت برای مرد از ایمانش است و برای زن کفر) در صورتی که این جمله عین متن نهج البلاغه بوده و ایشان با نوشتن این متن به شدت این موضوع را کوبیده است در حالی که در نهج البلاغه آماده است: (غیره الرجال من الایمان و غیره المراه کفر) غیرت برای مرد از ایمانش هست و برای زن کفر که این جمله را به فارسی نوشته و هر کس که این متن را می خواند با خود بگوید که متحجرین عجب چیزهای مزخرفی گفتن و یا یک شیوه ای را به کار برده است که از نظر من شیوه خوبی است که می گن برای اینکه انسان بخواهد خوب جا بیفتد موضوعی که در اسلام مطرح نیست مطرح بکند و بعد بکوبد ، فرض می کنیم مثلاً شما اصلاً دایی ندارید، عمو ندارید بعد ما بیایم طرح بکنیم که یک عده می گن عموی فلان کس ساواکی و بعد شروع کنیم در مورد این مسئله 20 یا 30 صفحه در مورد او نوشته و صحبت کنیم خوب پس هیچ کسی نمی آید از ما بپرسد که آقا فرد اصلاً وجود خارجی دارد که اینگونه در مورد آن صحبت می کنید چگونه ثابت می کنید و یا برای مثال در همین کتاب طلوع زن مسلمان یک متن دیگر است که به این صورت نوشته شده است که (زن از دنده چپ مرده) اول این موضوع را در 20 یا 30 صفحه شرح داده و همه هم می گن چه زن خوبی چقدر از زن ها دفاع می کند همش هم با استدلال قرآنی، حدیث، روایت و... هیچ کس هم نمی پرسد که اصلاً کی گفته که زن از دنده چپ مرده که تو داری ردش می کنی اصلاً همچنین مسئله ای از کجا آمده که در 20 تا 30 صفحه به رد کردن و کوبیدنش می پردازی و...
همچنین با ایشان به عنوان زن متفکر اسلامی مصاحبه می کردند و در تلویزیون در مورد مباحث زنان به صحبت می پرداختند و همچنین در دانشگاه ها به سخنرانی می پرداخت و در یکی از دانشگاه های ادبیات مشهد به سخنرانی پرداخت که در این بیان سوالی راجع به یکی از خطبه های معروف نهج البلاغه مطرح شد که زن ها نقص دارند پرسیده که ایشان اینگونه پاسخ دادند، اصلاً این حرف به درد نمی خوره و همچنین چیزی در نهج البلاغه نداریم که بعضی ها به صحبت های او اعتراض کردند ولی خانم زهرا رهنورد گفت که شماها به این خاطر به این مسئله اعتراض دارید زیرا که مردان شما بر شما تسلط دارند که در این میان در میان دانشجویان شلوغ و پلوغ شد و خانم رهنورد برای آرامش آنها چند دفعه اعتراض کرد که من دارم سخنرانی می کنم که این افراد به آرامش دعوت نشدند و ایشان سخنرانی را ترک و قهر کردند و همه از این کار او تعجب کردند.


comment نظرات ()
← صفحه بعد