- هر یک از اینها که ببرند، براى کشور لابد خدمت خواهند کرد و اگر خدمت نکنند ملت هست و آنها را بر کنار خواهد کرد... ریاست جمهور[ى] چیزى نیست که شما به آن اهمیت بدهید. اگر ریاستجمهور خوب باشد، آن است که خدمت به ملت مىکند و اگر بد باشد، آن است که راه جهنم را باید بپیماید. خیلى در صدد این نباشید که براى خاطر این که یکى بیشتر مىخواهد رأى ببرد، یکى کمتر مىخواهد رأى ببرد به هم بریزید و جنگ و نزاع باشد و اسباب ناراحتى همه را فراهم کنید... بعد از این که رییسجمهور تعیین شد همه اعانت کنید از او... قهر نکنید و رشد خودتان را نشان بدهید به دنیا که شما رشید هستید و شما مىتوانید که یک مملکتى را با هم اداره بکنید.
- در تعیین رییس جمهور و وکلای مجلس، با طبقهی تحصیلکرده متعهد و روشنفکر با اطلاع از مجاری امور و غیروابسته به کشورهای قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی مشورت کرده و با علما و روحانیون باتقوا و متعهد به جمهوری اسلامی نیز مشورت نموده و توجه داشته باشند رییس جمهور و وکلای مجلس از طبقهای باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایهداران و زمینخواران و صدرنشنیان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمی توانند بفهمند.
- گروههایى که متعهد و معتقد به جمهورى اسلامى و خدمتگزار به اسلام هستند، در مبارزات انتخاباتى کمال آرامش را در تبلیغ کاندیداهاشان رعایت نمایند و نسبت به یکدیگر تفاهم و صمیمیت و اخوت اسلامى داشته باشند و از تفرقه و کدورت شدیداً احتراز کنند که تفرقه و تشتت، دوستان را نگران و دشمنان را کامیاب مىکند و موجب تبلیغات سوء مىشود.
- از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامى- انسانى را در تبلیغ براى کاندیداى خود مراعات؛ و از هر گونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتکحرمت باشد خوددارى نمایند که براى پیشبرد مقصود، ولو اسلامى باشد، ارتکاب خلاف اخلاق و فرهنگ، مطرود و از انگیزههاى غیراسلامى است .
- دشمنان اسلام و نهضت، در خارج و داخل، تبلیغات زهرآگین خود را شروع کردند و چنین وانمود مىکنند که مردم در این انتخابات بىتفاوتند و به سردى و سستى گراییدهاند. مىخواهند شما را متهم کنند که از جمهورى اسلامى رو برگردانیدهاید. از شما ملت مبارز انتظار دارم که با شرکت همگانى خود یاوهسرایان را رسوا کنید .
- انتخابات یک محکى هم براى خودتان است که ببینید آیا مىخواهید انتخاب اصلح بکنید براى خودتان، یا براى اسلام؟ اگر براى خودتان باشد، شیطانى است و اما اگر انتخاب اصلح براى مسلمانهاست، «کى و از کجاست» مطرح نیست، از هر گروهى باشد، حزب باشد یا غیرحزب، نه حزب اسباب این مىشود که غیر آن فاسد و نه صددرصد حزبى بودن باعث صلاح آنهاست.
- اشخاص متدین، اشخاص مطلع، اشخاص متعهد، اشخاص عقیدهمند به نهضت، اشخاصی که نه مایل به طرف شرق هستند و نه مایل به طرف غرب، بلکه در صراط مستقیم انسانیت و اسلام هستند، آنها را انتخاب کنید. سرنوشت خودتان را به اشخاص امین بدهید، سرنوشت خود را به افرادی که محتمل است خیانت بکنند، ندهید .
منبع: صحیفه نور
«آرامشزدایی» برای کشور، که بهطور مشخص از تابستان 91 و با محوریت تشکیلات رسانهای داخلی و خارجی عملیاتی شدهاست، عبارتاند از:
تلاش جدی، منسجم و سازمانیافته جهت تضعیف جایگاه ولایت فقیه و رهبری
القای همزمان ناکارآمدی سیاسی از درون و برون
تلاش برای سیبلگزینی نظام به عنوان فصل مشترک فعالیت منتقدین، مخالفین و معارضین
تضعیف و تخریب ستونهای حمایتی نظام)سپاه، بسیج، روحانیت و... (
سلب اعتماد از مردم نسبت به مسئولین کشور
تلاش گسترده برای ارائهی تصویر بحرانی از وضعیت موجود
دامن زدن به مطالبات صنفی و اجتماعی
تقویت اضلاع مثلث ناکارآمدنمایی، بحراننمایی و سیاهنمایی
برجستهسازی اختلافات مسئولین وتلاش برای دمیدن بر آتش اختلافات
بیتردید استفاده از روشهای فوق، گاه به حالت مستقل و گاه ترکیبی، با برنامهریزی دقیق و بلندمدت و هدفگذاریهای کوتاهمدت همراه است. پرواضح است که مطلوب اصلی طراحان «بیثباتی سیاسی» با مقدمهی بر هم زدن «آرامش سیاسی» رقم خواهد خورد و آنچه به عنوان ابزاری کارآمد در جنگ علیه آرامش عمومی به کار میآید استفادهی وسیع و گسترده از ظرفیت رسانهای و عملیات روانی است.در این فرآیند ترکیبی، از گزارههای متنوعی چون «اغواء»، «غافلگیری»، «کنترل اراده»، «تحریف»، «سازماندهی عمومی» و «انحراف افکار عمومی» استفاده میشود. حاصلاین پروژه هم میتواند به کاهش وفاداری عمومی نسبت به نظام حاکم، افزایش مقبولیت کشور بیگانه، ایجاد تزلزل در انسجام ملی و افزایش مطالبات عمومی منجر شود؛ هرچند که فرمول ایجاد بیثباتی و امیدزدایی در طول سه دههی اخیر با افزایش و اگاهی و بصیرت قاطبه مردم، هیچ گاه پاسخ مطلوبی درایران اسلامی نداشته است.
در این میان اما درک دقیق و صحیح از این راهبرد را مقام معظم رهبری در سخنان حکیمانهای به این شرح بیان میکنند:«من برنامههای استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه میکنم: اول جنگ روانی، دوم جنگ اقتصادی و سوم مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی... ارادهی عمومی را میخواهند تضعیف بکنند. درک مردم از واقعیتهای جامعهی خودشان را میخواهند تغییر دهند. هدف جنگ روانی این است. یک نفر که بیمار نیست، صد بار به او بگویند آقا! شما کسالت دارید، شما مریضید، یک مقدار احساس بیماری میکند. یک بخش از جنگ روانی دشمن دامن زدن بر اختلافات است در داخل کشور، اختلافات قومی، اختلافات مذهبی، شیعه و سنی، اختلافات جناحی، اختلافات صنفی و رقابتهای صنفی را ترویج و تبلیغ میکنند. در داخل، مزدوران و ایادی هم دارند که مقاصد آنها را در اینجا به شکلهای گوناگون عمل میکنند.»
این جملات حکیمانه بیتردید نشان میدهد که دقیقترین گزارهی موجود برای حل مسئلهی اختلافات درونحاکمیتی رجوع به نظرات رهبر معظم انقلاب است. با توجه به نکات گفتهشده، باید تصریح کرد که مروری گذرا بر آرا و اندیشههای رهبر معظم انقلاب، کلیدواژهی «آرامش سیاسی» را به عنوان اصلیترین تدبیر ایشان برای تولید ثبات و گذر از بحرانها معرفی میکند و در این راستا، بررسی و مرور بیانات ایشان به عنوان یک نقشهی راه میتواند در تجهیز نخبگان نقش قابل توجهی را ایفا کند. در همین رابطه، در تبیین رویکرد رهبر انقلاب، توجه به نکات ذیل لازم و ضروری به نظر میرسد:
بیتردید طرح کلیدواژهی «انتخابات آزاد» نقطهی آغازین راهبرد بحراننمایی و بحرانسازی طرف خارجی در انتخابات 92 است. طبق هدفگذاری این طرح ضدامنیتی، غبارآلود کردن فضا و ابهامآفرینی در امانتداری نظام، که با هدف ایجاد خدشه در سلامت انتخابات دنبال میشود، در نهایت به ایجاد تشتت در افکار عمومی و بر هم خوردن آرامش سیاسی منجر خواهد شد. (نکته قابل تامل این است که باید توجه داشت که این کلید واژه را همزمان با رسانه های بیگانه در داخل چه کسانی باز نشر می دهند؟)
علاوه بر این، فشار تحریمهای غرب برای ایجاد تشتت اقتصادی، فشار معیشتی و در نهایت بهرهبرداری سیاسی، در فهرست مواردی است که با هدف ایجاد تنش سیاسی در چند ماه اخیر به انجام رسیده است. چندی قبل نیز نامهنگاری سران قوا، که با تذکر رهبر معظم انقلاب پایان یافت، فصلی از تنش را در حوزهی سیاسی رقم زد. پس از آن بود که مقام معظم رهبری در سخنان مهمی، شاخص رفتاری مسئولان و نخبگان را تا انتخابات بدین شرح بیان فرمودند:
از امروز تا روز انتخابات هر کس احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به کار بگیرد، قطعاً به کشور خیانت کرده است.
اساساً فتنه یعنی غبارآلود کردن فضا و نتیجهی استمرار آن مشغول شدن کشور ـاعم از مردم و مسئولانـ به فرعیات و فراموش کردن امور اصلی خواهد بود. بدیهی است مسئلهی پیشرفت در زمرهی اصلیترین اهداف جمهوری اسلامی ایران در دههی چهارم انقلاب محسوب میشود و تحقق آن، به طور قطع، مستلزم وجود بستری آرام و بدون تلاطم است. از این روست که میتوان تأکیدات بیشتر رهبر معظم انقلاب بر حفظ آرامش در سالهای فتنهآلود را تحلیل کرد.
ابعاد و دالهای گفتمان آرامش سیاسی:
آنچه در منظومهی فکری و اندیشگی رهبر معظم انقلاب ذیل گفتمان آرامش مورد تأکید قرار گرفته مجموعهی راهبردهایی است که عمل به آن در سه سطح حاکمیتی، نخبگانی و تودهای میتواند موجبات ثبات سیاسی و پرهیز از تنش و آشفتگی اجتماعی و سیاسی را محیا کند. به بیانی دیگر، تحقق مؤلفههای راهبردی ذیل، زمینهی حرکت پیشرونده و شتابان به سمت الگوی پیشرفت را فراهم مینماید.
1. تقویت روحیهی ملی و آرامش روحی در دل مردم
سطح میانی قدرت نرم در هر کشوری بر عنصر مردمی قدرت ملی تأکید دارد. این سطح، که متأثر از فرهنگ ملی کشور است، بر عزم و ارادهی عمومی تأثیر مستقیم میگذارد. هدفگذاری مشخص دشمن در تهدید نرم، سلب اراده و انگیزهی مردم، بیتفاوت نمودن جریانهای همراه و تبدیل آنها به جمعیتهای معارض، مخالف و بیتفاوت است.
در این سطح از تهدیدات نرم، روحیهی ملی و حمایتهای عاطفیـروانی به مردم مورد هجمه قرار میگیرد و به طور طبیعی کشور را دچار بحرانهای پنجگانهی سیاسی مشروعیت، نفوذ، مشارکت، توزیع و هویت خواهد نمود.
با این اوصاف، افزایش قدرت نرم نظام مستلزم بالا بردن روحیهی ملی و آن نیز منوط به وجود آرامش و نشاط در تصمیمات و اقدامات نخبگان سیاسی است.
2. تأکید بر نقاط قوت و پیشرفت و مایههای امید
فرهنگ استراتژیک کشور بر نوع تلقی و الگوهای رفتاری نخبگان، رهبران و رسانههای کشور تأثیر میگذارد. با چنین پیشفرضی مدیریت ادراک، اندیشه و عزم رهبران، نخبگان و اصحاب رسانه در راستای تقویت باورها، ارزشها و الگوهای رفتاری میتواند موجبات امیدافزایی و در نهایت تقویت عزم ملی را فراهم کند.
3. مقابله با عوامل یأسآفرین و اعتمادسازی نسبت به مسئولین
از حیث روانشناسی اجتماعی، کشوری که در آن ارادهی عمومی بالاست، شهروندان شوق و اشتیاق بالایی دارند، اقشار مختلف جامعه از روحیهی ملی و حماسی مناسبی برخوردارند، تودههای آن پرنشاط و شاداب هستند و اغلب شهروندان خودباوری بالایی دارند، از سرمایهی اجتماعی قابل توجه و انسجام ملی بالایی برخوردار است.
نقطهی مقابل چنین شرایطی با سلب ارادهی عمومی، یأسآفرینی، سیاهنمایی و در نهایت تضعیف روحیهی ملی رقم میخورد. بدیهی است چنانچه پیوند دولتـملت در کشوری دارای استحکام کافی باشد، باورپذیری عمومی در قبال راهبردهای دشمن، نظیر القای بنبست، بحران و سیاهنمایی به طور محسوسی کاهش مییابد.
4. وحدت حقیقی مسئولین و مقابله با عوامل تفرقزا و داشتن نگاه اصولی و غیرشخصی در مسائل کشور
مشغول شدن به مشکلات درونی و بازدارندگی حرکت انقلاب حاصل ایجاد یا القای وجود تضاد و تفرقه در جبههی خودی است. چنین روندی موجب ایجاد گسست اجتماعی میشود و در نهایت، باعث تزلزل و تنزل اعتماد عمومی مردم و مقبولیت و پذیرش نظام سیاسی میگردد. این تاکتیک به شدت مورد توجه کمپانیهای رسانهای غربی در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است که در ماههای اخیر با افزایش چشمگیری روبهرو بوده است.
5. بسترسازی برای فضای انتخاباتی آرام توأم با نشاط و شور و نه تشنج و تنش
تلاش برای معادلسازی واژهی انتخابات و بحران، مسئلهای است که از فتنهی 88 در دستور کار مخالفین نظام اسلامی قرار گرفته است. بستهی بحرانسازی مخالفین نظام چهار رکن اصلی انتخابات، یعنی مشارکت، رقابت، سلامت و امنیت، را هدف گرفته است و برای مخدوش کردن سطوح مختلف آن برنامهسازی میکند.
6. مقابله با عوامل التهابزای اقتصادی و معیشتی و بهبود هر چه بیشتر وضعیت اقتصادی عمومی
غربیها فضای داخلی ایران را در ماههای منتهی به انتخابات بسیار پُرالتهاب و تحولات آن را غیرقابل پیشبینی ارزیابی میکنند. در عین حال، این نکته قطعی است که هدف کلان غرب سوق دادن کشور به سمت فضایی است که هر چه بیشتر به فضای سال 88 شبیه باشد؛ با این تفاوت که آسیبهای فتنهی 88 در راهبرد اخیر غرب ترمیم شده است؛ به شکلی که حاصل همهی پروژههای علیه ایران، در نقطهی انتخابات به پیروزی سناریوی غرب منتهی شود؛ سناریویی که باید آن را ترکیبی از انواع گزینهها و مدلهای موجود دانست که شاهکلید آن «بستر انتخابات» است.
7. جلوگیری از تراکم شکافهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...
وجود شکافها و گسلهای اجتماعی در سطوح مختلف، امری طبیعی است، اما چنانچه مدیریت هوشمندی برای کنترل آنها وجود نداشته باشد، در مرحلهی نخست، انباشتگی مطالبات و تقاضاها موجبات احساس بیعدالتی اجتماعی را رقم میزند و پس از آن، گروههای مرجع سنتی دچار افت منزلت و کارآمدی میشوند و در مجموع، سطح آسیبپذیری اجتماعی را افزایش میدهند.
بر این اساس، رهبر معظم انقلاب در طول دو دههی اخیر به طور مستمر مسئولین را نسبت به توجه ویژه به ارتقای سطح معیشتی مردم، رفع محرومیتها، ارتقای سطح منزلت عمومی و رفع آسیبهای اجتماعی توصیه فرمودهاند. منظومهی کاملی از مطالبات رهبر معظم انقلاب برای توجه بیشتر به ابعاد زندگی اجتماعی مردم در سخنرانی مهم ایشان، در سفر به کرمانشاه، در سال 1390 مشهود است.
راهبردهای عناصر داخلی برای تنشسازی و سلب آرامش عمومی
با توجه به نکات مطرحشده، باید تصریح کرد که اگرچه دشمن طبق یک راهبرد، آرامش سیاسی کشور را نشانه رفته است، ولی برخی از عناصر داخلی همچون فتنهگران و جریان انحراف، با برخی تحرکات خود، همافزایی با راهبرد دشمن را عملیاتی ساختهاند.
مروری بر رفتارهای این عناصر نشان میدهد آنها بر محورهای ذیل تصریح و تأکید دارند:
- بحرانسازی و سیاهنمایی
- القای ناکارآمدی نظام و اصولگرایان
- القای یأس و ناامیدی از آینده
- منجیسازی از اصلاحطلبان؟!
- برجستهسازی اختلافات مسئولین و اعتمادزدایی و اعتبارزدایی از شخصیتها، نهادها و گروههای مرجع و تخریب و هجمه به آنها
- انباشتهسازی و همافزایی نارضایتیها (تأکید بر قرائت حداقلی از دین برای دهکهای بالای جامعه و افزایش انتظارات و القای حس محرومیت به دهکهای پایین جامعه)
- بیثباتسازی امنیتی
- دستکاری اولویتها و بر هم زدن تمرکز دولت در رسیدگی به معیشت مردم
- تئوریزه نمودن گفتمان سازش( با دشمنان خبیثی که در 200 سال گذشته بیشترین ظلم و ستم و جنایت و خیانت را در حق مردم ایران روا داشته اند) و انتقال آن به جامعه
محافل مخالف جمهوری اسلامی بر سر حمایت از هاشمی در انتخابات درگیر اختلافنظر هستند. برخی از آنها میگویند این حمایت را باید به رادیکال شدن مواضع هاشمی در برابر نظام مشروط کرد و او را وادار به تندروی نمود. این همان مشیی است که محافل ضدانقلاب در مدیریت موسوی و کروبی به سمت تبدیل به پیادهنظام جنگ نیابتی آمریکا و اسرائیل در پیش گرفتند.
وبسایت شبکه دولتی انگلیس در این باره، شق خوشبینانه آمدن هاشمی را قرار گرفتن در عرض حاکمیت و مطالبه تغییر قانون اساسی عنوان کرده و مینویسد: پیشفرض ما در این تحلیل، وجود درک واقعی در ذهن هاشمی از خواسته رایدهندهها به اوست. آنها توقع دارند او جسارتی مانند احمدینژاد در هموار کردن مسیر قانونی[!؟] برای گذر از حاکمیت دینی داشته باشد. امیدواریم او به گونهای بیاید که هاشمی قبل از سال 76 فقط در اوراق تاریخی همان سالها مرور شود.
پایگاه اینترنتی روزنت نیز در تحلیلی نوشت: ایستادگی موسوی و کروبی مقابل حاکمیت مطلوبتر از مشی خاتمی و هاشمی بود. راهبرد موسوی و کروبی استراتژیک بود اما در سطح تاکتیکی اشتراک چشمگیری میان سبزها و هاشمی و خاتمی وجود دارد. باید بر همان استراتژی موسوی و کروبی تاکید کرد اما همکاری تاکتیکی با هاشمی را منتفی نکرد. هاشمی منجی و قهرمان نیست. جنبش سبز نباید در هاشمی ادغام شود و باید تمایز آن روشن باشد ولی باید از تقابل و رویارویی با وی نیز اجتناب کرد. کاستن آرای او اشتباه است منتها باید معلوم شود که هاشمی نماینده جنبش سبز نیست. تمایز باعث میشود تبعات شکست احتمالی او متوجه جنبش سبز نگردد اما پیروزی احتمالی او امر مثبتی است. در واقع هر قدر او در موضع نقد حاکمیت جلوتر برود یا نتیجه موضعگیریها و اعمال او در ایام رقابت انتخابات باعث محدود شدن حوزه نفوذ و قدرت نهاد ولایت فقیه شود، باید همگرایی تاکتیکی سبزها با وی نیز گسترش یابد.
در همین حال پایگاه اینترنتی حلقه لندن (جرس) از هاشمی خواست تا شعار خود را «انتخابات آزاد» قرار دهد و افزود: مهمترین گره، انتخابات آزاد است که صرفنظر از نتیجه، حضور هاشمی میتواند فرصتی برای طرح مجدد این مطالبه باشد. به عبارتی دیگر انتخابات آزاد، مطالبه تاریخی است که هاشمی خود چندی پیش آن را به کار برد و امروز میتواند به شعار انتخاباتی وی تبدیل شود.
از سوی دیگر جمشید اسدی در سایت گویانیوز و در مطلبی تحت عنوان «رفسنجانی و شور انتخابات! کدام انتخابات؟» خاطرنشان کرد: رفسنجانی نامزد انتخابات ریاستجمهوری شد و شور تازهای در دل اپوزیسیون مصلحتاندیش انداخت! از خوشآمد به رفسنجانی گرفته تا شتاب برای پشتیبانی از او. اپوزیسیون شتابان و مصلحتاندیش، حتی بدون آن که بداند رفسنجانی چه برنامهای دارد تصمیم خود را برای پیروی از وی گرفت.
وی میافزاید: جای شگفتی نیست! نگاهی با پیشینهای دراز در اپوزیسیون هیچ سیاستی را برنمیتابد جز چشم بستن به بازیهای درون حاکمیت و دل بستن به جناحی علیه جناح دیگر. به باور ما اما میبایستی گزینه آزادی و دموکراسی را دست کم در سپهر اندیشه فرا کشید و بالا دست کرد. استفاده بخردانه از فرصتی در دل نظام به معنای چشمپوشی از فرصتسازی برای دموکراسی راستین نیست.
اسدی مینویسد: تنها در پرتو تعریف و منشور روشنی از دموکراسی و انتخابات راستین است که میتوان آمدن این یا آن نامزد انتخاباتی- رفسنجانی یا مشایی- را سنجید و واکنش نشان داد. جانمایه استراتژی انتخابات آزاد از قانون اساسی جمهوری اسلامی فراتر میرود.
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی روز چهارشنبه25 اردیبهشت ماه در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم، با توصیه به آحاد ملت بهخصوص جوانان برای بهره گیری از ظرفیت عمیق و انسان ساز ماه معطر رجب، انتخابات 24 خرداد را آزمون افتخارآمیز دیگری برای ملت ایران دانستند .
آیت الله خامنه ای با تبیین «اهداف متضاد ملت و دشمنان ملت در این انتخابات» تأکید کردند:
مردم برای تحقق اهداف خود و ناکام ماندن دشمن، با حضور پرشور و گرم در انتخابات، از میان نامزدهایی که شورای نگهبان براساس معیارهای قانون معرفی می کند، انسانی شایسته، وارسته، مؤمن، انقلابی، «اهل استقامت و عزم و ایستادگی» و برخوردار از همت جهادی را انتخاب کنند که بتواند بهتر از دیگر نامزدها، بار سنگین عزت و پیشرفت کشور را به دوش بکشد و به جلو ببرد.
رهبر انقلاب، انتخابات ماه آینده را مهمترین مسئله کنونی کشور خواندند و با اشاره به تأثیرات کوتاه مدت، و بلندمدت این رویداد خاطرنشان کردند:
در این انتخابات یک نفر با رأی ملت، مدت 4 سال بر سرنوشت و مسائل عمده کشور حاکم می شود اما برخی تصمیمات و کارهای خوب یا غیرخوب این فرد، می تواند حتی در 40 سال آینده بر کشور تأثیرگذار باشد و این واقعیت، نشان میدهد که انتخابات ریاست جمهوری، چقدر مهم است.
ایشان در تبیین اهمیت مضاعف انتخابات 24 خرداد افزودند:
با وجودی که حدود یک ماه تا انتخابات فاصله داریم این موضوع به یک مسئله مهم بین المللی تبدیل شده، و اتاقهای فکر جهانی و دشمنان ایران، حتی مقدمات آن را با دقت رصد می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه دشمنان در قبال این انتخابات اهدافی کاملاً مغایر با اهداف ملت ایران را دنبال می کنند افزودند:
مردم ایران به دنبال فرد اصلحی هستند که کشور را با سرعت بیشتری در عرصه های مادی و معنوی به پیش ببرد و ضمن حل مشکلات موجود و ایجاد زندگی بهتر و مرفه تر، عزت و استقلال ایران را در پرتو «شور و شوق و امید مردم» ارتقا بخشد.
ایشان افزودند:
اما دشمن به موازات تلاش برای سرد کردن انتخابات، دنبال فردی است که این مختصات را نداشته باشد و ایران را به وابستگی، ضعف، عقب ماندگی در عرصههای مختلف و قرار گرفتن در مسیر سیاستهای بیگانگان بکشاند.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند:
البته بیگانگان در درجه اول به دنبال انجام نشدن انتخابات بودند اما حالا که دستشان از این هدف کوتاه است دنبال دلسرد کردن مردم، از رونق انداختن انتخابات و تأثیرگذاری در انتخاب مردم هستند.
ایشان ناامید کردن مردم از شرکت در انتخابات را از تاکتیکهای اصلی دشمن دانستند و افزودند:
آنها میخواهند به افکار عمومی القا کنند که رأی دادن و شرکت در انتخابات فایده ای ندارد پس چرا شرکت کنیم؟
حضرت آیت الله خامنه ای با استناد به عملکرد هفته های اخیر «شبکه بزرگ رسانه ها و خبرگزاریهای صهیونیستی» افزودند:
بحرانی جلوه دادن اوضاع کشور، بزرگنمایی مشکلات، القای یأس و ناامیدی درباره حل مشکلات و تاریک جلوه دادن آینده ملت از جمله روشهایی است که شبکه بزرگ دروغ پردازی و تحریف، برای بی رونق کردن انتخابات ایران در دستور کار خود قرار داده است.
رهبر انقلاب در همین زمینه افزودند:
البته مشکلاتی مانند گرانی و اشتغال در کشور وجود دارد اما کدام کشور است که بدون مشکلات باشد؟ و آیا فریاد کشیدن هر روزه مردم اروپا در خیابانها، نشانه این نیست که کشورهای اروپایی تا خرخره در مشکلات فرو رفته اند؟
رویارویی ملت و جبهه ضدملت در انتخابات
حضرت آیت الله خامنه ای در مقایسه اوضاع ایران و کشورهای دیگر افزودند:
کدام کشور از استقلال ملی و انسجام و وحدت ملت ایران برخوردار است؟ کدام کشور این همه جوان با نشاط دارد که میدانهای عظیم علمی را فتح می کنند؟ کدام ملت توانسته است از «اهمیت و عظمت و تأثیرگذاری ملت ایران» در حوادث منطقهای و جهانی برخوردار شود؟ و کدام ملت توانسته است همچون مردم ایران عزیز، همه خباثتهای دشمنان را ناکام بگذارد و سرافراز و امیدوار به راه خود ادامه دهد؟
ایشان پس از تشریح صحنه «رویارویی سیاسی ملت و جبهه ضد ملت در انتخابات» تأکید کردند:
مردم بدانند که حضور پرشور و پررونق در انتخابات، موجب مصونیت کشور و کاهش طمع بیگانگان برای دست اندازی و خباثت می شود.
رهبر انقلاب در توصیه ای مؤکد به مسئولان، فعالان سیاسی و کسانی که تریبون در اختیار دارند افزودند:
به مردم امید بدهید چرا که واقعیات کشور و عزم و اراده ملت، هر انسان منصفی را به آینده امیدوار می کند.
ایشان در نوعی جمعبندی درباره نتیجه رویارویی ملت و دشمنان در عرصه انتخابات افزودند:
آنطور که ما مردم ایران را شناخته ایم و لطف و فضل الهی را تجربه کرده ایم، ملت در این نوبت نیز، افتخار دیگری بر افتخارات خود می افزاید و مشت محکمی به دهان دشمن خواهد زد.
معیارهای انتخاب نامزد اصلح
رهبر انقلاب در ادامه سخنان خود در نگاهی اجمالی به معیارهای انتخاب نامزد اصلح گفتند تا قبل از انتخابات در این زمینه نکات لازم را بیان خواهم کرد اما نکته مهم این است که برای انتخاب خوب و درست، باید معیارها را شناخت و با مشورت و تفکر، و دست یافتن به حجت شرعی، نامزد اصلح را انتخاب کرد.
رهبر انقلاب با اشاره به ضرورت انتخاب کسانی که همتشان بر حفظ عزت و پیشرفت کشور متمرکز است افزودند:
هرچه در این سه دهه بهدست آورده ایم به برکت حرکت در جهت اهداف انقلاب بوده است بنابراین کسانی را انتخاب کنیم که در همه شرایط، تحقق این اهداف را سرلوحه خود قرار می دهند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به لزوم دقت در شعارهای نامزدها خاطرنشان کردند:
گاه برخی برای جلب آرا، شعارهایی خارج از حدود اختیارات رئیسجمهور و امکانات کشور مطرح می کنند اما مردم با هوشمندی دنبال کسانی هستند که شعارهای مبتنی بر واقعیات می دهند و برای حل مشکلات و فوریتها، روشهایی متناسب با ساز و کار کشور را پی میگیرند.
رهبر انقلاب با اشاره به آمدن افراد متعدد به صحنه نامزدی انتخابات افزودند:
شورای محترم نگهبان که از انسانهای پرهیزکار، متقی و آگاه تشکیل شده براساس وظایف قانونی خود، کسانی را که برای ریاست جمهوری صالح هستند به مردم معرفی میکنند و مردم از میان نامزدهای معرفی شده، کسی را که صالح تر است و بیشتر به درد ملت می خورد انتخاب خواهند کرد.
عمل به قانون
حضرت آیت الله خامنه ای بار دیگر بر پایبندی و تبعیت کامل از قانون تأکید کردند و افزودند:
عمل به قانون معیاری بسیار خوب و وسیلهای برای آرامش و آسایش ملت و حفظ وحدت ملی است و به هیچ دلیلی نباید کسی از آن تخطی کند.
ایشان حوادث خسارت بار سال 88 را نتیجه تخطی و تخلف عده ای از قانون برشمردند و افزودند:
آنها برای اغراض نفسانی یا اهداف سیاسی یا هر هدف دیگر راهی خلاف قانون رفتند و ضمن «صدمه زدن به خودشان و به ملت و کشور»، نگذاشتند مردم طعم شیرین آرای 40 میلیونی را بهخوبی بچشند و احساس کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای تسلیم در مقابل قانون را تنها راه صحیح خواندند و افزودند:
گاه قانون صددرصد صحیح نیست اما از بی قانونی بهتر است.
ایشان افزودند:
ممکن است از مجری قانون در یک بخش، خطایی هم سر بزند اما اگر نتوانیم از راه قانونی آن خطا را اصلاح کنیم تحمل آن، از بی قانونی و عمل خلاف قانون بهتر است.
ایشان داشتن حجت شرعی برای انتخاب یک فرد را مایه آرامش دنیوی و اخروی خواندند و افزودند:
اگر تصمیمی که با حجت شرعی گرفته شده غلط هم از آب درآمد چون انسان به تکلیف عمل کرده سرافراز است.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان ماه رجب را آمادگاهی برای افزایش ظرفیت معنوی خواندند و خاطرنشان کردند:
اگر در رجب و شعبان، توفیق حضور قلب حاصل شد و انسان خود را در همه احوال در محضر علم بیکران الهی یافت، حضور پاکیزه در ضیافت بی دریغ الهی در ماه مبارک رمضان، امکان پذیر خواهد شد.
ایشان شرکت قشرهای مختلف مردم بهویژه جوانان در سنت حسنه اعتکاف در ماه رجب را، منظره ای زیبا دانستند و افزودند:
همه برکات و دستاوردهای انقلاب، به پشتوانه همین ذخایر معنوی و روحی حاصل شده است.
قدرت تحسین برانگیزدر مقابل ستمگران جهانی
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند:
ایستادگی، شورانگیزی، حرکت آفرینی و قدرت تحسین برانگیز امام راحل عظیم الشأن در مقابل ستمگران جهانی، متکی به اشکها، عبادات و مناجات خالصانه ای بود که آن عزیز، در نیمه های شب با پروردگار خویش زمزمه می کرد.
رهبر انقلاب رهبانیت در اسلام را به معنای حضور در همه عرصه های زندگی خواندند و با تجلیل از ایمان، احساسات انقلابی و نقش آفرینی جوانان کشور در عرصههای ملی افزودند: حفظ و تعمیق این روحیه، ادامه تفضلات و کمکهای پروردگار را تضمین خواهد کرد.
یک پایگاه اینترنتی وابسته به فتنه سبز که نظرات میرحسین موسوی را نمایندگی میکند و از پاریس واز سوی ضد انقلاب و مرفهین بی دردمدیریت میشود، در گزارشی نوشت: شور و شوقی که ورود هاشمی در میان اصلاحطلبان و عدهای از روشنفکران ایجاد کرده، در میان مردم دیده نمیشود.
کلمه که مدعی است خبرنگارش در سطح شهر با مردم گفتوگو کرده، از قول یک مخالف مینویسد: مردم مثل مردم کوفهاند[!] من به قبر پدرم بخندم اگر رأی بدم. به رأی من و شما نیست، مثل سال 88 مردم به مردم کوفه میمونند، یه دفعه تو اوج صمیمیت میگن بریم رأی بدیم. ما موندیم این ملت [...] چطور با این گرانی و مخارج سنگین زندگی میکنند، صداشون هم درنمیاد.
کلمه از قول یک نفر دیگر که بازاری معرفی کرده نوشته«هاشمی بیاد اوضاع بهتر میشه اما انگار سنش نمیخوره» و از قول دیگری نقل کرده «موسوی اگر دندان رو جیگر میگذاشت الان رئیسجمهور میشد. و الان نوبت موسوی بود که زهرش را بریزد.»
این سایت گروهکی همچنین از قول یک سبز مخالف حضور انتخابات نوشته «این مردم که من دیدم باز هم رأی میدهند، هر چقدر تو چاه میافتند باز میآیند... اگر هاشمی بخواهد رأی بیاورد، رأی قشر سرمایهدار را میآورد، قشر فقیر به او رأی نمیهند. بدبختی همین است».
یادآور میشود استناد سایت گروهکی کلمه به عبارت «مردم کوفه» در حالی است که سران فتنه سبز در ماجرای حرمتشکنی روز عاشورا (6 دی سال 1388) در صف حرمتشکنان ایستادند و خود روی مردم کوفه را به اعتبار تظاهر به خط امام و همراهی با یزید صفتان سفید کردند. از جمله شعارهای مردم در حماسه نهم دی، «لعن علی عدوک یا حسین- خاتمی و کروبی و میرحسین» بود.
شبکه دولتی انگلیس به عوامل فتنه سال 88 پیشنهاد کرد برای پیداکردن جای پا درعرصه سیاسی و به دست آوردن فضای مساعد، به توافق با طیفی از اصولگرایان که به آنها نزدیکترند بپردازند و مانع از قطبیشدن فضا که به ضررشان است بشوند.
این پیشنهاد که از موضع ضعف فتنهگران حکایت میکند در حالی از سوی بیبیسی مطرح شده که این شبکه در سال 88 با طرح مسائل دروغینی نظیر تقلب در انتخابات و دروغسازیهای بعدی، به شدت به دنبال قطبیکردن فضا علیه اصل حاکمیت بود.
مشابه پیشنهاد بیبیسی را اخیرا عباس عبدی عضو مستعفی مشارکت پیش کشید و تصریح کرد که نامزدی خاتمی و هاشمی نامطلوبترین گزینه است و مطلوبترین گزینه، توافق بر سر گزینه میانه(!) و کاهش تنشهای موجود است.
این دو تحلیل در واقع روایت دیگری از اظهارات سال گذشته یکی از دستاندرکاران ناکام فتنه 88 است که خواستار تشکیل دولت وحدت ملی با حضور معتدلهای دوطرف(!؟) شده بود.
وبسایت بیبیسی در تحلیل خود مینویسد: افزایش تنش در عرصه سیاسی ایران که با تهدید به رد صلاحیت محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی بالا گرفته نگرانیهایی را نسبت به از دست رفتن فرصت انتخاباتی برای تغییر در روند سیاسی در ایران دامن زده است.
بیبیسی آنگاه از موضع دلسوزی برای ملت ایران و نگرانی برای فشار تحریمها و تورم مینویسد: نگرانی از این است که مبادا از فرصتی که انتخابات برای کشور فراهم آورده استفاده مناسب صورت نگیرد و بواسطه چنین غفلتی فشارهای بینالمللی ادامه یابند، بحران اقتصادی تشدید شود و برنامهریزیهای غلط، شرایط را از این که هست دشوارتر کند این نگرانیها در حالی دامن زده شده که طی ماههای اخیر خوشبینیهایی در عرصه سیاسی ایران مشاهده شده بود.
تحلیلگر بیبیسی با ابراز خرسندی از فعال شدن اصلاح طلبان به نزدیک شدن مواضع این طیف با چند نفر خاص از اصولگرایان و حلقه انحرافی مینویسد: طیف احمدینژاد هم که آینده سیاسی خود را ‹در پرده ابهام میبیند، رویکردی اپوزیسیونی به خود گرفته و در پی ایجاد ائتلافی نانوشته با دیگر گروههایی است که چنین تهدیدی را تجربه کرده و نسبت به این احساس و موضع مشترکی دارند.
بیبیسی وجه دیگری از خوشبینی خود را چنین توضیح میدهد: اصلاحطلبان هم پی بردهاند که هرگونه جداماندن از صحنه قدرت و سیاست میتواند به حاشیه رانده شدن و افول سریع آنها را در پی داشته باشد. به نظر میرسد، بخشهای مهمی از اصلاحطلبان عزم جزم کردهاند که با تمام توان به صحنه سیاسی بازگردند و از این پس هیچگاه حضور خود را در عرصه سیاسی به مخاطره نیندازند.
بیبیسی میافزاید: این طیف در محاسبه سود و زیان جنبش سبز ظاهرا به این نتیجه رسیده است که با توجه به ساختار قدرت، صفبندیهای اجتماعی و فرهنگ سیاسی در ایران، حرکات اعتراضی رادیکال، ماجراجویی پرهزینهای محسوب میشود که باید از آن پرهیز کرد.
شبکه دولتی انگلیس آنگاه خواستار توافق محوری میان همه طیف مذکور شده و مینویسد: زمینه مساعد برای تغییر جدی در روش اصلاحطلبان از گفتمان اختلافمحور به گفتمان توافقمحور پدید آمده است. در گفتمان توافق محور، نیروهای سیاسی سود خود را در ایجاد توافقهای گسترده نه تنها بین نیروهای همجبهه، بلکه میان خود و رقبا میبینند. موفقیت در همین قابلیت یعنی متقاعد ساختن گروههای تحولطلب [اسم مستعار ساختارشکنان] و اقتدارگرا [برچسبی که ضدانقلاب به اصولگرایان میچسبانند] در نزدیک شدن به هم و توافق جمعی است.
شبکه دولتی انگلیس با اشاره به درگیریهای گذشته 3 طیف مورد اشاره تأکید میکند: برای اصلاحطلبان همواره به درگیری و هماوردی بر سر قدرت اصالت داده شده است. زمان و تجربه اما به آنها کمک کرده تا از قطبیگرایی در رقابت سیاسی فاصله گیرند و بستر سیاسی را به تدریج به پهنه میانی جامعه منتقل کنند. قطبیگرایی و حاد کردن کشمکشها اگرچه در دادن هویت به نیروهای «خودی» و ایجاد صف «ما» در برابر «آنها» بسیار مؤثر است، به همین میزان هم حس مبارزهجویی را در میان «غیرخودی»ها دامن میزند و مقاومت آنها را در برابر تحولطلبان میانگیزاند.
بیبیسی درپایان این تحلیل خاطرنشان میکند: اگر اصلاحطلبان به چنین برداشتی رسیده باشند، انتخابات را به رویدادی تعیین کننده که در آن بود و نبود و همه یا هیچ مطرح باشد تبدیل نخواهند کرد بلکه آن را مرحلهای خواهند دید که در آن چند هدف پیگیری شود از جمله؛ پیدا کردن جای پای محکم در عرصه سیاسی و به دست آوردن فضای مساعد برای تأثیرگذاری بر روندهای جاری و به خصوص از بین بردن فضای امنیتی.
بیبیسی این را هم تأکید کرده که: همه بار اهدافی که اصلاحطلبان به دنبال آن هستند به دوش اصلاحطلبان نیست و این اشتباهی است که کنشگران سیاسی از دیرباز مرتکب شده و برای خود نقش ویژه و مسئولیت کامل برعهده گرفتن تمام بار را قائل شدهاند باید به رویکرد تحول تدریجی برگشت.
دعوت جریانهای نفاق و شبکههایی مانند بیبیسی به رفع تنشها و رسیدن به توافق جمعی شگرد همیشگی جریانهای معارض ستیزهجو علیه دین بوده، به این معنا که تا هرجا توانستهاند ستیزهجویی و ایجاد بحران و معارضه کردند اما به هنگام افتادن در تنگنا مدعی مسالمت و کنارگذاشتن کینهها و توافق و تفاهم شدهاند؛ دقیقا مانند کاری که جبهه نفاق اموی در آغاز و پایان جنگ صفین و در مقابل سپاه امیرمؤمنان(ع) انجام داد. معاویه و عمروعاص تا هنگامی که توهم پیروزی داشتند دعوت امیرمؤمنان(ع) به درگیرنکردن امت مسلمان به جنگ و خونریزی را اجابت نمیکردند و آغازگر جنگ بودند اما پس از آن که رشادتهای یاران مجاهد امام، عرصه را برآنها تنگ کرد دستور زدن قرآن بر سر نیزه و شعار صلح و حکمیت را دادند و از راه نیرنگ، شکست مطلق خود را تبدیل به پیروزی کردند.
این روزها برخی از اصحاب فتنه و دستاندرکاران دولتهای موسوم به سازندگی و اصلاحات با استناد به برخی از ایرادهای جدی و مواضع غیراصولی دولت آقای احمدینژاد که طی دو سال گذشته بروز و ظهور داشته است، زبان به طعنه اصولگرایان و تودههای عظیم مردمی که به وی رأی داده و از او حمایت کرده بودند، گشوده و ادعا میکنند حق با آنها بوده است که از ابتدا با ریاستجمهوری احمدینژاد مخالفت کرده بودند و با حالتی عوامانه ادای افراد هوشمند و اهلبصیرت! را درمیآورند و این ترجیعبند را علیه اصولگرایان تکرار میکنند که «دیدید حق با ما بود»؟!
درباره این شگرد دم دستی و اینکه حق با چه کسانی بوده است، گفتنیهایی هست؛
1- ابتدا باید دید که اصحاب فتنه و برخی از دستاندرکاران دولتهای سازندگی و اصلاحات با کدام احمدینژاد مخالفت میکردند و کدامیک از ویژگیها و خصوصیات ایشان را نمیپسندیدند؟! و در همان حال اصولگرایان از کدام احمدینژاد حمایت کرده و برای ادامه ریاست جمهوری ایشان در دوره دهم توان فراوانی را به میدان آورده بودند؟ آقای دکتر احمدینژاد سال 88 دارای خصوصیات و امتیازات برجستهای بود که نه فقط هیچیک از رؤسای جمهور و دولتمردان دولتهای سازندگی و اصلاحات از آن-یا بسیاری از آن امتیازات- برخوردار نبودند بلکه در مواردی یکصد و هشتاد درجه با آن امتیازات برجسته و کمنظیر فاصله داشتند. از جمله آن امتیازات میتوان به چند نمونه زیر اشاره کرد:
الف- دولتهای سازندگی و اصلاحات حلقه بستهای از مدیران و مسئولان را پدید آورده و مسئولیتها را به گونهای که انگار ارثیه پدری آنهاست، در میان خود تقسیم کرده بودند و این مسئولیتها را با تغییر دولتها به یکدیگر پاس میدادند. احمدینژاد این حلقه بسته را شکافت و مسئولیتها را به نیروهای جدید و تازهنفسی واگذار کرد که علیرغم توانمندیهای فراوان هرگز به آنان اجازه و فرصت ورود به حلقه مورد اشاره، داده نشده بود.
2- احمدینژاد امکانات و ثروت ملی را به تهران و چند شهر بزرگ دیگر اختصاص نداد بلکه دورافتادهترین نقاط کشور را نیز از این موهبت برخوردار کرد.
3- دولت نهم با سفرهای استانی، از نزدیک با مشکلات مردم و نیازهای آنان آشنا شد و به تعبیر آقای احمدینژاد کابینه 70 میلیونی تشکیل داد. اعضای هیئت دولت در این سفرها به نقاط دورافتادهای از ایران اسلامی رفتند که تا آن هنگام پای هیچ مسئول درجه چندمی هم به آنجا نرسیده بود.
4- دولت نهم با سادهزیستی و مردم دوستی خود، زندگی اشرافی برخی از دولتمردان و مسئولان دولتهای سازندگی و اصلاحات را با چالش جدی روبرو کرد.
5- میزان عمران و آبادانی که از سوی دولت نهم در سراسر کشور انجام گرفت در بسیاری از موارد کمنظیر و دهها برابر دولتهای سازندگی و اصلاحات بود و در برخی از نمونهها نیز بینظیر بوده است.
6- برخلاف دولتمردان سازندگی و اصلاحات، دولت نهم بیشترین خدمترسانی را به اقشار محروم و مستضعف جامعه- یعنی ولی نعمتهای انقلاب- اختصاص داده بود.
7- رئیس دولت نهم برخلاف دولتمردان سازندگی و اصلاحات در مقابل اخم وتشر و باجخواهی قدرتهای استکباری کوتاه نیامده و از حقوق ملت و نظام دفاع جانانه میکرد، که چالش هستهای یکی از بارزترین نمونههای این ایستادگی شجاعانه است.
8- دولت نهم، گفتمان امام و انقلاب را سرلوحه برنامههای خود قرار داده بود تا آنجا که رهبر معظم انقلاب این دولت را در میان دولتهای ایران از مشروطه تا آن هنگام بینظیر معرفی کردند.
9 و 10 و 11 و 12 و...
کدامیک از این امتیازات برجسته دولت نهم که به نمونههایی از آن اشاره شد قابل انکار است؟!
ب: اکنون باید پرسید که آیا دولتی با این امتیازات برجسته و بعضا منحصربفرد قابل حمایت و شایسته تقدیر نبود؟! و آیا افراد و جریاناتی که در آن هنگام با دولت احمدینژاد مخالفت میکردند نباید از آن همه مخالفت و سنگاندازی خود شرمنده و خجالتزده باشند؟!
به بیان دیگر و با توجه به امتیازات یاد شده، حمایت از ریاست جمهوری احمدینژاد در انتخابات 84 و 88 یکی از برجستهترین افتخارات اصولگرایان و تودههای مردم خداجوی و انقلابی بوده است و از سوی دیگر درباره افراد و جریاناتی که در آن هنگام با دولت احمدینژاد مخالفت میورزیدند، با جرأت میتوان گفت که فقط یک لکه ننگ پاک نشدنی بر پیشانی خود نهادهاند. چرا که در آن هنگام مخالفت با دولت احمدینژاد بدون کمترین تردیدی به مفهوم مخالفت با ارزشهای اسلامی و انقلابی بود و جریانات مخالف تنها به این علت که احمدینژاد حلقه بسته مسئولیتهای موروثی آنها را شکسته، ثروت ملی را به میان تودههای مردم کشانده، در مقابل زورگویی قدرتهای استکباری ایستاده و دهها ویژگی مثبت دیگر دولت احمدینژاد به مخالفت با آن برخاسته بودند و آیا، این مخالفت در آن هنگام ننگآور نبود و مخالفان آن روز- از جمله دولتمردان سازندگی و اصلاحات- نباید به خاطر آنهمه مخالفتها وکینهتوزیهای خود، از خجالت آب شده و در زمین فرو بروند؟
3- متأسفانه طی 2 سال اخیر دولت احمدینژاد به هر علت- از جمله نفوذ حلقه انحرافی و مشکوک- سیر قهقرایی داشته و به مواضع و عملکردی روی آورده که با مواضع و عملکرد اولیه در دولت نهم و اوایل دولت دهم فاصلهای پرنشدنی و در برخی از موارد تفاوت یکصد و هشتاد درجهای دارد و همین تغییر مسیر و زاویه گرفتن با خط اصیل اسلام و انقلاب رویگردانی اصولگرایان و انتقاد و اعتراضهای فراوان به دولت آقای احمدینژاد را در پی داشته است که در این باره گفتنی است؛
الف: نه فقط حمایت اولیه اصولگرایان از دولت احمدینژاد به دلیل آن که حمایت از گفتمان امام و انقلاب بوده است، سند افتخار اصولگرایان است بلکه اصولگرایان با اعتراض و انتقاد به مواضع کنونی دولت نیز، سند افتخار دیگری به کارنامه سیاسی خود افزودهاند. این نکته بدیهیتر از آن است که به توضیح بیشتری نیاز داشته باشد. چرا که اصولگرایان با حمایت از دولت احمدینژاد، در آن هنگام که گفتمان امام و انقلاب را دنبال میکرد، نشان دادند که بر اصول و مبانی انقلاب تکیه و تاکید دارند و هنگامی که دولت از خط اصیل انقلاب و همراهی با مردم فاصله گرفت اصولگرایان با انتقاد و اعتراض خود بار دیگر ثابت کردند که آنچه نزد آنها از اهمیت و احترام برخوردار است، اصول و مبانی اسلام و انقلاب است و افراد و شخصیتها در هر مرتبه و درجهای که باشند اگر از اصول و مبانی فاصله بگیرند به همان اندازه مورد اعتراض و انتقاد اصولگرایان خواهند بود. به بیان دیگر اصولگرایان نشان دادند که «قبیلهگرا» یا «حزبگرا» و «گروهگرا» نیستند و به توصیه امیرمؤمنان علیهالسلام افراد را با حق میسنجند و محک میزنند و نه حق را با افراد و یا به تعبیر حضرت امام(ره) «میزان» را حال فعلی افراد میدانند، بنابراین اصولگرایان حق دارند که هم به حمایت اولیه خود از دولت احمدینژاد افتخار کنند و هم اعتراض و انتقاد این روزها به برخی از مواضع و عملکرد دولت را سند افتخار خود بدانند. گفتنی است، دولتمردان سازندگی و اصلاحات از این نقطه نظر دقیقا در مقابل اصولگرایان قرار دارند و به شدت قبیلهگرا و حزبگرا هستند. تا آنجا که بعد از پناهندگی دهها نفر از حزب و گروه خود به آمریکا و انگلیس، باز هم حاضر به مرزبندی با آنها نیستند و دهها نمونه دیگر که شرح آن فرصت دیگری میطلبد.
و اما، مخالفتها و دشمنیهای جریان مدعی اصلاحات و سازندگی با دولت احمدینژاد در آن هنگام که دولت پا به پای گفتمان امام و انقلاب حرکت میکرد فقط میتواند لکه ننگ دیگری باشدکه بر پیشانی آنها نقش بسته و پاک شدنی نیست، چرا که آنان در آن هنگام، آشکارا با گفتمان امام و انقلاب دشمنی ورزیده بودند. و البته در جریان فتنه آمریکایی - اسرائیلی 88 با وطنفروشی و جنایات خود نشان دادند که نه فقط رفیق قافله امام و انقلاب نیستند بلکه با راهزنان فالوده میخورند و دستورات دیکته شده دشمنان بیرونی را مو به مو دنبال میکنند.
ب: اکنون به برخی از عملکردها و مواضع اخیر دولت که مورد انتقاد و اعتراض اصولگرایان است، نگاهی بیندازید. چه میبینید؟ آیا این دسته از عملکردها و مواضع اخیر دولت دقیقا و بیکم و کاست، با مواضع و عملکرد دولتهای سازندگی و اصلاحات همخوانی ندارد؟! رها کردن مسائل اقتصادی و معیشتی مردم، حاشیهسازی به جای انجام وظایف قانونی، رویکرد به جریانات فاسد و بیهویت، حمایت از مفسدان اقتصادی و... آیا غیر از این است؟!
خب! حالا به آسانی میتوان نتیجه گرفت که اصولگرایان به آن بخش از مواضع و عملکرد دولت آقای احمدینژاد اعتراض و انتقاد دارند که از اصول و مبانی اسلام و انقلاب منحرف شده و به مواضع و عملکرد دولتهای سازندگی و اصلاحات نزدیک شده است.
ج: در پایان این وجیزه بیآن که قصد مقایسه مثل به مثل باشد و تنها به عنوان یک نکته عبرتانگیز و درسآموز باید پرسید؛ آیا حضرت امیر علیهالسلام مادام که طلحه و زبیر در رکاب رسول خدا(ص) شمشیر میزدند، از آنها تقدیر و حمایت نمیکرد؟ ولی پس از آن که به انحراف کشیده شدند، ابتدا آنان را نصیحت کرد و سرانجام وقتی به مقابله با حاکمیت عدل امیرالمؤمنین علیهالسلام برخاستند در مقابل آنها ایستاد و کار به جنگ جمل کشیده شد.
حالا باید از آن دسته از دولتمردان سازندگی و اصلاحات و اصحاب فتنه که به حمایت اولیه اصولگرایان از دولت آقای احمدینژاد- باز هم تاکید میشود که قصد مقایسه مثل به مثل نیست- اعتراض میکنند، پرسید؛ اگر در دوران حضرتامیر(ع) حضور داشتید، به حمایت اولیه آن حضرت از طلحه و زبیر اعتراض نمیکردید؟!... یادتان هست که در جریان حاکمیت دولت و مجلس اصلاحات میگفتید ائمهاطهار(ع) هم قابل نقد هستند؟!
سخنان دقیق و حکیمانه حضرت امام خامنهای- دامت برکاته- در افتتاحیه اجلاس اخیر «علمای دین و بیداری اسلامی»، ابعاد، رویکردها، فرصتها و خطرات پیش روی جریان بیداری اسلامی منطقه را- در اندازهای که در یک سخنرانی امکانپذیر است- با هوشمندی تمام تبیین فرمودند. ایشان «مرجعیتهای نامطمئن» و «تلاش قارونهای شهوتران» را دو تهدید پیش روی خیزشهای کنونی منطقه برشمردند. این قلم در این یادداشت، به اندازهای که میسر باشد، ابعاد این دو موضوع را مورد اشاره قرار میدهد.
1- خیزشهای اسلامی در منطقه از اعماق اعتقادات دینی مردم برخاسته است. مساجد، نمازهای جمعه، احزاب و گروههای مذهبی، رخدادهای تاریخی که هویت مذهبی داشتهاند، آمال و مطالباتی که جز از مجموعههای دینی به سامان مناسب نمیرسند، رخدادهای پیروزمندانه مهم منطقهای که جز محصول تلاش گروهها و تودههای عمیقا دینی نبوده و چندین مقوله دینی دیگر. اگر کسی نخواهد این حقیقت به روشنی آفتاب را بپذیرد و دنبال «شاخص» برای قبولی باشد میگوییم بسمالله چه شاخصی برجستهتر از نتایج انتخاباتی در سه کشوری که بعد از تحولات اخیر برگزار شده است. 71درصد کرسیهای پارلمان مصر در انتخابات آذر و دی 1390 به جریانات اسلامگرا تعلق گرفت و در تونس اکثریت نسبی کرسیهای پارلمان به جریان اسلامگرای «النهضه» رسید. در لیبی اگرچه اوضاع به سامان روشنی نرسیده است ولی در عین حال اسلامگراها به حدود 40درصد کرسیهای پارلمان دست پیدا کردند کما اینکه در بحرین هم اگر انتخابات واقعی برگزار شود، تقریبا همه کرسیهای پارلمان به احزاب و شخصیتهای دینی میرسد و نیز هیچکس تردید ندارد که انتخاب اول یمنیها «اسلامگراها» هستند.
اما به موازات حرکت جامعه به سمت ارزشهای دینی و شخصیتهای مذهبی، دشمن دست بکار نسخه «بدلی» شد، نسخهای که با زحمت فراوان میتوان برای آن ریشه و سرچشمه تاریخی پیدا کرد. نسخه بدلی از دین و پیامبر آن و یک سربند سرقتی با عبارت «محمد رسولالله» و ریشی بلند دارد و برای آیات فراوانی که در آن روابط مومنین با یکدیگر را به روشنی ترسیم کرده و به رفق با آنان دستور داده است، اهمیتی قایل نیست.
نسخه بدلی دشمن را در درون خانه جستجو میکند و چشم خود را بر حرامیان و دشمنان واقعی بیرونی بسته است. در پاکستان نسخه بدلی چندان کاری به پهپادهای متجاوز و ستونهای زرهی ناتو ندارد و در پشت صحنه با آنان به «نقطه مشترک» هم میرسد کما اینکه اینها حدود دو ماه پیش به همراه حزب مسلم لیگ شاخه نواز شریف و عربستان با سازمان سیا و پنتاگون در دوحه نشستند و توافقات امنیتی امضا کردند. اما همینها در پاکستان صفوف عزاداران حسینی(ع) در روز عاشورا را تحمل نمیکنند و صدها نفر از برادران دینی خود را به شهادت میرسانند. اینها در سوریه با سازمانهای اطلاعاتی امنیتی آمریکا، فرانسه، انگلیس، ترکیه، عربستان و قطر به راحتی همکاری میکنند و در واقع به ابزار دست این سازمانها تبدیل میشوند ولی همراهی یک روحانی برجسته- شهید «سعید رمضان البوطی»- با دولت را تحمل نمیکنند و به خود اجازه میدهند او را به همراه 50 انسان بیگناه نمازگزار دیگر با بمب به شهادت برسانند! و این صحنه در عراق به گونهای دیگر هر روزه تکرار میشود، در لیبی این روند ضمن آنکه استقلال و موجودیت کشور را به خطر انداخته، زندگی را نیز از مردم سلب کرده است و شما میتوانید نمونههای دیگری از آن را در بسیاری از کشورهای مسلمان منطقه مشاهده کنید.
آمریکا و متحدانش با تبلیغات گسترده اصرار دارند که این جریان را متن و اصل اسلام و مسلمانان معرفی کنند و اقدام خود در اعمال فشار و اشغال و محدودیت به جهان اسلام را «ناگزیر» و ضروری جلوه دهند.
2- یک روی سکه تلاش«قارونهای شهوتران» برای لکهدار کردن چهره اسلام و تشدید تقابل و درگیری خونین درجهان اسلام است. بدون هیچ تردیدی برای به وجودآمدن خشونت، خونریزی و کشتار بیگناهان، دستهای جنایتکار و خدانشناسی عوامل مستقیم جنایت کفایت نکرده و به نتیجه نمیرسد، همراه با عوامل کینهتوز، جیبهای پشتیبان هم ضرورت دارد. نقش صاحبان این جیبها از نقش دستهای خونریز با اهمیتتر است چرا که آنکه در نقطه طراحی و تصمیم نشسته، نوعا همان صاحبان جیبهایی است که مستقیما یا بنا به دستور دستهای بالاتر در آنجا حضور دارند.
جنایات همه روزه در سوریه را به عنوان یک سوژه درنظر بگیرید. حقوق یک افسر سوریه با حدود 20 سال سابقه کار چیزی در حدود 600 دلار در ماه است، حقوق متوسط یک نفر از تروریستهای عادی مورد حمایت عربستان، قطر و ترکیه دستکم 1200 دلار در ماه میباشد این در حالی است که به این تروریستها انواعی دیگر از خدمات از قبیل درمان، اسکان در خارج از کشور و گذراندن دورههای تخصصی هم داده میشود و بعد با احتساب همه اینها هزینههای دیگری که برای فعال بودن یک نفر تروریست در سوریه از قبیل مجهز کردن به انواع موشکها، تفنگها و سایر ادوات رزمی و پوششهای گرانقیمت اطلاعاتی و ارائه سرویسهای ویژه مخابراتی- نظیر تلفن ماهوارهای- نیاز است برای هر نفر دستکم 10 برابر مجموع حقوق و هزینههای درمانی و... میباشد حالا شما این عدد را در تعداد تروریستهای مستقر در سوریه- بین 30 تا 50 هزار نفر- ضرب کرده و حاصل آن را در عدد 25 ماه- دوره زمانی فعالیت تروریست ها در سوریه- ضرب کنید ببینید چه عددی میشود؟ خب آیا عناصر تروریست خود این ثروت را دارند که هزینه جنگ با دولت کنند؟ آیا از راههای عادی چنین هزینهای قابل دستیابی است؟ اگر یک محاسبه سرانگشتی داشته باشیم میتوانیم با قاطعیت بگوییم هزینه جنگ در سوریه تاکنون حتما از چند ده میلیارد دلار فراتر رفته است. هیچکس تردید ندارد که دو کشور عرب یعنی عربستان و قطر این هزینهها را میپردازند کما اینکه ملک عبدالله حدود یک سال پیش با صراحت و در یک اظهار نظر رسانهای اعلام کرد که ساقط کردن دولت سوریه اگر به 200 میلیارد دلار هم نیاز داشته باشد من آن را تقبل میکنم و رسانههای قطر به نقل از حمدبن جاسم امیر قطر اعلام کردند که قطر تاکنون بیش از 6 میلیارد دلار به معارضه سوریه کمک کرده است جدا از اینکه میتوانیم این سوال جدی را درباره انگیزههای پادشاهان عربستان و قطر بپرسیم و بطور طبیعی حکم کنیم که سقوط اسد برای کشور کوچک قطر و کشور عربستان سودی در بر ندارد و به ارتقاء موقعیت ژئوپلیتیک یا اقتصادی و یا سیاسی نمیانجامد و تنها به سود آن جبهه متجاوزی است که عربستان و قطر خود را وابسته به آن میدانند، در عین حال میتوانیم با قاطعیت بگوییم هر مسلمانی که در هر نقطهای از جهان اسلام به خاک و خون کشیده میشود، سند گویایی است از جنایات آل سعود و آلثانی چه در عراق باشد، چه در سوریه، بحرین، و یا در لیبی، چه در مصر باشد، چه در پاراچنار، چه در کابل باشد یا در هر جای دیگر که البته برای هر کدام اسناد جداگانهای هم وجود دارد.
اسناد میگویند بعد از امواج اسلامگرایانه منطقهای که رژیمهای وابسته در مصر و تونس را ساقط کرد، رژیمهای عربستان، قطر و اسرائیل بیش از بقیه نگران شدند و این زمزمه در میان آنان شکل گرفت که آنچه مبارک و بن علی را ساقط کرد به سراغ آنان نیز میآید. پس از آن سلسله نشستها و دیدارهایی میان مقامات سیاسی و امنیتی این سه کشور برگزار شد. نتیجه این دیدارها که حتی بعضی از موارد آن توسط روزنامههای سعودی هم منعکس شد این بود که عربستان و قطر سرمایه مالی و رژیم صهیونیستی سرمایه مخابراتی، جاسوسی و مراکز مطالعات استراتژیک خود را پای کار بیاورند و در یک پروسه 2 تا 5 ساله بر این خیزشها مسلط شوند. اینک پس از حدود دو سال برای نشان دادن اسناد مشکلی وجود ندارد. پولهای قطر در لیبی که مقامات قطری یک سال پیش آن را 4میلیارد دلار اعلام کردند را همه میدانند و همین روزها شاهد تظاهرات علیه امیر قطر در طرابلس بودیم. آمار پولهایی که در مصر هم خرج شده کم و بیش به رسانهها راه یافته است کما اینکه آمار پولهای عربستان در عراق هم در رسانههای این کشور درج شدهاند، فتاوای قرضاوی مفتی قطر و الشیخ مفتی سعودی هم در روی اینترنت وجود دارند که در آنها با صراحت ریختن خون شیعیان را مباح اعلام کردهاند با این وصف این «قارونهای شهوتران» نقش اول را در این جنایات دارند و برای کوبیدن سر مار فتنه باید اول سراغ آنها رفت.
اما در عین حال همانگونه که روز دوشنبه، رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجلاس بیداری اسلامی فرمودند: «بیداری اسلامی، مبشر حقایق بزرگتری است که در آینده اتفاق خواهد افتاد» اقدامات مشترک گروههای تروریستی، قارونهای شهوتران و سرویسهای اطلاعاتی قادر نیستند اراده خداوند قاهر متعال در غلبه مومنین بر مستکبرین و منافقین را تغییر دهند یا با تاخیر مواجه نمایند.
سعدالله زارعی
سخنان دقیق و حکیمانه حضرت امام خامنهای- دامت برکاته- در افتتاحیه اجلاس اخیر «علمای دین و بیداری اسلامی»، ابعاد، رویکردها، فرصتها و خطرات پیش روی جریان بیداری اسلامی منطقه را- در اندازهای که در یک سخنرانی امکانپذیر است- با هوشمندی تمام تبیین فرمودند. ایشان «مرجعیتهای نامطمئن» و «تلاش قارونهای شهوتران» را دو تهدید پیش روی خیزشهای کنونی منطقه برشمردند. این قلم در این یادداشت، به اندازهای که میسر باشد، ابعاد این دو موضوع را مورد اشاره قرار میدهد.
1- خیزشهای اسلامی در منطقه از اعماق اعتقادات دینی مردم برخاسته است. مساجد، نمازهای جمعه، احزاب و گروههای مذهبی، رخدادهای تاریخی که هویت مذهبی داشتهاند، آمال و مطالباتی که جز از مجموعههای دینی به سامان مناسب نمیرسند، رخدادهای پیروزمندانه مهم منطقهای که جز محصول تلاش گروهها و تودههای عمیقا دینی نبوده و چندین مقوله دینی دیگر. اگر کسی نخواهد این حقیقت به روشنی آفتاب را بپذیرد و دنبال «شاخص» برای قبولی باشد میگوییم بسمالله چه شاخصی برجستهتر از نتایج انتخاباتی در سه کشوری که بعد از تحولات اخیر برگزار شده است. 71درصد کرسیهای پارلمان مصر در انتخابات آذر و دی 1390 به جریانات اسلامگرا تعلق گرفت و در تونس اکثریت نسبی کرسیهای پارلمان به جریان اسلامگرای «النهضه» رسید. در لیبی اگرچه اوضاع به سامان روشنی نرسیده است ولی در عین حال اسلامگراها به حدود 40درصد کرسیهای پارلمان دست پیدا کردند کما اینکه در بحرین هم اگر انتخابات واقعی برگزار شود، تقریبا همه کرسیهای پارلمان به احزاب و شخصیتهای دینی میرسد و نیز هیچکس تردید ندارد که انتخاب اول یمنیها «اسلامگراها» هستند.
اما به موازات حرکت جامعه به سمت ارزشهای دینی و شخصیتهای مذهبی، دشمن دست بکار نسخه «بدلی» شد، نسخهای که با زحمت فراوان میتوان برای آن ریشه و سرچشمه تاریخی پیدا کرد. نسخه بدلی از دین و پیامبر آن و یک سربند سرقتی با عبارت «محمد رسولالله» و ریشی بلند دارد و برای آیات فراوانی که در آن روابط مومنین با یکدیگر را به روشنی ترسیم کرده و به رفق با آنان دستور داده است، اهمیتی قایل نیست.
نسخه بدلی دشمن را در درون خانه جستجو میکند و چشم خود را بر حرامیان و دشمنان واقعی بیرونی بسته است. در پاکستان نسخه بدلی چندان کاری به پهپادهای متجاوز و ستونهای زرهی ناتو ندارد و در پشت صحنه با آنان به «نقطه مشترک» هم میرسد کما اینکه اینها حدود دو ماه پیش به همراه حزب مسلم لیگ شاخه نواز شریف و عربستان با سازمان سیا و پنتاگون در دوحه نشستند و توافقات امنیتی امضا کردند. اما همینها در پاکستان صفوف عزاداران حسینی(ع) در روز عاشورا را تحمل نمیکنند و صدها نفر از برادران دینی خود را به شهادت میرسانند. اینها در سوریه با سازمانهای اطلاعاتی امنیتی آمریکا، فرانسه، انگلیس، ترکیه، عربستان و قطر به راحتی همکاری میکنند و در واقع به ابزار دست این سازمانها تبدیل میشوند ولی همراهی یک روحانی برجسته- شهید «سعید رمضان البوطی»- با دولت را تحمل نمیکنند و به خود اجازه میدهند او را به همراه 50 انسان بیگناه نمازگزار دیگر با بمب به شهادت برسانند! و این صحنه در عراق به گونهای دیگر هر روزه تکرار میشود، در لیبی این روند ضمن آنکه استقلال و موجودیت کشور را به خطر انداخته، زندگی را نیز از مردم سلب کرده است و شما میتوانید نمونههای دیگری از آن را در بسیاری از کشورهای مسلمان منطقه مشاهده کنید.
آمریکا و متحدانش با تبلیغات گسترده اصرار دارند که این جریان را متن و اصل اسلام و مسلمانان معرفی کنند و اقدام خود در اعمال فشار و اشغال و محدودیت به جهان اسلام را «ناگزیر» و ضروری جلوه دهند.
2- یک روی سکه تلاش«قارونهای شهوتران» برای لکهدار کردن چهره اسلام و تشدید تقابل و درگیری خونین درجهان اسلام است. بدون هیچ تردیدی برای به وجودآمدن خشونت، خونریزی و کشتار بیگناهان، دستهای جنایتکار و خدانشناسی عوامل مستقیم جنایت کفایت نکرده و به نتیجه نمیرسد، همراه با عوامل کینهتوز، جیبهای پشتیبان هم ضرورت دارد. نقش صاحبان این جیبها از نقش دستهای خونریز با اهمیتتر است چرا که آنکه در نقطه طراحی و تصمیم نشسته، نوعا همان صاحبان جیبهایی است که مستقیما یا بنا به دستور دستهای بالاتر در آنجا حضور دارند.
جنایات همه روزه در سوریه را به عنوان یک سوژه درنظر بگیرید. حقوق یک افسر سوریه با حدود 20 سال سابقه کار چیزی در حدود 600 دلار در ماه است، حقوق متوسط یک نفر از تروریستهای عادی مورد حمایت عربستان، قطر و ترکیه دستکم 1200 دلار در ماه میباشد این در حالی است که به این تروریستها انواعی دیگر از خدمات از قبیل درمان، اسکان در خارج از کشور و گذراندن دورههای تخصصی هم داده میشود و بعد با احتساب همه اینها هزینههای دیگری که برای فعال بودن یک نفر تروریست در سوریه از قبیل مجهز کردن به انواع موشکها، تفنگها و سایر ادوات رزمی و پوششهای گرانقیمت اطلاعاتی و ارائه سرویسهای ویژه مخابراتی- نظیر تلفن ماهوارهای- نیاز است برای هر نفر دستکم 10 برابر مجموع حقوق و هزینههای درمانی و... میباشد حالا شما این عدد را در تعداد تروریستهای مستقر در سوریه- بین 30 تا 50 هزار نفر- ضرب کرده و حاصل آن را در عدد 25 ماه- دوره زمانی فعالیت تروریست ها در سوریه- ضرب کنید ببینید چه عددی میشود؟ خب آیا عناصر تروریست خود این ثروت را دارند که هزینه جنگ با دولت کنند؟ آیا از راههای عادی چنین هزینهای قابل دستیابی است؟ اگر یک محاسبه سرانگشتی داشته باشیم میتوانیم با قاطعیت بگوییم هزینه جنگ در سوریه تاکنون حتما از چند ده میلیارد دلار فراتر رفته است. هیچکس تردید ندارد که دو کشور عرب یعنی عربستان و قطر این هزینهها را میپردازند کما اینکه ملک عبدالله حدود یک سال پیش با صراحت و در یک اظهار نظر رسانهای اعلام کرد که ساقط کردن دولت سوریه اگر به 200 میلیارد دلار هم نیاز داشته باشد من آن را تقبل میکنم و رسانههای قطر به نقل از حمدبن جاسم امیر قطر اعلام کردند که قطر تاکنون بیش از 6 میلیارد دلار به معارضه سوریه کمک کرده است جدا از اینکه میتوانیم این سوال جدی را درباره انگیزههای پادشاهان عربستان و قطر بپرسیم و بطور طبیعی حکم کنیم که سقوط اسد برای کشور کوچک قطر و کشور عربستان سودی در بر ندارد و به ارتقاء موقعیت ژئوپلیتیک یا اقتصادی و یا سیاسی نمیانجامد و تنها به سود آن جبهه متجاوزی است که عربستان و قطر خود را وابسته به آن میدانند، در عین حال میتوانیم با قاطعیت بگوییم هر مسلمانی که در هر نقطهای از جهان اسلام به خاک و خون کشیده میشود، سند گویایی است از جنایات آل سعود و آلثانی چه در عراق باشد، چه در سوریه، بحرین، و یا در لیبی، چه در مصر باشد، چه در پاراچنار، چه در کابل باشد یا در هر جای دیگر که البته برای هر کدام اسناد جداگانهای هم وجود دارد.
اسناد میگویند بعد از امواج اسلامگرایانه منطقهای که رژیمهای وابسته در مصر و تونس را ساقط کرد، رژیمهای عربستان، قطر و اسرائیل بیش از بقیه نگران شدند و این زمزمه در میان آنان شکل گرفت که آنچه مبارک و بن علی را ساقط کرد به سراغ آنان نیز میآید. پس از آن سلسله نشستها و دیدارهایی میان مقامات سیاسی و امنیتی این سه کشور برگزار شد. نتیجه این دیدارها که حتی بعضی از موارد آن توسط روزنامههای سعودی هم منعکس شد این بود که عربستان و قطر سرمایه مالی و رژیم صهیونیستی سرمایه مخابراتی، جاسوسی و مراکز مطالعات استراتژیک خود را پای کار بیاورند و در یک پروسه 2 تا 5 ساله بر این خیزشها مسلط شوند. اینک پس از حدود دو سال برای نشان دادن اسناد مشکلی وجود ندارد. پولهای قطر در لیبی که مقامات قطری یک سال پیش آن را 4میلیارد دلار اعلام کردند را همه میدانند و همین روزها شاهد تظاهرات علیه امیر قطر در طرابلس بودیم. آمار پولهایی که در مصر هم خرج شده کم و بیش به رسانهها راه یافته است کما اینکه آمار پولهای عربستان در عراق هم در رسانههای این کشور درج شدهاند، فتاوای قرضاوی مفتی قطر و الشیخ مفتی سعودی هم در روی اینترنت وجود دارند که در آنها با صراحت ریختن خون شیعیان را مباح اعلام کردهاند با این وصف این «قارونهای شهوتران» نقش اول را در این جنایات دارند و برای کوبیدن سر مار فتنه باید اول سراغ آنها رفت.
اما در عین حال همانگونه که روز دوشنبه، رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجلاس بیداری اسلامی فرمودند: «بیداری اسلامی، مبشر حقایق بزرگتری است که در آینده اتفاق خواهد افتاد» اقدامات مشترک گروههای تروریستی، قارونهای شهوتران و سرویسهای اطلاعاتی قادر نیستند اراده خداوند قاهر متعال در غلبه مومنین بر مستکبرین و منافقین را تغییر دهند یا با تاخیر مواجه نمایند.
سعدالله زارعی
گفت: یکی از سران فتنه در جمع تعدادی از مدعیان اصلاحات گفته است نباید برای نامزد شدن من اصرار کنید.
گفتم: نگفته است چرا؟!
گفت: پرسیده است؛ اگر صلاحیت من رد شود آنها که به آمدن من امید بسته بودند چه حالی پیدا خواهند کرد؟!
گفتم: همان حالی که جرج سوروس صهیونیست و امیر عبدالله سعودی و شیمون پرز و نتانیاهو و اوباما و منافقین و بهایی ها و سلطنت طلب ها بعد از شکست فتنه 88 پیدا کردند.
گفت: اصلا به روی خودشان هم نمی آورند که دست به وطن فروشی و جنایت زده اند.
گفتم: چه عرض کنم؟! شاگرد تنبل کلاس از شاگرد زرنگ و در س خوان پرسید؛ چی شده که آقا معلم به من نگاه می کند و پشت سر هم با گچ به تخته می زند؟! شاگرد درس خوان گفت؛ برای اینکه مبادا چشمت بزنند!
حجتالاسلام صدیقی امام جمعه موقت تهران اظهار داشت: در شرایطی که رهبری میگویند من یک رای دارم، آیا دیگران بالاتر از رهبرند که بتوانند تعیین تکلیف کنند؟ همه وظیفه خود را خوب بشناسند و هرچه میتوانند به انسجام و رونق اقتصادی و گرانی جدی بپردازند.وی در ادامه به بیان چند خط قرمز برای انتخابات پرداخت و اظهار امیدواری کرد که همه این خط قرمزها را رعایت کنند.
صدیقی گفت: در مسئله انتخابات یکی از خط قرمزها مسئله قانون است. تمام نامزدهای انتخاباتی هم در تبلیغات و هم هوادارانشان و هم در زمان مقدمات یعنی در بررسی صلاحیتها هیچکس فوق قانون نیست. هیچ مقامی نمیتواند از خط قانون عبور کند.
وی ادامه داد: نظارت شورای نگهبان میثاق ملی است.
اگر کسی بخواهد در مسئله صلاحیتهای شورای نگهبان بگوید که شورای نگهبان حق نظارت ندارد با حق مردم و شهدا و شرع اسلام مقابله کرده است.
خطیب این هفته نماز جمعه تهران انسجام و وحدت را خط قرمز دیگر در انتخابات دانست و گفت: در ۳۴ سال گذشته بیشترین انتخابات در کشور ما انجام شده که همه آنها در فرمول قانونی بوده و همه کاندیداها توانستند با آزادی تبلیغات داشته باشند ولی فتنه نبوده است و این بدعتی بود که در سال ۸۸ گذاشته شد. وی ادامه داد: اگر هر گروهی ، قبل و بعد از انتخابات بنای ایجاد انحراف در درون کشور را داشته باشد خائن به دین، ملت، خون شهدا، رشد و پیشرفت و عزت ملت است.
صدیقی حفظ حریم اخلاق و ولایت را خط قرمز دیگر دانست و گفت: روح قداست ما مسئله ولایت است و اخلاقمداری.
شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد ولی رصد و واکاوی رفتار و گفتار دشمن که با شواهد و قرائن غیرقابل خدشه ای گره خورده است؛ نشان می دهد که دشمن بارها شکست خورده به انتخابات 24 خرداد 92، به عنوان ضلع سوم تحرکات و ترفندهای خود علیه نظام، پس از انتخابات سال 88 (ریاست جمهوری دهم)، و سال 90 (مجلس نهم) است.
در سال 88 از مدتها قبل محرز بود که دشمن و نظام سلطه تمام پتانسیل و توان خود را بکار گرفته است تا با استفاده از بزنگاه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، تضعیف ساختار نظام جمهوری اسلامی را نشانه برود.
کلید واژه «تقلب در انتخابات»! که بصورت سازماندهی شده و پیش از موعد انتخابات بصورت گسترده ای پمپاژ می شد به وضوح حکایت از آن داشت که
اتاق فکر کفر و جبهه استکبار تا پادوها و پیاده نظام این جبهه در داخل و خارج قصد دارند یک چالش بزرگ را رقم بزنند؛ «مقابله با جمهوریت نظام با ترفند تقلب در انتخابات»! البته این توطئه که باید آن را کودتای قدرت های غربی علیه ایران
اسلامی دانست در نهایت به نتیجه نرسید و فتنه گران و مدیریت بیرونی فتنه طرفی نبستند.
سیلی محکم را مانند همیشه مردم به بدخواهان و معاندان نظام جمهوری
اسلامی زدند و حماسه بزرگ 9 دی در سال 88، دشمن را در وضعیت آچمز قرار داد. بساط فتنه گران و آشوب طلبان در حالی برچیده شد که عصبانیت و عمق خصومت های دشمن هر روز بیشتر برملا می گشت. بعدها برخی مراکز مطالعاتی و رسانه های غربی، اطلاعاتی از تدارکات و ساماندهی برای فتنه 88 به بیرون درز دادند که آشکارا نشان می داد علت عصبانیت فزاینده دشمنان جمهوری اسلامی پس از حماسه 9دی به چه خاطر بوده است.
جالب اینجاست که یکسال پس از حماسه تاریخی 9 دی و شکست بزرگ جریان فتنه که با مدیریت بیرونی، چالش در مشروعیت نظام را خواب دیده بودند؛ این بار تلاش کردند تا از این شکست و رسوایی بزرگ در انتخابات مجلس نهم انتقام بگیرند. از همین روی اواخر سال 89 از قضا جرج سوروس که به پدر انقلاب های مخملی شهره است و ردپای او در فتنه 88 مشهود بود در فضای رسانه ای آفتابی شد و شرط بندی کرد که تا یک سال دیگر جمهوری اسلامی سقوط خواهد کرد!
سخنان سوروس با سی ان ان و وعده به سقوط جمهوری اسلامی تا یک سال دیگر، ناظر به انتخابات مجلس نهم در 12 اسفند سال 1390 بود.
راهبرد دشمن که بخشی از آن از زبان جرج سوروس علیه ایران بیان شد نشان می داد برای انتخابات نهمین دوره مجلس این بار هدف تضعیف ساختارها و چالش در مشروعیت نظام نیست، چرا؟ چون دشمن هم فهمیده بود ناکامی او در فتنه 88 دیگر این توانایی را باقی نگذاشته که اهداف و اغراض شان را در سطح حداکثری پیگیری و رهگیری نمایند.
بنابراین هر چند کسی مانند جرج سوروس به گزاف وعده توخالی سقوط نظام
جمهوری اسلامی را رسانه ای می کند ولی رفتار و گفتار دشمن ذیل یک راهبرد تعریف شده حکایت از آن داشت که این بار و در انتخابات اسفند 90، می خواهند چالش در مشارکت به وجود بیاورند. البته این «چالش» برای دشمنی که ضرب شست سنگینی از ملت ایران در سال 88 خورده بود بسیار حیاتی و تاریخی ارزیابی می شد. به تعبیر روشن تر؛ چالش در مشارکت انتخابات سال 90 پیامدهایی را برای دشمن به ارمغان می آورد که او فکر می کرد می تواند از این دالان، وضعیتی را به وجود آورد که حجم فشارها و تهدیدها را
علیه ایران به سقف برساند و در این میان برنامه هسته ای کشورمان را به «نقطه پایان» نزدیک سازد.
این نکته گفتنی است که از ابتدای سال 90 بحث تحریم ها و فشارهای
اقتصادی علیه ایران در دستور کار دشمن بود. در ادامه برای تأثیرگذاری بر انتخابات اسفند 90، سه قطعنامه تحریمی، هسته ای و حقوق بشری بر ضد کشورمان صادر شد. به موازات این تحرکات و ترفندهای دشمن، این خط نیز دنبال شد تا القاء نماید فضای کشور کاملاً بحرانی است و گویا در شرایط «شعب ابی طالب»! قرار داریم. البته رهبر معظم انقلاب، سناریو و پروژه دشمن در ایجاد رخنه و تردید در اراده مسئولان و همچنین مأیوس کردن مردم را سوزاندند و در بیاناتی حکیمانه- 19 دی 90- خاطرنشان فرمودند؛
«مقامات غربی بارها تکرار کرده اند که هدف از تحریم ها و فشارها بر ضد ایران، خسته و از صحنه خارج کردن مردم و وادار کردن مسئولان به تجدیدنظر در محاسبات خود است. اما آنها اشتباه می کنند و به هدف خود نخواهند رسید زیرا این روسیاه های بدمحاسبه گر، تصور می کنند نظام اسلامی در شرایط شعب ابی طالب است، در حالی که ملت ایران، امروز در شرایط بدر و خیبر قرار دارد.» و در ادامه تأکید فرمودند؛ «حضور مردم در
این انتخابات (انتخابات 12 اسفند 90) دشمن شکن خواهد بود.» یادآور می شود انتخابات مجلس نهم در اسفند سال 90 با مشارکت حداکثری -65 درصد- برگزار شد و دشمن یک بار دیگر پس از ناکامی بزرگ در فتنه 88، طعم شکست را چشید و به تعبیر رویترز؛
«مردم ایران ثابت کردند پیروز انتخابات هستند.» اکنون باید به صدر این یادداشت بازگردیم که چرا از نگاه دشمن، انتخابات 24 خرداد ضلع سوم تحرکات دشمن و در ادامه دو انتخابات قبلی است! همانطور که در بالا آمد دشمن در انتخابات سال 88، چالش در مشروعیت نظام را دنبال می کرد که شکست خورد و در انتخابات سال 90، چالش در مشارکت را نشانه گرفت ولی باز هم تیرش به سنگ خورد و طبیعی است که از پا ننشیند و از آنجایی که وظیفه دشمن، دشمنی است و تدارک می کند و دسیسه می چیند این بار با ترفندی
دیگر به صحنه بیاید.
بنابراین شواهد و قرائن نشان می دهد دشمن برای انتخابات در پیش روی که کمتر از دو ماه دیگر برگزار خواهد شد؛ «چالش در کاندیداها» را در دستور کار قرار داده است. چرا و چگونه؟
معادله پیچیده ای در پیش روی نیست. تجربه سال 88 به دشمن فهمانده که نظام جمهوری اسلامی از ساختار بسیار محکم و با ضریب بالای مقاومت مردمی برخوردار است و چالش در مشروعیت با هدف براندازی نظام تنها یک توهم و آرزوی دست نیافتنی است. در همین جا به عنوان نمونه باید به پژوهش راهبردی مرکز مطالعاتی سابان اشاره داشت که پس از فتنه 88 نوشت؛ «احتمال وقوع براندازی در جمهوری اسلامی ممکن نیست.» همچنین انتخابات سال 90 که اولین انتخابات پس از فتنه 88 بود، به دشمن نشان داد که پروژه چالش در مشارکت عملیاتی نمی شود و مردم ایران با بصیرت مثال زدنی و در سخت ترین شرایط، «تهدید»ها را به «فرصت»ها تبدیل می نمایند.
دشمن در شرایط کنونی از اینکه یکی از نامزدهای سازشکار در انتخابات 92
پیروز شود ناامید است ولی تلاش می کند، خط سازش را در پوشش خط عبور از مشکلات اقتصادی معرفی کند. خطی که برخی از نامزدهای مدعی اصلاحات با صراحت- و البته کندذهنی- از آن سخن می گویند. نهایت امید دشمن آن است که برای این گفتمان فریبنده و انحرافی در میان گفتمان های جاری راهی باز کند و شماری از نامزدهای دست چندم را در این پازل به بازی بگیرد.
و بالاخره باید گفت این راهبرد دشمن نیز، همچون دو سناریوی قبلی آنها در انتخابات سال 88 و سال 90 به شکست منتهی خواهد شد.
مشکل دشمنان نشان دار جمهوری اسلامی این است که به تعبیر فارین پالیسی؛ «ما نمی توانیم ایران را تحلیل کنیم» و در اینجا به طور مشخص اشتباه استراتژیک دشمن این است که گمان می کند مذاق مردم ایران عوض شده که به کاندیدایی با مختصات و ویژگی های غربی، سازشکارانه و سکولار روی بیاورند. بدون تردید آحاد ملت بزرگ ایران که حماسه 9 دی را آفریدند و هر سال در 22 بهمن اجتماع عظیم ده ها میلیونی بر «خط مقاومت» تاکید می
کنند؛ اکنون و در شرایط حساس منطقه ای و نضج نهضت بیداری اسلامی، نامزدی را به پاستور خواهند فرستاد که در کامل ترین و موجزترین عبارت او «رئیس جمهور انقلابی» خواهد بود.
رئیس جمهوری که به قول رهبر انقلاب نقاط قوت دولت فعلی را دارد و نقاط ضعف این دولت را نداشته باشد و البته این انتخاب بزرگ با بصیرت ملت ایران دور از انتظار نیست. ان شاءالله
حسام الدین برومند
راهپیمایی بزرگ 22 بهمنماه سال 1391 از ساعت 9 صبح امروز همزمان در سراسر ایران اسلامی با خروش یکپارچه ملّت بزرگ و فهیم ایران اسلامی برگزار شد و ملت ایران مثل هر سال با امام راحل، رهبر معظم انقلاب و هزاران شهید این مرز و بوم تجدید بیعت کردند.
ماجرای ماشین «ابرقدرتی به نام ساندیس»
بر روی یکی از خودروهای راهپیمایی طرحی به شکل ساندیس ساخته شده و بر روی آن شعاری با عنوان ˈابرقدرتی به نام ساندیسˈ نوشته شده بود. این طرح که نقاشی از یک سیب بر روی آن طراحی شده، عباراتی همچون ˈمعجون ناشناختهˈ ، ˈچه می کنه این ساندیسˈ، ˈمافوق همه قدرت هاˈ و ˈساخت ایرانˈ نوشته شده است.
"خیالتان تخت باشد آقا"
عده ای از دانش آموزان با در دست داشتن پلاکاردهایی در تقاطع یادگار امام آزادی با عنوان "نمردهایم که خون دل بخورید، خیالتان تخت باشد آقا" در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کردند.
فرود چوب راهپیمایان تهرانی بر سر اوباما و نتانیاهو
راهپیمایان آدمکهای نتانیاهو و اوباما را در دست داشتند و با سر دادن شعارهایی خطاب به این آدمکها انزجار خود را از سیاستهای ددمنشانه امریکا واسرائیل نشان دادند. در بخشی از این تجمع راهپیمایان با چوب به سر این آدمکها می زدند.
پرچم ۱۵۰۰ متری ایران بر روی دست راهپیمایان تهران
راهپیمایان تهرانی همزمان با راهپیمایی با شکوه و پرشور 22 بهمن پرچم 1500 متری ایران را از حوالی میدان انقلاب به سمت میدان آزادی بر بالای سر خود گرفته و به این ترتیب سی و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را جشن گرفتهاند. این پرچم 1500 متری توسط صدها جوان ایرانی در حال حرکت به سمت میدان آزادی است.
میدان آزادی تهران گلباران شد
پس از قرائت قرآن توسط کریم منصوری از قاریان بین المللی کشورمان، سرود «خمینی ای امام» توسط حاضران در میدان آزادی همخوانی شد. در ادامه این برنامه قاریان برگزیده دختر جشنواره قرآنی به جمع خوانی سوره فجر پرداختند. ادامه مراسم گرامیداشت یوم الله 22 بهمن در میدان آزادی تهران به برنامه چتربازی چتربازان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اختصاص داشت. همچنین حضور مردم در میدان آزادی با گل افشانی از سوی چتربازان و بالگردها همراه شد.
تاکید راهپیمایان تهرانی؛ «انرژی هستهای حق مسلم ماست»
در حاشیه راهپیمایی یوم الله 22 بهمن ماه راهپیمایان تهرانی شعار انرژی هستهای حق مسلم ماست سر دادند همچنین راهپیمایان تصاویر شهدای جهاد علمی را در دست داشته و یاد و خاطره این شهیدان را گرامی داشتند.
همچنین راهپیمایان تهرانی دست نوشتههایی نیز با مضمون تاکید بر لزوم به رسمیت شناختن حق صلح آمیز هستهای ایران در دست داشته و بر لزوم حفظ حقوق هستهای خود تاکید داشتند.
پشتیبان اقتصاد مقاومتی هستیم
اتحادیه موسسان توریستی و اتومبیل های کرایه با حضور در راهپیمایی، شعار "پشتیبان اقتصاد مقاومتی هستیم" سر دادند.
حضور مسئولین و کاندیداهای احتمالی انتخابات در راهپیمایی
سران قوا، اعضای هیات دولت، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و کاندیداهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری 92 نیز همگام و همراه با آحاد مختلف مردم، با حضور در راهپیمایی 22 بهمن حماسه وحدت و حضور را به نمایش گذاشتند و سخنانی را با مردم مطرح کردند و به برخی از پرسش های خبرنگاران پاسخ دادند.
"من انقلابیم" شعار ملت در برابر آمریکا
برخی از راهپیمایان با در دست داشتن پلاکاردهایی که بر روی آن نوشته شده بود "من انقلابیام" حمایت قاطع خود را از سخنان اخیر مقام معظم رهبری که خطاب به دولت آمریکا فرمودند "من دیپلمات نیستم یک انقلابیام" نشان دادند.
شعارهای جدید مردمی در حمایت از رهبر انقلاب
شعارهای جدید مردمی در حمایت از بیانات رهبر معظم انقلاب در خصوص عدم مذاکره با آمریکا چنین بود: مذاکره با آمریکا محال است، این سند زنده استقلال است، ملت ما هرگز نمی گذارد، کسی حق مذاکره با آمریکا ندارد.
بیشترین شعاری که در میان راهپیمایان در تهران شنیده می شود در مضمون تجدید میثاق با مقام معظم رهبری است که شعارهای "ای رهبر آزاده، آماده ایم آماده" و " لبیک یا خامنه ای" و " تا آخر ایستاده ایم" از جمله آنان بود.
"سراسر بگذریم از جان ، اگر فرمان دهد رهبر ، نه در شعب ابی طالب که در بدریم و در خیبر" دیگر شعار راهپیمایان با این مضمون بود.
کارکنان شرکت ملی نفت همراه با خانواده با شعار "پیرو رهبر هستیم ، تحریم ها را شکستیم" به جمع راهپیمایان 22 بهمن افزوده شدند.
حاضرین در میدان آزادی، پرچمهایی با شعارهای "تا آخر ایستادهایم" و "لبیک یا خامنهای" در دست داشتند.
همچنین راهپیمایان پلاکارهایی که روی آن جملاتی مانند "آمریکا هیچ غلطی نمیکند" "درخواست مذاکره حیلهگرانه است" "مذاکره با آمریکا مشکلی را حل نمیکند"، "آمریکا به دنبال مقاصد شوم خود است" و ... به اظهارات اخیر جو بایدن و دیگر مقامات آمریکایی برای مذاکره با ایران واکنش نشان دادند.
سران فتنه را محاکمه کنید...
جمعی از راهپیمایان تهرانی با در دست داشتن نوشتهای با مضمون «سران فتنه را محاکمه کنید» از دستگاه قضایی خواستند تا هرچه سریعتر سران فتنه را محاکمه کند.
شعار: وحدت وحدت، فوری فوری...
تعدادی از راهپیمایان تهرانی با سر دادن شعار "وحدت وحدت، فوری فوری" خواستار اتحاد و انسجام هر چه بیشتر مسئولان کشور شدند.
اجرای حرکات نمایشی با توپ فوتبال برای راهپیمایان تهرانی
راهپیمایان تهرانی با سر دادن شعار و حمل پلاکاردهای مختلف از ساعات اولیه صبح امروز در حال حرکت به سمت میدان آزادی تهران هستند. در طول مسیر راهپیمایی امروز برنامههای متنوعی برای اقشار مختلف اعم از پیرو جوان، زن و مرد در نظر گرفته شده بود. در حوالی خیابان فلسطین دو جوان با اجرای حرکات نمایشی توسط توپ فوتبال برای راهپیمایان تهرانی نمایش ورزشی اجرا کردند.
اجرای برنامه رزمنوازان سپاه تهران بزرگ در حاشیه راهپیمایی 22 بهمن
در حاشیه راهپیمایی پرشکوه 22 بهمن، رزمنوازان سپاه تهران بزرگ ضمن حضور در راهپیمایی به نواختن سرودهای انقلابی پرداختند.
مجریان برنامههای کودک در میان راهپیمایان
شبکههای رادیویی ایران، جوان، تهران، قرآن و فصلی (بهمن)، با حضور در مسیرهای راهپیمایی 22 بهمن، حماسه حضور پرشور مردم همیشه در صحنه ایران اسلامی را پوشش دادند. رادیو ایران با ویژه برنامه (طلوع) از ساعت 9صبح تا ساعت 13 عصر برنامههای ویژه خود را روی آنتن میبرد. همچنین این شبکه رادیویی با برپایی غرفه در خیابان آزادی همراه گروه برنامه ساز ( سلام کوچولو ) به اجرای برنامههای زنده و شاد برای کودکان پرداختند.
براساس این گزارش، برنامه شبکه رادیویی جوان (درست مثل بهار) نیز از ساعت 9 صبح تا ساعت 13 توسط همکاران این شبکه اجرا میشود. علاوه بر استودیوی پخش شبکه جوان استودیوهای سیار واقع در خیابان آزادی تقاطع خیابان بهبودی و خیابان آزادی، تقاطع خیابان نورافکن (روبروی استاد معین ) حماسه 22 بهمن امسال را پوشش میدهند.
سرخابی ها در کنار هم بدون کری خوانی آمدند
وزیر ورزش و جوانان دقایقی پیش در خیل عظیم مردم ایران اسلامی برای حضور در راهپیمایی 22 بهمن حضور یافت. حاضر در محل راهپیمایی، محمد عباسی وزیر ورزش و امور جوانان به همراه تعدادی از روسای فدراسیون های مختلف هم اکنون در راهپیمایی 22 بهمن حضور دارد. قرار است جامعه ورزش کشور راهپیمایی خود را به سوی میدان آزادی از خیابان آزادی آغاز نماید، حضور پرویز مظلومی سرمربی سابق استقلال،افشین داوری رییس فدراسیون دو و میدانی، سمندر رییس فدراسیون کاراته، محمد نوحی رییس فدراسیون رزمی، امیر قلعه نویی سرمربی تیم استقلال، و جمعی از بازیکنان پرسپولیس باعث شده شور و هیایوی خاصی در راهپیمایی 22 بهمن سال 1391 در محل برگزاری این راهپیمایی به وجود آید.
تقابل استقلالی ها و پرسپولیسی ها نیز در نوع خود جالب بود چرا که این گروه به دور از مسائل رقابتی این بار در کنار ملت شهید پرور ایران هم گام با آنان در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کردند.
گفت: یکی از مدعیان اصلاحات گفته است، اشکال اصلی جبهه اصلاحات این است که به سراغ اقشار مرفه جامعه رفته و از توده های مردم غافل بوده است.
گفتم: خب! مگر غیر از مرفهین بی درد چه کسانی می توانند خریدار مواضع و عملکرد مدعیان اصلاحات باشند؟!
گفت: ایشان گفته است؛ باید روی این موضوع کار کنیم که چرا توده های مردم و مخصوصا اقشار محروم و مستضعف از جبهه اصلاحات حمایت نمی کنند؟
گفتم: علتش معلوم است، مردم مستضعف و پابرهنه، کفش ندارند که ریگی در کفش داشته باشند و به مدعیان اصلاحات رأی بدهند!
نظرات ()