کلمه سبز

امام خامنه ای کلمه عشق ،اقتدار ، شجاعت و محبوب قلوب مومنین
نویسنده : - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٩

 وقتی نتانیاهو میگوید هر جا که سر می چرخانم خمینی و خامنه ای را میبینم

 وقتی اسرائیل می داند اگر غلطی بکند دقیقه ای ۵۰۰ موشک به سمت سرزمینهای اشغالی شلیک میشود

 وقتی با یک اشاره آقا آمریکا عرض ۲۴ ساعت از حمله نظامی به سوریه رای برمیگرداند

 وقتی آمریکا حمله نظامی به ایران برایش در حد یک رویا است

 وقتی ایران امن ترین کشور در نا امن ترین منطقه دنیاست

 وقتی که دشمن میداند حرف و عمل رهبر ایران یکی است

 وقتی که آمریکایها اعتراف میکنند نقشه های که چندین ماه بر علیه ایران برنامه ریزی میکنیم رهبر ایران با یک سخنرانی یک ساعته آن را نقش بر آب میکند

 و...

🌹"""نشان از آن دارد که امام خامنه ای به وظیفه رهبری خود به خوبی عمل کرده است"""🌹

 (دشمنان به خوبی میدانند او چه کسی است)

ولی بعضی ها....

این کیه تو نیویورک و کالیفرنیا 400 هزار نفر مقلد داره؟

این مرد 75 ساله کیه این قدر عاشق و فدایی داره؟

کدوم مرجع تقلیدی دومین تندخوان کشورش بوده؟

 کدوم رهبری در دنیا هشت سال سردار جبهه‌ های جنگ بوده؟

کدوم فرمانده جنگی رئیس جمهور کشورش بوده؟

 کدوم رهبری دشمنش عطاا... میگه تو زندگی‌ نامه‌ اش نه یک برگ سیاه، بلکه یک نقطه خاکستری هم وجود نداره ؟

 کدوم مرد سیاسی بچه‌ هاش اینقدر سالم و پاکن؟

 رئیس جمهور روسیه میگه :

بیشتر از من به اوضاع روسیه مسلط بود.

 همون که آیت‌الله جوادی آملی میگه وقتی مهمانش بودم، اجازه نداد پسرش با ما ناهار بخوره، گفت که این غذا از بیت الماله

 همونی که استاد فاطمی نیا میگه این مرد بزرگ عزّ اسلام است اگر یقین نداشتم نمی‌گفتم، هرکس با او مخالفت کنه، خدا ازش نمی‌گذره... و عاقبت به خیر نمیشه ...

 همون که استاد ما میگفت :

خانه‌ اش فرش و موکت ساده هست که از جهیزیه خانومشه.

 همون که علامه حسن زاده آملی حفظه الله جلوش دو زانو می شینه و ایشان را مولا خطاب می کنه و میگه یک مکروه از شما سراغ ندارم.

 کدوم مدیری با این حجم کاری، مثل همیشه سر وقت به قرارش آمد راس 8 صبح نه دقیقه‌ ای دیر و نه دقیقه‌ ای زود ؟

 همون که به خاطر نگهداری پدرش درس و قم را رها کرد.

همون که دستش هنوز هم

به خاطر ترکش‌ ها عذاب دارد و چهره‌ اش عذاب زداست.

 کدام مرجع شیعه میتونست این همه عالم سنی را مدیریت کند؟

 این مرد 75 ساله کیست؟

که امیر کویت میگه از نصایحتان کل منطقه بهره می‌ برند.

 پسر امیر امارات میگه بابام گفته عالم اسلام یک مرد داره آن‌ هم رهبر ایرانه.

کوفی عنان رئیس سابق سازمان ملل میگه دیدم در اوج معنویت، در اوج سیاست بود؛ باید رئیس سازمان ملل ایشان بودند.

 پوتین:

آنچه دیدم منطبق بود با داستان هایی که زنم درباره مسیح از کتاب آسمانی‌ اش برایم تعریف می‌ کند.

 حالا این سیّاس کیست؟

کسی است که وقتی آیت الله بهجت کامل‌ ترین نفس عالم در بیمارستان بستری بود و به همان درد مرحوم شد، پسرش میگه دیدم در ساعات آخر عمرش پدرم ختم صلوات گرفته گفتم چرا؟

گفت آقای خامنه‌ ای کردستان هستند! آخرین عمل بهجت صلوات برای سلامتی اوست.

 

او کیست که پسر آقای پهلوانی میگه وقتی ایشان قم آمدند آقا سید عبدالله جعفری به من زنگ زدند، پیرمرد نود و اندی ساله‌ که قبله ی عرفا بعد از آقای بهجت بود و کسالت داشت، که مرا برای دیدار آقای خامنه‌ ای ببر و پسر آقای پهلوانی می‌ گفت آن ابرمرد توحید خم شد دست آقا را بوسید.

«یا صـــاحـــب الـــزمـــان» اگر نایبت این‌ چنین مدیریت می‌ کند کشورهای منطقه را و دل‌ ها را، تو چه می‌ کنی؟

 بیا باور کن دشمنانمان هم مانده‌ اند و از دشمنی این مرد پشیمان شده‌ اند!

او بی‌نظیر است.

 افتخار می‌کنیم به نفسش، به قدمش، به نورش چشم اسلام و ایران روشن است از نور او...

سلامتی رهبر عزیزمون صلوات

امام خامنه ای محبوب قلوب آزادگان و مومنین جهان


comment نظرات ()
سخنان گوهر بار رهبر فرزانه امام خامنه ای در دیدار با اعضای خبرگان
نویسنده : - ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٧

هدفهای انقلاب چیست؟ در درجه‌ی اوّل حاکمیّت اسلام است؛ اصلاً انقلاب برای این به‌وجود آمد؛ برای اینکه اسلام حکومت کند؛ حاکمیّت داشته باشد با معنای خاصّ خودش. اهداف انقلاب [عبارتند از]: حاکمیّت دین خدا، آزادی، عدالت اجتماعی، رفاه عمومی، ریشه‌کنی فقر و جهل، مقاومت در برابر سیل بنیان‌کنِ فساد اخلاقی‌ای که از غرب به همه‌ی دنیا سرازیر شده که شما امروز دارید خصوصیّاتش را می‌بینید. در کشورها همجنس‌بازی را قانونی میکنند، نه فقط قانونی میکنند بلکه کسانی که معترض به این باشند را بشدّت هُو میکنند؛ دیگر از این فساد بالاتر! یک عدّه‌ای خیال میکردند -در سالهای قبل- در غرب که آزادی زن‌ومرد و ارتباط زن‌ومرد هست، هوسها کمتر است و انگیزه‌ها کمتر است؛ اینجایی که محدودیّت هست، الاِنسانُ حَریصٌ عَلی ما مُنِع! حالا معلوم شد که نخیر بعکس است؛ آنجا که آزادی هست، آنجا که هیچ‌گونه حدّومرزی برای ارتباط زن‌ومرد وجود ندارد، روزبه‌روز شهوات جنسی در آنها قوی‌تر، فعّال‌تر، خشونت‌آمیزتر، مهاجم‌تر دارد بُروز و ظهور پیدا میکند. و در این حد هم متوقّف نخواهد ماند؛ در آینده‌ای که ما نمیدانیم کِی خواهد بود، بحث به ازدواج محارم خواهد رسید! بحث به کارهای حسّاس‌تر خواهد رسید؛ یعنی دنیای فساد اخلاقی به این سمت دارد میرود؛ اینها بحث مسائل اخلاقی‌اش بود.

بحث مسائل اقتصادی [هم همین‌طور است‌]. پول‌شویی؛ حالا اسم پول‌شویی را می‌آورند و این را به‌عنوان یک جرم تلقّی میکنند امّا مهم‌ترین کمپانی‌ها و شرکتهای بزرگ دنیا کارشان عبارت است از همین بازی‌های پولی و مالی و انبوه کردن ثروتهایی که در اختیار دارند؛ و طبعاً تبعیض، طبعاً فاصله‌ی طبقاتیِ روزافزون. این سیل بنیان‌کنی است، این به‌سمت همه‌ی کشورها و همه‌ی جوامع سرازیر است؛ یکی از اهداف انقلاب، مقاومت در مقابل این سیل بنیان‌کن است.

مقاومت در مقابل سلطه‌ی استکبار، یکی از اهداف انقلاب است. طبیعت استکبار سلطه است، دنبال سلطه است، دنبال فراگیر کردن سلطه است؛ هر ملّتی و هر نظامی که مقاومت نکند اسیر خواهد شد و در کمند آنها خواهد افتاد. اینها جزو اهداف انقلاب است. مسیر حرکت این مجلس، مسیر اهداف انقلاب است.


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
وظایف شیعیان در زمان غیبت
نویسنده : - ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢

در زمان غیبت وظایف گوناگونی برای شیعه ذکر شده است ؛ از جمله:

1. تلاش در جهت شناخت هر چه بیشتر و بهتر امام زمان (عج) ؛

2. تکاپو و کوشش در جهت زمینه سازی ظهور آن حضرت ، این مهم از

راه های زیر میسر است :

الف) خودسازی و دیگر سازی. ؛

ب ) شناخت و شناساندن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، اهداف والای آن حضرت ، نقش

بزرگ تاریخی و ارمغان الهی ایشان به جهان بشریت ؛

ج ) شناخت و معرفی هر چه بهتر اسلام به جهانیان .

3 . تلاش و جهاد در جهت دفاع از اسلام و حفظ کیان اسلامی ؛

4 . پیروی از نائبان امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یعنی عالمان و فقیهان عادل و شایسته ؛

5 . دعا برای فرج آن حضرت ؛

6 . دعا و صدقه دادن برای سلامتی آن حضرت ؛

7 . اهدای ثواب اعمال نیک مانند تلاوت قرآن و... برای آن حضرت نیز مستحب و ستوده است .

 


comment نظرات ()
السلام علیک یا صاحب الزمان
نویسنده : - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢

السلام علیک یا صاحب الزمان


comment نظرات ()
افشای اهداف تولید کنندگان فیم های مستهجن!
نویسنده : - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢

دریکی از برنامه های زنده تلویزیونی اروپایی گفتگویی با مدیر کانال پخش فیلمهای زننده انجام شد. مجری برنامه خانمی بود که از این مدیر شیک پوش آمریکایی سوال می کرد.

درمورد کیفیت تولید برنامه ها صحبتی کنید .

این مدیر برنامه های مستهجن باشوق توضیح می داد و درباره تولید فیلمها صحبت می کرد وافتخار می کرد که در این زمینه یک مدیر بسیار موفق می باشد وبعد مجری از او سوال کرد برنامه های شما خاص چه سنینی می باشد ؟

جواب داد که ما برای تمام سنین فیلم تولید کردیم وحتی اختلاط سنین را هم در نظر گرفتیم یعنی دختر نوجوان با یک پیر مرد شصت ساله وبلعکس آن...

این مدیر غرق در صحبت بود و بخود می بالید تا به این مرحله رسید که گفت ما حتی ارتباط جنسی با محارم را هم به تصویر کشیدیم وآموزش دادیم مثلا پدر با دختر . مادر با پسر ومابقی محارم تا بحث به اینجا رسید که ما با افتخار اعلام می کنیم اولین کانالی هستیم که ارتباط جنسی خواهر وبرادر نوجوان در منزل را نشان دادیم وبا توجه به فعالیتهای بسیار عالی، ما همیشه مورد تشویق دولت آمریکا بودیم .

مجری برنامه که دیگر نزدیک پایان برنامه بود ناگهان سوالی از او کرد که مشخص بود برنامه ریزی نشده بود

سوال کرد شما چندفرزند دارید ؟

جواب داد دو فرزند یکی دختر و دومی پسر که اولی 16 ساله است و دوم14 ساله است .

مجری گفت با توجه به آموزشهایی که در کانال شما داده میشه و بسیار عالی و کیفی است آیا دختر و پسر شما از این کانال که مدیر آن پدرشان است بخوبی استفاده کرده و آموزش می بینند ؟

ناگهان مدیر برنامه های شیطانی با عصبانیت بلند شد و تغییراتی در صورتش پدید آمد و با صدای بلند به مجری گفت اصلا فرزندان من و همه فرزندان دیگر خانواده های آمریکایی و اروپایی حق ندارند از این برنامه ها استفاده کنند و در کل در این کشورها پخش نمیشه. این برنامه صرفا جهت پخش درکشورهای جهان سوم و بالاخص مسلمان تولید میشه ...

برداشت

با یه حساب سر انگشتی و با توجه به اینکه ماهواره در کشور خودشان پولی،! و در کشور ما رایگان! است به این نتیجه می‌رسیم که ؛

تهیه کنندگان و توضیع کنندگان عکس ها و فیلم های سکسی و پلید و شیطانی که به تازگی در تلگرام و واتس اپ و سایر نرم‌افزارهاهم در حال پخش شدن است هدفشان به فساد کشیدن و گمراه کردن جوانان و نوجوان پاک ایرانی است!!

آیا هیچ ایرانی باشرف و خداباور و نجیبی هرگز برای فاسد کردن هموطنان و خواهران و برادران ایمانی خود!! اقدام به تهیه و منتشر کردن فساد و فحشا میکند؟؟!!! آیا وقت آن نرسیده است که آگاهانه به قضیه نگاه کنیم؟!!؟!!

شما جوان و نوجوان، شما دختر خانم ها و آقا پسرها!! ''،،،

شما غیر از این میفهمید؟؟!؟!

آیا تهاجم فرهنگی غرب برای به فساد کشیدن خواهران و برادران هموطنمان هنوز مبهم است؟!!!

به راستی تابحال با خود اندیشیده ایم که چه کسی ویا چه کسانی ودر کجا!، وبا چه امکاناتی در حال تولید و توزیع باکیفیت ترین عکس ها و فیلم های زشت و پلید و شیطانی مثل کارتون های سکسی و یا عکس سریال های ضد اخلاقی هستند؟

 

پنیر مفت فقط در تله موش یافت می‌شود !!

به هوش باشیم لطفا  بامنتشرکردن مطالب همه رو آگاه ڪنید...


comment نظرات ()
آل سعود خائن به اسلام و مسلمین
نویسنده : - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱

آل سعود- آل یهود- عربستان سعودی_ اسراییل- خادم الحرمین؟


comment نظرات ()
دشمنان حرفهاى بزرگ‌تر از دهان خودشان میزنند
نویسنده : - ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٥

بیانات ارزشمند امام خامنه ای در دیدار معلمان و فرهنگیان به مناسبت هفته‌ی معلم

 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ (۱)
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فى الارضین.

خیلى خوش‌آمدید عزیزان من؛ امیدوارم که ان‌شاءالله روز معلّم و یادبودهاى گرامى این روز براى همه‌ى شما فرزندان عزیزم، برادران و خواهران عزیزم مایه‌ى شادکامى و سعادت و افتخار ابدى باشد.

اوّلاً بعد از تبریک این روز، یاد شهداى شما را باید گرامى بداریم؛ چه شهداى معلّم که حدود چهارهزار معلّم شهید شدند و رقم کوچکى نیست، و چه شهداى دانش‌آموز که بیش از ۳۶ هزار دانش‌آموز ما در طول دفاع مقدّس به شهادت رسیدند. اگر نَفَس گرم معلّم نبود، معلوم نبود که دانش‌آموز در همه‌ى شرایط، راهى جبهه بشود؛ این افتخار هم برمیگردد به معلّمین.

بعد از این، نوبت این است که من از شما -جامعه‌ى معلّمى کشور- سپاسگزارى کنم؛ چون جامعه‌ى معلّمین یک جامعه‌اى است که یک کار دشوار را با بازده مادّى اندک بر عهده گرفته. معلّم رنج مواجهه‌ى تربیتى با جوان و نوجوان را بر دوش دارد؛ این کار کوچکى نیست؛ سخت است. مسئولیّت سنگینى هم دارد؛ همه هم از معلّم توقّع دارند و دلشان میخواهد که این نونهال‌شان، جوانشان، کودکشان وقتى رفت مدرسه، با تربیت معلّم، مثل دسته‌ى گل در داخل خانواده بدرخشد؛ انسان این‌جور دلش میخواهد؛ همه توقّع دارند از معلّم. درعین‌حال شما درآمد یک معلّم را مقایسه کنید با درآمد فلان سرمایه‌دار، فلان پول‌دار، فلان بچّه‌تاجر؛ خب این را معلّم میبیند، میداند؛ اینهایى که وارد وادى معلّمى میشوند شاید خیلى‌شان -حالا نگوییم همه‌شان؛ بسیارى از اینها- میتوانستند یک جادّه‌ى دیگرى را در پیش بگیرند و یک منبع درآمد بالاتر و بیشترى براى خودشان فراهم کنند؛ [امّا] نکردند. بخشى از انگیزه‌هاى معلّمى عشق است؛ محبّت است، احساس مسئولیّت است. آینده‌سازى میکنند با قناعت، رنج تربیت جوان و نوجوان را بر عهده میگیرند با نجابت، با صبر و سکون. نمیخواهم یک حکم کلّى بکنم؛ بالاخره در هر جامعه‌اى، در هر لباسى ممکن است تعدادى هم باشند که مطلوب نباشند، لکن سیاق کلّى جامعه‌ى معلّمین این است که عرض میکنم. ما خودمان زیر دست این معلّمها درس خواندیم، حرف شنفتیم، یاد گرفتیم؛ میدانیم معلّم چه‌جورى است.

خب، یک خصوصیّت معلّمى که [اگر] شما معلّمان عزیز و نومعلّمان و جامعه‌ى معلّمین به آن توجّه کنند خوب است، این است که در این کارى که با این خصوصیّات عرض کردیم -رنج زیاد و بازده مادّى کم- امکان اخلاص هست؛ [این‌] خیلى مهم است. نجات انسان در زندگى ابدى به‌وسیله‌ى اخلاص است؛ براى خدا، براى حقیقت کار کردن، مخلصانه کار کردن مایه‌ى نجات است؛ این در خیلى از جاها پیدا نمیشود. خیلى از کارها را انسان خیال میکند براى خدا انجام داده، بعد یک خرده که خودش با انصاف دقّت میکند، میبیند داخلش قاطى دارد. وَ اَستَغفِرُکَ مِمّا اَرَدتُ بِه‌ وَجهَکَ فَخالَطَنى ما لَیسَ لَک؛(۲) این دعا یکى از دعاهاى بین نافله‌ى صبح و فریضه‌ى صبح است که میگوید خدایا من استغفار میکنم از آن عملى که خواستم براى تو آن را انجام بدهم امّا در بین آن «فَخالَطَنى ما لَیسَ لَک»، یک انگیزه و نیّت غیرخدایى وارد شد؛ خیلى از کارهاى ما این‌جورى است. بنده خودم را عرض میکنم. آنجایى که انسان امکان دارد اخلاص بورزد غنیمت است؛ یکى از آنجاها معلّمى است. میتوانید بااخلاص کار کنید؛ و اگر بااخلاص کار کردید، کارتان برکت پیدا خواهد کرد.

نمونه‌ى روشن و حىّ‌وحاضر آن شهید مطهّرى است. آیت‌الله مطهّرى بااخلاص حرکت میکرد، کارش براى خدا بود؛ ما از نزدیک با ایشان معاشر بودیم، کارش را میدیدیم؛ نیّتش را میفهمیدیم. آدمى بود زمان‌شناس، نیازشناس؛ نیازها را میدانست، میفهمید و مى‌نشست براى خدا، براى پُر کردن خلأ این نیازها، بااخلاص کار میکرد و فکر میکرد و میگفت و مینوشت و تلاش میکرد و برخورد میکرد. نتیجه‌ى اخلاص او این شده است که کارهاى او ماندگار است؛ ده‌ها سال است شهید شده امّا کتابهاى او را به قول سعدى «چون کاغذ زر میبرند»؛(۳) کسانى که اهل فکرند، اهل فهمیدنند، دنبال فهمیدنند، دنبال کتابهاى شهید مطهّرى میدوند. این اخلاص است.

وقتى شما بااخلاص کار میکنید، هرکدام از این نوجوان‌ها و جوانهایى که زیرِ دست شما هستند، میتوانند آینده‌اى براى این کشور بسازند که این آینده مایه‌ى سعادت جاودانه‌ى شما بشود که معلّم او هستید؛ ولو کسى شما را نشناسد. معلّمهاى امام بزرگوار را -آنهایى که در بچّگى او را درس دادند- کسى نمى‌شناسد امّا آثار امام در نامه‌ى عمل آنها هم نوشته میشود که این مرد را این‌جورى تربیت کردند، این‌جورى بار آوردند.

خب، گفتیم اخلاص؛ این خطاب به شما بود؛ [امّا] معنایش این نیست که حالا چون جامعه‌ى معلّمى اخلاص دارد و قناعت دارد، پس مسئولان کشور از مسائل مادّى معلّمان غافل بمانند؛ نه، بارها گفتیم، بارهاى دیگر هم خواهیم گفت؛ مسئولان باید بدانند هر هزینه‌اى که در آموزش‌وپرورش میکنند هزینه‌ى سرمایه‌اى است، هزینه‌ى محض نیست؛ پولى که آنجا خرج میشود، در واقع، سرمایه‌گذارى دارد میشود؛ به این چشم به آموزش‌وپرورش نگاه کنند، به این چشم بودجه‌گذارى کنند، به این چشم امکانات معیشتى فراهم کنند. بعضى از بدخواهان هم هستند که از مشکلاتِ معیشتىِ جامعه‌ى معلّمین، سوءاستفاده میکنند؛ بنده شنیده‌ام بعضى حتّى در داخل خود آموزش‌وپرورش این سوءاستفاده‌ها را میکنند؛ وضعِ معیشتىِ داراى کمبودِ جامعه‌ى معلّمى، موجب میشود کسانى سوءاستفاده کنند. تا امروز، به توفیق الهى، جامعه‌ى معلّم خودش را سالم و پاکیزه نگه داشته، لکن بعضى‌ها دارند کار میکنند و تلاش میکنند که از این حرکتهاى ناسالم به وجود بیاورند.

خب، حالا موضوع اصلى را مطرح کنیم. عزیزان من! شما یک نسلى را میخواهید تربیت کنید؛ کشور شما و آینده‌ى شما به چگونه نسلى نیاز دارد؟ این مهم است. این‌جور هم نیست که ما در یک میدان خالى بخواهیم کار کنیم؛ نخیر. فرض کنید که یک‌وقت یک نفر جودوکار یا کونگ‌فوکار در میدان خالى مدام بنا میکند حرکات جودوکارى انجام دادن، کسى هم در مقابلش نیست، خب راحت است؛ یا [کسى‌] در میدان خالى شمشیربازى میکند و ضربه میزند، کسى هم در مقابلش نیست؛ امّا گاهى در مقابل شما یک حریفى وجود دارد، ضربه‌ى شما را خنثى میکند، مانع وارد آمدن ضربه به خودش میشود و متقابلاً ضربه میزند؛ ما امروز با یک‌چنین حریفى مواجهیم. حریف کیست؟ نظام سلطه‌ى بین‌المللى. حالا بعضى‌ها ممکن است تعجّب کنند که [مگر] آموزش‌وپرورش ما با نظام سلطه‌ى بین‌المللى مواجه است؛ بله. نظام سلطه‌ى بین‌المللى که امروز مظهرش حکومت آمریکا است، سرمایه‌دارهاى بزرگ صهیونیست‌اند و بعضى از دولتهاى مستکبر دیگر؛ اینها نمایندگان و نمادهاى نظام سلطه‌ى بین‌المللى هستند. من مفصّل این نظام سلطه را در صحبتهاى عمومى مطرح کرده‌ام و معنا کرده‌ام که نظام سلطه‌ى بین‌المللى یعنى چه. این نظام سلطه‌ى بین‌المللى براى ملّتها -نه فقط ملّت ما، [بلکه‌] براى هر ملّتى که بتواند- برنامه دارد؛ او هم میخواهد نسلى که آینده‌ى این کشور را و این کشورها را میسازد، با یک قواره‌اى و با یک شاکله‌اى تربیت بشود که براى او مفید باشد؛ نسلى در کشورها تربیت بشود که فکر او را داشته باشد، فرهنگ او را داشته باشد، نگاه و سلیقه‌ى او را به مسائل جهانى داشته باشد. این نسل تربیت میشود، البتّه باسواد هم میشود، محقّق هم میشود، سیاستمدار هم میشود و در کشورهاى مختلف [جزو] مسئولان کشور هم میشوند. خب براى یک مجموعه‌ى استعمارگر چه‌چیزى بهتر از اینکه مسئولان یک کشور، صاحب‌نظران یک کشور و صاحبان رأى در یک کشور، مثل آنها فکر کنند و مثل آنها عمل بکنند؟ کار را براى آنها آسان میکند دیگر. این برنامه‌ى استعمارىِ فرهنگى است. البتّه مال امروز هم نیست؛ شاید ده‌ها سال است که این برنامه دارد انجام میگیرد.

متفکّرین سیاست غربى بارها گفته‌اند به‌جاى اینکه ما مثل دوران استعمار قرن نوزدهمى برویم کشورگشایى کنیم و حاکم نظامى بگذاریم و پول خرج کنیم و اسلحه بفرستیم و جنگ و جدال راه بیندازیم، بهتر از آن و آسان‌تر از آن و کم‌هزینه‌تر از آن این است که نخبگان و زبدگان آنها را بیاوریم فکر خودمان را به آنها تزریق کنیم، آنها را بفرستیم به کشورشان، آنها میشوند سربازهاى بى‌جیره و مواجب ما؛ همانى که او میخواهد، این عمل میکند. شما امروز چنین دولتهایى سراغ ندارید؟ در منطقه‌ى ما از این دولتها کمند؟ [که‌] همان حرفى را میزند که آمریکا میخواهد بزند، همان کارى را میکند که او میخواهد بکند؛ خرجش را هم متحمّل میشود، هزینه‌اش را هم متحمّل میشود، [امّا] براى او کار میکند. نه فقط از او امتیاز نمیگیرد و پول نمیگیرد، بلکه پول هم خرج میکند؛ امتیازش فقط این است که استکبار مانع سقوط او به دست عوامل مخالف میشود و او را نگه میدارد. یک برنامه‌ى این‌جورى دارند براى نسل ما؛ براى همین دانش‌آموزى که زیر دست شما است همین برنامه را دارند. حالا چقدر بتوانند یا نتوانند بحث دیگرى است، امّا این برنامه هست. فکر خودشان را ترویج میکنند، فرهنگ خودشان را ترویج میکنند، زبان خودشان را ترویج میکنند.

من همین‌جا این حرفى را که گاهى هم گفته‌ام به مسئولین آموزش‌وپرورش [تکرار میکنم‌]؛ شاید به مسئولین محترم فعلى نگفته باشم امّا قبلها مکرّر گفته‌ام؛ این اصرار بر ترویج زبان انگلیسى در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجى را باید بلد بود امّا زبان خارجى که فقط انگلیسى نیست، زبان علم که فقط انگلیسى نیست. چرا زبانهاى دیگر را در مدارس به‌عنوان درس زبان معیّن نمیکنند؟ چه اصرارى است؟ این میراث دوران طاغوت است، این میراث دوران پهلوى است. [مثلاً] زبان اسپانیولى؛ امروز کسانى که به زبان اسپانیولى حرف میزنند کمتر از کسانى نیستند که به زبان انگلیسى حرف میزنند؛ در کشورهاى مختلف، در آمریکاى لاتین یا در آفریقا کسان زیادى هستند. مثلاً میگویم؛ بنده حالا مروّج [زبان] اسپانیا نیستم که بخواهم براى آنها کار بکنم، امّا مثال دارم میزنم. چرا زبان فرانسه یا زبان آلمانى تعلیم داده نمیشود؟ زبانهاى کشورهاى پیشرفته‌ى شرقى هم زبان بیگانه است، اینها هم زبان علم است. آقا جان! در کشورهاى دیگر به این مسئله توجّه میکنند و جلوى نفوذ و دخالت و توسعه‌ى زبان بیگانه را میگیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیک‌تر شده‌ایم! آمده‌ایم میدان را باز کرده‌ایم و علاوه بر اینکه این زبان را کرده‌ایم زبانِ خارجىِ انحصارىِ مدارسمان، مدام داریم مى‌آوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستانها و در مهدِکودک‌ها! چرا؟ ما که میخواهیم زبان فارسى را ترویج کنیم، باید یک عالَم خرج کنیم و زحمت بکشیم. [وقتى‌] کرسى زبان را در یک‌جا تعطیل میکنند، باید تماسهاى دیپلماتیک بگیریم که چرا کرسى زبان را تعطیل کردید. نمیگذارند، اجازه‌ى دانشجو گرفتن نمیدهند، امتیاز نمیدهند، براى اینکه زبان فارسى را یک‌جا میخواهیم ترویج کنیم؛ آن‌وقت ما بیاییم زبان آنها را خودمان با پول خودمان، با خرج خودمان، با مشکلات خودمان ترویج کنیم. این عقلائى است؟ من نمیفهمم! این را داخل پرانتز گفتم، براى اینکه همه بدانند، توجّه کنند. [البتّه‌] نمیگویم که فردا برویم زبان انگلیسى را در مدارس تعطیل کنیم؛ نه، حرف من این نیست؛ حرف این است که بدانیم چه‌کار داریم میکنیم؛ بدانیم طرف میخواهد چگونه نسلى در این کشور پرورش بیابد، و با چه خصوصیّاتى.

خب، این حالا آن نسلى [است‌] که سلطه‌ى بین‌المللى -نظام سلطه- میخواهد. ما چه؟ ما چگونه نسلى میخواهیم؟ این سوگندنامه خیلى خوب بود؛ این سوگندنامه را من، قبل از اینکه بیایم اینجا، آن‌طرف آوردند و نگاه کردم؛ حالا هم با دقّت گوش کردم. ضمناً بدانید: سوگند که خوردید، بر شما لازم شد؛ سوگندِ با نیّت که انسان میخورد، این دیگر واجب‌الاجرا است، باید بر طبقش عمل کنید؛ سوگند خوب بود، سوگندنامه خوب بود.

ما اوّل‌چیزى که لازم است براى دانش‌آموز خودمان در نظر بگیریم، این است که در او هویّت مستقلّ ملّى و دینى به وجود بیاوریم؛ این اوّلین چیز؛ هویّت مستقل و با عزّت. جوانمان را جورى بار بیاوریم که دنبال سیاست مستقل باشد، دنبال اقتصاد مستقل باشد، دنبال فرهنگ مستقل باشد؛ وابستگى، رُکون(۴) به دیگران، اعتماد به دیگران و تکیه‌ى به دیگران در وجود او به‌عنوان یک روحیه رشد نکند. ما از این جهت دچار آسیبیم؛ این را به شما عرض بکنم! شما مى‌بینید یک کلمه‌ى فرنگى که وارد کشور میشود، فوراً بزرگ و کوچک و عمامه‌اى و غیرعمامه‌اى و مانند اینها، همه این کلمه را به‌کار میبرند. خب چرا آقا جان؟ چرا ما این‌قدر مشتاقیم و تشنه‌ایم که تعبیرات فرنگى به‌کار ببریم؟ چرا؟ این همان حالتى است که به ارث براى ما گذاشته‌اند. این همان حالت دوران طاغوت است که دوران جوانى خود ما است. بنده یادم است؛ من خودم هم آن وقتى‌که جوان بودم، کأنّه مسابقه گذاشته بودیم که از این تعبیرات فرنگى استفاده کنیم. هرکه از این تعبیرات بیشتر استفاده میکرد، نشان‌دهنده‌ى این بود که روشنفکرتر است و آگاه‌تر است و مانند اینها. این غلط است. هویّت مستقل، اوّلین چیزى است که ما بایستى در جوان خودمان، در نوجوان خودمان رشد بدهیم و پرورش بدهیم. بعد آن‌وقت اقتصاد مقاومتى معنا پیدا میکند. این‌جور نیست که بعد ما براى اینکه بخواهیم اقتصاد مقاومتى انجام بگیرد، مسئولین بالاى دولتى بیایند بنشینند صد جلسه پشت‌سرهم تشکیل بدهند و مرتّب آئین‌نامه، مرتّب بخشنامه، مرتّب فلان؛ آخرش هم حالا به آن صورتى که کامل است انجام نگیرد. الان خب دارند تلاش میکنند که این اقتصاد مقاومتى تحقّق پیدا کند. وقتى روحیه، روحیه‌ى استقلال و مقاومت و ایستادگىِ در مقابل دیگران نیست، خب سخت است دیگر. وقتى عادت میکنیم که یک ذخیره‌اى را -که در خانه‌ها معمولاً خانواده‌هاى عاقل و بافکر ذخیره‌هایى نگه میدارند براى خودشان؛ ما هم یک ذخیره‌ى خداداد داریم و آن نفت است- مرتّب دربیاوریم و بفروشیم، مرتّب دربیاوریم و بفروشیم، بدون ارزش افزوده؛ یک‌وقت این را تبدیلش میکنیم به یک چیزى که داراى ارزش افزوده است، خیلى خب، قابل قبول است، امّا نخیر، بدون هیچ ارزش افزوده‌اى، همین [فقط] درمى‌آوریم و میفروشیم. بعضى از این رؤساى کشورها که آمده‌اند پیش ما، گله کرده‌اند که ما تراز تجارى‌مان با شما همسان نیست، شما به ما بیشتر میفروشید و کمتر میخرید، بنده مکرّر به چندین نفر از اینها گفته‌ام که آنچه شما میخرید، عمده‌اش نفت است؛ نفت یعنى پول، نفت یعنى طلا؛ ما ارزش افزوده‌اى از نفت به‌دست نمى‌آوریم؛ ثروتمان را از زیر خاک درمى‌آوریم و میدهیم به شما. این را نمیشود در حساب تراز تجارى قرار داد. اینها مهم است. هویّت مستقل وقتى بود، از این‌جور زندگى کردن انسان دور میشود؛ آن‌وقت اقتصاد مقاومتى معنا پیدا میکند، اقتصاد بدون نفت معنا پیدا میکند، فرهنگ مستقل معنا پیدا میکند.

ما باید شاخصهاى ممتاز و برجسته را در دانش‌آموزمان زنده کنیم؛ بله، در همین سوگندنامه هم بود که فطرت خداداد او را فعّال کنیم؛ بله، درست است؛ در همه‌ى من و شما، خداى متعال یک مایه‌اى قرار داده که این مایه قابل رشد پیدا کردن است و میشود از آن استفاده کرد. این را در این بچّه فعّال کنید، رشد بدهید.

این شاخصها اینها است؛ حالا عمده‌اش مفاهیم جریان‌ساز، در او مفاهیم جریان‌ساز و عمل‌ساز را تولید کنیم و به راه بیندازیم و زنده کنیم؛ ایمان؛ اندیشه‌ورزى، یاد بگیرد فکر کند؛ مشارکت اجتماعى، دورى از انزواهاى اجتماعى نامطلوب؛ تکافل(۵) اجتماعى که یک معناى خیلى والاى اسلامى دارد.

اصلاح الگوى مصرف؛ این حقیر، بارها راجع به اصلاح الگوى مصرف صحبت کرده‌ام -در سخنرانى‌هاى اوّل سال، با مسئولین، در جلسات خصوصى، در جلسات عمومى- امّا الگوى مصرف ما هنوز اصلاح نشده؛ ما بد مصرف میکنیم. همین مسئله‌ى جنس خارجى که من چند روز قبل(۶) اینجا در حسینیّه، با جمعى در میان گذاشتم، از همین قبیل است. این قاچاقهاى ده‌ها و صدها میلیاردىِ وسایل لوکس، از همین قبیل است. این بچّه‌بازى‌هاى داخل خیابانها -که بچّه‌پول‌دارهاى نوکیسه، با آن خودروهاى کذائى مى‌آیند دائم راه میروند، دائماً رژه میروند، دائماً پُز میدهند- به‌خاطر همین چیزها است؛ اصلاح الگوى مصرف. این را باید از کودکى به این جوان و نوجوان یاد داد.

تحمّل مخالف؛ بله، تا یک کسى یک مختصر تنه‌اى زد به ما، ما برگردیم با مشت به سینه‌اش بکوبیم؛ این عدم تحمّل است. اسلام این را از ما نمیخواهد؛ اسلام عکس این را از ما میخواهد؛ رُحَمآءُ بَینَهُم.(۷)

ادب؛ مؤدّب بودن. حالا خیلى از شما قاعدتاً با فضاى مجازى آشنایید؛ واقعاً در فضاى مجازى ادب رعایت میشود؟ حیا رعایت میشود؟ خب نمیشود دیگر؛ یا در بخش مهمّى [رعایت] نمیشود. اینها را باید رشد داد در نوجوان و جوان.

تدیّن؛ اشرافى بار نیامدن؛ زندگى اشرافى را بر اینها تزریق نکردن. البتّه حالا اگر بخواهم من اینجا فهرست کنم و بنویسم و بخوانم، یک چند صفحه میشود؛ یک‌مقدارى‌اش اینها است.

اینها را شما باید انجام بدهید؛ این کار شما است، این کار مقدّس شما است. شما هستید که این نسل را این‌جورى پرورش میدهید و فرهنگ‌سازى میکنید. اگرچنانچه توانستید این مفاهیم جریان‌ساز را در ذهن دانش‌آموزتان رسوخ بدهید، خدمت بزرگى به آینده‌ى کشورتان کرده‌اید. معلّم خوشبختانه این‌جورى است؛ چون تعلیم میدهد، چون یاد میدهد، یک تسلّط روحى و فرهنگى به‌طور طبیعى بر دانش‌آموز دارد -حالا آن دانش‌آموزهاى بداخلاق را که در بعضى از کلاسها هستند کار نداریم امّا به‌طور عموم این‌جورى است؛ در حوزه‌هاى علمیّه که متعلّم و طلبه در مقابل استاد مثل عبد خاضع است؛ حالا در فرهنگ جدید این‌جورى نیست لکن بالاخره یک تسلّطى معلّم دارد بر شاگرد- میتوانید از آن استفاده کنید.

خب، دستگاه‌هاى مختلف نقش دارند؛ میتوانند در این زمینه این فضا را در آموزش‌وپرورش به‌وجود بیاورند که معلّم بتواند کارش را آسان انجام بدهد و وفادار بماند به همین مضمون این سوگندنامه و این مطالبى که ما عرض کردیم.

یکى، معاونت پرورشى است که سفارش شد و خوشبختانه راه‌اندازى کردند و معاونت پرورشى را فعّال کردند، لکن کافى نیست؛ معاونت پرورشى وظیفه‌ى سنگین‌ترى بر عهده دارد. فعّالیّت پرتلاش، هدفمند، هوشمند و سالم؛ هم سالم از لحاظ اعتقادى، هم سالم از لحاظ سیاسى، هم سالم از لحاظ اخلاقى؛ اینها جزو مسئولیّتهاى معاونت پرورشى است؛ باید اینها را رعایت کنید. اگرچنانچه نسبت به هرکدام از اینها -چه استقامت در درست حرکت‌کردنِ دینى، چه اخلاقى و چه سیاسى- خطایى در آنجا سربزند، این ضربه‌زدن به آموزش‌وپرورش و ضربه‌زدن به این نسل است.

یکى از مسئولین در این زمینه صداوسیما است؛ صداوسیما خیلى نقش میتواند ایفا کند. من سال گذشته هم گفتم،(۸) عمل نشده، آن‌چنان‌که باید عمل نشده؛ صداوسیما باید یک سرفصل کارى مخصوص آموزش‌وپرورش داشته باشد؛ آدمهاى با فکر، بنشینند برنامه‌ریزى کنند. چند روز پیش -شاید هفته‌ى پیش- جمعى از نوجوانها و جوانهاى دانش‌آموز اینجا در حسینیّه بودند و برایشان بنده صحبت کردم.(۹) یکى‌شان یک نامه‌اى به من داد، دیدم حرف حسابى میزند؛ نوشته بود که در صداوسیما براى کودکان برنامه هست، براى بزرگها برنامه هست، براى ما جوانهاى دبیرستانى برنامه نیست. دیدم راست میگوید، حرف درستى است. کدام برنامه را براى این جوان فراهم کردید که بتواند از آن استفاده‌ى روحى، استفاده‌ى فکرى، استفاده‌ى دینى، استفاده‌ى علمى کند. البتّه برنامه‌هاى علمى در بعضى از شبکه‌ها هست، اینها برنامه نیست؛ برنامه‌سازى باید بشود؛ هنرمندانه کار باید بشود. این هم یک دستگاه که دستگاه موظّفى است.

یکى وزارت ارتباطات [است‌]. این فضاى مجازى امروز از فضاى حقیقىِ زندگى ما چند برابر بزرگ‌تر شده؛ بعضى‌ها اصلاً در فضاى مجازى تنفّس میکنند؛ اصلاً آنجا تنفّس میکنند، زندگى‌شان در فضاى مجازى است. جوانان هم سروکار دارند با فضاى مجازى، با انواع‌واقسام چیزها و کارها، با برنامه‌هاى علمى‌اش، با اینترنتش، با شبکه‌هاى اجتماعى‌اش، با مبادلات و امثال اینها سروکار دارند؛ خب، اینجا لغزشگاه است. هیچ‌کس نمیگوید آقا جادّه نکش. اگر شما در یک منطقه‌اى جادّه‌اى لازم دارید، خیلى خب، جادّه بکش، جادّه‌ى اتوبان هم بکش امّا مواظب باش! آنجایى که ریزش کوه محتمل است، آنجا محاسبه‌ى لازم را بکنید. ما به دستگاه‌هاى ارتباطى خودمان، به مجموعه‌ى وزارت ارتباطات و شوراى عالى مجازى -که بنده از آن هم گله دارم- سفارشمان این است. ما نمیگوییم این راه را ببندید؛ نه، اینکه بى‌عقلى است. یک کسانى نشسته‌اند، فکر کرده‌اند، یک راهى باز کرده‌اند به‌عنوان این فضاى مجازى و به قول خودشان سایبرى؛ خیلى خب، از این استفاده کنید منتها استفاده‌ى درست بکنید؛ دیگران دارند استفاده‌ى درست میکنند؛ بعضى از کشورها طبق فرهنگ خودشان این دستگاه‌ها را قبضه کرده‌اند. ما چرا نمیکنیم؟ چرا حواسمان نیست؟ چرا رها میکنیم این فضاى غیرقابل کنترل و غیرمنضبط را؟ مسئولند، یکى از مسئولین هم همینها هستند؛ دستگاه وزارت ارتباطات است.

باید همه‌ى اینها کمک کنند به آموزش‌وپرورش؛ آموزش‌وپرورش به‌تنهایى نمیتواند همه‌ى کارها را انجام بدهد؛ اینها باید کمک کنند. اینکه من بارها گفته‌ام دستگاه‌ها بایستى کمک کنند به آموزش‌وپرورش، خب، کمکها اینها است؛ همه‌اش ذهنشان به کمکهاى مالى و مادّى و پولى نرود؛ کمکها اینها است؛ باید همه همکارى بکنند تا آموزش پرورش بتواند واقعاً سرپا بِایستد و کار خودش را انجام بدهد.

یکى از کارهایى که باید در آموزش‌وپرورش انجام بگیرد، تزریق روحیه‌ى شادابى و جوانى در معلّم است؛ نگذاریم معلّم پیر بشود. پیرِ سنّى مرادم نیست؛ بعضى‌ها سنّشان جوان است امّا روحیه‌شان پیر است؛ بعضى روحیه‌شان جوان است بااینکه سنّشان زیاد است. معلّمى را سراغ داریم که به نظرم حدود هفتاد سال است معلّمى میکند، [امّا] دست برنداشته؛ اینها قیمت دارد. این روحیه‌ها را باید در آموزش پرورش احیا کرد.

نظام آموزشى ما نظام فرسوده و قدیمى و کهنه‌اى است. نظام آموزشى کهنه است؛ این را ما از اروپایى‌ها گرفتیم، همین‌جور نگهش داشتیم، مثل یک چیز موزه‌اى مقدّس که دست به آن نخورَد! هرگاه‌یک‌بارى گوشه‌کنارش را یک کمى کم و زیاد کردیم؛ نظام، نظام کهنه‌اى است؛ باید نوسازى بشود. خب، حالا البتّه همین طرح تحوّل که آقاى وزیر اشاره کردند، این یک گامى است در این راه؛ خوب است لکن این را من میخواهم بگویم، براى نوسازى نظام آموزش‌وپرورش، ما باز نگاه نکنیم به دست دیگران، ببینیم حالا در فلان کشور اروپایى چه اتّفاقى افتاده، ما هم همان را رونویسى کنیم. نه آقا، صاحبان فکر بنشینند -البتّه از تجربه‌ها خوب است استفاده کنند- خودشان طرّاحى کنند، نظام نوین را طرّاحى کنند. حالا همین طرح تحوّل که على‌الظّاهر خوب تهیّه شده، یک گامى است؛ همین را با دقّت و با نگاه انتقادى اجرا کنند؛ نگاه کنند و ببینند کجاهایش اشکال دارد. بالاخره در هر نوشته‌ى غیرالهى و هر کار بشرى یک اشکالى هست؛ بگردیم آن اشکال را پیدا کنیم. اشکالات را شناسایى کنیم، عیوب را شناسایى کنیم، یک نظام پاکیزه‌ى منظّم خوبى طرّاحى کنیم.

یکى از چیزهایى که در آموزش‌وپرورش خیلى مهم است، همین دانشگاه فرهنگیان است؛ همین که این جوانهاى عزیزمان، [یعنى‌] دانشجومعلّم‌ها، آنجا هستند. این بسیار مهم است. هرچه میتوان باید براى این مجموعه سرمایه‌گذارى در توسعه‌ى کمّى و کیفى کرد؛ با همان معیارهاى متعالى که براى معلّم لازم است. عرض کردم، این سوگندنامه‌اى که خواندید خوب بود، به شرطى که عمل کنید به این سوگندنامه؛ واقعاً متعهّد باشیم به آنچه به آن سوگند میخوریم. دوره‌هاى آموزش کوتاه‌مدّت هم میگذارند که البتّه اینها خیلى کارساز نیست.

یکى از چیزهایى که در آموزش‌وپرورش مهم است، مسئله‌ى فنّى‌وحرفه‌اى‌ها است که بنده مکرّر روى آن تکیه کرده‌ام. کودک ما دوازده سال، تا جوان میشود، درس میخواند براى اینکه برود دانشگاه؛ آیا براى همه‌ى مشاغلى که در جامعه وجود دارد، سِیر این مسیر و رفتن به دانشگاه لازم است؟ آن‌طور که به من گزارش داده‌اند، میگویند دوازده هزار نوع شغل وجود دارد؛ آیا براى همه‌ى این دوازده هزار نوع شغل، همین درسها و همین مسیر و رفتن به دانشگاه لازم است؟ یا نه، باید آنچه هدف است، مهارت‌افزایى باشد، کارآمدى باشد براى کارهاى مختلف، براى استعدادهاى گوناگون؛ بعضى‌ها نخبه هستند در کار هنر، که [اگر] یک چیز صنعتى دستش بدهى درمیمانَد؛ بعضى‌ها بعکس، نخبه هستند در کار صنعت؛ یکى نخبه است در کار فکر و فلسفه، یکى نخبه است در کار مسائل اجتماعى، یکى نخبه است در کارهاى خدماتى. ببینیم، پیدا کنیم استعدادها را، شناسایى کنیم و ورز بدهیم این استعدادها را تا اینکه ورزیده بشوند، تا اینکه بتوانند کار کنند، تا بتوانند ابتکار کنند. این همه ما روى ابتکار تکیه میکنیم، خب ابتکار را چه کسى میتواند انجام بدهد؟ هر آدم معمولى‌اى که نمیتواند ابتکار انجام بدهد، بایستى ورزیده بشود تا بتواند در یک زمینه‌اى ابتکار انجام بدهد.

یک مطلبى هم درباره‌ى [استفاده از] این نام و نشانه‌هاى دوران طاغوت که من میبینم بعضى‌ها اصرار دارند؛ این را هم من نمیفهمم معنایش را که حتماً باید بگوییم «پیش‌آهنگى»! خب پیش‌آهنگى یک اصطلاحِ مال دوران طاغوت است؛ چه لزومى دارد؟ این تعبیرات و این الفاظ، هرکدام پشت‌سر خودشان یک بار معنایى دارند. جزو بزرگ‌ترین کارهاى جمهورى اسلامى، جعل اصطلاحاتى بود با بارهاى معنایى، مثلاً فرض کنید استکبار، مستضعفین، نظام سلطه؛ این‌جور تعابیر چیزهایى است که ملّتهاى دیگر، نخبگان سیاسى و فعّال و مبارزاتى ملّتهاى دیگر از ما قاپیدند آنها را. [تعابیر طاغوتى‌] چه لزومى دارد؟ ما بسیج دانش‌آموزى داریم فرض بفرمایید، گروه‌هاى پیشتاز دانش‌آموزى مثلاً داریم یا جامعه‌ى اسلامى دانش‌آموزى، انجمن‌هاى اسلامى دانش‌آموزى؛ این تعبیرات، تعبیراتى است مال جمهورى اسلامى. چه لزومى دارد ما حتماً دنبال تعبیرات قدیمى برویم؟

یک مطلب هم راجع به این مسائل مدارس موجود خودمان عرض بکنم. خب حالا [اینکه‌] مسئله‌ى آموزش‌وپرورش طبق قانون اساسى و آن‌چنان‌که انسان درست فکر میکند میفهمد، یک مسئله‌ى حاکمیّتى است، معنایش این نیست که حتماً همه‌ى بارَش باید بر دوش دولت باشد؛ لکن دولت باید در مسئله‌ى آموزش‌وپرورش نقش‌آفرینى کند. اینکه ما مدارس دولتى را مدام تبدیل کنیم به غیرانتفاعى، معلوم نیست خیلى این یک کار پخته‌ى درستى باشد؛ حالا اسمش مدارس غیرانتفاعى است امّا بعضى از اینها مدارس انتفاعى است، نه غیرانتفاعى؛ با آن شهریه‌هاى کذایى که شنیده‌ام از بعضى‌ها میگیرند. سطح مدارس دولتى را بالا ببریم تا رغبت خانواده‌ها به این مدارس بیشتر بشود.

وقت زیاد گذشت، صحبت ما خیلى طول کشید، آخرین عرض من این است که کشور را باید بسازید عزیزان من؛ شماها باید بسازید. از جمله‌ى عناصرى که میتوانند کشور را بسازند شما معلّمها هستید؛ از این فرصت هم استفاده کنید؛ از فرصت توانایى‌هایتان. خوشبختانه آنچه در مورد وزیر محترم شنیده‌ایم و دیده‌ایم، ایشان الحمدلله از لحاظ سلامت فکرى و سلامت عملى مورد قبول هستند؛ از این فرصت استفاده کنید. البتّه ایشان هم باید سعى کنند که همکارانشان هم همین‌جور از لحاظ سلامت فکرى و سلامت عملى واقعاً کسانى باشند که بشود به آنها در این کار بزرگ اعتماد کرد. کشور را شما باید بسازید؛ کشور را باید قدرتمند کنید. قدرت فقط به سلاح نیست؛ مهم‌ترین ابزار قدرت و مهم‌ترین عنصر قدرت‌ساز، علم و شخصیّت ملّى است. شخصیّت افراد، ایستادگى، هویّت، هویّت انقلابى؛ اینها است که قدرت میسازد. ایمان، به ملّت ما قدرت داد، انقلاب، به ملّت ما قدرت داد. وقتى قدرت داشته باشید و دشمن ببیند قدرت شما را، ناچار عقب‌نشینى خواهد کرد؛ وقتى ما در مقابل دشمن از نشان دادن و عرضه کردن مبانى و عناصر قدرت خودمان اجتناب کنیم، پرهیز کنیم، بترسیم، ملاحظه کنیم، دشمن پُررو میشود.

اینکه امروز شما مى‌بینید دشمنان حرفهاى بزرگ‌تر از دهان خودشان میزنند، همه‌اش قابل پاسخگویى است از سوى ملّت ایران. مى‌نشینند طرّاحى میکنند که ایران باید در خلیج‌فارس رزمایش نظامى نداشته باشد؛ چه غلطهاى عجیب‌غریبى! او از آن طرف دنیا مى‌آید اینجا رزمایش راه مى‌اندازد؛ شما اینجا چه‌کار میکنید؟ خب بروید در همان خلیج خوکها؛(۱۰) بروید آنجاها و هرجا میخواهید رزمایش [کنید]. در خلیج‌فارس شما چه‌کار میکنید؟ خلیج‌فارس خانه‌ى ما است. خلیج‌فارس جاى حضور ملّت بزرگ ایران است؛ ساحل خلیج‌فارس به‌اضافه‌ى سواحل زیادى از دریاى عمّان، متعلّق به این ملّت است؛ باید حضور داشته باشد، باید رزمایش کند، باید اظهار قدرت بکند. ما ملّتى هستیم با تاریخ، قدرتمند؛ حالا پادشاهان ضعیفِ روسیاهى آمدند و یک چندصباحى ماها را عقب زدند و خاک مُرده پاشیدند روى این کشور؛ آنها رفتند و گورشان را گم کردند. ملّت، ملّت بیدارى است، ملّت بزرگى است، مگر اجازه میدهد؟ این‌جورى بایستى با این قدرتهاى زیاده‌خواه، افزون‌طلب و انحصارطلب مواجه شد. گفتم من، مسلّماً اینها در مقابل ما شکست خوردند؛ دلیل شکست‌شان خیلى واضح است، چون اینها میخواستند جمهورى اسلامى نباشد؛ جمهورى اسلامى علاوه بر اینکه هست، دَه‌ها برابر قدرتمندتر از اوّل هم شده؛ خب این شکست است. قرآن این را به ما یاد داده: تُرهِبونَ بِه‌ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُم؛(۱۱) خودتان را آن‌جور آماده کنید که دشمن خدا و دشمن شما، واهمه داشته باشند و هراس داشته باشند از شما. دشمن؛ مراد همسایه نیست، مراد رقیب نیست، مراد آن کشورى که با ما دشمنى نمیکند نیست؛ دشمن، [یعنى‌] آن‌که دشمنى میکند که او را هم همه مى‌شناسند.

از خداوند متعال میخواهیم که شما را، ما را توفیق بدهد تا بتوانیم آن راهى را که مایه‌ى رضاى خدا و مرضىّ الهى است ان‌شاءالله ادامه بدهیم. ان‌شاءالله فرداى این کشور به برکت وجود نورانى فعّالِ با عزّت شما جوانها، فردایى خواهد بود که مایه‌ى سعادت همه‌ى ملّت خواهد شد.

والسّلام علیکم و رحمةالله وبرکاته‌


۱) در ابتداى این دیدار، دانشجویان دانشگاه فرهنگیان سوگندنامه‌ى معلّمى را در محضر معظّمٌ‌له قرائت کردند و پس از آن آقاى على‌اصغر فانى (وزیر آموزش‌وپرورش) گزارشى ارائه کرد.
۲) اقبال‌الاعمال، ج ۱، ص ۱۲۳ (با اندکى تفاوت)
۳) گلستان، مقدّمه‌
۴) تمایل، گرایش‌
۵) کفیل یکدیگر شدن‌
۶) بیانات در دیدار کارگران (۱۳۹۵/۲/۸)
۷) سوره‌ى فتح، بخشى از آیه‌ى ۲۹؛ « ...با همدیگر مهربانند...»
۸) بیانات در دیدار رئیس و جمعى از مدیران و مسئولان سازمان صداوسیما (۱۳۹۴/۷/۲۰)
۹) بیانات در دیدار اعضاى انجمنهاى اسلامى دانش‌آموزان سراسر کشور (۱۳۹۵/۲/۱)
۱۰) خنده‌ى حضّار
۱۱) سوره‌ى انفال، بخشى از آیه‌ى ۶۰

comment نظرات ()
انقلاب چگونه استحاله می‌شود؟
نویسنده : - ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٥

مرتضی مطهری که به حقّ می‌توان او را «مغز متفکّر انقلاب اسلامی» خواند، در کمتر از سه ماه پس از پیروزی انقلاب ایران، به شهادت رسید. او اگرچه در شهریور سال ۱۳۵۷، رساله‌ی بسیار غنی و فاخر «بررسی اجمالی نهضت اسلامی در صد ساله‌ی اخیر» را نگاشت، اما زمان اندک حیاتش پس از انقلاب، به وی مجال نداد تا اندیشه‌ها و تأمّلاتش دربار‌ه‌ی این انقلاب را به تفصیل و سرشار از جزییات بازگوید. در این مدّت، مطهری حدود بیست سخنرانی برپا کرد و در آن‌ها به بیان موضع نظری و معرفتی خود دربار‌ه‌ی انقلاب اسلامی پرداخت، که این سخنرانی‌های ارزشمند در کتابی با عنوان «آینده‌ی انقلاب اسلامی ایران» گرد آورده شده است. با این حال، هرگز نمی‌توان ادّعا کرد که تفکّرات مطهری به دوره‌ی پیشاانقلاب اختصاص دارد و دربار‌ه‌ی انقلاب اسلامی، از وی اثر درخور توجّهی نمانده است. کتاب «آینده‌ی انقلاب اسلامی ایران» اگرچه از لحاظ کمّی، محدود است و از لحاظ مضمونی نیز به تمام مسأله‌های انقلاب نپرداخته است، اما دربردارنده‌ی نکته‌ها و لطایفی است که همچنان شایسته‌ی تدقیق و غور هستند. در این اثر، وی در جایگاه یک «نظریه‌پرداز انقلابی» و همچنین «فعّال انقلابی»، دقایق فراوانی را دربار‌ه‌ی گذشته و حال انقلاب اسلامی بازگفته که هنوز، طراوت و رنگ تازگی به خود دارد و گویا ناظر به مسأله‌هایی است که ما امروز با آن‌ها دست به گریبان هستیم.

بر اساس این تلّقی از مطهری و اندیشه‌های انقلابی‌اش، می‌توان مسأله‌ی «صورت و سیرت انقلاب» را به وی عرضه کرد و از او پاسخ طلبید. مسأله‌ی «صورت و سیرت انقلاب»، معطوف به یک خط و چالش بنیان‌برافکن است که خواه‌ناخواه، تمام انقلاب‌ها با آن روبرو هستند و آن عبارت است از وقوع تحوّل در ماهیّت انقلاب و استحاله شدن انقلاب با جود حفظ ظواهر و بقای امور شکلی و قالبی آن. به‌طور کلّی، انقلاب‌ها پس از تحقّق، با دو تهدید روبرو هستند: یکی تهدیدی که معطوف به تمامیّت آن‌هاست و موجب براندازی اصل وجود انقلاب‌ها می‌شود، دیگری تهدیدی که معطوف به جوهر و سرشت انقلاب‌ها است و بی‌آن‌که ساخت حقوقی و ظاهری آنها را دگرگون سازد، انقلاب‌ها را از ماهیّت و مضمون‌شان تهی می‌کند. مسأله‌‌ی «سیرت و صورت انقلاب»، به تهدید دوم مربوط است. در این یادداشت، به تبیین همین مسأله، از زاویه‌ی یاد شده می‌پردازیم.

آغاز تغییر از نیروهای انقلابی
مطهری، وضع ما را پس از پیروزی انقلاب اسلامی با وضع انقلاب صدر اسلام پس از نازل شدن سوره‌ی مائده در ماه‌های پایانی حیات رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مطابقت می‌دهد. در آیه‌ای از این سوره آمده است که مسلمانان پس از این، نباید از غیرمسلمانان بر خود بهراسند، بلکه از خداوند بهراسند که به سبب تغییر خودشان، آن‌ها را دچار انحطاط نماید:
الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن دِینِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ(مائده: ۳)
امروز کسانى که کافر شده‌اند از [کارشکنى در] دین شما نومید گردیده‌اند. پس از ایشان مترسید و از من بترسید.

مطهری به این آیه اشاره می‌کند و آن را دربردارنده‌ی اشاره به نوعی تهدید درونی برای جامعه‌ی اسلامی می‌شمارد که از نیروهای انقلابی و به‌طور کلّی، از درون جامعه‌ی اسلامی برمی‌خیزد. هراس از خداوند به معنی هراس از سنّت‌های اجتماعیِ قطعی اوست، و هراس از سنّت‌ها نیز به معنی هراس از انحراف و کج‌روی خود است؛ زیرا سنّت‌های الهی، قواعد کلّی و استثناءناپذیرند و خداوند، هیچ قوم و جامعه‌ای را از آن‌ها برکنار نمی‌داند و سرنوشت تمام اقوام و جوامع، در چارچوب آن‌ها رقم می‌خورد.۱ در واقع، جامعه‌ی اسلامی بر اثر وقوع انقلاب اجتماعی، به آن‌چنان اقتدار و عظمتی دست یافته که کافران از اضمحلال آن مأیوس شده‌اند و از ناحیه‌ی آن‌ها، خطری مسلمانان را تهدید نمی‌کند، بلکه آن‌چه درخورتوجّه است و غفلت از آن می‌تواند جامعه را از مسیر اصلی‌اش منحرف سازد و انقلاب را با شکست و تلاشی روبرو گرداند، وقوع تغییرات ضدّ ارزشی در خود نیروهای انقلابی - یعنی مسلمانان- است. اگر مسلمانان از حقّ درگذرند و دچار انحراف و لغزش‌های بنیادی شوند، خداوند به سبب مسلمانانی‌شان، از آن‌ها نخواهد گذشت و از اجرای سنّت‌های اجتماعی دربار‌ه‌ی آن‌ها خودداری نخواهد کرد، بلکه مطابق رویّه‌ای قطعی و تخلف‌ناپذیر، با آن‌ها همان‌گونه رفتار می‌شود که با سایر جوامع رفتار شده است.

 

انقلاب اسلامی ایران نیز که از لحاظ ماهیّت و غایات، پرتوی از نهضت انقلابی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است، مشمول همین حکم می‌شود. انقلاب اسلامی ایران، به تعبیر امام خمینی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه هدیه‌ی غیبی و تحفه‌ی الهی بود؛ یعنی با امدادهای غیبی و الهی به پیروزی رسید؛ به‌طوری‌که تحوّلات شگرفی که در عالَم درونی توده‌های مردم رخ داد، همگی مستند به لطف خداوند متعال بود، اما با این همه، این انقلاب نیز از سنّت‌های اجتماعیِ الهی گریزی ندارد. بنابراین، سرنوشت انقلاب اسلامی ایران نیز وابسته به طریق و جهتی است که نیروهای انقلابی در پیش می‌گیرند؛ چنانچه آن‌ها بر طریق حقّ بمانند، همچنان از امدادهای خاصِ الهی بهره‌مند خواهند بود، و اگر طریق باطل اختیار کنند، مبتلا به غضب الهی خواهند شد. پس آینده‌ی انقلاب آن‌گونه صورت‌بندی می‌شود که اقتضاء و لازمه‌ی عملِ نیروهای انقلابی است. تعالی یا انحطاط انقلاب، امری نیست که از بیرون، بر انقلاب تحمیل شود، بلکه وابسته به چگونگی عمل نیروهای انقلابی است.

طبقه‌بندی نیروهای اجتماعیِ معارض
مطهری، معارضان و دشمنان را به سه دسته تقسیم می‌کند: غیرخودی‌هایی که دشمنی‌شان آشکار و علنی است و همگان می‌دانند که اینان قصد براندازی دارند؛ غیرخودی‌هایی که دشمنی‌شان ناپیدا و پنهان است و با وجود این‌که خود را در ظاهر، خودی می‌نمایانند، اما در پی اضمحلال ما هستند؛ و خودی‌های بی‌بصیرت و ساده لوحی که هر چند قصد خیر و مساعدت دارند، اما حاصل عمل‌شان همان است که غیرخودی‌ها می‌پسندند.۲ می‌توان گفت این سه دسته، همان «کافران»، «منافقان» و «مؤمنان ضعیف‌الایمان» هستند.۳

موضوع نفوذ و استحاله، در درجه‌ی نخست به طبقه‌ی منافقان باز می‌گردد؛ اینان هستند که با زیرکی و فریب‌کاری، خود را انقلابی نشان می‌دهند و به درون انقلاب و قدرت سیاسی برخاسته از انقلاب رسوخ می‌کنند، اما اغراض و مقاصد ضدّانقلابی را پی می‌گیرند و از پشت به انقلاب خنجر می‌زنند.

روش عمل و اقدام منافقان این است که حقایق و روح و باطن اسلام را از آن سلب می‌کنند و اسلام را به صورت یک پوسته‌ی بدون هسته و مغز در می‌آورند، که در این حال، آن پوسته نیز باقی نخواهد ماند.۴ اینان تظاهر به اسلام و انقلابی‌گری می‌کنند تا امکان نفوذ برای‌شان فراهم شود و دیگران آنان را غیرخودی نخوانند، اما در دل، باوری به اسلام و انقلاب ندارند و اگر مجال فراهم گردد، به ساخت حقیقی و حقوقی ضربه می‌زنند. دشواری کار نیز از تشخیص همین «تظاهر» و «دوگانگی میان دعاوی و نیّات» ناشی می‌شود. هر اندازه تعداد خودی‌های بی‌بصیرت بیشتر باشد، نیروهای منافق به هدف‌های خود نزدیک‌تر می‌شوند و مسیر حرکت‌شان هموارتر می‌گردد. بنابراین، مبارزه با حماقت و بی‌بصیرتی، مبارزه‌ی با نفاق نیز هست.۵ ناآگاهی و بی‌بصیرتی افراد، خطر بزرگی برای حیات و بقای یک جامعه است؛ چون دشمن می‌تواند بر این ضعف و نقص تکیه کند و جامعه را دچار بحران نماید.۶اگر نیروهای منافق که در پی نفوذ و استحاله هستند، بدنه‌ی اجتماعی و پایگاه مردمی نداشته باشند، بسیار آسان‌تر می‌توان آن‌ها را کنار زد و از جریان اصیل انقلاب، تصفیه و پاک‌سازی کرد، اما چنانچه آن‌ها بخش‌هایی از جامعه را فریفته و به سوی خود جذب کرده باشند، کار بر ما دشوارتر شده و به مقدّمات و ملاحظات بیشتری محتاج خواهد بود.

نفوذ ایدئولوژیک و فکری به مثابه‌ی یک تهدید نیز گاهی توسط نیروهای بیرونی و بیگانه انجام می‌گیرد و گاهی توسط نیروهای درونی و به ظاهر خودی. دشمن چون به چیزی کمتر از براندازی راضی نمی‌شود، قصد دارد در ایدئولوژی و منظومه‌ی فکری ما رخنه پدید آورد و به این طریق، انقلاب را از درون دچار پوسیدگی و تهی‌مایگی و فروپاشی کند. اما نیروهای درونی به سبب این‌که مجذوب و شیفته‌ی ایدئولوژی‌های بیگانه هستند، دست تصرّف و تعدّی به سوی ایدئولوژی انقلاب دراز می‌کنند۷ و البته پُرواضح است که حاصل کار هر دو، یکسان است؛ چه نیروهای بیرونی و چه نیروهای درونی، اصالت و خلوص انقلاب را از آن می‌زدایند و انقلاب را دچار اضمحلال معنایی و معرفتی می‌کنند، و چون قوام و داوام انقلاب به‌همین امر وابسته است، ساخت حقیقی و معنوی انقلاب متلاشی می‌شود. در این‌باره، رخنه‌ی نیروهای داخلیِ مستحیل، بسیار آسان‌تر از رخنه‌ی نیروهای بیرونی است، چراکه مرزبندی با دشمن خارجی و عقبه‌های آن، پُررنگ و برجسته است، اما این نیروهای شبه‌خودی، با ظاهرسازی و توجیه‌های انقلابی، به‌راحتی می‌توانند به موقعیّت‌های حساس و کلیدی انقلاب نفوذ کنند و آرام و بی‌صدا و خزنده، انقلاب را استحاله نمایند. در واقع، انقلاب از این ناحیه بیشتر آسیب‌پذیر است و تجربه‌های عینی نیز مؤیّد همین نظر هستند. قلمرو میان انقلاب و ضدّ انقلاب برای همگان روشن است، اما قلمرو میان انقلاب و شبه‌انقلاب این‌گونه نیست. شبه‌انقلاب، انقلاب بدلی و تقلبی است که تنها در پاره‌ای از ظواهر و نهادها با انقلاب مشابه است، اما در ماهیّت، همان ضدّ انقلاب است. بنابراین، نیروهای شبه‌انقلابی در مقایسه با نیروهای ضدّ انقلابی، بهتر و راحت‌تر می‌توانند هم در انقلاب نفوذ کنند و هم آن را استحاله نمایند.

چگونگی استحاله و تغییر سیرت انقلاب
مطهری در تحلیل‌ها و اندیشه‌های انقلابی خود، به مسأله‌ی روش‌های استحاله و تغییر سیرت انقلاب نیز پرداخته است، و مگر ممکن است متفکّری تا به این حدّ نگران ماهیّت انقلاب باشد، اما دربار‌ه‌ی چگونگی مسخ و زوال آن اندیشه نکند و شگردها و سازوکارهای استحاله‌اش را نشناسد و نشناساند!؟ به‌طور کلّی، مطهری معتقد است که ماهیّت اسلامی انقلاب ایران، از دو طریق دچار دگرگونی می‌شود: یکی «اسلام اقلّی»، دیگری «اسلام التقاطی».

اسلام اقلّی و عبور از ماهیّت انقلاب
اسلام اقلّی به این معناست که اسلام آیینی است که به یک سلسله عبادیّات و معنویّات فردی خلاصه می‌شود و فاقد نظامات اجتماعی در عرصه‌های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی است. مطهری تصریح می‌کند که فروکاهیدن اسلام به معنویّاتِ محض، خطاست؛ چراکه اسلام آیینی جامع است که تمام شؤون و ساحات زندگی انسان را در بر می‌گیرد.۸ بنابراین، انقلاب ایران به این معنی اسلامی نبوده است که حکومت پهلوی با معنویّات و عبادیّات مخالفت داشت و برای مثال، اجازه نمی‌داد مؤمنان به خداوند یگانه معتقد باشند و یا در مسجد، نماز برپا کنند. نسبت به این قلمرو‌های معنویِ

 

محض، نه تنها مخالفتی در کار نبود، بلکه محمدرضا پهلوی تلاش می‌کرد با تظاهر به معنویّت فردی، مردم را بفریبد و خود را دیندار نشان دهد. محلّ نزاع در انقلاب ایران، «اسلام» ی بود که مشتمل بر احکام اجتماعی است و برای سیاست و فرهنگ و اقتصاد، نظام‌های خاصی را پیشنهاد می‌کند. (و جامعه نیز آن‌گاه اسلامی است که به نوع اسلام تن دردهد و به اسلام در عرصه‌ی اجتماع متعهّد باشد) بر این اساس، انقلاب اسلامی هنگامی دچار استحاله و تغییر سیرت می‌شود که اسلام، به «اسلام معنوی و عبادیِ محض» منحصر شود و «اسلام اجتماعی» - و یا طبق اصطلاح رایج، اسلام سیاسی - نادیده گرفته شود. اسلام اجتماعی، ماهیّت انقلاب ایران را تشکیل می‌دهد، پس عبور از آن به معنی زوال و فروپاشی ماهیّت این انقلاب است.

اسلام التقاطی و عبور از ماهیّت انقلاب
سازوکار دیگر برای فرسودن و زائل کردن ماهیّت انقلاب اسلامی، گرایش‌های التقاطی است. در این‌جا، «التقاط» به این معنی است که آموزه‌های حقّ اسلام با آموزه‌های باطل مکاتب دیگری آمیخته می‌شود و یک مکتب چندپاره و متشتّت ایجاد می‌گردد که در بخش‌هایی از مضامین خود، وابسته به اسلام است و در بخش‌هایی دیگر، وابسته به مکاتب دیگر. ممکن است برخی نیروهای انقلابی، جذب مکتب‌ها و ایدئولوژی‌های دیگر شوند و این مجذوبیّت و فریفتگی موجب گردد که آن‌ها اسلام را از منظر این مکتب‌ها بنگرند و آن را مطابق اقتضائات و آموزه‌های این مکتب، تفسیر کنند. در این صورت، «خلوص» و «استقلال» ایدئولوژی اسلامی از دست می‌رود و اسلام به یک «ایدئولوژی التقاطی» تبدیل می‌شود که از هر مکتبی، خوشه‌ای برگرفته و به خود افزوده است و یا به‌طور کلّی، در پرتو روح مکتب بیگانه، معنا شده است.

در دهه‌های چهل و پنجاه شمسی، مطهری به صورتی گسترده با این چالش دست به گریبان بود. در آن دوره که نهضت اسلامی در حرکت به سوی انقلاب بود، بعضی از نیروهای انقلابی به «ایدئولوژی مارکسیستی» گرایش یافتند و چون نمی‌توانستند از «ایدئولوژی اسلامی» دست بکشند، به التقاط رو آوردند و «تفسیر مارکسیستی از اسلام» عرضه کردند. آن‌ها اسلام را به مثابه یک متن بی‌جان و سیّال و فاقد روح قلمداد کردند که می‌توان هرگونه «برداشت» و «تفسیر» ی را به آن تحمیل نمود. آنها قائل بودند که مارکسیسم، علم مبارزه است، اما اسلام نیز همان سخن مارکسیسم را تکرار می‌کند و معارض با آن نیست، بلکه خوانش مارکسیستی از اسلام، عین اسلام است. در مقابل، مطهری ضمن این‌که تفاوت‌های ایدئولوژی اسلامی را با ایدئولوژی مارکسیستی برمی‌شمرد و ثابت می‌کرد معارف و آموزه‌های اسلام، با مارکسیسم قابل جمع نیست، تصریح می‌کرد که گرایش نیروهای انقلابی به مکتب‌های بیگانه، «استقلال مکتبی» را از انقلاب سلب می‌کند۹، این یک «خطر بزرگ» است۱۰؛ زیرا اگر انقلاب اسلامی، بر مکتب مستقل خود - که اسلام است- تکیه نکند و دچار التقاط شود، به نتیجه و ثمر نخواهد رسید و شکست خواهد خورد.۱۱

 


مطهری تأکید می‌کرد که غرب در پروژه‌ی «استعمار فرهنگی»، در پی بدبین کردن شرق اسلامی به اندوخته‌ها و داشته‌های فرهنگی‌اش است۱۲ و از طرف دیگر، جامعه‌ای که استعمار فرهنگی(فکری) را بپذیرد، استعمار سیاسی و اقتصادی را نیز خواهد پذیرفت؛۱۳ چراکه استعمار فرهنگی، حس و روحیه‌ی استقلال‌خواهی را از آن‌ها می‌ستاند و «وابستگی» و «دنباله‌روی» و «تقلید» را موجه می‌سازد. از این‌رو، غرب از بیداری شرق اسلامی در اثر کشف «منِ» اسلامی‌اش بیم دارد.۱۴ وی در عمل نیز، در همین چارچوب حرکت می‌کرد، چنان‌که برای مثال معتقد بود دموکراسی در معنای غربی با دموکراسی در معنای اسلامی، متفاوت است و ما نمی‌توانیم «دموکراسی غربی» را که ریشه در جهان‌بینی سکولار و مادّی دارد، بپذیریم؛۱۵ و یا این‌که آزادی در معنای غربی‌اش با اسلام تعارض دارد و کسانی‌که قصد دارند «آزادی غربی» را جزء ماهیّت انقلاب قلمداد کنند و برای انقلاب، قائل به چنین ماهیّتی باشند، به انقلاب خدمت نمی‌کنند؛۱۶ و در نهایت، این‌که میان ایدئولوژی اسلامی و ایدئولوژی سوسیالیستی، شباهت‌ها و همگونی‌هایی وجود دارد، اما چون تفاوت‌ها و افتراقات زیادی نیز وجود دارد، نباید از اصطلاح «سوسیالیسم» برای اشاره به آموزه‌های جمع‌گرایانه‌ی اسلام استفاده کنیم.۱۷

چه باید کرد؟
تأمّلات مطهری به‌همین نقطه پایان نمی‌یابد، بلکه او به تجویزها و توصیه‌هایی نیز دست یافت که به‌گونه‌ای اجمالی و مختصر، آن‌ها را در اختیار ما نهاده است. او در ابتدا، سلسله قواعدی را دربار‌ه‌ی انقلاب مطرح می‌کند که زیرساخت تحلیلش را تشکیل می‌دهد. قاعده‌ی نخست این است که صیانت از انقلاب، از ایجاد آن دشوارتر است.۱۸ انقلاب از جمله واقعیّت‌های اجتماعیِ کمیاب و نادری است که وقوع آن متوقف بر تحقّق شرایط گوناگونی است. با این حال، مطهری می‌گوید نگهداری از انقلاب از انقلاب کردن دشوارتر است. در واقع، هر چند ایجاد انقلاب، سخت و دیریاب و پیچیده است، اما در پایان یک روند تاریخیِ قهرآمیز، ممکن است انقلاب واقع گردد و نظم اجتماعی دگرگون شود، و این حالت، نقطه‌ای و دفعی است. از طرف دیگر، در برهه‌ی انقلابی، نیروهای اجتماعی به سبب وجود دشمن مشترک، متّفق و هم‌داستان هستند و هیجان و حرارت مبارزه و انقلابی‌گری، اختلافات و شکاف‌ها را پنهان نگه می‌دارد، ولی پس از وقوع انقلاب، دیگر با یک پدیده‌ی نقطه‌ای و دفعی روبرو نیستیم، بلکه انقلاب و خطّ انقلابی باید تداوم یابد و تثبیت شود و این محتاج مقاومت در برابر انواع عواملی است که در طول زمان، به انقلاب هجوم آورده، و قصد فروپاشی یا استحاله را دارند. از این‌روست که نگهداری انقلاب، این اندازه مشقّت‌بار و طاقت‌فرسا می‌شود.

قاعده‌ی دوم این است که انقلاب، «تجزیه‌پذیر» نیست؛ یعنی نمی‌توان انقلاب را در دو یا چند جهت متفاوت، به حرکت درآورد؛ به این معنی که نمی‌توان هر بخشی از انقلاب را به‌عنوان «سهم»، به یک جریان فکری و سیاسی داد تا مزد مبارزات آنها در طول نهضت پرداخته شود و همگان در انقلاب، شریک باشند.۱۹ انقلاب اسلامی، واقعیّتی «واحد» و «یکپارچه» است و حرکت آن نیز باید در راستای ماهیّتش باشد. انقلاب اسلامی، دو یا چند ماهیّت ندارد، بلکه ماهیّت آن اسلام است و اسلام، ایدئولوژی‌های سکولار – از جمله ایدئولوژی مارکسیستی - را برنمی‌تابد. پس هواداران ایدئولوژی‌های سکولار نمی‌توانند با انقلاب اسلامی همراهی کنند و مدعی برخورداری از سهم‌های مدیریتی در آن باشند. یک انقلاب با دو یا چند ایدئولوژی، چند صباحی بیش دوام نخواهد آورد و یا دست‌کم، به یکی از دو یا چند جهت ایدئولوژیک، خواهد غلتید و خود از تنش و تلاطم ایدئولوژیک رها خواهد کرد.

مطهری از این قواعد نتیجه می‌گیرد که راه آینده‌ی انقلاب، به واسطه‌ی شناخت «ماهیّت» آن مشخص می‌شود،۲۰ و انقلاب آن‌گاه دوام می‌یابد و حفظ می‌گردد که نیروهای انقلابی، به درستی ماهیّت آن را بشناسند؛۲۱ چراکه نمی‌توان از انقلابی حفاظت کرد و به آن تداوم بخشید که ماهیّتش بر ما مجهول است. وقتی ماهیّت انقلاب بر ما مجهول باشد، ما نمی‌توانیم دریابیم که آن استحاله و تغییر سیرت روی داده است یا خیر. بنابراین، گام نخست عبارت است از شناخت «ماهیّت انقلاب». «استحاله» و «تغییر سیرت» انقلاب اسلامی به چه معناست؟ به بیان دیگر، ماهیّت و سیرت انقلاب اسلامی چیست که ممکن است دچار استحاله و تغییر شود؟ این پرسش از لحاظ منطقی، بر پرسش از چگونگی استحاله و تغییر سیرت انقلاب اسلامی، تقدّم دارد و تا دربار‌ه‌ی آن قضاوتی انجام نگیرد، نمی‌توان به پرسش دوم پاسخ گفت. بر همین اساس است که وی می‌گوید تحلیل واقعیّت‌ اجتماعیِ گذشته و کنونی، مهندسی واقعیّت اجتماعی را در آینده، ممکن و هموار می‌سازد.۲۲ غرض از شناخت ماهیّت انقلاب این است که «راه» از «بیراهه» بازشناخته شود تا نیروهای نفوذی و فرصت‌طلب نتوانند «ایدئولوژی اصیل انقلاب» را بربایند و «ایدئولوژی‌های تقلّبی و بَدَلی» را جایگرین آن گردانند. اگر چنین درک و شناختی در نیروهای انقلابی وجود داشته باشد، خواهند توانست سَرِه را از ناسَرِه تشخیص دهند و اجازه ندهند، انقلاب از «راه مستقیم» به «راه‌های انحرافی» سوق داده شود. پس اساسی‌ترین کار برای جلوگیری از استحاله و تغییر سیرت انقلاب، کسب شناخت حکیمانه و متعمقانه‌ای است که در ادبیات اسلامی، ‌ «بصیرت» خوانده می‌شود. در سایه‌ی بصیرت نیروهای انقلابی است که می‌توان به ماهیّت انقلاب، تداوم و استمرار بخشید و راه نفوذ اغیار و نامحرمان به درون انقلاب و تلاش آنها برای استحاله و تغییر سیرت انقلاب مسدود نمود.

پی‌نوشت‌ها:
۱. مرتضی مطهری، آیندة انقلاب اسلامی ایران، تهران: صدرا، ص ۵۷- ۵۵.
۲. مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن، ج۷، ص ۲۰۲.
۳.همو، پانزده گفتار، ص ۱۲۶- ۱۲۵.
۴. همان، ص ۳۱۳.
۵. همان، ص ۱۵۸.
۶. همو، آشنایی با قرآن، ج ۴، ص ۳۶- ۳۵.
۷. همو، بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صد سالة اخیر، ص ۹۳- ۹۲.
۸. همان، ص ۶۷ و ص ۷۰ و ص ۱۲۶ و ص ۱۲۹- ۱۲۸.
۹. همان، ص ۱۶۵.
۱۰. همان، ص ۱۶۶.
۱۱. همان، ص ۱۶۷.
۱۲. همان، ص ۱۳۷.
۱۳. همان، ص ۱۳۸- ۱۳۷.
۱۴. همان، ص ۱۴۱.
۱۵. همان، ص ۱۴۰ – ۱۳۹.
۱۶. همان، ص ۱۴۶.
۱۷. همان، ص ۱۴۱- ۱۴۰.
۱۸. همان، ص ۵۹- ۵۸.
۱۹. همان، ص ۸۵- ۸۳.
۲۰. همان، ص ۸۳.
۲۱. همان، ص ۵۹ و ص ۱۲۹.
۲۲. همان، ص ۱۱۷.

 


comment نظرات ()
بخش هایی از صحبتهای صریح رهبرمعظم انقلاب خطاب به مسئولان :
نویسنده : - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٢

♦نمیدانم اینکه ما سالی چندمیلیارد لوازم آرایشی وارد میکنیم راست است یا نه...نمیدانم این موضوع واردات خودروهای امریکایی صحت دارد یا نه،امریکاییها خودشان هم بدلیل مصرف بالا،خودروی امریکایی سوار نمیشوند،آنوقت ما برای هوس یک پولدار نوکیسه میرویم و ازیک شرکت درحال ورشکستگی خودرو میخریم،این غلط است!

 ♦تصویر فروشگاههایی رابه من نشان دادند که بالای تابلویش زده بودند "فقط اجناس داخلی فروخته میشود" ..بارک الله ، آفرین به این مغازه دار!

درمقابل،برخی فروشگاههای بزرگ که وابسته به دستگاههای حکومتی هم هستند،مملو از اجناس خارجی اند،چرا ؟!

این ظلم به کارگر ایرانی است.

 ♦به من گزارش داده اند برخی میروند کارخانه ها رااز دولت میخرند و وام هم میگیرند اما برای فروش زمین آن،به یک بهانه ای کارخانه راتعطیل میکنند و وام راخرج ساخت و ساز میکنند،دولت و قوه قضائیه برخورد جدی کنند!

 ♦مسئولین میگویند تعرفه واردات راافزایش نمیدهیم تا قاچاق کالا افزایش نیابد،آیا این منطقی است؟! ..،خب جلوی قاچاق را بگیرید ..منظور من ازقاچاقچی،آن "کوله بر سیستانی"  نیست،باآن کوله بر مبارزه هم نشود اشکالی ندارد!! .. منظور بنده قاچاقهای سازمان یافته و صدها و هزارها کانتینری است که دارد وارد میشود،شما دولتید خب برخورد کنید !

 ♦یکی ازبهانه های مسئولان برای واردات اینست که فناوری اجناس خارجی جدید وپیشرفته است ...پاسخ من اینست ماکه میتوانیم موشک با برد 2هزارکیلومتری با خطای کمتراز 10متر بسازیم، آن مغز آیا نمیتواند خودرویی بسازد که مصرف 13 لیتر در100کیلومتر رابرساند به 5لیتر در 100کیلومتر؟! ...چرابه ذهن خلاق جوانهای خودمان مراجعه نمیکنید؟!

  ♦️مواردی هم به من گزارش میشود که برخی سودجوها و نوکیسه ها که متاسفانه تعدادشان کم هم نیست،گاهی ازطریق رشوه به مسئولین، گاهی ازطرق مختلف دیگر و گاهی ازطریق ارتکاب جنایت و صدمه زدن،جلوی برخی تولیدات داخلی رامیگیرند وتولیدکنندگان رابه زانو درمی آورند..دستگاههای مسئول اطلاعاتی و قضایی باید باشدت بااینها برخورد کنند!

 ♦به مسئولین خوش بینم ،منتها کارها یکجایش میلنگد ،خب بگردید این شکافها را پیداکنند !

ببینند کجای این استخر شکاف دارد که هرچه آب میریزند پر نمیشود

♦بعضی به بنده میگویند چرا اینقدر "دشمن دشمن" میکنید...امریکا دشمن است چه من بگویم و چه نگویم !! .. آنها رااز در رانده ایم میخواهند از پنجره وارد شوند..ما مظلومیم اما قوی هم هستیم مثل مولایمان امیرالمومنین!


comment نظرات ()
مروری دوباره به فرامین 9 ماده ای حضرت امام خمینی (ره)
نویسنده : - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٢

1 - با اینکه اطمینان داریم که خانواده‌های معظم شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودین هیچ گاه راضی نشده و نمی‌شوند که در برابر ایثار عزیزانشان که فقط به خاطر خدا و رسیدن به کمال بوده است سخن از رفاه و مادیات به میان آید و همت آنان بلندتر از این مقوله‌هاست، ولی بر دست اندرکاران نظام است که ذوق و استعداد و توان خود را در هر چه بهتر رسیدن به امور معنوی و مادی و ارزشی و فرهنگی این یادگاران هدایت و نور به کار گیرند و از خدمت بی‌شائبه و بی‌منت به آنان دریغ نکنند؛ هرچه انقلاب اسلامی ایران دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است. من می‌دانم که بسیاری از خانواده‌های عزیز شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودین به خاطر مناعت طبع و بزرگواری و اخلاق کریمه خود در مصایب و مشکلات زندگی به مسئولین مراجعه نکرده‌اند و یا مراجعه‌شان به حداقل بوده است. و همه نیز می‌دانیم که اکثریت این قشر و رزمندگان عزیز اسلام از طبقات محروم و کم درآمد بودند و مرفهین کمتر دل برای انقلاب سوختند، ولی وظیفه ماست که در حد توان و مقدورات قدرشناس زحمات آنان باشیم و من میل ندارم که این قدرشناسی فقط در حد تعریف و تمجید ظاهری خلاصه شود بلکه باید در همه نوع امتیازات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی به آنان بها داده شود و ضرورتی نمی‌بینم که به‌ این عزیزان سفارش و نصیحت کنم و رسالت بزرگ حفظ امانت خونهای مقدس شهیدان را بازگو نمایم که بحمدالله تا به حال خانواده‌های شهدا و اسرا و مفقودین و جانبازان خود حافظ و نگهبان ارزش شهادت و ایثار بوده‌اند و بعد از این نیز به یاری خدا پاسدار آن خواهند بود.
۲- با قبول و اجرای صلح کسی تصور نکند که ما از تقویت بنیه دفاعی و نظامی کشور و توسعه و گسترش صنایع تسلیحاتی بی‌نیاز شده‌ایم، بلکه توسعه و تکامل صنایع و ابزار مربوط به قدرت دفاعی کشور از اهداف اصولی و اولیه بازسازی است و ما با توجه به ماهیت انقلابمان در هر زمان و هر ساعت احتمال تجاوز را مجدداً از سوی ابرقدرتها و نوکرانشان باید جدی بگیریم.
۳- توجه به بازسازی مراکز صنعتی نباید کوچکترین خللی بر ضرورت رسیدن به امر خودکفایی کشاورزی وارد آورد، بلکه اولویت و تقدم این امر باید محفوظ بماند و مسؤولین بیشتر از گذشته خود را مکلف به اجرای آن سازند و در امر احیای اراضی و مهار آبها و ایجاد سدها و تشویق کشاورزان و دامداران و استفاده هرچه بیشتر از نعمتهای بیکران الهی در طبیعت تلاش نمایند که مطمئناً خودکفایی در کشاورزی مقدمه‌ای است برای استقلال و خودکفایی در زمینه‌های دیگر.
۴- مهمترین عامل در کسب خودکفایی و بازسازی توسعه مراکز علمی و تحقیقات و تمرکز و هدایت امکانات و تشویق کامل و همه جانبه مخترعین و مکتشفین و نیروهای متعهد و متخصصی است که شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاک نگرش انحصاری علم به غرب و شرق به در آمده و نشان داده‌اند که می‌توانند کشور را روی پای خود نگه دارند. ان شاء الله این استعدادها در پیچ و خم کوچه‌های اداره‌ها خسته و ناتوان نشوند.
۵- برنامه ریزی در جهت رفاه متناسب با وضع عامه مردم توأم با حفظ شعائر و ارزشهای کامل اسلامی و پرهیز از تنگ نظریها و افراط گراییها و نیز مبارزه با فرهنگ مصرفی که بزرگترین آفت یک جامعه انقلابی است و تشویق به تولیدات داخلی و برنامه ریزی در جهت توسعه صادرات و گسترش مبادی صدور کالا و خروج از تکیه به‌ صادرات نفت و نیز آزادی صادرات و واردات و به‌طور کلی تجارت بر اساس قانون و با نظارت دولت در نوع و قیمت.
۶- رعایت اصول ایمنی و حفاظتی مراکز و صنایع و ایجاد پناهگاه‌های جمعی برای مردم و کارگران که این اختصاص به زمان جنگ ندارد بلکه طریقه احتیاط در هر شرایط است.
۷- استفاده از نیروهای عظیم مردمی در بازسازی و سازندگی و بهادادن به مؤمنین انقلاب خصوصاً جبهه رفته‌ها و توسعه حضور مردم در کشاورزی و صنعت و تجارت و بازسازی شهرهای تخریب شده و شکستن طلسم انحصار در تجارت داخل و خارج به افراد خاص متمکن و مرفه و بسط آن به توده‌های مردم و جامعه.
۸- حفظ و نگهداری ترکیب یک یا چند شهر خراب شده در جنگ به منظور ترسیم علنی تجاوز دشمنان علیه انقلاب و کشورمان و نشان دادن قدرت دفاع و مقاومت قهرمانانه ملت که آیندگان فقط به اسناد و نوشته‌ها بسنده نکنند. البته این کار با رضایت کامل صاحبان املاک و با ایجاد شهرهای مجاور باید انجام شود.
۹- تأکید بر حفظ ارزشها و شئون اخلاقی و اجتماعی و نیز سالم سازی اجتماعات که گروهی از خدا بیخبر و فرصت طلب تصور نکنند که مردم در برابر نیات پلید آنان بی تفاوتند. ان شاء الله خداوند همه را از شرّ نفس اماره و شرّ دشمنان محافظت فرماید و به همه شرح صدر و تدبیر در امور و اخلاص در عمل و ایثار در خدمت به خلق مرحمت کند. «احمد» [1] به صورت آزاد بهتر می‌تواند به اسلام و مردم کشور خدمت نماید و تنها در جلسات شرکت می‌کند تا گزارش مسائل سریعتر به اینجانب برسد.
والسلام علی من اتبع الهدی.

 ۱۱ / ۷ / ۱۳۶۷
روح الله الموسوی الخمینی»

 


comment نظرات ()
← صفحه بعد