کلمه سبز

داعش و فتوای پوشک بچه!
نویسنده : - ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٩

در ادامه افراطی گری های گروهک داعش بعد از حرام اعلام کردن لوازم آرایشی و تجهیزات بهداشتی برای زنان،  پوشک بچه نیز به دلیل این که در صدر اسلام نبوده است، توسط این گروه ابله و صهیونیتستی و شیطانی حرام اعلام شد! 

       


comment نظرات ()
به قول شماکدام دولت ؟
نویسنده : - ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٩

 

دیروز خبرنگار کیهان در کنفرانس خبری رئیس‌جمهور محترم کشورمان با اشاره به تاکید اخیر رهبرمعظم انقلاب که «فتنه را خط قرمز نظام» دانسته و توصیه کرده بودند وزرا با فتنه‌گران فاصله‌گذاری کرده و به تعهدات خود در جریان رأی اعتماد پایبند باشند، از جناب دکتر روحانی پرسیده بود دولت برای تحقق توصیه‌های رهبری چه برنامه‌ای دارد؟ و رئیس‌جمهور محترم در پاسخ، ضمن تاکید بر این که دولت برای عملیاتی کردن تمام نکات مورد نظر رهبر معظم انقلاب برنامه‌ریزی کرده است، اظهار داشتند: «ما در چارچوب قانون عمل می‌کنیم، معیار ما قانون خواهد بود و کسی اگر محکومیتی دارد و محکومیتش برای این است که طرف از حقوق اجتماعی محروم شود، یعنی دادگاه فردی را برای استفاده از حقوق اجتماعی محروم کرده، به قانون عمل می‌کنیم ولی تخیل این که آقایی در عکس بوده، حالا این که مال کی است؟ و به چه منظور بوده؟ و رفته تماشا کند یا چه جور شعاری بدهد را نمی‌پذیریم که کسی بخواهد بر مبنای توهمات، فردی را محکوم کرده یا به دولت بگوید این فرد از حقوق اجتماعی محروم است. محرومیت از حقوق اجتماعی حکم دادگاه می‌خواهد. ما هم طبق حکم دادگاه عمل می‌کنیم

تاکید رئیس‌جمهور محترم که دولت همه توصیه‌های رهبر معظم‌انقلاب را اجرایی و عملیاتی می‌کند، قابل تقدیر است و از ایشان غیر از این نیز انتظار نمی‌رفت و نمی‌رود. اما ظاهرا جناب دکتر روحانی در اظهارات یاد شده، از چند نکته حقوقی غفلت ورزیده و برخی از واقعیات ملموس و محسوس را نادیده گرفته‌اند. از جمله آن که؛

1-
جرایم به دو نوع «جرم مشهود» و «جرم غیرمشهود» تقسیم می‌شوند. جرم غیرمشهود، جرمی است که انتساب آن به مجرم نیاز به اثبات دارد و تا قبل از تشکیل دادگاه و اعلام رأی و نظر قاضی، صرفا در حد یک اتهام است. در این حالت تشکیل دادگاه با دو هدف مشخص صورت می‌پذیرد. اول؛ اثبات جرم و دوم؛ تعیین مجازات آن. به عنوان مثال، شخصی که از سوی شخص دیگری متهم به سرقت شده است و این سرقت دور از چشم و میدان دید این و آن صورت پذیرفته باشد، قبل از آن که اتهام او در دادگاه به اثبات برسد، «مجرم» تلقی نمی‌شود و نمی‌توان او را به صرف اتهام اثبات نشده مستحق مجازات دانست.

اما، «جرم مشهود» به جرم و جرائمی گفته می‌شود که در مقابل چشم مأموران و یا شماری از مردم اتفاق افتاده است، مانند آن که شخصی در ملاء عام و در حالی که تعدادی از مردم شاهد بوده‌اند با قمه به رهگذری حمله کرده و او را مجروح و یا به قتل رسانده باشد. در این حالت وقوع «جرم» و «جنایت» محرز است و تشکیل دادگاه برای اثبات جرم نیست، بلکه برای تعیین مجازات و میزان کیفر مجرم است.

آقای دکتر روحانی یک حقوقدان است و به یقین از تفاوت میان «جرم‌مشهود» و «جرم غیرمشهود» باخبرند، بنابراین، تعجب‌آور است که برای جرایم و جنایات مشهود اصحاب فتنه، منتظر تشکیل دادگاه مانده‌اند! آیا دهها و بلکه صدها نمونه مشهود و ملموس از جنایات شرم‌آور فتنه‌گران نظیر، ادعای تقلب در انتخابات، آشوب‌های خیابانی، آتش زدن مسجد، هتک حرمت عاشورای حسینی(ع) و سنگباران نمازگزاران ظهر‌عاشورا، عربده کشیدن به دفاع از اسرائیل و آمریکا، قتل مردم کوچه و بازار، پاره کردن تصویر مبارک حضرت امام(ره) و لگدمال کردن آن با شعار «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است»! پادوئی آشکار برای مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس و صدها نمونه دیگر از این دست قابل انکار است؟ به یقین جناب روحانی می‌دانند، تشکیل دادگاه این جماعت برای تعیین مجازات آنهاست و نه اثبات جرم؟!

2-
آقای روحانی می‌فرمایند؛ «تخیل این که آقایی در عکس بوده، حالا این که مال کی است؟ و به چه منظور بوده؟ و رفته تماشا کند یا چه جور شعاری بدهد را نمی‌پذیریم که کسی بخواهد بر مبنای توهمات، کسی را محکوم کند و به دولت بگوید این فرد از حقوق اجتماعی محروم است»!

درباره این بخش از اظهارات رئیس‌جمهور محترم - با عرض‌پوزش- باید گفت که ایشان صورت مسئله را تغییر داده‌اند! و این سوال را بی‌پاسخ گذارده‌اند که چه کسی گفته است به صرف «تخیل» و یا مشاهده «تصویر» می‌توان افرادی را به فتنه‌گری متهم کرد؟! سخن درباره افراد فریب خورده‌ای نیست که با برداشت غلط و یا توهم نسبت به وقوع تقلب و یا حتی با تحریک و ترغیب و دریافت مزد از عوامل اصلی فتنه به میدان آمده بودند. منظور از فتنه‌گرانی که نباید در دولت به کار گرفته شوند و آقای روحانی و کابینه ایشان ملزم به فاصله‌گذاری با آنان شده‌اند، افراد و اصحاب نشان‌دار فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 هستند که بسیار بعید است برای جناب روحانی و یا مشاوران ایشان، ناشناخته مانده باشند. این طیف از فتنه‌گران شامل افراد نشان‌داری است که در جریان فتنه‌آمریکایی اسرائیلی 88 آشکارا حضور داشته و مواضع وطن‌فروشانه خود را به صراحت اعلام کرده‌اند و نه، آن عده از فریب‌خوردگان که در فتنه یاد‌شده به بازی گرفته شده بودند و به قول جناب روحانی تصویر آنها در فلان صحنه دیده می‌شود و معلوم نیست تماشاچی بوده‌اند و یا...؟!...

طیف مورد اشاره از فتنه‌گران نشان‌دار را به آسانی از مواضع اعلام شده و عملکرد مشهود و خیانت‌بار آنها می‌توان شناخت و بدیهی است که هیچیک از آنان به اعتراف قبلی جناب روحانی - که به آن اشاره خواهیم کرد - شایستگی حضور در هیچ مسئولیتی را ندارند.

3-
باید از رئیس‌جمهور محترم پرسید که اگر جنابعالی درباره جرایم مشهود نیز معتقد به اثبات جرم در دادگاه هستید و قبل از تشکیل دادگاه و صدور حکم، استناد به جرایمی که مرتکب شده‌اند را غیرحقوقی می‌دانید، چرا و با کدام توجیه قانونی روز 23 تیرماه 78 در سخنرانی معروف خود- که متأسفانه این روزها جای خالی آن در اظهارات حضرتعالی دیده می‌شود- از کسانی که فتنه 78 را پدید آورده بودند، با عنوان «اراذل و اوباش»، «آشوب‌طلب»، «دشمن مردم ایران» و... یاد‌کرده و آنان را مستحق «سرکوب شدید» دانسته بودید؟! در آن هنگام که هنوز جرم آنها - به قول جنابعالی - در هیچ دادگاهی بررسی نشده و به اثبات نرسیده بود! ضمن آن که ابعاد و گستره جنایت فتنه‌گران 78 با فتنه‌گران 88 قابل مقایسه نبوده و نیست هر چند که برخی از فتنه‌گران در هر دو فتنه یاد شده دست داشته‌اند.

جناب روحانی در بخشی از سخنان روز 23 تیرماه خود که در اجتماع پرشور مردم تهران و در محکومیت فتنه‌گران ایراد شده بود، گفته بودند؛ «در کدام کشور جهان حرکت‌های آشوب‌طلبانه این چنین تحمل می‌شود. اینها- فتنه‌گران 78- خیلی پست‌تر و حقیرتر از آن هستند که بخواهیم نسبت به آنها تعبیر براندازی را مطرح کنیم. در کدام کشور دنیا و در کدام کشور و توسط کدام دولت، آشوب، تخریب و برهم زدن نظم جامعه تحمل می‌شود؟ مگر دولت مقتدر جمهوری اسلامی ایران و مسئولین امنیتی نظام، این‌گونه حوادث را تحمل خواهند کرد؟ این صبر و تحمل در یکی دو روزه برای این بود که ماهیت این چند صد نفر اوباش به خوبی برای مردم ما روشن شود و همه به خوبی بدانند اینها چه کسانی هستند و دارای چه ماهیتی هستند... بی‌تردید این افراد دشمن مردم ایران و ارزش‌های این مرز و بوم هستند. این اوباش حتی به مساجد هم تعرض کردند» و...

راستی جناب آقای روحانی، به قول حضرتعالی «در کدام کشور جهان و توسط کدام دولت» اینگونه افراد تحمل می‌شوند؟! چه رسد به آن که در مسئولیت هم قرار بگیرند! و صدالبته، این اظهارنظر جنابعالی قبل از تشکیل دادگاه و رسیدگی به جرایم و جنایات فتنه‌گران مورد اشاره بوده است.

آقای روحانی بعد از ماجرای 25 بهمن 89 که سران و عوامل اصلی فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس اعلام راهپیمایی کرده بودند، طی مصاحبه‌ای با خبرگزاری ایلنا، گفته بود؛

«
در روز 25 بهمن عده معدودی به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس به خیابان آمدند که اتفاقا در شعارهای آنها حمایتی از مردم مصر و تونس به چشم نمی‌خورد و متأسفانه با شعارهای ضدانقلابی، موجبات خوشحالی و بهره‌برداری آمریکا، رژیم صهیونیستی و ضدانقلاب را فراهم آوردند... اقدامات نابخردانه و فتنه‌گرانه صورت گرفته در روز 25 بهمن تنها به نفع استکبار و ضدانقلاب بود» و...

4-
آقای روحانی گفته‌اند؛ از بکارگیری کسانی که براساس حکم دادگاه از حقوق اجتماعی محروم شده‌اند، خودداری خواهیم کرد! که باید گفت؛ مگر قرار بود اینگونه محکومین هم در دولت به کار گرفته شوند؟! اگر مقصود از فاصله گذاری وزرا با فتنه‌گران، خودداری از به‌کارگیری محکومان بود که نیازی به توصیه و یادآوری تعهد آنان در جریان رأی اعتماد نبود!

5-
این سخن رئیس‌جمهور محترم در کنفرانس خبری دیروز که دولت تمامی توصیه‌های رهبرمعظم انقلاب را اجرایی و عملیاتی خواهد کرد، می‌تواند از عزم جدی ایشان برای تحقق توصیه‌ها و رهنمودهای یاد‌شده حکایت کند ولی برخی از شواهد موجود به این تردید دامن می‌زنند که مبادا کسانی در پی تغییر صورت مسئله به منظور زمینه‌سازی برای حضور و نفوذ اصحاب و عوامل فتنه در عرصه و دور کردن دولت محترم از نتیجه مطلوب باشند که انشاءالله چنین مباد.

حسین شریعتمداری



comment نظرات ()
41 سوال انبارلویی از خاتمی
نویسنده : - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٧

شما که می‌گویید می‌خواهید در چارچوب انقلاب اسلامی فعالیت کنید این انقلاب اسلامی شما به ولایت آمریکا معتقد است یا ولایت فقیه؟ اگر دومی است، چرا آن موقع حرفی نزدید؟ حالا گذشته‌ها گذشته است! چرا الان نمی‌گویید ولایت فقیه را به ولایت آمریکا ترجیح می‌دهید؟

 

محمدکاظم انبارلویی: آقای سیدمحمد خاتمی رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز اخیرا در دیداری مطالبی مطرح کرده که قابل تامل است.(۱)

 

 وی گفته است: “مصلحت نظام ما آشتی ملی است اما آشتی ملی مورد سرکوب قرار می‌گیرد

."‌

 

آشتی ملی چیست؟ اصلا چه کسی با چه کسی دعوا کرده است؟ صورت مسئله آشتی ملی کدام است؟ واقعیت این است که عنصر شکست خورده انتخابات سال ۸۸ برخلاف همه موازین عقلی و دینی و ملی قبل از اعلام و شمارش نتایج آرا، خود را پیروز انتخابات اعلام کرد. عده‌ای تبهکار سیاسی هم از این اعلام، حمایت کردند و هنوز هم حمایت می‌کنند. این جماعت بنا را بر قهر سیاسی گذاشتند و با اعلام اردوکشی خیابانی باعث قتل شهروندان جمهوری‌ اسلامی، غارت مغازه‌ها و اموال عمومی و دولتی و خسارات فراوان مادی و معنوی به جمهوری ‌اسلامی شدند. قهر چند روسیاه سیاسی را به حساب ملت گذاشتن و دم از تز آشتی ملی زدن چه معنایی دارد؟

 

اگر این جماعت می‌خواهند آشتی کنند چرا خجالت می‌کشند؟ اصلا چرا آشتی ملی را آقای خاتمی پس از گذشت پنج سال از آن رخدادهای تلخ مطرح می‌کنند؟ آیا او ضرورت این کار را در همان روزهای اول حادثه حداقل پس از خطبه‌های فیصله‌بخش مقام معظم رهبری در ۲۹ خرداد نباید مطرح و تا حصول نتیجه پیگیری می‌کرد؟ چرا حالا آن هم با متهم کردن رقیب که “طرح آشتی ملی مورد سرکوب قرار می‌گیرد

!"

 - آقای خاتمی گفته است: “هیچ راهی نداریم جز اینکه همه‌گرایش‌ها در چارچوب انقلاب و قانون اساسی فعالیت کنند."

اگر نامزد مورد حمایت آقای خاتمی و مجمع روحانیون مبارز در چارچوب انقلاب و قانون اساسی فعالیت می‌کرد حوادث تلخ انتخابات سال ۸۸ رخ می‌داد؟ اگر دوستان آقای خاتمی می‌خواستند در چارچوب انقلاب و قانون اساسی فعالیت کنند، صدای آنها نباید از رادیو بی‌بی‌سی و رادیو آمریکا در فتنه سال ۸۸ شنیده می‌شد، اگر آقای خاتمی و دوستانش در چارچوب انقلاب اسلامی و قانون اساسی فعالیت می‌کنند نباید به دوستان خودشان که اکنون در استخدام بی‌بی‌سی و رسانه‌های اهریمنی آمریکا هستند، بگویند برگردید، حضور شما در رسانه‌های غرب نشانه دشمنی با انقلاب و قانون اساسی است؟

!

نباید به آنها بگوید همصدایی شما با دشمن جزء اسناد مشهود و غیرقابل انکار رقبای ماست که مدعی‌اند فعالیت‌های شما خارج از چارچوب قانون اساسی و انقلاب اسلامی است؟

چرا آقای خاتمی به جای اینکه معترض دوستان خود باشند، همیشه معترض کسانی است که به دلایل مختلف، ادعای آنها را مبنی بر آشتی ملی و فعالیت در چارچوب انقلاب و قانون اساسی، یک دروغ آشکار می‌دانند؟

 

 -آقای خاتمی گفته است: “هر کس می‌تواند فعالیت کند فقط به شرط اینکه برانداز نباشد."

 

آقای خاتمی و دوستانش در فتنه ۸۸ عملا با کسانی در اعتراضات خیابانی همراهی کردند که برانداز بودند. شمار دستگیرشدگان گروهک منافقین و بهائی‌ها و نیز مامورین سرویس‌های امنیتی سفارتخانه‌ها بویژه سفارت انگلیس، سند این ادعاست

سخن این است که چرا جریانی که معتقد است باید در چارچوب انقلاب و قانون اساسی فعالیت کرد همزبان با جریان برانداز در فتنه ۸۸ ظاهر شدند و یک کلام از آشتی ملی، آن موقع حرفی به میان نیاوردند و اجازه دادند اقتدار و امنیت ملی در معرض تبهکاری‌های دولت‌های استکباری در ایران قرار گیرد تا جایی که نتانیاهو اعلام کند: “اصلاح‌طلبان در تهران به نمایندگی از ما با رژیم می‌جنگند

."

- آقای خاتمی گفته است: “تعریف درست، منطقی و حقوقی از براندازی، مورد اهتمام و عمل حکومت نیست."

جناب آقای خاتمی، شما یک روحانی هستید. لطفا بفرمایید معنی “محاربه” چیست؟ چه تعریفی از “بغی” دارید؟

کارهایی که از شما و دوستانتان طی هشت ماه پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ صادر شد، مصداق اتم “بغی” و “محاربه” است

دست شما و دوستان‌تان مستقیم و غیرمستقیم به خون ۲۲ شهید در حوادث فتنه سال ۸۸ آلوده است. مسئولیت غارت مغازه‌ها و غارت اموال مردم و اموال دولتی که سر به میلیاردها تومان می‌زند، به عهده شماست. شما بودید که دستور شورش عمومی را صادر کردید. شما بودید که در سالروز قیام مسلحانه منافقین علیه امام و انقلاب اعلام راهپیمایی کردید. چرا آن وقت به فکر آشتی ملی نبودید؟ چرا آن وقت به فکر این نبودید که صف خود را از منافقین و مخالفین نظام و براندازان جدا کنید؟ تعریف شما از براندازی چیست؟

 

وزیر ارشاد شما در فتنه ۸۸ رفته رادیو بی‌بی‌سی، با انبوه روزنامه‌نگارانی که در دوران اصلاحات در روزنامه‌های دوم خردادی قلم می‌زدند یک ارتش رسانه‌ای علیه انقلاب در دامن دشمن تشکیل دادند و هنوز هم به این دشمنی ادامه می‌دهند. اسم این رویکرد را چه می‌گذارید؟ شما در تمام این پنج سال یک کلمه علیه این وطن‌فروشان حرف نزدید. فرض کنید شما و دوستانتان در داخل با مردم آشتی کنید. آیا این جماعت وطن‌فروش که در آمریکا و انگلیس با منافقین و ضدانقلاب علیه مردم و نظام همکاری می‌کنند به جریان آشتی ملی می‌پیوندند؟

 

فرض کنیم شما می‌خواهید گذشته‌ها را جبران کنید. چگونه می‌شود به خطر انداختن امنیت ملی و منافع ملی را که به حراج گذاشتید و در این مدت تحریم‌های ظالمانه دشمن برای دفاع از شما و دوستانتان به ملت تحمیل شد، جبران کنید؟ دوستان شما در بی‌بی‌سی و رادیو آمریکا و رادیو صهیونیستی صریحا از غرب می‌خواستند فشار تحریم‌ها را زیاد کنند تا دولت تسلیم شود

!

چگونه می‌خواهید خون‌های به ناحق ریخته شده در فتنه۸۸ را فراموش کنید؟ فرض کنیم دولت از حق خود بگذرد، اما آیا دولت به نمایندگی از اولیای دم می‌تواند از این حق چشم‌پوشی کند؟

دولت می‌تواند حداقل جرم عمومی را ببخشد، با مدعیان خصوصی اولیای دم چه می‌خواهید بکنید؟ خسارت مالی وارد به اشخاص حقوقی و خصوصی را چگونه می‌خواهید جبران کنید؟ حداقل هزینه آشتی ملی، جبران این خسارت‌هاست. از کجا می‌خواهید بیاورید؟

- فرض می‌کنیم فضا، فضای آشتی ملی باشد. وقتی که دبیرکل سابق مجمع روحانیون مبارز با کمترین رای به اغتشاشگران و محاربان نظام پیوست و هنوز هم در خیمه فتنه دست از موضع لجوجانه خود برنداشته و با مردم و نظام سر جنگ دارد، چه می‌خواهید بکنید؟ آرای او که کمتر از آرای باطله انتخابات بود. او چه ادعایی می‌توانست داشته باشد؟ اکنون او در قصه آشتی ملی، کدام سوی قصه ایستاده است؟

 

در خصوص سر دیگر فتنه، با آقای موسوی که شما و دوستانتان را در مهلکه فتنه انداخت، با انقلاب و اسلام و مردم خداحافظی کرد و در عاشورای ۸۸ به کسانی که شعار “مرگ بر اصل ولایت فقیه” می‌دادند مردان خداجوی لقب داد، چه می‌خواهید بکنید؟ او که هنوز سر موضع خودش است و سر آشتی ندارد. شما به نمایندگی از چه کسی یا کسانی حرف از آشتی ملی می‌زنید؟

!

- فرض کنیم آشتی ملی هم صورت گرفت. با این سابقه چطور می‌شود به شما و دوستانتان اعتماد کرد که در انتخابات بعدی اگر مردم به کسی جز شما و اصحاب شما رای دادند،‌ غائله و فتنه ۸۸ را تکرار نکنید؟

 

شما که در فتنه ۸۸ نشان دادید نه به اسلامیت نظام پایبند هستید و نه به جمهوریت نظام، چگونه می‌شود سخن از آشتی به میان ‌آورید؟

 

این اتهام واقعا سنگین است. با سوابق شما و دوستانتان در انقلاب نباید آن را به زبان می‌آوردم. اما چه کنم که تاریخ را نمی‌شود تحریف کرد. کافی است مروری بر حوادث هشت ماهه بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ داشته باشید. شما از امام و شعارها و آرمان‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی چه باقی گذاشتید؟

 

شما در برابر شعار نه غزه، نه لبنان سال ۸۸ چه کردید؟ شما وقتی تمثال مبارک حضرت امام (ره) را در دانشگاه تهران روز ۱۶ آذر به آتش کشیدند کجا بودید؟ شما وقتی که دوستانتان فریاد می‌زدند؛ هم شرقی، هم غربی، جمهوری ایرانی، چه می‌کردید؟ شما وقتی که در روز عاشورا مردان خداجوی موسوی شعار می‌دادند مرگ بر “اصل ولایت فقیه”، چه فکر کردید و چه اقدامی کردید؟ مگر در قانون شما اصلی به نام اصل “ولایت فقیه” نیست؟ شما که می‌گویید می‌خواهید در چارچوب انقلاب اسلامی فعالیت کنید این انقلاب اسلامی شما به ولایت آمریکا معتقد است یا ولایت فقیه؟ اگر دومی است، چرا آن موقع حرفی نزدید؟ حالا گذشته‌ها گذشته است! چرا الان نمی‌گویید ولایت فقیه را به ولایت آمریکا ترجیح می‌دهید؟ چرا از براندازان خجالت می‌کشید که بگویید برای آشتی ملی تنها راه، اطاعت از ولایت فقیه است؟

پی‌نوشت

- دیدار آقای سیدمحمدخاتمی با جمعی از اصلاح‌طلبان یزد- ایرنا و نیز سایت‌های ضدانقلاب ۲/۶/۹۳

منبع: رسالت


comment نظرات ()
از تکریم دشمنان تا تهدید دوستان
نویسنده : - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٥

در اولین روز هفته دولت حجت‌الاسلام حسن روحانی در مراسم تجدید میثاق دولتمردان با آرمان‌های امام خمینی(ره) در حرم مطهر گفت: در محضر امام(ره) باید بگویم که دولت و رئیس‌جمهور همواره به منتقدین احترام می‌گذارد، اما هرگز در برابر تخریب‌گران دولت و نظام ساکت نخواهد بود.

آنچه در عبارت فوق توجه و حساسیت نگارنده را برانگیخت کنار هم قرار دادن دو کلمه «دولت» و «نظام» است که ایشان تهدید کردند در برابر تخریب‌گران آن ساکت نخواهد نشست البته ادای توأمان این دو کلمه توسط رئیس‌جمهور محترم اولین بار نیست بلکه در جلسه شورای اداری استان اردبیل هم، آنجایی که از منتقدین دولت گلایه می‌کند و سپس به تخریب اشاره می‌کند عبارت «دولت» را در کنار «نظام» در مقابل منتقدین معرفی می‌کند!

اینکه آقای رئیس‌جمهور محترم از تخریب «نظام» عصبانی شده و برمی‌آشوبند و تخریب‌گران نظام را تهدید می‌نمایند فی‌نفسه برای دوستداران نظام خوشحال‌کننده است و همین‌قدر هم انتظار ایجاد می‌نماید. دوستداران نظام انتظار دارند رئیس‌جمهور محترم ابتدا در برابر جریانات و عناصری که به‌طور شفاف و حتی علنی با اساس نظام به مقابله برخاستند و در بعد نرم سعی کردند با لطایف‌الحیل مانند کشته‌سازی و غیره چهره پاک نظام را در انظار دنیا مخدوش جلوه دهند عکس‌العمل نشان دهد. مگر فراموش کرده‌ایم که بعد انتخابات سال 88 یک عده تمام قد در مقابل جمهوریت این نظام ایستادند و با ایجاد فتنه، کشور را تا مرز خطر جدی پیش بردند، در خیابان‌ها در مقابل اسلامیت نظام شعار داده و به جای «جمهوری اسلامی» شعار «جمهوری ایرانی» سر دادند، به عاشورا و مساجد و حسینیه‌ها تعرض کردند و... خوب دوستداران نظام انتظار داشته و دارند دولت با این عناصر و جریانات مرز و موضع مشخص و صریح داشته باشد، در حالی که این‌گونه نیست و حتی این نگرانی وجود دارد که عوامل مرتبط با آن فتنه مرموز در مناصب دولت به کار گرفته شوند و البته یکی از دلایل اساسی استیضاح و عزل وزیر علوم نیز که اخیرا شاهد آن بودیم مرتبط با همین نگرانی بود! آیا بهتر نیست رئیس‌جمهور محترم به جای اینکه در دفتر روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های رسمی داخل کشور و صدا و سیما و لابلای سطور مقالات و یادداشت‌های نویسندگانی که از سر دغدغه و سوز و احساس مسئولیت، احیانا انتقاداتی (ولو غیر واقع‌بینانه) به برخی عملکردها و مواضع دولت دارند، دنبال «تخریب‌گران نظام» باشند انرژی خود را صرف مقابله با تخریب‌گرانی بکنند که در روز روشن «نظام» را به ناکارآمدی و تعلق به گذشته داشتن و استبداد و غیره متهم می‌کنند؟

آیا بهتر نیست رئیس‌جمهور محترم وقت و جایگاه خود را صرف مقابله با فساد اقتصادی و اداری و مدیریتی بدنه دولت بکند که به طور طبیعی مستقیم و غیرمستقیم جدی‌ترین آفت نظام می‌شود؟ آیا بهتر نیست فرصت‌های دولت صرف مقابله با عوامل مخربی مثل فقر و بیکاری و رکود اقتصادی شود؟ اگر آقای روحانی نقد اقدامات دولت را «تخریب نظام» می‌دانند آیا این قاعده را شامل حال دولت‌های قبلی و قوای دیگر و نهادهایی مانند صدا و سیما نیز می‌دانند؟ مگر نه این است که آقای رئیس‌جمهور در همین شورای اداری استان اردبیل آنجا که از همکاری رسانه‌های خارجی در انعکاس عملکرد دولتش می‌گوید با طعنه و تحقیر صدا و سیما اعلام می‌کند گوش مردم به رادیو و تلویزیون نیست! یا اینکه آیا اگر ایشان نقد اقدامات دولت را «تخریب نظام» می‌دانند چرا مدیران دولت یازدهم به‌ویژه در نقد دولت پیشین هیچ فرصتی را از دست نمی‌دهند و به‌طوری افراط در این کار تبدیل به مایه‌های طنز در جامعه شده و صدای دوستان خودشان را نیز درآورده است و مقام معظم رهبری هم در مقابل همین زیاده‌روی‌ها تلویحا تذکر داده و فرمودند نقد منبری عملکرد دولت‌‌های قبل را خیلی به مصلحت نمی‌بینند؟!

جناب آقای روحانی! به برکت آموزه‌های انقلاب اسلامی، قاطبه ملت ایران به اندازه‌ای بصیرت و معرفت دارند که مفاهیمی مانند «دولت» و «نظام» و «حکومت» و «نقد» و «تخریب» و این واژه‌ها را بدانند و مرز و حدود و ثغور آنها را بشناسند و میزان پیوستگی و گسستگی بین این مفاهیم را تشخیص دهند و به همین خاطر می‌توانند منظور و انگیزه گویندگان و منتقدین و ایضا دغدغه‌مندان تخریب «نظام» و میزان صداقت‌ها را تحلیل نمایند!

بدیهی است وقتی که صحبت از «نظام» است منظور همان نقشه‌ای است که معمار کبیر انقلاب اسلامی با استنباط از اصول و معارف مکتب اهل بیت ترسیم فرموده است و ملت ایران برای بنای آن یکی از عظیم‌ترین انقلاب‌های تاریخ را به نام «انقلاب اسلامی» ثبت کرده‌اند و برای حفظ و حراست از آن صدها هزار شهید داده‌اند و قانون اساسی وظیفه و حدود اختیار نهادها و قوای مختلف را برای «اجرای نقشه انقلاب» و تحقق آرمان‌های نظام مشخص کرده است و البته بدیهی است که دوستداران نظام عملکرد نهادها و قوای مختلف به‌ویژه قوه مجریه را با همین میزان و معیار (یعنی نقشه انقلاب اسلامی و مصالح نظام) زیر نظر داشته و عنداللزوم نیز با همین معیار عملکرد و اقدامات نهادها را، که ابزاری برای کارآمدی نظام هستند نقد می‌کنند هرچند ممکن است برخی از نقدها ضعف‌هایی نیز داشته باشد.

رئیس‌جمهور محترم بعد از سخنرانی در جمع مسئولان دستگاه دیپلماسی کشور و به کار بردن الفاظی تند و اهانت‌آمیز نسبت به افراد معترض به برخی از سیاست‌‌های قوه مجریه، در جلسه هفتگی دولت به منظور تبیین اظهارات خویش و کاهش التهابات، مخاطب سخنان خویش را کسانی دانست که اهدافشان از این لرزیدن‌ها و نگرانی‌ها، تخریب دولت و سیاست‌های آن است و بنا به گفته ایشان این افراد از اتاق فکر به اتاق عملیات منتقل شد‌ه‌اند و تمام تحرکاتشان تحت نظر می‌باشد. و در ادامه این سلسله اظهارات در شورای اداری استان اردبیل و مرقد مطهر حضرت امام راحل در پاسخ به منتقدان ابراز داشتند که «هرگز در برابر تخریب‌گران دولت و نظام ساکت نخواهد بود»! بنابراین از کنار هم نهادن همه این مواضع و بررسی خط سیر بحث این نگرانی ایجاد می‌شود که نکند از این به بعد شاهد گشایش جبهه جدیدی در مقابل دولت در کنار سایر جبهه‌ها نظیر منتقدان، مخالفان و دشمنان هستیم که جبهه تخریب‌گران نامیده می‌شوند! با توجه به اینکه آقای رئیس‌جمهور محترم، خود یک حقوقدان هستند سوال اصلی این است که مرجع قانونی ارزیابی مواضع و اظهارات منتقدان و یا مخالفان کیست و تا کجا تخریب محسوب نمی‌شود و گوینده در دایره تخریب‌گران قرار نمی‌گیرند؟ مرز میان نقد و مخالفت با تخریب چیست؟ با چه روشی می‌شود گفته‌ای را تخریب یا نه نقد تلقی کرد؟

روشن است که مرز دقیق و مورد اجماع میان همه، در پیرامون این مفاهیم وجود ندارد و تشخیص و تفکیک آنها را باید به افکار عمومی واگذار کرد تا مردم بر اساس عملکرد دولت و انعکاس اثرات اقدامات در اجتماع و زندگی و سفره‌شان قضاوت نمایند.

شکی نیست که تعریف جبهه‌ای دیگر با عنوان «تخریب‌گران» در مقابل صدای منتقدین برای خود دولت و جامعه به مصلحت نیست چون که ابتدائا عنصر آزادی بیان را تهدید می‌کند که از حقوق مسلم جامعه است و رئیس‌جمهور خود برای حراست از آن قسم خورده است.

البته بعید هم نیست که چه بسا کسانی با ارائه گزارش‌های جهت‌دار و بزرگ‌نمایی و تحریف مواضع منتقدین بخواهند رئیس‌جمهور را در مقابل فرهیخته‌ترین قشر جامعه یعنی نویسندگان و گویندگان قرار دهند تا خود به خود در مسیر انزوا قرار گیرد...





محمود عباس‌زاده مشگینی


comment نظرات ()
پیروزی مقاومت و حزب الله
نویسنده : - ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٤

پیروزی مقاومت و حزب الله درغزه علیه رژیم خبیث و شیطانی و خون آشام اسراییل و حامیان کثیف غربی و عربی بر همه آزادگان جهان بالاخص بر امت حزب الله ایران اسلامی و رهبرفرزانه انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای مبار ک باد.


comment نظرات ()
آواز و ندای اصلاح طلبان !
نویسنده : - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳
گفت: احساس می‌شود مدعیان اصلاحات از گروه جدیدی که تحت نام ندا
(نسل دوم اصلاح‌طلبان) تشکیل شده است، دل خوشی ندارند.
گفتم: چطور مگر؟!
چرا؟!
گفت: یکی از آنها گفته است؛ «نباید اینطور تلقی شود که اصلاح‌طلبی بد بوده
و حالا قرار است اصلاح‌طلبی خوب تشکیل شود!»
گفتم: یعنی اصلاح‌طلبان خوب‌ همان‌هایی هستند که در فتنه 88 تحت مدیریت مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس دست به وطن‌فروشی زدند؟ از ملک عبد‌الله سعودی کمک مالی گرفتند؟ به ساحت عاشورای حسینی(ع) اهانت کردند؟ مسجد آتش زدند؟ تصویر مبارک حضرت‌امام را پاره کردند؟ در حمایت از آمریکا و اسرائیل شعار دادند؟ با جرج سوروس صهیونیست فالوده خوردند؟ و...؟!
گفت:
چه عرض کنم؟! به همین علت است که نسل دوم اصلاحات اصرار دارند که حساب خودشان را از وطن‌فروشان فتنه‌گر جدا کنند و حق هم دارند.
گفتم: یارو به پسرش می‌گفت؛ چرا هروقت من آواز می‌خوانم، تو می‌روی کنار پنجره و برای اهل محل دست تکان می‌دهی؟ و
پسرش گفت؛ برای اینکه مبادا اهل محل فکر کنند من هستم که دارم با این صدای نخراشیده آواز می‌خوانم!

comment نظرات ()
نااهلان و نامحرمان انقلاب اسلامی
نویسنده : - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳

نگدارید انقلاب بدست نااهلان و نامحرمان بیفتد بله این جمله تاریخی حضرت امام عزیزمان را نباید از یاد ببریم که با این جمله مهم و اثرگذار نگرانی خویش را در باره آینده انقلاب و نطام مقدس جمهوری اسلامی  بیان فرمودند. اگر مروری بر نقشه های شوم دشمنان قسم خورده این انقلاب در عصر حاضر بیندازیم بسادگی خواهیم دید یکی از روش های مورد استفاده و یا تاکتیک های آنان نفوذ عوامل جاسوس ،مشکوک و با مطامع مادی و دنیا پرستی به درون سیستم حکومت است که بتوانند ضمن سرقت اطلاعات حیاتی و محرمانه و ارسال آن برای دستگاههای امنیتی زمینه را برای ایجاد نارضایتی عمومی و ناهنجاریهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و یا آشوب و تفرقه درجامعه با روش های مختلف آماده نمایند.انقلابهای مخملی در گرجستان و اوکراین و مدل وطنی آن فتنه سال 88 بود که آحاد مردم ایران مشاهده کردند که جریان مرموز نفوذ کرده در بخش هایی از حاکمیت چگونه اهداف استکبار و امریکا و غرب را برآورده ساختند و با حذف آرمانها و مقدسات انقلاب واسلام شعار علیه امام راحل و عزیزان نظام سردادند و شعار نه غزه نه لبنان به حمایت اسراییل خبیث نیز در خیابانهای تهران سر داده شد. در کشورهای منطقه امروز این نقش بدون هیچ پوششی به گروهکهایی مانند داعش طالبان القاعده و منافقین با حمایتهای گسترده مالی رسانه ای سیاسی نظامی واگذار شده است. حال اگر در داخل هر جریانی و با هراهدافی بخواهد در جامعه منسجم ما با بهانه های مختلف تفرقه بی اعتمادی به مسئولان متعهد و امتحان داده و زجر کشیده نظام ویا توهین به احکام اسلام ویا به قانون اساسی و مهمتر از همه به اصل بی بدیل ولایت فقیه و اقدام در جهت جلوگیری از پیشرفت کشور در عرصه های مختلف وشیوع و ترویج انواع مفسده های اقتصادی سیاسی اجتماعی فرهنگی... که خواست دشمنان است حرکتی نماید باید بدانیم این حرکت و اقدام مربوط به همان نااهلان و نامحرمان انقلاباست که  گاهاً با چهره های به ظاهروجیه در درون نظام وانقلاب رخنه کرده اند . در این راستا دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی بایدمراقب و مواظب این اقدامات باشند و به موقع وظایف خود را ایفا نمایند تا این انقلابی که با خون هزاران شهید و جانباز به دست ما رسیده همچنان از آسیبها محفوظ و انشاالله پرچم این انقلاب را بدست صاحب اصلی آن امام زمام عج بسپاریم و تحویل دهیم. انشاالله 


comment نظرات ()
پاسخ منفی مراجع قم به خاتمی
نویسنده : - ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۳

به‌تازگی محمد خاتمی در جمعی اظهار داشته که پس از سال ۸۸ بنا را بر تعامل گذاشتیم؛ اما واسطه‌ای که بتواند تعامل با نظام را رقم بزند، نداشتیم. وی افزوده است: حسن خمینی و هاشمی رفسنجانی مقبولیتی برای بر عهده گرفتن این واسطه‌گری نداشتند و باید به سوی افراد دیگری برویم. خاتمی گفته است: ما برای رسیدن به این هدف از قم هم کمک خواستیم؛ اما آن‌ها کمک نکردند. خاطرنشان می‌شود خاتمی پس از انتخابات و فتنه ۸۸  بارها در محافل خصوصی اظهار داشته که در سال ۸۸ اشتباه کرده و در انتخابات ۸۸ هیچ تقلبی رخ نداده است، اما این اظهارات خاتمی فقط در محافل شخصی بوده و تا کنون در مجامع عمومی این موضوع را بیان نکرده و از حضور در فتنه ۸۸ توبه نکرده است.

منبع: صبح صادق


comment نظرات ()
قهوه
نویسنده : - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٧
گفت: دبیرکل یکی از احزاب منحله مدعی اصلاحات گفته است؛ «دولت روحانی به اصلاح‌طلبان نیاز مبرم دارد»!
گفتم: کدام اصلاح‌طلبان؟!
گفت: حتما منظورش آن عده از مدعیان اصلاحات است که مثل حزب متبوع خودش در جریان فتنه آمریکایی-اسرائیلی 88 برای دشمنان مردم پادویی کرده بودند.
گفتم: مگر قرار است دولت روحانی کشور را به آمریکا تحویل بدهد که به این طیف از اصلاح‌طلبان نیاز داشته باشد؟!
گفت: احتمالا می‌خواهند با اقدامات ساختارشکنانه مدعیان اصلاحات، یک بلایی به سر دولت روحانی بیاورند.
گفتم: چه عرض کنم؟! خلبان چند دقیقه بعد از پرواز با صدای بلند پشت میکروفون داد زد آخ آخ آخ! و بعد از چند لحظه گفت؛ مسافرین عزیز! چیزی نبود! پوزش می‌خواهم، قهوه داغ ریخته بود روی شلوارم. یکی از مسافران گفت؛ فلان فلان شده، بیا ببین با شلوار ما چه کرده‌ای؟!

comment نظرات ()
آرایشگاه شیطان
نویسنده : - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٩

فروشندگان کالای بنجل و به درد نخورو دلال‌هایی که به خدمت گرفته‌اند، با هزار ترفند و حیله، سعی در مجاب کردن مشتری به خرید کالای بنجل دارند. این ترفندها انواعی دارد؛ گاه، اوصاف و امتیازاتی به کالای بنجلشان نسبت می‌دهند که دروغ است! گاهی عیب‌های آن را پنهان می‌کنند و گاهی هم مشتری را می‌ترسانند که اگر این کالا را نخری چنین و چنان می‌شود و فلان مشکل یا زیان و خسارت برایت پیش می‌آید! خلاصه آنقدر از این روش‌ها و حیله‌های دیگر به کار می‌برند تا به مخاطبان خود بقبولانند که به این کالا با این اوصاف و مزایا احتیاج مبرم دارد و اگر نخرد، خطری حتمی تهدیدش می‌کند پس دست به جیب می‌شود و سرمایه‌اش را می‌دهد و کلاغ رنگ شده را به جای قناری می‌خرد و به خانه می‌برد! اما با اولین قارقار گوش‌خراش کلاغ،  تازه می‌فهمد چه کلاه گشادی به سرش رفته و البته پشیمانی سودی ندارد!
این تمثیل، حکایت کسانی است که این روزها قصد دارند کالای بنجل و آرزوی بر زمین مانده خود را به هر قیمتی به ملت ایران تحمیل کنند! خواسته‌ای که نهایت و پایان آن، تسلیم ملت بزرگ ایران در برابر آمریکاست و چون می‌دانند که تحمیل منافع بیگانگان به ملت رشید ایران  غیرممکن و محال است، دست به حیله‌ می‌زنند و هر از چندگاه مدام ترفند تازه‌ای به کار می‌برند تا  به خیال خود گامی به پیش آیند و ذره‌ای در عزم مردم خلل ایجاد کنند. این همان کاری است که رهبر معظم انقلاب با تعبیر «بزک کردن چهره دشمن» از آن یاد کردند و فرمودند: «یک عده سعی نکنند چهره آمریکا را بزک کنند، آرایش کنند، زشتی‌ها و وحشت‌آفرینی‌ها و خشونت‌ها را از چهره آمریکا بزدایند و در مقابل ملت ما، به عنوان یک دولت علاقه‌مند و انسان‌دوست معرفی کنند. اگر سعی هم بکنند سعی‌شان بی‌فایده است.»
تلاش ناکام و رویای تعبیر نشدنی این افراد به روش‌های گوناگونی انجام می‌شود که برخی از آنها عبارتند از:
1- گاهی چهره آمریکا را با به‌کارگیری انواع و اقسام لطایف و ظرایف هنری، چهره‌ای اخلاقی و مهربان نشان می‌دهند. مثلا تلاش آنها برای نجات چند دلفین به گل نشسته در ساحل را چنان با آب و تاب رسانه‌ای می‌کنند، اعزام فلان هنرپیشه هالیوود به آفریقای گرسنه را در صدر اخبار رسانه‌شان قرار می‌دهند، ساخت یک درمانگاه یا بیمارستان صحرایی در یک کشور محروم و درمان چند بیمار را در بوق می‌کنند و... تا به هر زحمتی هست به ما حالی کنند که آمریکا آنقدر هم که شما می‌گویید خشن نیست! و این همه کرامت و انسانیت، ذره‌ای از کرامات این دولت مهربان است! در این روش، سعی می‌شود حافظه تاریخی ملت را پاک کنند و نگذارند کسی گذشته پرجنایت آمریکا را به یاد بیاورد! آنها هرگز نمی‌گویند و نمی‌گذارند رسانه مستقلی هم بگوید که فقر آن مردم گرسنه‌ای که فلان هنرپیشه‌ آمریکایی به عنوان سفیر صلح در آنجاست ناشی از جنایت آمریکاست! نمی‌گویند بدبختی و بیماری مردمی که برایشان درمانگاه درست کرده‌اند، ناشی از بمباران هواپیماهای بدون سرنشین آنهاست و نمی‌گویند که دست‌اندازی آمریکا به ثروت کشورهای محروم و غارت و چپاول آن از سوی حکام دست‌نشانده، هرگز با حرکات نمایشی جبران نمی‌شود و دزدی از مردم و سپس صرف کردن یک سر سوزن از آن همه دزدی برای بستن دهان غارت‌شدگان، ترفندی نخ‌نما و حیله‌ای بی‌اثر است.
2- گاهی به بزرگ‌نمایی و تبلیغ رفاه و آسایش دشمن روی می‌آورند و چنان در این مسیر می‌تازند که گویی بهشت وعده داده شده خدا، همان آمریکاست و هر آدمی باید لااقل آرزوی وصال این بهشت موعود را داشته باشد! صرفنظر از اینکه در هر فرهنگ و ملیت و قومی، ممکن است شاهد درجاتی از رفاه مادی باشیم، این سبک بزرگ‌نمایی، برای سوق دادن مردم- و به‌ویژه نسل جوان- به گام زدن در مسیر تعالی نیست و برعکس، در جهت ایجاد حس حقارت و خود کم‌بینی در مقابل آنها و القای این باور که ما بدون آنها هیچیم و آنها همه چیز دارند و کاش مثل آنها بشویم و...! اما همین حضرات هرگز از معضلات فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی که سالهاست گریبان آن کشور را گرفته سخن نمی‌گویند! معضلاتی که به شورش‌های اجتماعی گوناگون نظیر جنبش اجتماعی و اعتراضی وال‌استریت- که فریاد اکثریت مردم 99درصدی در مقابل اقلیت بهره‌مند یک‌درصدی بود- اشاره‌ای نمی‌کنند! راستی اگر آمریکا همان بهشت موعودی است که شما تصویر می‌کنید، چرا این همه قتل و جنایت و تجاوز در آن است!؟ ممکن است بگویید این فقط یک معضل فرهنگی است پس بگویید چرا با قطع چند ساعته برق و از کار افتادن دوربین‌ها، فروشگاه‌های مملو از غذا غارت شده و ساعتی بعد چیزی در آن یافت نمی‌شود!؟ این علامت رفاه و پیشرفت قبله آمال شماست؟
3- در کنار این روش‌ها، عده‌ای برای باز کردن پای دشمن، سعی در تخریب مبانی داخلی مخالفت ما با آمریکا می‌کنند. تردیدی نیست که روشنگری امام راحل و تبیین مبانی دشمنی ما با آمریکا در کلام مستدل و ماندگار آن عزیز سفر کرده، از محکم‌ترین برهان‌های ما و حتی همه ملت‌های ستمدیده و زجر کشیده از آمریکاست و تا این محکمات و تاکیدات وجود دارد، پای آنها به این کشور باز نخواهد شد. به خصوص که خلف صالح ایشان هم بارها و بارها بر این مبانی تاکید کرده‌اند. پس چاره چیست!؟ این جاست که عده‌ای با تحریف نظرات روشن و بی‌حاشیه امام و بستن پیرایه و دنباله به آن، به زعم خود سعی در متزلزل کردن این مبنای محکم دارند.گاهی از خاطرات خصوصی سخن به میان می‌آید، گاهی نامه‌نگاری‌های شخصی ملاک قرار می‌گیرد و گاهی نسبت‌های عجیب دیگر به امام(ره) داده می‌شود که مثلا ایشان مخالف اعدام فلان کس بوده یا مخالف فلان حرف و شعار و اقدام مردم بوده‌اند؟ این همه در حالی صورت می‌گیرد که امام راحل تا آخرین روزهای حیات مبارکشان، بر دشمنی با آمریکا با تکیه بر مبانی دینی و عقلی تاکید و پافشاری داشتند و هرگز سرسوزنی از این موضع عقب‌نشینی نکردند.
4- افزون بر همه این تلاش‌ها و البته ناامید از تاثیر آن در عزم پولادین ملت، نمایش چهره‌ای مقتدر و توانمند از دشمن، نوعی دیگر از اقدامات این جماعت برای تسلیم مردم در برابر آمریکاست. در این شیوه توانمندی‌های دشمن بیشتر از واقع نشان داده می‌شود. چه در بعد نظامی و چه در بعد اقتصادی. بدیهی است که یک مدیر مردمی اگر واقع‌بینانه توانایی دشمن را رصد کند، متناسب با آن برنامه‌ریزی می‌کند و خود را برای رویارویی با هر ترفندی آماده می‌کند؟ اما در تبلیغات طیف مورد اشاره، سخن از واقع‌بینی نیست! مجریان این روش تلاش دارند که دشمن را به مراتب توانمندتر از آنچه که هست نشان دهند تا ما باور کنیم که تحریم‌ها اثر کرده و هیچ چاره‌ای جز تسلیم مطلق و بالا بردن دست‌ها وجود ندارد! باید بپذیریم که آمریکا در چند دقیقه می‌تواند تمام زیرساخت‌های کشور، را از بین ببرد! و بپذیریم که تحریم حتی جلوی رشد علمی و تحقیقاتی ما را گرفته است! باید این سخنان ناشی از عجز و رعب را پی‌درپی در سخنرانی‌های رسمی و  در ملأ عام! تکرار کنیم تا مردم مجاب شوند که چاره‌ای نیست و باید در جامعه جهانی حل و هضم شد و حرمت کدخدا را نگه داشت! و حتی مانور و حرکت نظامی نکرد که به کدخدا بر بخورد و سبب رنجش او بشود! این ادعاها- و در اصل این اوهام- در حالی است که ملت ما هرچه به دست آورده، در سایه ایمان و تلاش و مجاهدت خود در روزهای سخت و تحریم و فشار همه‌جانبه دشمن برای پشیمان کردن ما از انقلابمان بوده است. بزرگ‌نمایی قدرت نظامی دشمن در حالی است که افغانستان و عراق، نمونه‌‌هایی روشن از این توانمندی پوشالی است، مقاومت یک گروه کوچک از حزب‌الله بزرگ در لبنان در برابر اسرائیل غاصب و شکست مفتضحانه آنها در جنگ 33 روزه و... ماهیت تهدیدهای نظامی را پیش روی ما گذاشت و تجربه تاریخی و پرافتخار هشت سال دفاع مقدس‌، راه بر هرگونه تردید و توهمی بسته است. پس این سخنان، جز جاده صاف کردن و خالی کردن دل مردم- به خیال خام آنها- چه مفهومی دارد؟! گرچه نباید از شناسایی و جدی گرفتن توان دشمن در هیچ عرصه‌ای غافل شد و در عالم خیال به سر برد اما امروز برخلاف این مدعیان، خود غرب با شگفتی‌ و نگرانی به پیشرفت‌های علمی و نظامی ما اذعان می‌کند و همه تلاش خود را برای توقف این روند نورانی و مبارک به کار گرفته است.
این‌ها تنها چند شگرد دشمن برای آراستن چهره دشمن یا مرعوب کردن مردم و نهایتا پیاده کردن رویای تعبیرنشدنی بازگشت آمریکاست. یقینا ملتی که سخت‌ترین روزها را با سربلندی پشت سر گذاشته، با این غوغاها میدان را خالی نخواهد کرد چرا که دست دشمن و عوامل داخلی‌اش برای ما رو شده است.

حسین شمسیان


comment نظرات ()
← صفحه بعد